واژه «مردم شناسی» را برای نخستین بار در 1795 میلادی «بلومن باخ» که دانشمند علوم طبیعی بود در کتاب «تنوعات انسان در طبیعت» به کار برد و پس از او، «ایمانویل کانت» در کتاب «مردم شناسی از نظرگاه حکمت عملی» در 1798 میلادی از این اصطلاح استفاده کرد. در ایران و کشورهای مسلمان از سده های نخستین سیاحان، جغرافی دانان، تاریخ نویسان و ادیبان بدون آن که نامی از مردم شناسی ببرند مطالعه های زیادی درباره مردم انجام داده و در تالیف های خود آنها را درج کرده اند.
مردم شناسان تمام این مطالعه ها را به عنوان دوره مردم شناسی ماقبل علمی می شناسند و با این تعبیر، مردم شناسی علمی و دانشگاهی معاصر را از متون مردم شناسی گذشته متمایز می کنند.
به طور کلی باید بیان داشت که مردم شناسی به زندگی اجتماعی و حیات فکری و فرهنگ بشر با توجه به سیر تاریخی و مناسبات طبیعی و اجتماعی می پردازد و ویژگی های جسمانی و زندگی فکری و فرهنگی انسان های نخستین و جوامع ابتدایی را بررسی می کند. می توان گفت این علم آینه تمام نمای جامعه معاصر است و می تواند علت به وجود آمدن سازمان ها و بنیان های کهن فرهنگی جامعه بشری را که برخی در جوامع معاصر رایج و برخی دیگر متروک شده اند، کشف کند.
البته آغاز علم مردم شناسی را باید در نیمه سده 19میلادی قرار داد که برای نخستین بار گروهی از نهادها تلاش می کنند از مجموع داده های گردآوری شده به وسیله جهانگردان، میسیونرها و فاتحان از یک سمت و مجموعه تفکرهای فلسفی و اجتماعی گروهی از اندیشمندان اروپایی درباره آن داده ها و ذات و سرنوشت انسان از طرف دیگر، دست به تالیف زده و علمی تازه را با مکانیسم ها و روش شناسی خاص آن به وجود بیاورند.
مردم شناسی به صورت عمده در کشورهای انگلیس، فرانسه و آمریکا پدید آمد و رشد کرد. در انگلیس مردم شناسی فرهنگی که از داشتن هدف های استعماری نیز برکنار نبود به مطالعه اقوام آفریقایی و آسیایی دست زد و در فرانسه مردم شناسی جنبه فلسفی به خود گرفت و کار میدانی چندانی انجام نداد.
در ایران به مردم شناسی برای نخستین بار در اردیبهشت 1314 خورشیدی و در بند هفتم اساسنامه فرهنگستان توجه شد و یک سال بعد اداره مردم شناسی فعالیت خود را آغاز کرد و در 1316 خورشیدی اساسنامه موسسه به تصویب شورای عالی معارف رسید و سپس به «بنگاه مردم شناسی» تغییر نام داد. در این دوره موزه ایران باستان و مردم شناسی شکل گرفت و بخش زیادی از آثار اقوام ایرانی به نمایش گذاشته شد.
شکل گیری موسسه تحقیقات علوم اجتماعی در دانشگاه تهران؛ آغاز توجه به مطالعه های انسان شناسی در قالب دانشگاهی محسوب می شود. بخش مطالعه های فرهنگی و روستایی این موسسه با ورود انسان شناسان خارجی همچون «پیر دسینور» شکل گرفت و موسسه مطالعات عشایری به عنوان نخستین گفتمانِ پژوهش های انسان شناسی در دانشگاه تهران کار خود را آغاز کرد. در موسسه تحقیقاتی دانشگاه تهران، تلاش می شد تا در زمینه بهبود وضعیت زندگی عشایر، توسعه سوادآموزی و خدمات بهداشتی درمانی پژوهش صورت گیرد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تحول های اداری که در آن برهه صورت گرفت، «مرکز پژوهش های مردم شناسی و فرهنگ عامه» با نام «مرکز مردم شناسی ایران» در ابتدا زیرمجموعه وزارتخانه فرهنگ و آموزش عالی بود و پس از آن مسوولیت این نهاد به وزارتخانه فرهنگ و ارشاد سپرده و در نهایت سازمان میراث فرهنگی کشور عهده دار اداره این مرکز شد تا اینکه در 1367 خورشیدی قانون اساسنامه سازمان میراث فرهنگی به تصویب مجلس رسید و دو سال بعد شورای گسترش آموزش عالی با تبدیل این مرکز به پژوهشگاه موافقت کرد و بدین ترتیب دانش مردم شناسی ایران در «پژوهشکده مردم شناسی» تداوم یافت.
