خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: نام «انستیتو پاستور ایران» با تاریخ پیشگیری و سلامت عمومی در این مرز و بوم گره خورده است؛ نهادی که بیش از یک قرن، پاسدار جان ایرانیان در برابر بیماریهای مهلکی چون طاعون، هاری و آبله بوده است. اما عبور این نهاد از یک مؤسسه تحقیقاتی-سنتی به یک قطب صنعتی در حوزه زیستفناوری، مرهون تلاش مدیران و دانشمندانی است که در دهههای سرنوشتساز پس از انقلاب، پنجرههای تازهای را به روی دانش جهانی گشودند. در بخش دیگری از مجموعه گفتوگوهای «ایرانسازان»، به سراغ دکتر مرتضی آذرنوش رفتهایم. وی مرتضی آذرنوش، متولد سال ۱۳۳۰ در تهران، تحصیلات متوسطه خود را در دبیرستان مروی این شهر به پایان رساند. وی در سال ۱۳۴۸ تحصیل در رشته داروسازی را در دانشگاه تبریز آغاز کرد و در سال ۱۳۵۴ موفق به دریافت درجه دکترای داروسازی از این دانشگاه شد. آذرنوش در سال ۱۳۷۰ تحصیلات خود را در رشته فرآوردههای بیولوژیک آغاز کرد و در سال ۱۳۷۶ درجه دکترای تخصصی (PhD) این رشته را از انستیتو پاستور دریافت نمود.
آغاز این دوره همزمان با مسئولیت وی در وزارت بهداشت بود؛ اما پس از تغییرات دولت، ادامه تحصیل و انجام پایاننامه خود را در انستیتو پاستور پی گرفت و به پایان رساند. رشته فرآوردههای بیولوژیک در آن زمان با همکاری چندین نهاد علمی و دولتی، از جمله دانشکده بهداشت، سازمان انتقال خون، سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ریاستجمهوری، مؤسسه رازی و انستیتو پاستور، راهاندازی و اجرا شد.
آذرنوش در سالهای حساس دهه ۷۰ مسئولیت هدایت این نهاد قدیمی را بر عهده داشت، او در این گفتگو، ماجرای ورود بیولوژی مولکولی به ایران، اعزام نیروهای جوان به پاستور پاریس و قرارداد تاریخی با کوبا برای تولید واکسن هپاتیت B را تشریح میکند؛ قراردادی که به تعبیر او، نقطه تولد رسمی و صنعتی بیوتکنولوژی در ایران بود و بذری را کاشت که امروزه در قالب شرکتهای بزرگ دانشبنیان بارور شده است. او همچنین به کالبدشکافی چالشهای صنعت واکسنسازی دولتی میپردازد و از لزوم تغییر نگاه در مدیریت اقتصادی این حوزه سخن میگوید. مشروح این گفتگو را در ادامه میخوانید:
* اگر در ایران انستیتو پاستور وجود نداشت، به نظر شما چه خلائی در کشور ایجاد میشد؟
اساساً برنامههای پژوهشی و مراقبت از بیماریهایی که برای بخش خصوصی جذابیت اقتصادی ندارند، معمولاً بر عهده دولتهاست. در کشور ما نیز بخش خصوصی طبیعتاً برای بیماریهایی مانند هاری یا طاعون، یا برای تولید واکسنها و داروهای مرتبط با این حوزهها، سرمایهگذاری نمیکند. بنابراین ورود به این عرصهها که با بهداشت عمومی پیوند مستقیم دارند، مستلزم وجود یک نهاد دولتی است. در ایران این نقش را انستیتو پاستور ایران و نیز مؤسسه رازی ایفا کردهاند. انستیتو پاستور ایران نیز از ابتدا با مشارکت دولت ایران و پاستور پاریس شکل گرفت. دولت ایران در تأسیس آن نقش داشت، زمین در اختیار گذاشته شد و دولت با این روند موافقت کرد. در سالهای نخست، مدیریت با فرانسویها بود، اما نیروهای ایرانی نیز از همان ابتدا حضور داشتند و آموزش میدیدند. در نتیجه، بدنه اصلی این نهاد از آغاز با ایران پیوند داشته است.
مرتضی آذرنوش، دکتر مرندی و حسن غفوری فرد
* شما از چه سالی وارد مسئولیتهای دولتی شدید؟
در سال ۱۳۵۸، یعنی یک سال پس از انقلاب، وارد وزارت بهداشت شدم. ابتدا به عنوان کارشناس فعالیت کردم. در همان سال و سال بعد، از سوی دولت به مدیریت چند مجموعه و کارخانه دارویی مأمور شدم. از ابتدای سال ۱۳۶۰ به عنوان سرپرست اداره کل نظارت بر مواد غذایی و بهداشتی منصوب شدم و در دیماه همان سال نیز مدیریت کل نظارت بر امور دارو را بر عهده گرفتم. بعدها نیز در مسئولیتهای مختلفی از جمله در داروپخش و معاونت دارویی و غذایی وزارت بهداشت فعالیت داشتم.
