فرا رسیدن یلدا مرا به گذشتههای دور میبرد. به خانه قدیمی مادر بزرگ، به عمارتی کاه گلی با حیاط بزرگ سنگفرش و درختانی سر به فلک کشیده،در و پنجرههای چوبی، ارسیهای رنگارنگ وسقفی که با الوارهای چوبی درست شده بود،کرسی زغالی وسط اتاق و عکسهای قد و نیم قدی که درهمه طاقچهها به چشم میخورد، بوی مسحور کننده غذا و دیدن صورت مهربان و سرشار از عشق و دوستی مادر بزرگ و سفره قلمکار شب یلدا که پر بود از عاطفه و احساس و عزیزانی که لبخند ازلبهایشان دور نمیشد چشمانم را میبندم، چقدر دوست داشتم حتی برای یک شب دوباره به گذشته برمیگشتم، به گذشتهای ساده و بی آلایش که در آن از شیکی و تجملات امروزی خبری نبود و در سفرههای سادهاش، ردپایی از عشق را به راحتی میتوانستی بیابی وامروز در یلدای دیگر، دید و بازدیدها در هالهای از غربت و بیگانگی و سفره های
آنچنانی است که رنگی از مهر و محبت ندارد ومن که تنها مانده ام
نه خبری از یلدا مانده است و نه سفره و نه مادربزرگ!
یلدا، شبنشینی خانوادگی تاریخی
سنن و آیینها، بخشی از فرهنگ ملتها است که در دورهای از تاریخ، نقشی در زندگی آنان داشته و به تدریج به صورت نمادین و به عنوان بخشی از گنجینه تاریخی، هویتی و معرفتی آن قوم یا ملت، ادامه حیات دادهاست. برخی ازآیینها ضرورت وجودی خود را حفظ کردهاند که شب یلدا یکی از آنها است، گرچه آیینهایش نسبت به گذشته کمرنگ شده است واکنون فقط به صورت آیینی نمادین، تداوم دارد، اما هنوز از نفس نیافته است!
اگر چه برخی مردمشناسان نگرانند که آیینها و سنتهای نیکو و به تبع آن، یلدا در ایران فراموش شود، اما هنوز هم ۳۰ آذر هر سال، شهرهای ایران رنگ دیگری به خود میگیرد و در دلها چراغی روشن میشود که به مردم یادآوری میکند: خورشید زنده است!
یلدا و مراسمی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است و آن چه سبب شده است شب یلدا نزد ایرانیان ماندگار شود و معنایی اسطوره ایی به خود بگیرد، موقعیت زمانی آن است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل میداد و در طول سال با سپری شدن فصلها و تضادهای طبیعی گرفته بودند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیتهای خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روزها و شبها و جهت و حرکت ستارگان، تنظیم کنند.
این جشن باستانی در سال ۱۳۸۸ در فهرست میراث معنوی کشور با هدف حفاظت، ترویج و انتشار فرهنگی آن، با قدمتی بالای ۳ هزار سال به ثبت رسید. بنا بر باور پیشینیان و از جمله ایرانیان باستان، در پایان شب یلدا که اهریمنی و نامبارکش میدانستند، تاریکی شکست میخورد و روشنایی پیروز و خورشید زاده میشود و روزها روبه بلندی مینهند. کارکرد ویژه و هویت بخش یلدا، در خانوادگی، غیر رسمی و همگانی بودن آن است. به این ترتیب که در شب یلدا اعضای خانوادهها کنار هم جمع میآیند و ضمن یادآوری حکمت یلدا، شادی میکنند.
شب یلدا در ایران قدیم
علیاکبر دهخدا مراسم شب یلدا را اینگونه توصیف میکند:«شب چله بلندترین شب سال است که ایرانیان آن را از دیرباز مبارک میدانستند. در شب یلدا ایرانیان با گردآمدن دور آتش، آن را جشن میگرفتند. آنگاه سفرهای فراخ و گشاده میگسترانیدند که روی آن آتشدان، عطردان و خوراکیهای گوناگون ازجمله خوراکیهای فصلی و خوردنیهای غیرنوشیدنی مانند نان، شیرینی، حلوا و گوشت قربانی بود.»
