شناسهٔ خبر: 80221153 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

چرا عاشق نوستالژی‌ها هستیم؟

تهران- ایرنا- تماشای چندباره یک فیلم یا گوش دادن مکرر به یک آلبوم قدیمی فقط یک سرگرمی ساده نیست، این کار در واقع یک پناهگاه عاطفی است که ذهن ما برای فرار از خستگی‌های روزمره ساخته است. خیلی از ما آن‌قدر درگیر تکرار آثار محبوبمان هستیم که دیالوگ‌ها را حفظیم، اما همچنان با همان اشتیاق اولین روز به سراغشان می‌رویم.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنا زندگی- برای هر یک از ما پیش آمده که برای چندمین بار یک سریال قدیمی یا یک فیلم سینمایی را دنبال کنیم. سریال یوسف پیامبر، مختار نامه، پایتخت، دودکش و هزاران سریال دیگر که هر یک از ما شاید چندیدن و چند بار آن را دیده‌ایم و از دیدن آن لذت برده ایم. روزهای ولادت پیامبر بیشتر ما منتظر دیدن فیلم محمد رسول الله هستیم و شبهای عید فیلم تنها در خانه برای بسیاری از ما خاطره انگیز و همچنان جذاب است. این روزهای پخش سریال قدیمی آینه باعث شده که بسیاری از ما در آن ساعت میخکوب تلویزیون شویم.

بیشتر ما وقتی بحث سرگرمی در میان باشد، عاشق تکراریم. صبح های جمعه با آهنگهای قدیمی هم خوانی می‌کنیم و صبحانه می خوریم و بعد ازظهرها منتظریم تا تلویزیون چه سریال قدیمی پخش می‌کند و یا در پلتفرم های مختلف در جستجو فیلمی می‌گردیم که در گذشته از دیدنش لذت برده‌ایم. متخصصان موسیقی تخمین زده‌اند که در طول عمر یک فرد معمولی، به ازای هر ساعت گوش دادن به موسیقی، ۵۴ دقیقه را صرف شنیدن آهنگ‌هایی می‎‌کند که قبلا شنیده‌ است. با توجه به همه این توضیحات می‌توان گفت همه‌ ما شیفته‌ آثار محبوب گذشته‌ایم که امتحانشان را پس داده‌اند. اما چرا؟

چرا انسان‌ها کارهای تکراری را دوست دارند؟

قرن‌هاست که پاسخ به این سوال ذهن فیلسوفان و روان‌شناسان را به خود مشغول کرده است. کی‌یرکگور، فیلسوف دانمارکی، نوشته است: آنچه تکرار می‌شود، پیش‌تر وجود داشته است، اما همین واقعیت وجود پیشین، آن تکرار را به چیزی تازه بدل می‌کند. به طور کلی، ماندگارترین نظریه‌ها درباره تکرار را می‌توان در چهار دسته خلاصه کرد:

عادت‌ها: کارهایی منظم و خودکار مانند دویدن برای شروع روز که حتی نیازی به فکر کردن درباره‌شان نداریم.

اعتیادها: شبیه عادت‌هایی هستند که غیرقابل‌کنترل‌ هستند و به وابستگی می‌انجامند.

آیین‌ها: کارهایی مانند پوشیدن جوراب خوش‌شانسی پیش از یک کار مهم که برخلاف اعتیادها، با هدف نمادین و به صورت آگاهانه انتخاب می‌شوند.

سوگیری نسبت به وضعیت موجود: پدیده‌ای که نشان می‌دهد افراد تمایل دارند به تصمیمات قبلی خود پایبند بمانند، زیرا هزینه فکر کردن و اتخاذ تصمیمی تازه، برای ذهن بسیار فرساینده است.

چرا تماشای فیلم‌های قدیمی حالمان را خوب می‌کند

دوری از تجربه های جدید و تمایل به تکرار تجربه های قدیمی

وقتی پای سرگرمی‌های آشنا به میان می‌آید، پژوهشگران نشان داده‌اند که افراد به دلایل خاصی ترجیح می‌دهند به جای تجربه‌های نو، به سراغ آثار قدیمی بروند. این انتخاب چهار دلیل عمده دارد:

دلیل ساده، علاقه و دوست داشتن اثر نوستالژی

ساده‌ترین دلیل برای اینکه فیلمی را دوباره تماشا می‌کنیم این است که آن را واقعا دوست داریم. پردازش محتوای آشنا انرژی ذهنی کمتری از مغز می‌طلبد. وقتی فکر کردن درباره چیزی آسان باشد، ذهن ما آن را خوب و مطلوب ارزیابی می‌کند. روان‌شناسان به این پدیده اثر صرف مواجهه می‌گویند، یعنی ما به چیزی علاقه بیشتری پیدا می‌کنیم، صرفا به این دلیل که قبلا با آن مواجه شده‌ایم.

دلیل نوستالژیک، سفری به دل خاطرات

واژه‌ی نوستالژی که روزگاری در قرن هفدهم به عنوان یک بیماری عصبی برای سربازان دور از وطن توصیف می‌شد، امروزه به یک پدیده‌ی روان‌شناختی شیرین تبدیل شده است. مطالعات نشان می‌دهند که قرار گرفتن در معرض آهنگ‌ها و آثار محبوب دوران جوانی، باعث می‌شود احساس دوست داشته شدن و ارزش داشتن زندگی در ما تقویت شود. در واقع، ما از سرگرمی به عنوان یک ماشین زمان استفاده می‌کنیم تا خاطرات از دست رفته را دوباره زنده کنیم.

