شناسهٔ خبر: 78803490 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

میراث رهبر شهید آیت‌الله سید علی خامنه‌ای

آیت‌الله سید علی خامنه‌ای شخصیتی کم‌بدیل در تاریخ سیاسی ایران و جهان اسلام است که از وجوه شخصیتی مختلف فقهی، سیاسی، مبارزاتی، فرهنگی و علمی برخوردار است و بیش از چهار دهه تاریخ جمهوری اسلامی ایران با نام و اندیشه‌ها و اقدامات او پیوند خورده است.

صاحب‌خبر -

دوران طولانی حضور ایشان در قامت ریاست جمهور و رهبری نظام جمهوری اسلامی تاثیرات مهم و ماندگاری را در عرصه های مختلف بجای گذارده است. و می توان جوهره میراث ایشان را در عرصه نظری و گفتمانی و در عرصه عملی و اقدامی حول چند کلید واژه مهم یعنی تقویت اقتدار ملی ایران و پاسداری از استقلال همه جانبه و زمینه سازی برای پیشرفتی پایدار و همسو با هویت اسلامی ایرانی کشور در عرصه های مختلف صورت بندی کرد و مورد بازخوانی قرار داد. که در این یاداشت کوتاه ،نگاهی به ابعاد این میراث و وتذکری بر ضرورت پاسداشت آن خواهیم داشت :

مروری بر زندگی و آثار رهبر شهید آیت‌الله خامنه‌ای نشان‌دهنده دغدغه و تلاش مداوم ایشان برای استقلال، اقتدار و پیشرفت و سربلندی ایران و اسلام و نقد استعمار و سلطه گری در جهان اسلام است. ایشان از یک سو تحت تاثیر اندیشه جنبش احیا اسلام است که بعد از جنگ جهانی در مواجهه با استعمار و در تلاش برای استقلال و رفع عقب ماندگی جهان اسلام شکل گرفته بود و در ایران نیز تاثیر مهمی در بین بخشی از روحانیون و روشنفکران دینی داشت.و از سوی دیگر تحت تاثیر شرایط ایران در دوران پهلوی و رویکرد دین ستیزانه و استبداد و وابستگی آن رژیم به غرب بود که موجب نارضایتی و شکل گیری جنبشی اعتراضی از سوی روحانیون با رهبری امام خمینی گردید. بعلاوه اندیشه سیاسی ایشان تحت تاثیر جهان بینی وانسان شناسی اسلامی و کلام و عرفان شیعی و فلسفه و حکمت متعالیه و همچنین تفکر مکتب فقهی اصولیون عقل گرای شیعی بود که این بنیان های نظری و آن شرایط اجتماعی سیاسی در ایران و جهان اسلام در مجموع ساختار معرفتی و اندیشه سیاسی اجتماعی ایشان را شکل داد و بستر تحلیلی ایشان در حوزه اجتماع و سیاست را شکل داد.

با این دغدغه ها و در این فضای سیاسی اجتماعی، آیت الله خامنه ای در جوانی آثار مختلفی را تألیف و ترجمه کرد که عمدتاً صبغه ضداستعماری و دفاع از استقلال وآزادی کشورهای اسلامی از سلطه استعمار غرب بود که از جمله می توان به ترجمه کتابی با عنوان آینده در قلمروِ اسلام نوشته سید قطب در سال ۱۳۴۵ و ترجمه کتاب مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان و ترجمه کتاب دیگری در سال ۱۳۴۹ با عنوان ادعانامه‌ای علیه تمدن غرب و دورنمایی از رسالت اسلام اشاره کرد.

در این راستا در عرصه عملی به حمایت از مبارزات علیه رژیم وابسته پهلوی و نفوذ غرب و اسراییل در ایران پرداخت و با حمایت و همراهی از نهضت امام خمینی به عنوان چهره امین ایشان در دوران انقلاب مبارزات فکری و عملی خود را دنبال کرد که منجر به تبعید و زندان و منع منبر و سخنرانی و قرار گرفتن او در تحت تعقیب های مستمر امنیتی شد. در سال های بعد از انقلاب ایشان بعد از نقش های مختلف در نهادهای دوران گذار در سال های بعد به عنوان سومین رییس جمهور کشور با رای بالایی انتخاب شد و بعد از رحلت امام خمینی به عنوان دومین رهبر جمهوری اسلامی و عالی ترین مقام به پیشبرد اهداف نظام جمهوری اسلامی پرداخت و تلاش کرد تا پروژه تقویت استقلال همه جانبه و اقتدار ایران اسلامی را که با انقلاب اسلامی شروع شده بود، با قوت دنبال کند بطوریکه ایشان را می توان معمار ارتقا اقتدار ملی در ایران دانست که در ادامه به ابعاد این تلاش ها اشاره می شود.

