به گزارش جهان نیوز، در عرصه تسلیحات انفرادی و تجهیزات حفاظت فردی، محافظت از سر و قفسه سینه همواره اولویت اصلی صنایع دفاعی بوده است. کلاههای مخصوص و جلیقههای ضدگلوله دهههاست که جان هزاران سرباز و نیروی امنیتی را نجات دادهاند، اما آسیبپذیرترین بخش بدن انسان در نبردهای نزدیک و درگیریهای چریکی، یعنی صورت، اغلب بدون پوشش ضدگلوله باقی میماند.
صورت انسان شبکهای متراکم از ساختارهای استخوانی ظریف، رگهای حیاتی و سامانههای حسی است که اصابت کوچکترین ترکش میتواند توان رزمنده را فوراً فلج کند. در سالهای اخیر، ظهور فناوری ماسکهای تمامصورت ضدگلوله، گامی جسورانه برای پر کردن این خلا عملیاتی بوده است؛.
تجهیزاتی که در نگاه نخست یادآور کاراکترهای سینمایی یا بازیهای ویدئویی هستند، اما در پس پوسته تیره و نفوذناپذیرشان، پیشرفتهترین علوم مواد و مهندسی ضربه نهفته است.
تکامل متالورژی به پلیمرهای فوقپیشرفته
تصور سنتی از نقابهای زرهی قرون وسطایی مبتنی بر صفحات سنگین فولادی بود. آزمایشهای اولیه ارتشها در قرن بیستم نیز نشان داد فلزات خالص به دلیل وزن بالا، عدم انعطاف و بهویژه پدیده خطرناک کمانه و پرتاب ترکشهای ثانویه گزینهای فاجعهبار برای صورت هستند؛ ضربه مستقیم به یک صفحه فولادی میتوانست بدون نفوذ گلوله، موج شوک مرگباری به مغز و ستون فقرات وارد کند. نقطه عطف مهندسی زره صورت زمانی شکل گرفت که الیاف مصنوعی با استحکام کششی بالا وارد چرخه تولید دفاعی شدند.
ماسکهای نوین از کامپوزیتهای فوقسبک شامل آرامید فشرده و پلیاتیلن با وزن مولکولی فوقالعاده بالا تولید میشوند. در این فرایند، لایههای متعدد الیاف با رزینهای تخصصی تحت فشار و دمای بالا متراکم میگردند تا شبکهای منسجم و بههمپیوسته پدید آورند.عملکرد این فناوری بر پایه پخش انرژی جنبشی استوار است؛ هنگامی که پرتابه به سطح ماسک برخورد میکند، شبکه الیاف پیش از پارگی کشیده شده و انرژی متمرکز نوک گلوله را در پهنه گستردهای از سطح کامپوزیت پخش میکنند.لایه پوششی خارجی نیز معمولاً از پلییورتان یا پوششهای مقاوم به سایش تشکیل شده که نهتنها از بافت داخلی در برابر فرسایش محیطی محافظت میکند، بلکه بازتاب نوری را به صفر رسانده و از بازتابش نور در عملیات شبانه جلوگیری به عمل میآورد.
این قابلیت برای سناریوهای پاکسازی ساختمانها، نفوذ سریع و خنثیسازی تروریسم شهری یک مزیت حیاتی به حساب میآید؛ چرا که در این محیطها اغلب مهاجمان از سلاحهای کمری یا سلاحهای تهاجمی در فاصلههایی استفاده میکنند که ترکشها و گلولههای سرگردان بیشترین تهدید را ایجاد میکنند.
علاوه بر این، ماسک کارکردی فراتر از توقف گلوله مستقیم دارد. در عملیات نفوذ با استفاده از مواد منفجره یا نارنجکهای ضربهای، پرتاب شیشههای خردشده، تراشههای بتن و قطعات سخت میتواند چشمان و بافت صورت را از کار بیندازد. ساختار یکپارچه ماسک مانند یک سپر دفاعی کامل عمل کرده و مسیر هرگونه ذره پرسرعت را سد میکند. در عین حال، لایهگذاری ارگونومیک داخلی از جنس فومهای پیشرفته جذب ضربه و ژلهای پلیمریساخته شدهاند و از تماس مستقیم لایه بیرونی با پوست جلوگیری کرده و بخش اعظم موج ضربه را جذب میکند تا خطر شکستگی جمجمه به حداقل برسد.
