به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) حسین مجدوبی، نویسنده مراکشی، در یادداشتی در روزنامه القدس العربی نوشت: پیروزی لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا در انتخابات ریاستجمهوری برزیل، فراتر از یک رویداد سیاسی داخلی، پیامدهایی مهم برای معادلات بینالمللی و بهویژه آینده آمریکای لاتین دارد.
وی تاکید کرد پیروزی لولا، علاوه بر ناکام گذاشتن راستگرایان ملیگرا، به معنای تقویت صدای جریانهای عدالتخواه در جهان و تداوم حمایت از آرمان فلسطین است.
متن یادداشت به شرح ذیل است:
برزیل روز یکشنبه، ۲۵ اکتبر ۲۰۲۶، شاهد برگزاری انتخابات ریاستجمهوری بود؛ انتخاباتی که به دلیل پیامدهای آن برای روابط بینالملل، بهویژه در منطقه آمریکای لاتین، توجه جهانیان را به خود جلب کرد. این انتخابات با پیروزی لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا برای چهارمین بار و شکست راستگرایان ملیگرا به پایان رسید؛ پیروزیای که میتوان آن را پیروزی صدای عدالتخواهی در جهان دانست.
لولا دا سیلوا در دور دوم انتخابات ریاستجمهوری برزیل، با اختلافی نزدیک به سه واحد درصد از رقیب سرسخت خود، فلافیو بولسونارو، پیشی گرفت. او ۵۱٫۷۹ درصد آرا را به دست آورد، درحالیکه سهم رقیبش ۴۸٫۲۱ درصد بود. این اختلاف در شمار آرا به حدود پنج میلیون رأی میرسد؛ آن هم در شرایطی که لولا در دور نخست انتخابات در جایگاه دوم قرار گرفته بود.
بدینترتیب، لولا چهارمین دوره ریاستجمهوری خود را آغاز خواهد کرد؛ پس از دو دوره نخست که از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۰ ادامه داشت و بازگشت دوباره او به قدرت در سال ۲۰۲۳، دوره جدید ریاستجمهوریاش از ابتدای سال ۲۰۲۷ رسماً آغاز میشود. او نخستین سیاستمداری در تاریخ برزیل و آمریکای لاتین است که از طریق فرایند دموکراتیک، چهار بار به ریاستجمهوری یک کشور دست مییابد.
در عمل، این انتخابات توجه افکار عمومی بینالمللی را به خود جلب کرد؛ موضوعی که نشاندهنده وزن فزاینده برزیل در روابط بینالملل است؛ وزنی که دیگر به محیط منطقهای آمریکای لاتین محدود نمیشود و ابعاد جهانی یافته است.
این انتخابات نقطه عطفی مهم در عرصه سیاسی برزیل به شمار میرود؛ زیرا مانع بازگشت راستگرایان ملیگرا به ریاستجمهوری شد. پیشتر، ژائیر بولسونارو ریاستجمهوری این کشور را بر عهده داشت و در سال ۲۰۲۳ میخواست علیه مشروعیت انتخاباتی دست به کودتا بزند؛ اقدامی که با رد نتایج انتخابات و خودداری از واگذاری قدرت به لولا همراه بود.
اکنون پسر او، فلافیو بولسونارو، این نقش را بر عهده گرفته و پس از اعلام مخالفت با نتایج انتخابات ریاستجمهوری، در همان مسیر قرار گرفته است. فلافیو تلاش کرد خود را سیاستمداری محافظهکار، نه افراطی، نشان دهد؛ اما رد نتایج انتخابات، او را در کنار پدرش قرار میدهد؛ همان کسی که در ژانویه ۲۰۲۳ تلاش کرد کودتا کند.
آندره سانجر، پژوهشگر علوم سیاسی در دانشگاه سائوپائولو، معتقد است بزرگترین چالشی که لولا دا سیلوا در دوره جدید ریاستجمهوری خود با آن روبهروست، متحد کردن برزیل و به حاشیه راندن راست افراطی ملیگراست؛ جریانی که شکاف عمیقی در جامعه این کشور ایجاد کرده است.
در همین حال، کسانی که تحولات سیاسی برزیل را دنبال میکنند، بر این باورند که لولا باید زمینه ظهور رهبران جدید چپگرا را فراهم کند تا با کنارهگیری او در سالهای آینده، جریان چپ دچار فروپاشی نشود.
پاسخ به این چالشها، در نهایت، به میزان توجه دولت به دغدغههای مردم برزیل و رسیدگی به مسائل اجتماعی وابسته است.
روزنامه «فولیا»، بزرگترین روزنامه برزیل، نیز در سرمقاله خود تأکید کرده است که لولا در دوره کنونی ریاستجمهوریاش مرتکب اشتباهاتی شده و باید بهجای تلاش برای کسب محبوبیت، در پی تأمین منافع عمومی باشد. این روزنامه از او خواسته است اشتباهات گذشته را در اجرای سیاستهای پیشین تکرار نکند؛ زیرا برزیل امروز در شرایطی متفاوت از گذشته قرار دارد.
