شناسهٔ خبر: 79781445 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: تین نیوز | لینک خبر

اعجاز چای در محفل رهاییِ گُمنامان

هر شب در سراسر ایران هزاران نفر، برای تداوم رهایی از زنجیر یک اعتیاد جهنمی، با رعایت گمنامی، دور هم جمع می شوند و آنچه به دورهمی آنها رونق می بخشد، چای، این نوشیدنی آشنا است که در این محفل غریب، به باور آنها، خاصیتی رازگونه، درمانی و آرامبخش دارد.

صاحب‌خبر - اعجاز چای در محفل رهاییِ گُمنامان
تین نیوز |

سعید – الف، در پنجاه و سه سالگی با وجود داشتن خانه، زندگی ، شغل، همسر و دو دختر هفده و نوزده ساله، بخاطر اعتیاد به تریاک به آخر خط رسیده بود. بارها سعی کرده بود به کمک پزشکان و روانپزشکان اعتیادش را ترک کند و هر بار شکست خورده بود. به او گفته بودند جلسات انجمن معتادان گمنام آخرین شانس اوست. حالا معتقد است روش درمانی این انجمن، اولین و آخرین شانس او بوده ولی چیزی که باعث شده او بتواند از این شانس به خوبی استفاده کند و به این انجمن وصل شود، «چای» بوده است!

جادوی چای آخر جلسه

وی که اکنون هفتاد ساله است، با مرور خاطره ورودش به اولین جلسه این انجمن می گوید: یک شب سرد زمستانی بود. از جلسه چیز زیادی نفهمیدم. اعتیاد مچاله ام کرده بود. حس می کردم روی دست خودم مانده ام. خانواده از دستم خسته بود. خودم هم از خودم خسته بودم. به خواهش همسرم به آن جلسه رفتم. جلسه که تمام شد، فکر کردم اینجا هم، دردی از من دوا نمی شود. خمار بودم و سردم بود و بدن درد داشتم. خواستم به سرعت از آن افراد دور شوم و خودم را به موادم برسانم که یک نفر هم سن و سال خودم لبخندزنان با لیوانی چای به طرفم آمد. آن لیوان چای که بخار از آن بلند می شد، آشناترین و بهترین اتفاق آن شب بود.

در حالی که چای را نَرم نَرم می خوردم، آن مرد چند جمله با من حرف زد. حرف هایش خاص و تکان دهنده نبودند و فقط به من گفت از نظر او من آدم بدی نیستم و فقط بیماری اعتیاد دارم. از من خواست باز هم به جلسه بیایم چون این بیماری را می توان متوقف کرد. او به من خاطرنشان کرد حضورم در جلسه به او کمک می کند پاک بماند. چند نفر دیگر هم به من نزدیک شدند و حرف هایی با همین مضمون به من زدند. همان طور که چای ام را مزمزه می کردم کم کم حس کردم خماری ام تخفیف پیدا کرد و بدنم داغ شد. یکی دیگر از اعضای آن گروه از من پرسید: یک چای دیگر می خواهی؟ من یک چای دیگر نمی خواستم بلکه برای یک چای دیگر می مُردم! 
چای دوم کاری کرد که دیگر هیچ اثری از خماری حس نمی کردم. با خجالت از آن مرد که بعدها در انجمن، راهنمایم شد(راهنما کسی است که در این انجمن سال های پاکی بیشتری دارد. این فرد، معتاد تازه وارد را در پاک ماندن کمک می کند و دوازده گام بهبودی را به او می آموزد)، پرسیدم چیزی در این چای ریخته بودید؟! او گفت: بله! این چای انجمن ماست و جادو می کند! چند وقت که به جلسه بیایی رازش را می فهمی!

از آن شب من تا مدتی با عشق دیدن آن مرد و نوشیدن چایِ آخر جلسه، در آن گروه حضور پیدا می کردم. از آن شب تا الان هم، که هفده سال و هفت ماه و چند روز است از اعتیاد و مواد مخدر پاکم، کماکان باید چای آخر جلسه را بنوشم تا حس کنم مناسک پاک ماندنم را کامل انجام داده ام.