با وجود این پیشرفتهای شگفتانگیز در علوم کامپوزیت، فناوری ماسکهای بالستیک صورت هنوز با چالشهای عمدهای در مکانیک زیستی سرباز دست به گریبان است. نخستین چالش، محدودیت میدان دید است. شکافهای دید ماسک به گونهای برش خوردهاند که حداکثر مقاومت سازهای حفظ شود، اما این امر به کاهش شدید دید پیرامونی منجر میشود؛ ویژگیای که در نبردهای مدرن شهری نقشی تعیینکننده در حفظ جان نیروها دارد.
چالش مهندسی دوم، تطابقپذیری ماسک با خط شلیک و نشانهروی سلاح است. در تیراندازی تاکتیکی، قرارگیری صحیح گونه روی قنداق سلاح برای تطبیق چشم با سیستم نشانهروی اپتیکی ضروری است. ضخامت صفحات ضدگلوله مانع از قرارگیری طبیعی گونه روی قنداق میشود و نیروها را ناچار میسازد از پایههای مرتفع اپتیکی یا سامانههای نشانهروی لیزری فروسرخ استفاده کنند. علاوه بر این، محبوس شدن گرما و مسدود بودن نسبی جریان هوا، استفاده مداوم از این ماسکها را به بازههای زمانی کوتاه و ماموریتهای ضربتی محدود کرده است.
ماسک ضدگلوله صورت، نمایش درخشانی از توان مهندسی در غلبه بر محدودیتهای فیزیکی انسان است؛ فناوری پلیمری نوینی که چهره سرباز را به سدّی غیرقابل نفوذ در برابر گلولهها بدل ساخته و چهره نبردهای نزدیک را برای همیشه دگرگون کرده است.
صورت انسان شبکهای متراکم از ساختارهای استخوانی ظریف، رگهای حیاتی و سامانههای حسی است که اصابت کوچکترین ترکش میتواند توان رزمنده را فوراً فلج کند. در سالهای اخیر، ظهور فناوری ماسکهای تمامصورت ضدگلوله، گامی جسورانه برای پر کردن این خلا عملیاتی بوده است؛.
تجهیزاتی که در نگاه نخست یادآور کاراکترهای سینمایی یا بازیهای ویدئویی هستند، اما در پس پوسته تیره و نفوذناپذیرشان، پیشرفتهترین علوم مواد و مهندسی ضربه نهفته است.
تکامل متالورژی به پلیمرهای فوقپیشرفته

تصور سنتی از نقابهای زرهی قرون وسطایی مبتنی بر صفحات سنگین فولادی بود. آزمایشهای اولیه ارتشها در قرن بیستم نیز نشان داد فلزات خالص به دلیل وزن بالا، عدم انعطاف و بهویژه پدیده خطرناک کمانه و پرتاب ترکشهای ثانویه گزینهای فاجعهبار برای صورت هستند؛ ضربه مستقیم به یک صفحه فولادی میتوانست بدون نفوذ گلوله، موج شوک مرگباری به مغز و ستون فقرات وارد کند. نقطه عطف مهندسی زره صورت زمانی شکل گرفت که الیاف مصنوعی با استحکام کششی بالا وارد چرخه تولید دفاعی شدند.
ماسکهای نوین از کامپوزیتهای فوقسبک شامل آرامید فشرده و پلیاتیلن با وزن مولکولی فوقالعاده بالا تولید میشوند. در این فرایند، لایههای متعدد الیاف با رزینهای تخصصی تحت فشار و دمای بالا متراکم میگردند تا شبکهای منسجم و بههمپیوسته پدید آورند.عملکرد این فناوری بر پایه پخش انرژی جنبشی استوار است؛ هنگامی که پرتابه به سطح ماسک برخورد میکند، شبکه الیاف پیش از پارگی کشیده شده و انرژی متمرکز نوک گلوله را در پهنه گستردهای از سطح کامپوزیت پخش میکنند.لایه پوششی خارجی نیز معمولاً از پلییورتان یا پوششهای مقاوم به سایش تشکیل شده که نهتنها از بافت داخلی در برابر فرسایش محیطی محافظت میکند، بلکه بازتاب نوری را به صفر رسانده و از بازتابش نور در عملیات شبانه جلوگیری به عمل میآورد.
