
به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) یلدا؛ آئینی ایرانی و سنتی است، طولانیترین شب سال در آستانه آغاز فصل زمستان که از قدیمالایام میان اقوام ایرانی بهانهای برای در کنار هم بودن، دید و بازدید و صلهرحم و جویا شدن همسایه، اقوام و آشنایان از احوال یکدیگر بوده است.
حتی اگر یلدا ریشه تاریخی در باورهای قومیتی و ملی ایرانیان نداشته باشد، اما بنا به مواردی که به آنها اشاره شد و همگی آنها به سبب پاسداشت یلدا محقق میشود، میتوان آن را از جمله آئینها و سنتهایی به حساب آورد که به ترویج شیوه و روشی از مصادیق سبک زندگی ایرانی و اسلامی منجر خواهد شد؛ به ویژه آنکه در روزگار کنونی با توجه به مشغلههای فراوان ناشی از زندگی شهرنشینی همواره باید به دنبال مناسبتی بود که به این واسطه بتوان حتی دقایق و ساعاتی از حال و روز اقوام، بستگان و دوستان باخبر شد و مهر و عطوفت به یکدیگر ارزانی داشت.
به هر حال ریشهیابی یلدا در درازنای تاریخ و اینکه چه جایگاه و مرتبتی در میان آئینهای سنتی و دیرینه اقوام ایرانی دارد و در ادامه پی بردن به این موضوع که مردم چه رفتار نمایشی و آئینی را در نکوداشت آن از خود بروز میدادند، مبحثی است که پرداختن به آن خالی از لطف نیست و حتی جالب توجه نیز خواهد بود و هیچ منافاتی با رسمیت یافتن این مناسبت به عنوان یک زمان خجسته در سالنامه ایرانی ندارد لذا پیرامون این موضوع با ابوالفضل ورمرزیار؛ هنرمند نقال و پردهخوان و پژوهشگر نمایشهای آئینی و ایرانی گفتوگویی ترتیب دادهایم که در ادامه میخوانید:
ـ شب یلدا از نظر شما و براساس اصول نمادسازی و سمبلیک، تداعیگر چیست؟
ظلمت، تاریکی و طولانی شدن دوران ظلم و جور حاکمان زورگو و تداوم یافتن ددمنشی آنها در هر ظرف زمانی و مکانی که البته باید در برابر این پدیده شوم مقاومت کرد و صبور ماند به امید طلوع نور و روشنی و دریده شدن پرده سیاه و منفور ستم و ستمگری یاغیان و طاغوتیان. شاید به سبب این پایمردی ایرانی و ایرانیان تا رسیدن به طلوع فجر و صبح امید است که یلدا چنین در میان ما و فرهنگ جاری در میان اقوام ایرانی عزیز پنداشته میشود.
شب یلدا امید به طلوع صبح است، اینکه به هر حال خورشید خواهد دمید و بر ظلمت و تاریکی پایان خواهد داد، شاید این پرسش پیش آید که مگر هر روز شاهد طلوع خورشید نیستیم پس شب یلدا و طلوع خورشید صبح آن چه تفاوتی با باقی ایام سال میکند که باید گفت: طولانی شدن این شب یعنی به درازا کشیده شدن ظلم و ستم و در نتیجه انتظار برای فرج و نابودی مظاهر تاریکی و ظلمت.
ـ ردپای یلدا در فرهنگ و ادب فارسی تا چه اندازه پر رنگ است؟
نکته جالب توجه اینکه اغلب شعرای متقدم پارسی در فرازهای بسیار کمی از اشعار و تصانیف خود به یلدا اشاره کردهاند، مثلاً حافظ تنها یکبار، انوری دوبار و سنایی غزنوی یکبار و سعدی هم دو مرتبه در اشعار خود به ثناگویی از یلدا پرداختهاند. به نظر من دلیل این کمرنگی در اشارات شعرا و ادیبان ایرانی در گذشته به یلدا به آن دلیل باشد که اساساً معاصر با زندگی ایشان چیزی به عنوان یلدا مرسوم نبوده است و اگر هم در این چند نمونه نامی از یلدا به میان آمده است تنها جنبه استعاری و کنایی داشته است.