شب یلدا نزد ایرانیان قدیم، سمبلی از برکت، تندرستی، فراوانی و شادمانی بود که خویشان و همسایگان خود را دعوت میکردند یا اینکه در منزل بزرگتر خانواده جمع میشدند و بساط سوروسات، از آجیل گرفته تا شیرینی و میوه بخصوص هندوانه، انار و خربزه فراهم میکردند و به شبزندهداری میپرداختند.
هندوانه را از این جهت بر سر سفره میگذاشتند که به دلیل کرویبودنش، نمادی از خورشید است و همچنین انار نیز سمبلی از زایش به حساب میآید که با شکستن آن، شادی را برای زندگی افراد به ارمغان میآورد.
گرفتن فال حافظ نیز در چند سده اخیر به رسوم شب یلدای ایرانیان اضافه شد که بخصوص دختران دم بخت خواهان گرفتن این فال بودند و بزرگان با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی یا پربودنش، آینده را پیشبینی میکردند!
پیشینه یلدا
دکتر علا الدین آذری ـ استاد تاریخ دانشگاه تهران در مورد پیشینه یلدا به گزارشگر روزنامه اطلاعات میگوید: یلدا برگرفته از واژهای سریانی است و مفهوم آن
« میلاد» است (زیرا برخی معتقدند که مسیح در این شب به دنیا آمده است). ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر «میترا» میپنداشتند و به همین علت این شب را جشن میگرفتند و گرد آتش جمع میشدند و شادمانه پایکوبی میکردند.
وی میافزاید: در آیینهای ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی میگستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان و بخوردان، برآوردهها و فرآوردههای خوردنی فصل و خوراکهای گوناگون، همچون خوراک مقدس بر سفره جشن مینهادند.
این استاد دانشگاه تهران یادآوری میکند: جشن یلدا با گردهم آمدن و شبنشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار میشود. آیین شب یلدا یا شب چله، با خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوههای گوناگون همراه است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است و حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آیندهگویی میکنند.
وی با بیان این مطلب که در زمان ابوریحان بیرونی به دیماه، «خور ماه» (خورشید ماه) نیز میگفتند، میگوید: نخستین روز آن، «خرم روز» نام داشت و ماهی بود که آیینهای بسیاری در آن برگزار میشد. از آنجا که خرم روز، نخستین روز دیماه، بلندترین شب سال را پشت سر دارد، پیوند آن با خورشید معنایی ژرف مییابد. از پس بلندترین شب سال که یلدا نامیده میشود، خورشید از نو زاده میشود و طبیعت دوباره آهنگ زندگی را ساز میکند و خرمی، جهان را فرا میگیرد.
دکتر آذری یادآوری میکند: ایرانیان به چند هزار سال است که در شب یلدا که آخرین شب پاییز و درازترین و تاریکترین شب در طول سال است، تا سپیده دم بیدار میمانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم میدارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی هوا، روحیه آنان را تضعیف نکند و با به روشنایی گراییدن آسمان، به رختخواب بروند و لختی بیاسایند.
وی با بیان این مطلب که شب آخر آذرماه، طولانیترین شب سال است و به همین دلیل ایرانیان آن را جشن میگرفتند، میگوید: ایرانیان باستان از تاریکی بیمناک بودند و تاریکی را مظهر شر و پلیدی میدانستند و معتقد بودند همه شیاطین شبهنگام خودشان را نشان میدهند. از این رو علاقهمند به نور و روشنایی بودند، پلیدیها را از خود میراندند و شب آخر آذرماه که درازترین شب سال است، دور هم جمع میشدند و با برگزاری جشن، پلیدیها را از خود دور میکردند. بهدرستی نمیدانیم که این جشن از چه زمانی پدید آمده است، فقط میدانیم که دهقانان و روستاییان و دیگر کسانی که ازکارهای تابستان فراغت پیدا کرده بودند، میخواستند آخرین شب آذرماه را جشن بگیرند.