استانداردهای ضدگلوله و کارایی در میدان نبرد
بیشتر نمونههای تولیدشده از این ماسکها توانستهاند تاییدیه استاندارد حفاظت بالستیک موسوم به NIJ Level IIIA را کسب کنند. در علم بالستیک، این استاندارد به معنای تابآوری کامل در برابر شلیک مستقیم پرتابههای شلیکشده از سلاحهای کمری پرقدرت از جمله کالیبر ۹ میلیمتری فولمتال جکت و کالیبر مگنوم ۴۴ با سرعت دهانهای بیش از ۴۰۰ متر بر ثانیه است.این قابلیت برای سناریوهای پاکسازی ساختمانها، نفوذ سریع و خنثیسازی تروریسم شهری یک مزیت حیاتی به حساب میآید؛ چرا که در این محیطها اغلب مهاجمان از سلاحهای کمری یا سلاحهای تهاجمی در فاصلههایی استفاده میکنند که ترکشها و گلولههای سرگردان بیشترین تهدید را ایجاد میکنند.
علاوه بر این، ماسک کارکردی فراتر از توقف گلوله مستقیم دارد. در عملیات نفوذ با استفاده از مواد منفجره یا نارنجکهای ضربهای، پرتاب شیشههای خردشده، تراشههای بتن و قطعات سخت میتواند چشمان و بافت صورت را از کار بیندازد. ساختار یکپارچه ماسک مانند یک سپر دفاعی کامل عمل کرده و مسیر هرگونه ذره پرسرعت را سد میکند. در عین حال، لایهگذاری ارگونومیک داخلی از جنس فومهای پیشرفته جذب ضربه و ژلهای پلیمریساخته شدهاند و از تماس مستقیم لایه بیرونی با پوست جلوگیری کرده و بخش اعظم موج ضربه را جذب میکند تا خطر شکستگی جمجمه به حداقل برسد.
چالشهای مکانیک زیستی و محدودیتهای زاویه دید
چالش مهندسی دوم، تطابقپذیری ماسک با خط شلیک و نشانهروی سلاح است. در تیراندازی تاکتیکی، قرارگیری صحیح گونه روی قنداق سلاح برای تطبیق چشم با سیستم نشانهروی اپتیکی ضروری است. ضخامت صفحات ضدگلوله مانع از قرارگیری طبیعی گونه روی قنداق میشود و نیروها را ناچار میسازد از پایههای مرتفع اپتیکی یا سامانههای نشانهروی لیزری فروسرخ استفاده کنند. علاوه بر این، محبوس شدن گرما و مسدود بودن نسبی جریان هوا، استفاده مداوم از این ماسکها را به بازههای زمانی کوتاه و ماموریتهای ضربتی محدود کرده است.
افقهای توسعه در جنگافزارهای انفرادی
صنایع نظامی هماکنون در حال بازتعریف این ساختارها هستند. نسل جدید زرههای سر به سوی سامانههای ماژولار حرکت میکند؛ محافظهایی که به کلاههای تاکتیکی متصل شده و تنها بخش فک و گونه را میپوشانند، یا نقابهای شفاف بالستیک که تمام صورت را با پلیکربنات چندلایه تقویتشده پوشش میدهند تا دید محیطی دستنخورده باقی بماند. ادغام نانولولههای کربنی و رزینهای سیال حساس به برش نیز افق روشنی را برای تولید ماسکهایی بسیار نازکتر و سبکتر ترسیم کرده است.ماسک ضدگلوله صورت، نمایش درخشانی از توان مهندسی در غلبه بر محدودیتهای فیزیکی انسان است؛ فناوری پلیمری نوینی که چهره سرباز را به سدّی غیرقابل نفوذ در برابر گلولهها بدل ساخته و چهره نبردهای نزدیک را برای همیشه دگرگون کرده است.
منبع : فارس