* زمانی که وارد وزارت بهداشت شدید، شرایط کشور در حوزه بهداشت و درمان چگونه بود؟
نگاه من در آن سالها بیشتر از زاویه دارو و داروسازی بود، اما به تدریج با اهمیت ساختار بهداشت و پیشگیری آشنا شدم. پس از انقلاب، بهویژه با حضور دکتر مرندی و حساسیت ایشان نسبت به پیشگیری در کنار درمان، تحول بزرگی در نظام بهداشت و درمان کشور رخ داد. شبکه بهداشت و درمان در ایران به شکلی دقیق تعریف شد و سطوح مختلف خدمات بهداشتی و درمانی سامان یافت. این تحول در شاخصهای مختلف بهداشتی، از جمله پوشش واکسیناسیون و ارزیابیهای سلامت عمومی، جهش چشمگیری ایجاد کرد. بدون اغراق، تجربه ایران در این زمینه در منطقه بسیار درخشان بود و در مجامع بینالمللی بهداشت، از آن به عنوان یک الگو یاد میشد. در حوزه دارو نیز نظام ژنریک در ایران پیاده شد که آن هم در منطقه بسیار مورد توجه قرار گرفت.
* چه زمانی به انستیتو پاستور پیوستید؟
در سال ۱۳۷۲، با حکم دکتر مرندی که دوباره به وزارت بهداشت بازگشته بودند، وارد انستیتو پاستور ایران شدم.
ردیف پشت: پرفسور ماکسیم شوارتز، پروفسور دروزوا، دکتر آسمار، دکتر امین زاده
نفر جلو دکتر فیاض
* در زمان ورود شما، انستیتو پاستور در چه وضعیتی قرار داشت؟
در آن زمان، انستیتو پاستور ایران در حوزه تولید، واکسن ب ث ژ و برخی آنتیژنها را تولید میکرد و فعالیتهای پژوهشی نیز در جریان بود. بسیاری از واکسنهای قدیمی دیگر موضوعیت خود را از دست داده بودند؛ برای مثال بیماریهایی مانند آبله مهار یا ریشهکن شده بودند. اما نقطه عطف اصلی، از همان سال ۱۳۷۲، آغاز ورود جدی بیوتکنولوژی به جمهوری اسلامی ایران بود.
* این ورود بیوتکنولوژی چگونه آغاز شد؟
همزمان با فروپاشی شوروی، تعدادی از محققان روسی که در حوزه بیولوژی مولکولی تخصص داشتند، به ایران آمدند. این حضور با حمایت معاونت علمی و پژوهشی ریاستجمهوری در انستیتو پاستور شکل گرفت. بیولوژی مولکولی، پایه علمی بیوتکنولوژی است و در آن زمان آشنایی همکاران ما با این حوزه بسیار محدود بود. با برگزاری سمینارها و آغاز آموزشهای اولیه، این حرکت کمکم شکل گرفت.
از سوی دیگر، در سفری به تونس و در جلسه رؤسای شبکه انستیتوهای پاستور، از پروفسور ماکسیم شوارتز، رئیس انستیتو پاستور پاریس، دعوت کردم به ایران بیاید. ایشان در سال ۱۳۷۲ به ایران آمدند و پس از بازدید و آشنایی با ظرفیتهای موجود، پیشنهاد کردند تعدادی از نیروهای جوان ما برای گذراندن دورههای آموزشی به پاستور پاریس اعزام شوند. این فرصت بسیار استثنایی بود. ابتدا ۷ نفر از نیروهای جوان ما به آنجا رفتند و در سالهای بعد، این روند ادامه یافت و افراد بیشتری در دورههای کوتاهمدت، بلندمدت، PhD و پستداک اعزام شدند. این موضوع تحول جدی در نگرش علمی و پژوهشی انستیتو پاستور ایران ایجاد کرد.
* همکاری با کوبا و پروژه واکسن هپاتیت B چگونه شکل گرفت؟
در سال ۱۳۷۳ وارد مذاکره با مدیران کوبایی شدیم که از سوی دفتر پژوهشهای علمی و صنعتی ریاستجمهوری به ما معرفی شده بودند. پیشتر نیز در وزارت بهداشت، در امضای یک تفاهمنامه کلی با طرف کوبایی نقش داشتم و با ظرفیتهای آنها آشنا بودم. در نهایت به این نتیجه رسیدیم که دانش بیوتکنولوژی را در قالب تولید واکسن هپاتیت B از کوبا دریافت کنیم. در آن مقطع، واکسن هپاتیت B تازه در دنیا مطرح شده بود و ایران نیز آن را وارد برنامه واکسیناسیون کودکان کرده بود، اما از نظر فناوری تولید آن کاملاً در نقطه صفر قرار داشتیم.
مدیران وکارشناسان کوبایی
از راست: دکتر میرو مدیر پروژه، خانم سارا مشاور حقوقی طرف کوبایی، خانم ماریا آرشیتکت طراح، دکتر آرنالدو
قراردادی با کوبا منعقد شد و در پایان سال ۱۳۷۴ به طور رسمی وارد اجرای این پروژه شدیم. در قالب این همکاری، حدود ۳۰ نفر از نیروهای ما برای مجموعاً نزدیک به ۵۰۰ نفر-ماه آموزش به کوبا اعزام شدند. برخی از این افراد ۲۲ ماه، برخی ۱۲ ماه، ۱۶ ماه، ۸ ماه یا ۶ ماه در کوبا آموزش دیدند. این اتفاق، چه در بخش دولتی و چه خصوصی، در تاریخ جمهوری اسلامی کمنظیر بود.