کمرنگ شدن سنتها
دکتر مجید ابهری ـ رفتار شناس
اجتماعی در مورد کمرنگشدن سنتها به گزارشگر روزنامه اطلاعات میگوید: فرهنگ، مجموعهای از آداب، رسوم، سنن و تشریفات اجتماعی هر جامعه است که افراد آن با تکیه بر باورهای فرهنگی، ارثیه گران قیمتی را برای نسلهای آینده برجای میگذارند. فرهنگ ما نیز از آنجا که ترکیبی از باورهای دینی اسلامی و آیینهای ایرانی است، فرهنگ زیبا و ارزشمندی است که اجرای بسیاری از این باورها نه فقط زنده نگهداشتن آداب و رسوم و سنتها است، بلکه هر یک دارای فرآیندها و نتایج بسیار ارزشمند روحی، روانی و حتی جسمی است.
وی میافزاید: یکی از این رسوم، آداب شب چله است که به مناسبت طولانیترین شب زمستان برگزار میشود و میوهها و خوراکیها که در این شب سر سفره قرار میگیرد، فلسفه خاصی دارد و گردهماییهای خانوادگی در کنار بزرگان و خواندن فال حافظ و یا گفت و گوهای خانوادگی و لذتبخش، اصلیترین هسته مرکزی این آیین است. همچنان که رسول اکرم(ص) فرمودند، صله رحم باعث طولانی شدن عمر انسان میشود و با تکیه بر آیینهای اسلامی و ایرانی و سبک زندگی اسلامی ایرانی است که میتوان این سنتها را پاس داشت.
این رفتار شناس اجتماعی با اشاره به این مطلب که مراسم و سنتهای مختلف که بسیاری از آنها ریشه در صله رحم و ارتباطات خانوادگی دارد، نباید به بوته فراموشی سپرده شود، یادآوری میکند: این موضوع از نظر رفتارشناسان جای صحبت دارد، اما میتوان گفت که اصلیترین دلیل کمرنگشدن سنتها در جامعه، ورود تلویزیون و ماهواره به زندگی خانوادهها و گرفتن وقت استراحت و اوقات فراغتشان است. تازه اگر هم وقتی باشد، صرف بازی با گوشیهای تلفن همراه و ورود به شبکههای اجتماعی میشود، تا آنجا که دیگر حتی فرصتی برای احوالپرسی با اعضای خانواده باقی نمیماند.
وی همچنین میگوید: پژوهشهای میدانی انجام شده نشان داده است که متوسط زمان گفت و گو در خانوادههای ایرانی به ۱۷ دقیقه کاهش یافته است و حال در این مدت کم چگونه میتوان از مشکلات همسر و فرزندان مطلع شد و به آنها در حل و فصل مشکلات کمک کرد، جای سؤال دارد.
دکتر ابهری با بیان این مطلب که زندگی ماشینی و اتلاف وقت در راهبندان خیابانها باعث تغییر سبک زندگی ما شده و بیماریهای روحی و روانی زیادی را برای ما به ارمغان آورده است، میافزاید: برای احیای سنتهای زیبا و انسانی که همگی دارای فلسفههای اجتماعی، فرهنگی و دینی هستند، ابتدا باید دولت و نهادهای مردمی به فکر بالا بردن سطح نشاط اجتماعی مردم باشند. فرهنگسازی برای بازگرداندن سبک زندگی و مصرف و اشرافزدگی و برگشت به سبک زندگی ایرانی اسلامی، تنها راه نجات است، چرا که دیگر نمیتوانیم آن سفرههای بزرگ و پر از عاطفه را در خانههایمان پهن کنیم.
چشم و همچشمیها
دکتر علی فرجام ـ روانشناس اجتماعی نیز در مورد شب یلدا به گزارشگر روزنامه اطلاعات میگوید: یلدا یکی از کهنترین جشنهای ایران باستان است، ایرانیانی که از دیرباز با تاریکی میانه خوبی نداشتهاند و به دنبال روشناییها بودهاند، برگزاری آئین شب یلدای ایرانیان هم به دلیل طولانیشدن تاریکی شب و به امید فرا رسیدن روزهای طولانی و پرنور، تا امروز پا برجا مانده است.