در سطح بینالمللی نیز این انتخابات، متناسب با جایگاه برزیل در روابط جهانی، از اهمیت فراوانی برخوردار است. پیروزی لولا را میتوان بهمنزله احقاق حق جریان چپ پیشرو و لیبرالها در برابر راست محافظهکار، بهویژه راست افراطی ملیگرا، دانست.
در سطح منطقهای، آمریکای جنوبی طی سالهای اخیر به سمت راست محافظهکار متمایل شده است؛ چنانکه در شیلی شاهد چنین گرایشی بودهایم. در آرژانتین نیز با ریاستجمهوری خاویر میلی، راست افراطی ملیگرا و آشوبطلب قدرت گرفته است.
اگر فلافیو بولسونارو در این انتخابات پیروز میشد، احتمال داشت سراسر منطقه به یک رنگ سیاسی واحد درآید: رنگ افراطگرایی راستگرا. چنین وضعیتی یادآور دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی بود؛ دورانی که یک الگوی سیاسی واحد، یعنی حکومت نظامی، بر کشورهای منطقه حاکم بود.
پیروزی لولا دا سیلوا، پیروزی صدایی سیاسی و تأثیرگذار است که از آرمانهای عدالتخواهانه در جهان حمایت میکند. این صدا ممکن است در ماه آینده، در صورت پیروزی حزب دموکرات آمریکا در انتخابات میاندورهای و همچنین پیروزی چپگرایان در اسپانیا، تقویت شود.
در عرصه بینالمللی، این انتخابات سدی در برابر گسترش پدیده ترامپ در آمریکای لاتین به شمار میرود. واشنگتن کارزاری علیه لولا دا سیلوا به راه انداخت. خطرناکتر از آن، نقش شبکههای اجتماعی و بهویژه شرکت «متا»، مالک فیسبوک، اینستاگرام و واتساپ، بود. این شرکت با محدود کردن و تحت فشار قرار دادن حسابهای کاربری لولا و حزب او، در عمل به حسابهای رقیب ملیگرای افراطی او میدان بیشتری داد.
برزیل رفتار شرکت متا را نوعی مداخله خارجی در انتخابات و مشخصاً مداخله مستقیم آمریکا تلقی کرد و پرونده این موضوع را به سازمان کشورهای آمریکایی ارجاع داد.
این پیروزی همچنین به معنای شکست دکترین مونرو است؛ دکترینی که دولت ترامپ میکوشد با تشویق راستگرایان ملیگرا، محافظهکار یا افراطی، آن را در قاره آمریکا به اجرا درآورد.
در سطح بینالمللی، تداوم ریاستجمهوری لولا به معنای استمرار صدایی عدالتخواه در روابط بینالملل است؛ صدایی که مسئله فلسطین یکی از مهمترین محورهای آن به شمار میرود.
لولا دا سیلوا از جمله رهبرانی بود که با صراحتی کمسابقه، در ۱۸ فوریه ۲۰۲۴ اعلام کرد آنچه در غزه جریان دارد، «جنگ نیست، بلکه نسلکشی است». او همچنین افزود: «آنچه بر سر مردم فلسطین میآید، در هیچ مقطع تاریخی دیگری رخ نداده است، مگر زمانی که هیتلر تصمیم گرفت یهودیان را به قتل برساند.»
موضع او درباره مسئله فلسطین از جمله مواضع جسورانه در سطح جهان محسوب میشود؛ آن هم در شرایطی که شماری از رهبران عرب و مسلمان در این زمینه به حاشیه رفته و سکوت اختیار کردهاند.
لولا همچنین در سال ۲۰۲۳ درخواست کشورهای غربی برای ارسال سلاح به اوکراین را نپذیرفت و در عین حال، با حمله روسیه به این کشور مخالفت کرد.
او در برابر جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران نیز موضعی صریح اتخاذ کرد، آن را محکوم ساخت و گفت: «این جنگ تهدیدی است که خاورمیانه را به یک میدان نبرد واحد تبدیل کند؛ جنگی با پیامدهای جهانی که نمیتوان آنها را محاسبه کرد.»
چنانچه بپذیریم دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از مهمترین بازندگان این انتخابات در عرصه بینالمللی باشند، چین و روسیه دو برنده بزرگ آن به شمار میروند؛ زیرا تداوم حضور لولا در قدرت به معنای استمرار قدرت گروه بریکس و توسعه آن خواهد بود؛ بهویژه آنکه برزیل یکی از کشورهای بنیانگذار این گروه است.
اتحادیه اروپا نیز در شمار برندگان این تحولات قرار میگیرد؛ زیرا با تداوم حضور لولا، صدایی قدرتمند در قاره آمریکا در کنار کانادا و مکزیک خواهد داشت که میتواند در برابر فشارهای ناشی از سیاستهای ترامپ نقشآفرینی کند.
در نهایت، پیروزی لولا دا سیلوا، پیروزی صدایی سیاسی و تأثیرگذار است که از آرمانهای عدالتخواهانه در جهان حمایت میکند. این صدا ممکن است در ماه آینده، در صورت پیروزی حزب دموکرات آمریکا در انتخابات میاندورهای و همچنین پیروزی چپگرایان در اسپانیا در روز بیستونهم ماه آینده، بیش از پیش تقویت شود.
انتهای پیام/ م.ر