شورای فرهنگ عمومی کشور به منظور شناخت اقوام و ملیت های گوناگون و تلاش در راه مسیر شناخت انسان به معنای واقعی آن و دستیابی به جزییات فرهنگ های مختلف در 1393 خورشیدی، 13 شهریور را در تقویم رسمی کشور «روز مردم شناسی» نام گذاری کرد.
پژوهشگر گروه اطلاع رسانی به مناسبت روز مردم شناسی با «علیرضا حسن زاده» رییس پژوهشکده مردم شناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری سازمان میراث فرهنگی به گفت و گو پرداخت.
- در ادامه متن گفت و گوی ایرنا آمده است:
**ایرنا: مردم شناسی در فرهنگ جامعه های گوناگون چه جایگاهی دارد و پیشینه این علم پیش از شکل گیری نظام های دانشگاهی مرتبط با آن به چه شکل بوده است؟
***حسن زاده: مردم شناسی دانش شناخت فرهنگ است و به این دلیل نگاه مردم شناختی را می توان پیش از شکل گیری نهادهای علمی و دانشگاهی نیز مشاهده کرد. برای نمونه پیش از آن که مفهوم «توتم»(اجسام نمادین که در میان اقوام بومی کاربردی آیینی دارد) در ادبیات مردم شناسی مدرن شناخته، تعریف و تبیین شود، در منابع کهن مانند اوستا و شاهنامه دانش فرهنگی روزگاران گذشته بازنمایی، ثبت و ضبط شده بود. آنجا که «تیشتر» ایزد باران و «اپوش» دیو خشکسالی با هم به ستیز می پردازند به مفهوم خشکسالی و درک جهان شناختی آن در ایران اشاره دارد. در این میان ابوریحان بیرونی یک استثنا در جهان پیش مدرن و پیش از معاصر است و او را می توان ظهور مردم شناسی در عصری دانست که هنوز انتظار چنین نبوغ و نگاه خیره کننده ای وجود نداشت. وی مردم شناس پیش معاصر و پیش مدرن جهان به شمار می رود.
**ایرنا: تفاوت مردم شناسی در ایران با این مقوله در غرب چگونه است؟
***حسن زاده: دو مفهوم مهم، نگاه مردم شناختی را در دوره پیش مدرن، مدرن و معاصر ایران به وجود می آورد که آن را از مردم شناسی استعماری غرب در سده 18 و 19 میلادی متفاوت می سازد. یکی از این مفاهیم شناخت «دیگری» به معنای حرکت از «خود» به طرف «دیگری» محسوب می شود. البته این تعریف غربی مردم شناسی از سده 18 تا میانه سده 20 میلادی است.
در فرهنگ ایرانی و عرفان شیعی، خود و دیگری، پاره ها و به تعبیر درست تر نیمه های جداناپذیری از یکدیگر هستند. از این نگاه، مردم شناسی به معنای سفر از خود به طرف دیگری و حرکت دوباره از دیگری به طرف خود است که هدف آن افزایش خودآگاهی به شمار می رود.
با توجه به این امر نخستین نکته مهم درباره شکل گیری مردم شناسی ایران پیش از دوره مدرن و معاصر «سفر» محسوب می شود. سفر حرکت از خود به طرف دیگری بوده اما نزد سفرنامه نویسان ایرانی چون ناصر خسرو قبادیانی این سفر، برای شناخت خود، دیگری یعنی مردم، جهان و خدا است.