وی با بیان اینمطلب که دلایل ماندگاری یلدا در میان ما ایرانیان، تلفیق رسوم اهالی هر منطقه از کشور با آئین شب یلداست که به همخوانی آن با ذائقه و سلیقه اقوام مختلف ایرانی کمک کرده است، میافزاید: وقتی رسوم گذشتگان، هر چند با کمی تغییر و تحول اما به همان قوت در میان نسلهای بعدی باقی میماند، باید دلیل آن را در قداست و ارزشهای معنوی آن آییین و رسوم جستجو کرد.
این روانشناس اجتماعی با بیان این مطلب عامل اصلی ورود تجملات به آئین شب چله، بیماری چشم و هم چشمی میان برخی از خانوادههاست و پایه و اساس بروز آن هم حسادت است، میافزاید: اگر خانوادههای ایرانی، سعی کنند رفتارهای ناشایستی همچون تجملگرایی و چشم و هم چشمی طرف مقابل خود در برگزاری آئینی مثل شب یلدا را نپذیرند، و احساس تأیید شدن را از این افراد بگیرند، این معضل اجتماعی کم کم رنگ میبازد و رسوم سنتی به جایگاه خوشایند قبلی باز میگردد.
دکتر محمدعلی الستی ـ جامعهشناس در مصاحبه با رسانههای گروهی اظهار داشته است: بررسی و مطالعه آداب شب یلدا در میان اقوام متعدد ایرانی و حتی ملل دیگر، موید مقبولیت آن است، اما آنچه امروز از آن آیینهای پرشکوه و پر معنا باقیمانده، فقط میهمانیهای بیرونق و کم جمعیت است که احیاناً و احتمالاً در بعضی خانهها و در میان برخی خانوادهها برگزار میشود و تنها نماد پر رنگش، خوردن میوه یا میوههایی خاص است! سوالی که شاید در اذهان عده کثیری شکل بگیرد، این است که چرا جشن شب یلدا، به این حال و روز افتاده است و چرا جوانان دیگر مانند آن دوران (اشاره به دهها سال پیش و نسلهای قبل) چندان علاقهای به حضور در اجتماعهای خانوادگی و در جمع بزرگترها ندارند و بیشتر ترجیح میدهند با گروه همسالان خود، وقت بگذرانند؟
از میان پاسخهایی که میتوان برای این پرسشها یافت، یکی ظهور مدرنیته و کمرنگشدن نمادها و آیینهای سنتی تحت تاثیر رسانههای جدید است. اینها همان عواملی است که بر شکاف بین نسلی و گسستگی نسلها دامن زده است و «انبوه تنها» یا «Lonely Crowd» پدیده ای است که همهجا به چشم میخورد، پدیدهای که با در کنار هم بودن آدمها، اما غریبگی آنها با یکدیگر شکل میگیرد. اعضای خانواده ممکن است دور هم جمع شوند، اما برای دیدن فلان برنامه تلویزیون، و این یعنی افراد در کنار هم، اما تنها هستند. در سطح شهر، هزاران نفر در کنار هم مشغول رفت و آمدند، اما با هم کاری ندارند و اصلاً یکدیگر را نمیشناسند و این یعنی «انبوه تنها»! در چنین عصری و همراه چنین نسلی، یلدا به سمت تهیشدن از معنا میرود و اگر میخواهیم بهانهای برای ایجاد شادی و نشاط در جامعه داشته باشیم. اگر برآنیم تا به واسطه جشن و آیینی، افراد را گرد هم بیاوریم تا پیوندهایمان محکمتر شود و دهها اگر و اگر دیگر، باید مواظب باشیم که فقط به فکر ارائه ارزانتر هندوانه در شب یلدا یا کاملتر کردن فهرست خوردنیهای این شب نباشیم، یلدا، یک دنیا معنا، معنویت، فرهنگ و هویت را درون خود دارد و مبادا که به پوچی بگراید!
بیتا مهدوی
∎