آیت الله خامنه ای به عنوان فقیهی نو اندیش و سیاستمداری واقع بین ، یکی از ارکان مهم اقتدار ملی را رشد علمی می دانست. ایشان با تاثیر از آموزه های دینی و تحلیل عقلی و تاریخی، علم را سلطان می دانست و علوم تجربی و تکنولوژی را از عوامل مهم اقتدار کشور ذکر می کرد ایشان مشوق پیشرفت علمی تکنولوژیک کشور بود ساعت ها با اندیشمندان علمی کشور در مباحث مختلف جلساتی را برقرار می کرد بر حراست از تداوم روند علمی تکنولوژیک کشور به عنوان یکی از مهمترین عوامل اقتدار ملی تاکید داشت و به سیاستگذاران علمی کشور در خصوص توجه به پیشران های علم و فناوری در جهان و شناسایی دانشمندان جوان و نوآور در کشور و حمایت از آنها و موارد بی شمار دیگر همواره تذکر می داد و پیگیری می کرد. و با هدایت و پیگیری ها و پشتیبانی ایشان بسیاری از بخش ها و زیرساخت های مهم و نواورانه در کشور شکل گرفت و تقویت شد.

رشد علمی و تکنولوژیک در عرصه‌های مختلف علوم پایه، فنی مهندسی و پزشکی و همچنین شکل‌گیری حلقه‌های علمی دانشمندان جوان حول فناوری‌های جدیدی همچون نانو، سلول‌های بنیادی، صنایع هسته‌ای و موشکی و هوافضا ولیزر وشرکت های دانش بنیان اوج گرفت که این تغییرات زمینه‌ساز یک جهش ملی مهم در عرصه‌های مختلف در کشور در مقایسه با سطح رشد علمی در منطقه و جهان شد.

قدرت نظامی در اندیشه و عمل و تجربه زیسته ایشان برای حفظ و تقویت اقتدار و استقلال کشور اولویت و اهمیت خاص داشت. در این راستا وی نقش مهمی در پیشرفت نظامی ایران و ارتقا فناوری های آن از طریق ترغیب و هدایت نیروهای نظامی و تقویت قدرت نظامی کشور و خودکفایی در ساخت تجهیزات جنگی و اقتدار نظامی ایران در عرصه صنایع دفاعی شد بطوریکه وی را می توان معمار قدرت نظامی بازدارنده ایران نیز لقب داد. ورود او به مباحث نظامی به دوران جنگ برمی گشت وی در دوران جنگ نقش مهمی در مبارزه با رژیم بعثی داشت تسط او بر مباحث نظامی او را به عنوان چهره ای حامی ارتش و مورد وثوق رهبری در دوران جنگ کرده بود.

تجربه زیسته او در جنگ و مشکلات تجهیزاتی جنگ مخصوصا در دوران حملاتی دفاع به شهرهای کشور توسط دولت بعثی عراق و تجربه دیدن مردم مظلوم ایران که در تجاوز موشکی و هوایی گستره عراق ابزار پاسخگویی متناسب و بازدارنده ای نداشتند ، انگیزه او را در این مسیر بشدت تقویت کرد و باعث شد تا با هدایت ایشان شهرهای موشکی و توانمندی موشکی کشور بشدت ارتقا یافته و ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای پیشرفته بتواند در مقابل جنگ کاملا فناورانه دو قدرت بزرگ اتمی جهان و یک ابر قدرت در دو جنگ حدود دو ماهه ایستادگی کند و آنها را مجبور به عقب نشینی از خواسته های ناعادلانه و نامشروع خود کند و تمامیت ارضی را حفظ کند.