مثلاً آنجایی که حافظ در این بیت «صحبت حکام ظلمت شـب یلداست/ نور ز خورشید جوی بو که برآید» اشاره به یلدا دارد براساس آنچه که گفته شد آرزویی است که او برای ریشهکن شدن حکومت ظلم و جور دارد نه آنکه به یلدا و ماهیت این شب پرداخته باشد و یا آنجا که سعدی میسراید «نظر به روی تو هر بامداد نوروزیست/شب فراق تو هر شب که هست یلداییست» واژه یلدا را وام گرفته است تا طولانی و طاقتفرسا بودن فراق یار را به اثبات برساند.
شاید سخنی جسورانه باشد، اما از همین عدم پرداخت شاعران و ادیبان متقدم ایرانی به مقوله یلدا میتوان چنین نتیجه گرفت که علیرغم باستانی خواندن این آئین، اما عملاً در هیچ آئین و مراسم کهن ایرانی قادر به پیدا کردن ردپایی این خاص و ویژه بودن این شب که به این سبب منجر شود مردم ایران برنامهای مختص به آن داشته باشند، نیستیم و برخلاف طرز فکر رایج در میان مردم نمیتوان پیشینه تاریخی و حتی چند صدساله برای این مناسبت یافت چه برسد به اینکه یلدا را آئینی نیاکانی و کهن و با پیشینه چندهزارساله بتوان قلمداد کرد.
اساساً آنچه که از نظر تاریخی در به رسمیت شناخته شدن شب یلدا قابل استناد در منابع تاریخی است ریشه در دوره قاجار دارد که البته در ادامه بنا به ارادهای که در دربار پهلوی و به ویژه پهلوی دوم وجود داشته است، به این مقوله بیشتر پرداخته شده و دامن زده شده است و از آنجا که تبلیغ و فرهنگسازی در مورد این شب در همین قرن اخیر تبدیل به عزم ملی شده است لذا برخی پژوهشگران و محققان در تلاش برای پیوند دادن مظاهری از این شب با برخی باورها و کهنالگوهای موجود در ایران باستان داشتهاند که اگرچه غیرمنطقی به نظر نمیرسد، اما چندان سند تاریخی و متقنی نیز در مورد آن وجود ندارد.
ـ پس آنچه که در مورد آئین و برخی رسومات مختص به این شب مطرح است و مردم هم به آن وثوق کامل دارند از کجا ناشی میشود؟
به این نکته توجه داشته باشید که ایرانیان از دورههایی بسیار دور به داستانهای کهن، بازگویی و تعریف آن برای دیگران علاقه فراوانی داشتهاند و اساساً فرهنگ ایرانی مبتنی بر ادبیات شفاهی و محاورهای است؛ لذا از دیرباز همنشینیهای شبانه و بیان قصههای حماسی و اسطورهای امری رایج در میان مردم ایران بوده که این مورد تنها اختصاص به شب یلدا نداشته است و به جهت زندگی جمعی و قومی، مردم معمولاً شبها به ویژه شبهای طولانی زمستان وقتی گردهم میآمدند و فارغ از دلمشغولیهای روزانه به اموری که اکنون در مناسبتهایی همچون شب یلدا معمول است میپرداختند؛ نقل داستانهای اسطورهای و کمی بعد شاهنامه، تفأل بر دیوان حافظ و خوردن طعام و غذاهایی که به جهت شرایط فصلی مفید بودهاند از جمله این موارد بوده است، اما اینکه چرا در شرایط کنونی همه این امور و پرداختن به آنها منحصر به یک شب شده است این پرسش را باید از خودمان بپرسیم که چرا به این وضعیت دچار شدهایم و این میزان از ریشهها و منابع فرهنگی و تمدنی خود فاصله گرفتهایم و آن را تنها محدود به دقایقی از یکی از شبهای سال کردهایم؟!