مردم نگاری به تعبیر مدرن آن در ادبیات امروز یک آیین گذار محسوب می شود که در آن مردم شناس، باید با مردمی که آنها را مطالعه می کند، یکی شود و مطالعه اش، تجربه ای درآمیخته با تجربه زندگی و زیست جامعه مورد مطالعه باشد. ناصر خسرو در جریان سفر مشاهده می کند، مشاهده های خود را در سفرنامه ای می نویسد و سفر برای او شناخت جهان، مردم و سرزمین ها به شمار می رود که در نهایت شناخت خود، جهان و آفریدگار است.
ابوریحان هم یک فرهنگ «دیگر» یعنی هند را مطالعه می کند. سفرنامه های ما دانش فرهنگی و مشاهده های میدانی را انتقال می دهند، اما فردی که آثار او بسیار نزدیک به روش شناسی مطالعات مردم شناسی بوده، ابوریحان است. سفر و مطالعه میدانی در مردم شناسی استعماری سده 18 و 19 در مسیری حرکت می کند که «ادوارد سعید» متفکر و فیلسوف فلسطینی در دهه 80 میلادی به آن اعتراض دارد و آن را دانش در خدمت قدرت می داند. اما سفر در آثار ناصر خسرو و ابوریحان برای خدمت به قدرت نیست بلکه برای شناخت خود، دیگری، درک چیستی و کیستی به شمار می رود. پس سفر در شرق و از جمله در ایران با هدف شناخت خود از دیگری صورت می گیرد در حالی که سفر در مردم شناسی استعماری با هدف سلطه بر دیگری به وجود آمده است.
وی در ادامه افزود: در غرب مردم شناسی جنبه استعماری دارد که «ادوارد سعید» آن را نقد می کند و افراد دیگری مانند «طلال اسد» نیز نظریه او را دنبال می کنند. از سده 18 تا میانه سده 20 میلادی گفتمان مردم شناسی استعماری وجود دارد که به دنبال شناخت فرهنگ های بومیان برای سلطه راحت بر آنان هستند. البته مردم شناسان از میانه سده 20 میلادی به این موضوع اعتراض کردند و مردم شناسی را از تفکر و نگاه استعماری، نژادی و قوم مدارانه پاک می کنند که به آن عصر مردم شناسی پسا استعماری می گویند، «فرانتس بوآس، مارگارت مید، کلود لوی استروس و...» مردم شناسان نمونه هایی از این اعتقاد را بازتاب می دهند.
در ایران مردم شناسی پیش معاصر در آثار ابوریحان و تا میزانی در برخی سفرنامه ها دیده می شود و متون اساطیری، آیینی و ادبی هم دانش فرهنگی زمان خود را بازتاب می دهند.
**ایرنا: کدام یک از رویدادهای تاریخ ایران تاثیری بسزایی در شکل گیری مفاهیم مردم شناسی داشته است؟
***حسن زاده: انقلاب مشروطه تاثیر شگرفی بر زندگی مردم ایران و مفهوم هایی چون مدنیت و شهروندی گذاشت. در واقع مشروطه افق انتظار جامعه ایرانی را در تمام حوزه های سیاسی، اجتماعی و ... تغییر داد و مردم را به منبع ارزش و اعتبار تبدیل کرد و افرادی که شعار «وای از دست عوام» سر می دادند به جای «عوام» واژه «مردم» را به شکل و معنایی دیگر به کار بردند و جایگاه بلند آن را یادآور شدند.
در دوره قاجار، زبان مردم در برابر زبان فاخر درباری قرار گرفت و شعرها و داستان ها ابعاد روایی در قالب این بیان مردمی یافتند. علی اکبر دهخدا با «چرند و پرند»، محمدعلی جمالزاده با «یکی بود و یکی نبود» و بعد هم صادق هدایت با رمان های خویش این جریان را به نمایش می گذارند. بیشتر آنها افرادی هستند که نگاهی مردم شناختی دارند و تجربه واقعی و میان ذهنی را مطرح می کنند. مردم شناسی درک تنوع، نسبیت فرهنگی، پذیرش دیگری و حرکت از خود به طرف دیگری بوده است و این همان «اینترسابجکتویتی» که در جریان روایی و رمانی شدن ادبیات و هنر ایرانی خود را نشان می دهد.
