شناسهٔ خبر: 66955783 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه صبح‌نو | لینک خبر

درنگی بر وضعیت کنونی گیشه سینمای ایران

کیفیت یا کمیت؛ مسأله این است

صاحب‌خبر -

 

 

محمد عنبرسوز/ گیشه سینمای ایران بعد از فروکش کردن تب و تاب اولیه اکران «مست عشق»، دوباره به ریل سابق خود برگشته است. این روزها مردم به تماشای «تگزاس 3» می‌روند و منتظر شروع اکران «خجالت نکش 2» هستند؛ درحالی‌که خبری از تنوع ژانری و آثاری که ارزش سینمایی داشته باشند، نیست.

وضعیت کنونی گیشه سینمای ایران تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل پیچیده و چندجانبه قرار دارد که هر کدام به نحوی بر فروش و عملکرد سینماها تأثیر می‌گذارند. یکی از مهم‌ترین این عوامل، نوسانات اقتصادی و تورم است. افزایش قیمت بلیت سینما در کنار کاهش قدرت خرید مردم باعث شده بسیاری از افراد از رفتن به سینما خودداری کنند. این مسأله به ویژه در میان اقشار کم‌درآمد جامعه مشهود است که ترجیح می‌دهند هزینه‌های خود را به نیازهای اساسی‌تری اختصاص دهند. بنابراین سینماها با کاهش مخاطبان و درآمد مواجه شده‌اند. علاوه بر این، گران شدن سینما فقط به بلیت آن مربوط نمی‌شود؛ بلکه هزینه تولید فیلم‌ها نیز در سال‌های اخیر بسیار افزایش یافته و این موضوع باعث می‌شود که جذب سرمایه خودش 80 درصد راه یک فیلم باشد. به عبارت دیگر، بسیاری از فیلمسازان بااستعداد و جوان ممکن است صرفا به دلیل ناتوانی در جلب نظر سرمایه‌گذار، از ورود به میدان فیلمسازی در سینمای ایران باز بمانند.

از سوی دیگر، تغییرات اجتماعی و فرهنگی نیز نقش مهمی در تغییر الگوی مصرف مردم از سرگرمی‌ها دارد. با افزایش استفاده از پلتفرم‌های آنلاین و سهولت دریافت مهم‌ترین آثار روز سینما و تلویزیون‌های جهان، افراد بیشتری ترجیح می‌دهند فیلم‌ها و سریال‌های مورد علاقه خود را در خانه و با هزینه بسیار کمتری تماشا کنند. این تغییر رفتار مصرفی به‌ویژه در میان جوانان و نسل‌های جدیدتر مشهود است و باعث شده سینماها بخش قابل توجهی از مخاطبان خود را از دست بدهند.

کیفیت تولیدات سینمایی نیز یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار بر گیشه سینمای ایران است. در سال‌های اخیر، برخی فیلم‌ها با کیفیت بالای فنی و محتوایی توانسته‌اند مخاطبان زیادی را جذب کنند، درحالی‌که فیلم‌های ضعیف‌تر با استقبال کمی مواجه شده‌اند. این مسأله نشان‌دهنده اهمیت ارتقای کیفیت فیلم‌ها و توجه به سلیقه مخاطبان است. فیلم‌هایی که از نظر داستان، بازیگری و جلوه‌های ویژه قوی هستند، معمولا عملکرد بهتری در گیشه دارند و می‌توانند فروش بالاتری را تجربه کنند.

با این همه، به نظر می‌رسد که تعداد فیلم‌های جذاب برای مخاطب چندان زیاد نباشد و کفه ترازو به سمت فیلم‌های بی‌رمق و ضعیفی سنگینی می‌کند که حتی از پس تأمین هزینه‌های خود هم برنمی‌آیند. از ابتدای سال 1403 که اکران نوروزی با «تمساح خونی» رونق گرفت، سیزده فیلم به چرخه سینمای ایران اضافه شده‌اند که اگر «تگزاس 3» (فیلمی که تنها چند روز از اکرانش گذشته و قطعا به رده‌های بالای جدول خواهد رسید) را کنار بگذاریم، چهار فیلم نخست جدول فروش، حدودا 10 برابر هشت فیلم بعدی فروخته‌اند. این اعداد به‌طور ساده نشان می‌دهند که در ساختار سینمای ایران یک ناسازگاری آشکار وجود دارد.

اعداد بالا نشان می‌دهند که تنوع ژانری در سینمای ایران چیزی شبیه به یک شوخی تلخ است. در هفته‌های آینده که تگزاس به رده‌های بالای جدول فروش می‌رسد، ما در بالای جدول با پنج فیلم طرفیم که سه مورد از آن‌ها (سال گربه، تمساح خونی و تگزاس 3) کمدی‌های بدنه هستند، یک فیلم (مست عشق) به دلایلی خارج از سینما نزد مردم محبوب شده و فیلم آخر (بی‌بدن) نیز یک ملودرام اجتماعی معمولی است که بخشی از جذابیت و اقبال عمومی نسبت به آن مدیون قرابت موضوعی این اثر با یک پرونده واقعی جنایی در سال‌های گذشته است.

تبلیغات و بازاریابی نیز نقش مهمی در جذب مخاطبان به سینما دارد. کمپین‌های تبلیغاتی مؤثر، استفاده از رسانه‌های اجتماعی و تبلیغات دهان به دهان از جمله روش‌هایی هستند که می‌توانند به افزایش فروش بلیت‌ها کمک کنند. در سال‌های اخیر برخی از فیلم‌ها با بهره‌گیری از این روش‌ها توانسته‌اند مخاطبان زیادی را جذب کنند. برای مثال استفاده از تیزرهای جذاب، مصاحبه‌های تلویزیونی و تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند تأثیر بسزایی در جلب توجه مخاطبان داشته باشد. در شرایط کنونی اما به نظر می‌رسد که شیوه تبلیغات فاقد خلاقیت خاصی است و تیزرهای تلویزیونی هم نمی‌توانند مردم را به تماشای آثار سینمایی ترغیب کنند.

پرواضح است که وضعیت گیشه سینمای ایران با روند کنونی اصلاح نخواهد شد. تأکید بیش از حد مسئولین بر پرفروش شدن برخی فیلم‌های سینمایی، لزوما به معنای رونق سینما نیست و متنوع چیدن ترکیب گیشه، در شرایطی که فیلم‌های خارج از ژانر کمدی آن‌قدر ضعیف هستند که کمتر مخاطبی به تماشای آن‌ها رغبت نشان می‌دهد، نمی‌تواند سینمای ایران را نجات بدهد.

برای بهبود وضعیت گیشه لازم است که سینما به تغییرات اجتماعی و فرهنگی پاسخ دهد، فیلمسازانی که به شبکه خانگی کوچ کرده‌اند، پای کار بیایند و آثار باکیفیتی را با نظر به نیازهای بخش وسیعی از مردم و واقعیت زندگی اجتماعی بسازند. همچنین ارتقای کیفیت تولیدات سینمایی و بهره‌گیری از روش‌های نوین تبلیغات و بازاریابی می‌تواند به جذب مخاطبان بیشتر و افزایش فروش بلیت‌ها کمک کند.