ـ در مورد نقش مجالس نقالی و پردهخوانی که ویژه مقاطع خاصی از سال همچون شب یلدا است نیز توضیح بفرمایید؟
نقل داستانهای حماسی، شاهنامه که بتوان از نظر مضمونی ارتباطی میان آن با شب یلدا برقرار کرد از جمله آئینهای نمایشی مرسوم بوده است. بیشترین مجلس نقلی که به مناسبت این شب برپا میشود و میتوان ریشههای دینی و ارزشی را نیز در آن جستجو کرد «سوگ سیاوش» است؛ گذر سیاوش از آتش و سرافرازی و سربلندی او در این امتحان و محرز شدن بیگناهی او در مواجهه با اتهامات واهی که سودابه به او میزند و ناقض پاکدامنی اوست. تیرگی و ظلمت تهمتهای سودابه را میتوان به ظلمت شب یلدا تعبیر کرد و روشنی و گرمای آتش که نیرنگ و توطئه او را برملا میسازد نیز تداعیگر صبحی روشن و گرمابخشی است که مردم در پی یک شب طولانی، انتظار آن را میکشند.
ـ یعنی حتی در محافل و موضوعات اسلامی نیز نمیتوان اشاراتی که ممکن است به شب یلدا شده باشد را یافت؟
من ندیدم شاید وجود داشته باشد، اما اینکه، چون مثلاً هم در احادیث نبوی و هم در گفتار حضرت علی(ع) اشارات مستقیمی به نوروز شده باشد، خواسته باشیم به سبب مشروعیتبخشی به شب یلدا چیزی را نیز در این مورد به یکی از معصومین(ع) منتسب کنیم، کار درستی نیست. به هر حال همه آن چیزی که در مورد شب یلدا و مفید واقع شدن آن میتواند وجود داشته باشد به خود فرد بستگی دارد، صرفنظر از دورهمیهای خانوادگی و صله ارحام که به بهانه این شب به وقوع میپیوندد و میتواند جلوهای از مراودات اسلامی و دینی را موجب شود به سبب ماهیت این شب یعنی انتظار برای پایان یافتن ظلمت و درخشش نور خورشید و برطرف شدن پلیدیها و زشتیها، در تفکر اسلامی و شیعی میتوان این شب را برای تعجیل در فرج امام زمان (عج) به ندبه و استغاثه پرداخت، اتفاقاً شب یلدای امسال نیز مصادف با شب جمعه است و به نظر میرسد که تقارن خوبی برای انجام برخی کارهای عبادی در این مورد باشد.
حتی اگر یلدا ریشه تاریخی در باورهای قومیتی و ملی ایرانیان نداشته باشد، اما بنا به مواردی که به آنها اشاره شد و همگی آنها به سبب پاسداشت یلدا محقق میشود، میتوان آن را از جمله آئینها و سنتهایی به حساب آورد که به ترویج شیوه و روشی از مصادیق سبک زندگی ایرانی و اسلامی منجر خواهد شد؛ به ویژه آنکه در روزگار کنونی با توجه به مشغلههای فراوان ناشی از زندگی شهرنشینی همواره باید به دنبال مناسبتی بود که به این واسطه بتوان حتی دقایق و ساعاتی از حال و روز اقوام، بستگان و دوستان باخبر شد و مهر و عطوفت به یکدیگر ارزانی داشت.
به هر حال ریشهیابی یلدا در درازنای تاریخ و اینکه چه جایگاه و مرتبتی در میان آئینهای سنتی و دیرینه اقوام ایرانی دارد و در ادامه پی بردن به این موضوع که مردم چه رفتار نمایشی و آئینی را در نکوداشت آن از خود بروز میدادند، مبحثی است که پرداختن به آن خالی از لطف نیست و حتی جالب توجه نیز خواهد بود و هیچ منافاتی با رسمیت یافتن این مناسبت به عنوان یک زمان خجسته در سالنامه ایرانی ندارد لذا پیرامون این موضوع با ابوالفضل ورمرزیار؛ هنرمند نقال و پردهخوان و پژوهشگر نمایشهای آئینی و ایرانی گفتوگویی ترتیب دادهایم که در ادامه میخوانید:
ـ شب یلدا از نظر شما و براساس اصول نمادسازی و سمبلیک، تداعیگر چیست؟
ظلمت، تاریکی و طولانی شدن دوران ظلم و جور حاکمان زورگو و تداوم یافتن ددمنشی آنها در هر ظرف زمانی و مکانی که البته باید در برابر این پدیده شوم مقاومت کرد و صبور ماند به امید طلوع نور و روشنی و دریده شدن پرده سیاه و منفور ستم و ستمگری یاغیان و طاغوتیان. شاید به سبب این پایمردی ایرانی و ایرانیان تا رسیدن به طلوع فجر و صبح امید است که یلدا چنین در میان ما و فرهنگ جاری در میان اقوام ایرانی عزیز پنداشته میشود.