شناسایی اعضای انجمن از روی لیوان چای

این را همه می دانیم که چای در هر جا که ایرانی ها باشند، حضور دارد؛ در خانه، محل کار، سفر، در عزا و عروسی و هر جای دیگر، چای مثل یک دوست همیشگی، کنار ماست. این دوست همیشگی در یک جای دیگر هم حضور دارد که بسیاری از ما، چیزی درباره اش نمی دانیم. چای در آنجا چنان جای خود را باز کرده که بدون حضورش، بدون گرمایش، بدون عطری که در آنجا می پراکند، همه حس می کنند چیزی کم است. آنجا ممکن است چادری یا آلاچیقی در پارکی باشد که در نزدیکی خانه ماست یا سرای محله یا خانه فرهنگ یا دیگر اماکن عمومی. آن چه مهم است مکان نیست بلکه انسان هایی هستند که در آن مکان دور هم جمع می شوند. آنها معمولا شب ها گرد هم می آیند. شاید اگر شب ها کمی دقت کنیم در گوشه ای از بوستان های شهر آنها را ببینیم. اگر در حال رفتن به دورهمی خود باشند، پیر یا میان سال یا جوان، با چهره هایی معمولی، بعضی از آنها کمی شکسته تر از معمول، معمولا تند قدم برمی دارند و اگر بعد از اتمام جلسه آنها را ببینیم، در حالی که هر چندنفرشان حلقه ای تشکیل داده اند و با هم صحبت می کنند، آن لیوان چای های یک بار مصرف یک شکل که در دستشان است، مشخصه اصلی آنهاست.

رای دموکراسی معتادان در حال بهبودی به چای

انجمن معتادان گمنام یا همان NA ایران در وب‌سایت رسمی خود اعلام کرده است که جلسات بهبودی در اکثر شهرها و بسیاری از روستاهای کشور برگزار می شود. این انجمن بر اصل گمنامی استوار است و هیچ‌گونه آمار رسمی و مستندی از تعداد دقیق اعضا در اختیار نیست اما برآوردها از برگزاری 300 تا 500 جلسه در هفته در اوقات صبح، ظهر، عصر و شب در کشور حکایت دارد. نگارنده برای تهیه این گزارش تماس ها و گفتگوهایی با اعضای این انجمن به صورت تصادفی در سراسر کشور انجام داده(بیش از 100 تماس با اعضای na در 63 شهر و 25 روستا) که بر اساس اطلاعات دریافتی، چای نوشیدنی رسمی در حدود 98 درصد این جلسات است. از این نمونه آماری می توان نتیجه گرفت، چای در جلسات انجمن معتادان گمنام ایران، محبوبیت فراوانی دارد و یکی از مهم ترین ارکان برگزاری جلسه است. طبق اطلاعاتی که اعضای انجمن na در اختیار نگارنده قرار داده اند، برای پذیرایی با چای در هر جلسه فردی به صورت داوطلبانه مسئول می شود و این فرد مشخصا مسئول پذیرایی نامیده  شده و در پایان جلسه با دست زدن مورد تشویق اعضا قرار می گیرد. انجمن معتادان گمنام بر پایه دموکراسی و رای اعضا اداره می شود و درباره پذیرایی با چای هم رای اعضا تعیین کننده است. نکته جالب توجه این که با وجود محبوبیت روزافزون قهوه و نسکافه در کشور طی سال های اخیر، اعضای انجمن معتادان گمنام همچنان وفاداری خود را به چای حفظ کرده و پیشنهاداتی که در بعضی جلسات برای پذیرایی با قهوه به جای چای مطرح شده، آرای لازم را کسب نکرده است.