دلیل درمانی، پناهگاهی بدون غافلگیری

گاهی اوقات بازگشت به آثار قدیمی جنبه درمانی و آرامش‌بخش دارد. یکی از ویژگی‌های بزرگ فیلم‌ها و کتاب‌های قدیمی این است که ما را غافلگیر نمی‌کنند. ما پایان داستان را می‌دانیم و می‌دانیم وقتی تمام شوند چه احساسی خواهیم داشت. مطالعات نشان می‌دهند که نوستالژی حتی می‌تواند آسایش فیزیکی و گرمای عاطفی ایجاد کند. فیلم‌های قدیمی هرگز ما را ناامید نمی‌کنند، ما پیرتر می‌شویم، اما آن‌ها در همان سن و سال باقی می‌مانند و دقیقا همان نتیجه عاطفی دلخواهمان را بدون هیچ استرسی به ما هدیه می‌دهند.

دانستن اینکه قرار است چه اتفاقی بیفتد، نوعی حس قدرت به ما می‌دهد. وقتی در یک فیلم قرار است بازیگر نقش اول خود را از برج به پایین پرت کرده و نجات پیدا کند باعث میشود که شما او را حین تماشای فیلم تشویق به پریدن کنید و زمانیکه او واقعا موفق می‌شود، شما نیز احساس پیروزی می‌کنید و در موفقیتش سهیم می‌شوید.

دلیل وجودی، ورود به کپسول زمان و بازنگری در زندگی

شنیدن دوباره یک آهنگی که سال‌ها پیش، مثلا در دوران دانشگاه یا اولین روزهای استقلال گوش می‌دادید، درست مثل گشودن یک کپسول زمان است. در بطن آن ترانه‌ها یا فیلم‌ها، نه تنها خاطرات گذشته، بلکه پاسخ‌هایی که گذر زمان برای نگرانی‌های آن دوران به ارمغان آورده است نهفته است. تعامل دوباره با این آثار، فرصتی بی‌نظیر برای بازنگری در تجربیات زندگی ایجاد می‌کند.

فرهنگ عامه در این جا حکم همان متن کهنه‌ای را دارد که با دیدگاهی تازه و پخته‌تر پوشانده شده است، خاطراتی آشنا که حالا با گذر عمر، معنای عمیق‌تری پیدا کرده‌اند و به ما یادآور می‌شوند که گاهی بازگشت به عقب، امن‌ترین راه برای ادامه دادن مسیر است.

چرا تماشای فیلم‌های قدیمی حالمان را خوب می‌کند

پاداش عاطفی و حس امنیت در تکرار

ما می‌دانیم که قهرمان داستان همیشه پیروز می‌شود، هیولا شکست می‌خورد و زوج دوست‌داشتنی پس از نبردی بزرگ یکدیگر را می‌بوسند، ما از پیش پایان این فیلم‌ها را می‌دانیم. پس چرا با وجود از بین رفتن عنصر غافلگیری، همچنان وقت زیادی را صرف تماشای آن‌ها می‌کنیم؟دانستن پایان ماجرا، تضمین می‌کند که آن پاداش عاطفی مورد انتظارتان را دریافت خواهید کرد.

این بدان معناست که تماشای چندباره‌ی یک اثر، تأثیری آرام‌بخش دارد، پدیده‌ای که پژوهشگرانی همچون کریستل راسل و سیدنی لوی آن را کنترل تجربه‌محور نامیده‌اند که موجب تنظیم هیجان فرد می‌شود.  بنابراین، تماشای دوباره‌ی یک اثر، در واقع روشی ساده برای مهار هیجانات و احساسات در زمانی است که از کنترل خارج شده‌اند. این کار می‌تواند جنبه‌ای واقعا درمانی داشته باشد، به‌ویژه اگر دچار اضطراب باشید. پاملا راتلج، روان‌شناس، این موضوع را تأیید می‌کند و توضیح می‌دهد که تماشای چندباره‌ی یک اثر سرگرم‌کننده، این باور را تقویت می‌کند که نظمی در جهان حکم‌فرما می باشد و این کار می‌تواند در سطحی بنیادین، حس امنیت و آرامش ایجاد کند.

جای تعجب نیست که کودکان به‌راحتی ساعت‌ها وقت خود را صرف تماشای مداوم و تکراری یک کارتون می‌کنند. آن‌ها نیز مانند ما از همان رضایت عاطفی و حتی فراتر از آن بهره‌مند می‌شوند. دلیل اینکه کودکان می‌خواهند یک فیلم را برای میلیاردمین بار تماشا کنند، همان دلیلی است که باعث می‌شود هر شب خواهان شنیدن یک قصه‌ خاص پیش از خواب باشند. آن‌ها مشتاق داشتن روال‌ها و چارچوب‌های مشخص هستند. کودکان از طریق تکرار می‌آموزند و مغزشان با مواجهه‌ی چندباره با اطلاعات، آن‌ها را بهتر تثبیت می‌کند. بدین ترتیب، مغز آن‌ها شروع به برقراری پیوند میان الگوهایی می‌کند که مدام تکرار می‌شوند و به مرور زمان معنای بیشتری به آن‌ها می‌بخشد، فرآیندی که به تقویت مهارت‌های زبانی و درک بهتر دنیای پیرامونشان کمک می‌کند.

بنابراین، دفعه بعد که دیدید ساعت‌ها بی‌هدف در حال جستجو هستید، به یاد داشته باشید که انتخاب دوباره‌ی یک اثر محبوب و قدیمی هیچ اشکالی ندارد، بابت این کار بعدها از خودتان تشکر خواهید کرد.

∎​