آیت الله خامنه ای به عنوان یک عالم فرهیخته علوم انسانی، توجه ویژه ای به نقش علوم انسانی در پیشبرد اقتدار و استقلال و پیشرفت کشور داشت و علوم انسانی را نرم افزار پیشرفت کشور می دانست. و لذا به مفهوم سازی در علوم انسانی به عنوان بستر اصلی نظریه پردازی و الگو سازی جهت حرکت بخش های مختلف به سمت وضعیت مطلوب توجه خاص داشت از جمله این مفاهیم می‌توان به تمدن نوین اسلامی، الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت، علوم انسانی اسلامی، سبک زندگی اسلامی ایرانی، نظام انقلابی، استعمار فرانو ، مهندسی فرهنگی ، جنبش نرم افزاری و... اشاره کرد. که کوشیدند نظام جامعی از مفاهیم و اصطلاحات را شکل دهند تا برپایه آن مفاهیم، تصویر بدیل خود را در حوزه سیاست و جامعه در مقابل مکاتب موجود ارائه کنند. این تصویر مبتنی‌بر مفاهیم جدید و یا بازسازی‌شده و منبعث از بنیادهای دینی و فرهنگی و هویتی ایران است که حول معرفت‌شناسی، هستی‌شناسی و انسان‌شناسی دینی ـ بومی صورت‏ بندی شده است. که مجموعه این مفاهیم مختلف در ساحت اندیشه با یکدیگر هم‌افزا شده و پیوند معنایی با هم پیدا کرده اند و نظام‌واره فکری و سیاسی اندیشه انقلاب اسلامی در ایران را در مقابل مکاتب رقیب شکل دادند و در واقع اقدامی در مسیر اقتدار گفتمانی انقلاب اسلامی محسوب می شد.

آیت ‏الله خامنه‏ ای همانند بسیاری از نوگرایان دینی معاصر، در نحله کسانی قرار دارند که معتقد به امکان گزینش از تمدن غرب و تصرف در آن و متناسب ساختن آن با نیازهای بومی کشور و نیز استفاده از تجارب بشری ‏اند: در واقع تمدن غربی را کاملا نفی نمی کند بلکه نگاه منتقدانه‏ ای به مدرنیته و تمدن غرب دارد و آن را تمدنی مبتنی بر یک انسان شناسی ناقص می داند که بر اساس درک درستی از نیازهای واقعی بشر بنا نشده و لذا با بحران های مختلفی در گیر است و دارای پیامدهای مخرب برای انسان ‏ها می ‏داند؛ لذا غربی‏ سازی را همانند بسیاری از مکاتب توسعه، به‏ عنوان هدف پیشرفت نمی‏ پذیرد.

هرچند استفاده از تجارب مثبت این تمدن را می پذیرد و می گوید : «ما ننگمان نمی‏ کند که از دیگران یاد بگیریم. آنچه که بد است این است که ما بیاییم الگوهای ملت ‏های دیگر و فرهنگ‏ های دیگر را دربست در بین ملت و کشور خودمان پیاده کنیم.» ایشان معتقد است که می‏ افزاید: «ما باید از تجربه ‏های دنیا، چه دنیای غرب چه دنیای شرق و ملت‏ های گوناگون، حتماً استفاده کنیم. برای کیفیت ‏بخشیدن به الگوی خودمان؛ نیاز ما به تحول از اینجاست. این تحول باید براساس ایجاد یک الگوی مستقل ایرانی و برخاسته‏ از معنویات و نیاز این کشور باشد؛ و ما باید یک چنین الگویی به‏ وجود بیاوریم.»

ایشان حتی معتقد به اشتراک بخش ‏هایی از تمدن غرب با تمدن اسلامی است: «ما اگر نقاط افتراق پیشرفت با منطق اسلامی را با توسعه غربی می‏ شماریم، نباید از نقاط اشتراک غفلت کنیم؛ یک نقاط اشتراکی هم وجود دارد که اینها در توسعه کشورهای توسعه ‏یافته غربی کاملاً وجود داشته؛ روح خطرپذیری که انصافاً جزء خلقیات و خصایل خوب اروپایی‏ هاست، روح ابتکار، اقدام و انضباط چیزهای بسیار لازمی است. در هر جامعه ‏ای که اینها نباشد پیشرفت حاصل نخواهد شد. اینها هم لازم است. ما باید اینها را یاد بگیریم، یاد هم می‏ گیریم؛ اگر هم در منابع خودمان باشد، باید آنها را فرابگیریم و عمل کنیم.» (بیانات در دیدار استادان و دانشجویان کردستان، ۲۷/۲/۱۳۸۷)