شب یلدا امید به طلوع صبح است، اینکه به هر حال خورشید خواهد دمید و بر ظلمت و تاریکی پایان خواهد داد، شاید این پرسش پیش آید که مگر هر روز شاهد طلوع خورشید نیستیم پس شب یلدا و طلوع خورشید صبح آن چه تفاوتی با باقی ایام سال میکند که باید گفت: طولانی شدن این شب یعنی به درازا کشیده شدن ظلم و ستم و در نتیجه انتظار برای فرج و نابودی مظاهر تاریکی و ظلمت.
ـ ردپای یلدا در فرهنگ و ادب فارسی تا چه اندازه پر رنگ است؟
نکته جالب توجه اینکه اغلب شعرای متقدم پارسی در فرازهای بسیار کمی از اشعار و تصانیف خود به یلدا اشاره کردهاند، مثلاً حافظ تنها یکبار، انوری دوبار و سنایی غزنوی یکبار و سعدی هم دو مرتبه در اشعار خود به ثناگویی از یلدا پرداختهاند. به نظر من دلیل این کمرنگی در اشارات شعرا و ادیبان ایرانی در گذشته به یلدا به آن دلیل باشد که اساساً معاصر با زندگی ایشان چیزی به عنوان یلدا مرسوم نبوده است و اگر هم در این چند نمونه نامی از یلدا به میان آمده است تنها جنبه استعاری و کنایی داشته است.
مثلاً آنجایی که حافظ در این بیت «صحبت حکام ظلمت شـب یلداست/ نور ز خورشید جوی بو که برآید» اشاره به یلدا دارد براساس آنچه که گفته شد آرزویی است که او برای ریشهکن شدن حکومت ظلم و جور دارد نه آنکه به یلدا و ماهیت این شب پرداخته باشد و یا آنجا که سعدی میسراید «نظر به روی تو هر بامداد نوروزیست/شب فراق تو هر شب که هست یلداییست» واژه یلدا را وام گرفته است تا طولانی و طاقتفرسا بودن فراق یار را به اثبات برساند.
شاید سخنی جسورانه باشد، اما از همین عدم پرداخت شاعران و ادیبان متقدم ایرانی به مقوله یلدا میتوان چنین نتیجه گرفت که علیرغم باستانی خواندن این آئین، اما عملاً در هیچ آئین و مراسم کهن ایرانی قادر به پیدا کردن ردپایی این خاص و ویژه بودن این شب که به این سبب منجر شود مردم ایران برنامهای مختص به آن داشته باشند، نیستیم و برخلاف طرز فکر رایج در میان مردم نمیتوان پیشینه تاریخی و حتی چند صدساله برای این مناسبت یافت چه برسد به اینکه یلدا را آئینی نیاکانی و کهن و با پیشینه چندهزارساله بتوان قلمداد کرد.
اساساً آنچه که از نظر تاریخی در به رسمیت شناخته شدن شب یلدا قابل استناد در منابع تاریخی است ریشه در دوره قاجار دارد که البته در ادامه بنا به ارادهای که در دربار پهلوی و به ویژه پهلوی دوم وجود داشته است، به این مقوله بیشتر پرداخته شده و دامن زده شده است و از آنجا که تبلیغ و فرهنگسازی در مورد این شب در همین قرن اخیر تبدیل به عزم ملی شده است لذا برخی پژوهشگران و محققان در تلاش برای پیوند دادن مظاهری از این شب با برخی باورها و کهنالگوهای موجود در ایران باستان داشتهاند که اگرچه غیرمنطقی به نظر نمیرسد، اما چندان سند تاریخی و متقنی نیز در مورد آن وجود ندارد.