مزرعه چای پدری را احیا می کنم

علی – س، صیاد 49 ساله اهل یکی از شهرهای ساحلی گیلان، تمام عمرش تریاک مصرف کرده بود و فکر می کرد تا پیچ قبرستان باید به مصرفش ادامه دهد. می گفت مادرم در نوزادی مرا با سوخته تریاک آرام کرده و از همان نوزادی با این مواد لعنتی اُخت شده ام. قبل از آشنایی با انجمن معتادان گمنام، شعارش این بود: لبی که خورد به وافور، شسته شود به کافور! وقتی هم به اولین جلسه اش آمد باور نداشت بتواند پاک بماند. به او گفتند اگر می خواهی وسوسه مصرف تریاک رهایت کند، در جلسه خدمت کن. او از خدمات جلسه پرس و جو کرد و فهمید می تواند مسئول پذیرایی با چای شود. این بهترین انتخاب برای او بود. چای برایش یادآور روزهای خوب کودکی بود؛ روزهایی که تماشای مزارع سرسبز چای در اطراف آبادی شان، چشمش را پرفروغ می کرد، روزهایی که در کنار مادر و پدرش در مزرعه چای شان، برگ چای می چید و کار برایش بیشتر، بازی بود. او می گوید: من یک فصل یعنی سه ماهه‌ی  بهار را به عنوان مسئول پذیرایی در جلسه خدمت کردم. این خدمت باعث شد با همه اعضای جلسه دوست شوم و برای فصل بعد هم دوباره همین خدمت را ادامه دادم. منی که یک معتاد داغان بودم و هیچ کس دوستم نداشت و خودم هم خودم را دوست نداشتم الان یک سال و دو ماه است که پاکم و در جلسه همه دوستم دارند و عمو علی صدایم می کنند. همه می گویند تا چای عمو علی را نخوریم، جلسه برایمان جلسه نمی شود! رویایم این است که مزرعه چای پدری ام را احیا کنم چون بخاطر اعتیاد به مزرعه رسیدگی نکردم و محصول خوبی نمی دهد اما تصمیم دارم به مزرعه رسیدگی کنم و دوباره همان چای بی نظیر دوران کودکی را از آن برداشت کنم.

رای دادیم که فقط چای ایرانی مصرف کنیم

حسین – ح، که خود را معتاد در حال بهبودی با 8 سال پاکی معرفی می کند تجربه جالب توجه دیگری را درباره مصرف چای در جلسات انجمن na  عنوان می کند. او می گوید: وقتی چند سال قبل متوجه شدیم بخاطر واردات چای در کشور اختلاس بزرگی شده و پول هنگفتی به جیب دلالان و رانت خواران سرازیر شده، در جلسه ما که در یکی از مناطق کرمان برگزار می شود، رای گرفتیم که فقط چای ایرانی مصرف کنیم. اگر ما به جای واردات چای، از محصول داخلی حمایت کنیم آن رانت خوار از خدا بی خبر هم نمی تواند از شرایط سوء استفاده کند و ارز ارزشمند کشور را به یغما ببرد. ما به سهم خودمان این کار را انجام دادیم و فکر می کنم این وظیفه ملی همه ایرانی ها است که از چای بومی خودشان در برابر محصول وارداتی حمایت کنند. از وقتی چای ایرانی مصرف می کنیم تازه متوجه شده ایم، چای واقعی چه طعم و عطری دارد چون چای وارداتی انقدر اسانس دارد که طعم و عطر واقعی نمی دهد.

گره گشایی از راز چای انجمن

از سعید می پرسم: بالاخره راز آن چای که روز اول به شما دادند و فکر کردی چیزی داخلش ریخته اند که خماری را برطرف می کند، چه بود؟ وی در جواب می گوید: الان به نظرم خنده دار می آید اما باور کنید تا یک ماه باور داشتم مسئول پذیرایی جلسه در چای چیزی می ریزد که خاصیت ضد خماری و مُسکّن قوی دارد. چند بار هم حسابی زیر نظرش گرفتم که ببینم چه وقت و چطور این کار را می کند. نهایتا هم طاقت نیاوردم و از مسئول پذیرایی پرسیدم چه چیزی داخل این چای می ریزد که انقدر آرام بخش است؟ جوابی که به من داد تا همین الان برای من کار می کند. او گفت: من در این چای، چیزی نمی ریزم. من با انرژی مثبت و عشقی که این بچه ها به من دادند پاک شده ام. این چای را با همان عشقی که در وجودم ایجاد کرده اند دم می کنم که آنها هم چای را بخورند و حالشان خوب شود. راز چای این انجمن همین بود. چایی که با عشق دم شود، از تریاک و شیره و قوی ترین مسکن جهان هم قوی تر است.