**ایرنا: آیا مفاهیم مردم شناسی و انسان شناسی معنی متفاوتی دارند یا به یک مفهوم استفاده می شوند؟
***حسن زاده: مردم شناسی و انسان شناسی دو ترجمه برای واژه «انترپولوژی» هستند. فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی در 1314 خورشیدی برای این کلمه به دلیل گرایش ها و گفتمان های باستان گرای آن واژه «مردم» را پیشنهاد می کند که به معنی انسان است.
این واژه در نهادهایی چون اداره فرهنگ عامه، بنگاه مردم شناسی، مرکز مردم شناسی و فرهنگ عامه که از 1315 خورشیدی با تاسیس موزه مردم شناسی ساخته شدند، حفظ شد که می توان به آن نام جریان پژوهشگاهی مردم شناسی در ایران داد اما در 1337 خورشیدی جریان دانشگاهی این رشته شکل گرفت که نام «انسان» را برای «انتروپوس» انتخاب کردند.
بنابراین هر دو این واژه ها یک معنا می دهند و افرادی که مردم را برابر یا اتنولوژی می دانند و واژه مردم شناسی را با این استدلال نقد و نفی می کنند حرفشان قابل پذیرش نیست؛ چون اتنوس در غرب به دلیل پیشینه مردم شناسی غربی بار منفی دارد و واژه مردم در زبان گذشته و حال برابر با اتنوس نیست، مردم به مفهوم قدیمی و کهن خود همان انسان بوده و به معنای امروزی آن در زبان مردم است. اما این دوگانگی بیشتر به سنت های علمی و نهادی کشور و رقابت آنها با هم بازمی گردد.
نظر افرادی که مردم شناسی را نشانه واپسگرایی در علوم اجتماعی و انسانی می دانند، صحیح نیست. این اندیشه از همان نگاه هایی متاثر است که نخبه گرا بوده و مردم را نه نشانه خودآگاهی وآگاهی بلکه نشانه فقدان آن می داند.
**ایرنا: دامنه علم مردم شناسی به چه حوزه هایی مربوط می شود؟
***حسن زاده: مردم شناسی علم شناخت فرهنگ و انسان است. وجود فرهنگ و انسان، ابعاد گوناگونی دارد. درباره تمام این زاویه ها زیر شاخه های گوناگونی چون مردم شناسی های دین، ادبیات، ورزش، فاجعه، ادبیات و فضا وجود دارد.
**ایرنا: هدف از مردم شناسی چیست و جایگاه علم مردم شناسی در جامعه ایران را چگونه می بینید؟
***حسن زاده: اگر مردم شناسی، شناخت فرهنگ و انسان تلقی شود، می توان گفت که مردم شناسی هدف های گوناگونی را پیگیری می کند. مردم شناسی در سطح جهان، به شکل گیری نگاه جدیدی در میان انسان ها کمک بسیاری کرده است، توجه به جایگاه تنوع و نسبیت فرهنگی، قضاوت نکردن یک فرهنگ بر مبنای ارزش های فرهنگ دیگر یا همان نقد و نفی قوم مداری نمونه هایی از این ارزش ها به شمار می رود که مردم شناسی طلایه دار آن است.
مهمترین کاری که مردم شناسی می تواند انجام دهد، یکی خود آگاهانه تر کردن هویت به کمک مطالعه درباره عناصر کلیدی آن و دیگری نشان دادن تجربه واقعی و زیست شده مردم به جامعه است. به تعبیر به کار رفته در شاخه مردم شناسی تجربه، مردم شناسان حامل آگاهی و خودآگاهی مضاعف هستند چون هم تجربه مردم را درک می کنند و هم آن تجربه را با روش های علمی خود عمیق تر و علمی تر می سازند و به زبان علم در می آورند.
مردم شناسان ایران از گذشته تا کنون نقش مهمی در خودآگاهانه تر کردن هویت ایرانی از راه نشان دادن لایه های معنایی فرهنگ و تمدن داشته اند اما این مساله مهم را نباید فراموش کرد که فرهنگ و هویت پدیده هایی ایستا نیستند و دارای پویایی قدرتمندی هستند به عبارت دیگر جامعه باید به طور دایم در حال مطالعه مردم شناختی فرهنگ و هویت جامعه خود باشد. سال جاری هشتادمین سال تاسیس نهاد مردم شناسی در ایران است بنابراین این علم، دانش جوان و در حال شکل گیری به شمار می رود که فارغ التحصیلان کارشناسی این رشته از 1381 خورشیدی وارد جامعه شده اند. اگر بتوان برای مردم و فرهنگ نقش پایه ای در الگوی توسعه پایدار قایل شد، مردم شناسی می تواند نقش کلیدی در این زمینه داشته باشد. برای نمونه نیاز است تا دانسته شود که چگونه انسان ایرانی تا 100 سال پیش ارتباط خود با طبیعت را از روش دانش بومی، سنت ها و آیین و ... به شکلی متعادل حفظ می کرد اما اکنون چنین چیزی با از میان رفتن این سنت ها و دانش بومی مشاهده نمی شود.