ـ پس آنچه که در مورد آئین و برخی رسومات مختص به این شب مطرح است و مردم هم به آن وثوق کامل دارند از کجا ناشی میشود؟
به این نکته توجه داشته باشید که ایرانیان از دورههایی بسیار دور به داستانهای کهن، بازگویی و تعریف آن برای دیگران علاقه فراوانی داشتهاند و اساساً فرهنگ ایرانی مبتنی بر ادبیات شفاهی و محاورهای است؛ لذا از دیرباز همنشینیهای شبانه و بیان قصههای حماسی و اسطورهای امری رایج در میان مردم ایران بوده که این مورد تنها اختصاص به شب یلدا نداشته است و به جهت زندگی جمعی و قومی، مردم معمولاً شبها به ویژه شبهای طولانی زمستان وقتی گردهم میآمدند و فارغ از دلمشغولیهای روزانه به اموری که اکنون در مناسبتهایی همچون شب یلدا معمول است میپرداختند؛ نقل داستانهای اسطورهای و کمی بعد شاهنامه، تفأل بر دیوان حافظ و خوردن طعام و غذاهایی که به جهت شرایط فصلی مفید بودهاند از جمله این موارد بوده است، اما اینکه چرا در شرایط کنونی همه این امور و پرداختن به آنها منحصر به یک شب شده است این پرسش را باید از خودمان بپرسیم که چرا به این وضعیت دچار شدهایم و این میزان از ریشهها و منابع فرهنگی و تمدنی خود فاصله گرفتهایم و آن را تنها محدود به دقایقی از یکی از شبهای سال کردهایم؟!
ـ در مورد نقش مجالس نقالی و پردهخوانی که ویژه مقاطع خاصی از سال همچون شب یلدا است نیز توضیح بفرمایید؟
نقل داستانهای حماسی، شاهنامه که بتوان از نظر مضمونی ارتباطی میان آن با شب یلدا برقرار کرد از جمله آئینهای نمایشی مرسوم بوده است. بیشترین مجلس نقلی که به مناسبت این شب برپا میشود و میتوان ریشههای دینی و ارزشی را نیز در آن جستجو کرد «سوگ سیاوش» است؛ گذر سیاوش از آتش و سرافرازی و سربلندی او در این امتحان و محرز شدن بیگناهی او در مواجهه با اتهامات واهی که سودابه به او میزند و ناقض پاکدامنی اوست. تیرگی و ظلمت تهمتهای سودابه را میتوان به ظلمت شب یلدا تعبیر کرد و روشنی و گرمای آتش که نیرنگ و توطئه او را برملا میسازد نیز تداعیگر صبحی روشن و گرمابخشی است که مردم در پی یک شب طولانی، انتظار آن را میکشند.
ـ یعنی حتی در محافل و موضوعات اسلامی نیز نمیتوان اشاراتی که ممکن است به شب یلدا شده باشد را یافت؟
من ندیدم شاید وجود داشته باشد، اما اینکه، چون مثلاً هم در احادیث نبوی و هم در گفتار حضرت علی(ع) اشارات مستقیمی به نوروز شده باشد، خواسته باشیم به سبب مشروعیتبخشی به شب یلدا چیزی را نیز در این مورد به یکی از معصومین(ع) منتسب کنیم، کار درستی نیست. به هر حال همه آن چیزی که در مورد شب یلدا و مفید واقع شدن آن میتواند وجود داشته باشد به خود فرد بستگی دارد، صرفنظر از دورهمیهای خانوادگی و صله ارحام که به بهانه این شب به وقوع میپیوندد و میتواند جلوهای از مراودات اسلامی و دینی را موجب شود به سبب ماهیت این شب یعنی انتظار برای پایان یافتن ظلمت و درخشش نور خورشید و برطرف شدن پلیدیها و زشتیها، در تفکر اسلامی و شیعی میتوان این شب را برای تعجیل در فرج امام زمان (عج) به ندبه و استغاثه پرداخت، اتفاقاً شب یلدای امسال نیز مصادف با شب جمعه است و به نظر میرسد که تقارن خوبی برای انجام برخی کارهای عبادی در این مورد باشد.