مهناز معظمی
پاییز زیبا کمکم با خش خش برگهای زردش رخت سفر میبندد؛ هر چند هنوز تنش از بارانهای پاییزی خیس نشده و جویبارها چندان باران پاییزی را نچشیدهاند. نمنمک قبای زردش در برابر جامه سپید زمستان رنگ میبازد و آغازگر جشنی زیبا به نام یلدا میشود.
یلدا یکی از جشنهای کهن ایرانیان است که سپریشدن طولانیترین شب سال و نوید بلندترشدن روزها را میدهد. یلدا به معنی رویش و زایش است؛ رویش بزرگ و تولدی دوباره.
آخرین روز فصل پاییز که کوتاهترین روز سال و شب آن بلندترین شب سال است را مردمان باستان تا پاسی از شب و طلوع نور بیدار میماندند و جشن میگرفتند.
در گذشتههای دور که زندگی مردم از راه کشاورزی تأمین میشد، از راه تجربه و گذشت زمان پی برده بودند که طول روز و شب با حرکت ستارگان و گردش خورشید و تغییر فصول ارتباط دارد و هر چه زمین نور بیشتری دریافت کند، کشاورزی موفقتری خواهند داشت. آنها شب یلدا را ستیزی بین تاریکی و نور قلمداد میکردند که به پیروزی نور میانجامید و این پیروزی را یلدا (شب چله) نامیدند.
این رسم کهن از گذشته برای ما به یادگار گذاشته شده تا به یاد داشته باشیم امیدها و روشناییها در پس تاریکیها و دشواریها همواره وجود دارد.
در این عصر تکنولوژی و فناوری شاید یلدا تلنگری باشد تا کمی از دنیای مجازی و اینترنت فاصله گرفته و به روابط اجتماعی و خانوادگیمان سر و سامان دیگری بدهیم تا فرزندانمان رسوم کهن ایران باستان مانند یلدا و نوروز و... را با غرقشدن در فضای مجازی به فراموشی نسپارند و برای آینده نه چندان دورشان توشههایی غنی از تمدن ایرانی با جشنها و شادیهایش داشته باشند؛ با خاطراتی شیرین و به یاد ماندنی از بر پایی این جشن، دوستدار طبیعت باشند و تغییر فصول و طبیعت زیبای هر فصل را گرامی بدارند و با طبیعت و محیطزیست مهربانانه رفتار کنند.
اما امسال میشود یلدا را با از یاد نبردن هموطنان زلزلهزده کمی مهربانانهتر برپا کنیم. آنهایی که در سرمای زمستان جز چادر یا کانکس جایی و شاید امیدی برای برپایی جشن یلدا ندارند. کودکانی غمدیده که میشود با کمکهای ناچیزمان اندکی غبار غم را از چهره معصومانه آنها زدود. بیایید دست به دست هم دهیم به مهر و با کمکهای خود و همدردیمان، مانند یلدا پایان سختی، غم و اندوه و طلوع نور و امید را به آنها نوید دهیم و یلدای مهربانی را به همه ایرانیان و بهخصوص این عزیزان شادباش بگوییم.