* نتیجه این پروژه چه بود؟
این پروژه به طور کامل اجرا شد و در نهایت دانش بیوتکنولوژی در کشور به صورت رسمی و در ابعاد صنعتی متولد شد. واکسن هپاتیت B تولید شد و این یک جهش اساسی در صنعت دارویی و زیستی کشور بود. بعدها بسیاری از افرادی که در این پروژه آموزش دیدند، وارد بخش خصوصی شدند و شرکتهای بزرگ بایوتکنولوژی را شکل دادند. به همین دلیل، میتوان گفت ریشه بخش مهمی از توسعه بیوتکنولوژی کشور، همان پروژه بود.
* مسئولیت شما در انستیتو پاستور تا چه زمانی ادامه داشت؟
در سال ۱۳۷۸ به وزارت بهداشت بازگشتم، اما تا سال ۱۳۷۹ همچنان در انستیتو پاستور ایران حضور داشتم. با این حال، پروژه هپاتیت B همچنان تحت نظارت من ادامه یافت و تا پایان آن همراهش بودم. این پروژه در دهه فجر سال ۱۳۸۵ با حضور آقای احمدینژاد افتتاح شد. سپس در اول تیرماه ۱۳۸۶ بازنشسته شدم.
* در پایان دوره مسئولیت شما، انستیتو پاستور و کشور در چه وضعیتی قرار داشتند؟
به اعتقاد من، آن دوره، دورهای بسیار درخشان بود. واکسن هپاتیت B تولید شد و دربرنامه واکسیناسیون کشوری واردشد، دانش بیوتکنولوژی در کشور به صورت رسمی و صنعتی شکل گرفت و ارتباطات علمی انستیتو پاستور ایران با انیستیتو پاستور پاریس و سایر شعب آن در کشورهای مختلف به طور مستمر برقرار بود. همچنین برخی از همکاران ما در حوزههای تخصصی جدید، مانند آربوویروسها، آموزش دیدند و این دانش را به ایران آوردند. در حوزه واکسن هاری نیز فناوری قدیمی مبتنی بر مغز گوسفند کنار گذاشته شد و فناوری واکسن هاری کشت سلولی روی سلول BHK واکسن دامی در ایران راهاندازی شد.
دکتر زینلی، دکتر فرهادی(وزیر)، دکتر حائری، دکتر آذرنوش
* چرا این روند توسعه، بهویژه در بخش صنعتی، بعدها با همان شتاب ادامه نیافت؟
یکی از مشکلات اساسی این بود که در ساختار دولتی، تولیدات انستیتو پاستور ایران و مؤسسه رازی فاقد نظام حسابداری صنعتی دقیق بودند. یعنی مشخص نبود هر واکسن دقیقاً با چه هزینهای تولید میشود و آیا از نظر اقتصادی سودآور است یا نه. در ساختار دولتی، هدف اصلی تأمین نیاز مردم بود، اما همین موضوع باعث میشد صنعت، آنگونه که باید، رشد نکند. صنعت زمانی رشد میکند که ارزیابی اقتصادی، امکانسنجی، بازگشت سرمایه و سازوکار توسعه صنعتی به طور روشن وجود داشته باشد. به همین دلیل، به نظر من بعد از آن دوره، پاستور دیگر به آن معنا رشد صنعتی نکرد.
* امروز انستیتو پاستور ایران و کشورمان را در حوزه واکسن و بهداشت منطقه چگونه ارزیابی میکنید؟
جمهوری اسلامی ایران در منطقه جایگاهی ممتاز دارد. ما توانستیم واکسنهای مورد نیاز خود را تولید کنیم و بخشی از آنها را نیز صادر کنیم. این موفقیتها مرهون تلاش پیشگامانی در انستیتو پاستور ایران، مؤسسه رازی و وزارت بهداشت بوده است. از جمله در مؤسسه رازی، استاد بزرگی مانند مرحوم دکتر حسین میرشمسی نقش برجستهای داشتند و حتی در خارج از کشور نیز از ایشان برای انتقال دانش تولید واکسن تقدیر میشد. درانستیتو پاستور ایران نیز اساتید مهمی درسالهای اخیر زحمت کشیدند، که خیل عظیمی از شخصیت ها و دانشمندان مرد و زن ایرانی هستند که باسابقه زیادسالها زحمت کشیدند همچون دکترفیاض، دکترآسمار، دکترپورمنصور و... و رؤسایی چون آقایان دکتر میلانی نیا، دکتر تقی خانی، دکترروح الامین و... نقش مهمی ایفا کردند. در سطح سازماندهی خدمات سلامت نیز آنچه آقای دکتر مرندی در شبکه بهداشت و درمان کشور نهادینه کرد، اثری ماندگار بر جای گذاشت.