**ایرنا: ارتباط مردم شناسی با فرهنگ عمومی جامعه چیست و اکنون مردم شناسی چه کاربردی در جامعه دارد و چه کمکی می تواند در ایجاد یک همگرایی ملی داشته باشد؟
***حسن زاده: برای برنامه ریزی های توسعه ای لازم است تا فرهنگ عمومی همسو با الگوهای توسعه پایدار عمل کند. برای نمونه درباره تصادف های جاده ای، مردم شناسی می تواند به سیاست گزاری فرهنگی در این زمینه کمک کند و در حوزه مدیریت فاجعه، مردم شناسی فاجعه می تواند راه های مدیریت بهتر را نشان دهد. مردم شناسی همچنین می تواند به اصلاح الگوی مصرف کمک کند. بدون شک این علم خواهد توانست از روش حفظ پویایی هویت و راه های تقویت عنصرهای کلیدی آن به همگرایی ملی کمک کند.
**ایرنا: با توجه به اینکه بزرگداشت ابوریحان بیرونی، «روز مردم شناسی» نامگذاری شده، این شخصیت چه تاثیری در علم مردم شناسی داشته است؟
***حسن زاده: ابوریحان بیرونی جایگاهی برجسته در مطالعات مردم شناسی دارد و می توان گفت اگر ابن خلدون جایگاهی بی بدیل در جامعه شناسی و علم اجتماع دارد، ابوریحان بیرونی آغازگر مطالعات مردم شناسی در جهان است. او به هند می رود تا دیگری و فرهنگ آن را شناسایی کند و درباره ایران فرهنگی پژوهش انجام دهد، چون هدف او شناخت «خود» و ابعاد هستی شناختی، فرهنگی و تمدنی هویت محسوب می شود.
ابوریحان بیرونی را می توان آغازگر پژوهش های تطبیقی در حوزه فرهنگ در جهان دانست. آثار وی به مطالعه های کلاسیک مردم شناسی در چند دهه گذشته در حوزه مطالعات آیین و تا میزانی اسطوره کمک فراوان می کند، روش شناسی این اندیشمند بزرگ از روش شناسی مدرن انسان شناسی کمی پیچیده تر به شمار می رود زیرا او یک استثنای بزرگ در زمان خود بوده و روش شناسی او یک روش کامل مردم شناسی و قابل مقایسه با مدرن ترین روش های مردم شناسی کنونی است. ابوریحان زبان مردم مورد مطالعه را یاد می گیرد و کار میدانی می کند. البته ادبیات سفرنامه ای پس از او هم ادامه می یابد اما باید دانست یک گسست میان مردم شناسی پیش معاصر ابوریحان و دو دوره بعد که مردم شناسی خودجوش عصر مشروطه و دو فرایند موسسه ای و دانشگاهی روی می دهد، شکل می گیرد.
*گروه اطلاع رسانی
پژوهشم**9370**2059**9131
به مناسبت روز مردم شناسی در گفت و گو با ایرنا تبیین شد؛
مردم شناسی؛ دریچه ای به روی خودآگاهی هویت ملی
تهران- ایرنا- «علیرضا حسن زاده» رییس پژوهشکده مردم شناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری سازمان میراث فرهنگی، نقد و نفی قوم مداری را نمونه ای از ارزش هایی دانست که مردم شناسی طلایه دار آن بوده است و گفت: مردم شناسان ایران از گذشته تا کنون نقش مهمی در خودآگاهانه تر کردن هویت ملی از راه نشان دادن لایه های معنایی فرهنگ و تمدن داشته اند.
صاحبخبر -