آیت الله خامنه ای نظریه پرداز تمدنی بود و به عنوان یک تمدن بدیل از تمدن نوین اسلامی یاد می کرد. بحث تمدن در ایران و جهان اسلام و دلائل افول آن و تلاش برای احیا مجدد آن یکی از دغدغه های مهم ایشان محسوب می شد و هدف انقلاب اسلامی را تمدن سازی می دانست از دیدگاه ایشان، «تمدن نوین اسلامی بر خلاف تمدن غربی که مبتنی ‏بر جهان ‏بینی مادی است، مبتنی ‏بر جهان‏ بینی الهی و مبانی انسان‏ شناسی و معرفت‏ شناسی توحیدی است؛ لذا صبغه ‏ای ایمانی، عادلانه و اخلاقی دارد» و احیا تمدن اسلامی در شرائط زمانی جدید است. مؤلفه‏ های این تمدن شامل دو بخش سخت ‏افزاری، یعنی علم، اختراع، صنعت، سیاست، اقتصاد، اقتدار سیاسی و نظامی، اعتبار بین ‏المللی، تبلیغ و ابزارهای تبلیغ» و نرم ‏افزاری به معنای سبک زندگی و الگوهای رفتاری در حوزه ‏های گوناگون است.

الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت نیز مفهوم کلیدی دیگری بود که آیت‏ الله سیدعلی خامنه ‏ای به عنوان فقیه پیشرفت در ایران ، آن را در دهه سوم انقلاب به ‏منظور تصحیح مسیر و رفع موانع پیشبرد مسیر توسعه در ایران مطرح کردند ، ایشان واژه پیشرفت را که به معنای تعالی توامان مادی و معنوی انسان بود در مقابل واژه توسعه که حاصل تجربه غرب و مبتنی بر تجربه جهان غرب و پیشبرد ابعاد مادی زندگی انسان بود هوشمندانه وآگاهانه بکار می برد. و در واقع خواستار الگوی توسعه کامل تری بود که ضمن استفاده از تجارب بشری و عقلانی بتواند با مبانی فرهنگی و هویتی ایرانی و اسلامی سازگاری داشته باشد که این ایده را می توان تداوم دغدغه بخش مهمی از اندیشمندان تاریخ دویست ساله گذشته ایران دانست. و اندیشه آیت‏ الله خامنه‏ ای درباره این الگو قرابت تنگاتنگی با اندیشه نوگرایان دینی فقه‏ محور دارد که به برخورد گزینشی و تصرف در دستاوردهای تمدن جدید با استفاده از توانایی ‏ها و ظرفیت‏ های فقه اصولیون شیعی و متناسب با نیازهای بومی جوامع اسلامی و مبتنی‏ بر عقل جمعی و نخبگانی تأکید می‏ کنند.

در عرصه سیاسی مهمترین میراث این فقیه نو اندیش و مردمی، حمایت و پاسداری و تقویت الگوی مردمسالاری دینی بود که با انقلاب اسلامی شکل گرفته بود و همواره توسط دو جریان که هریک بخشی از آن را (اسلامیت یا جمهوریت ) را برجسته می ساختند، به چالش کشیده می شد، آیت الله خامنه ای مردمسالاری دینی را یک کل یکپارچه می دانست که در آن مشروعیت الهی و مشروعیت و مقبولیت مردمی دو جزء جدایی ناپذیر آن را تشکیل می دادند. ایشان بشدت به نقش مردم در حکومت به عنوان یک امر واجب شرعی و عقلی که بدون آن نمی توان حکومت دینی را مستقر کرد و تداوم داد باور داشت و برای رفع موانع مشارکت سیاسی و حضور مردم تلاش می کرد.

ایشان تشویق مردم به مشارکت و رفع موانع این مشارکت حداکثری را امری عقلی و شرعی می دانست و نهادهای نظارتی انتخابات را به قانون گرایی، شفافیت و دقت نظر معطوف به مشارکت حداکثری توصیه می کرد. و حتی در مواقعی افراد رد صلاحیت شده را بر می گرداند و خواستار حضور سلایق مختلف در انتخابات و مشارکت حداکثری مردم بود. و مشارکت بالا را عامل اقتدار سیاسی جمهوری اسلامی می دانست. بعد از انتخابات بر صیانت از آرا مردم تاکید داشت و از منتخبان می خواست که به عهد خود با مردم پایبند باشند او از همه دولت های منتخب حمایت می کرد و نقدهای خود را نیز برای بهبود امور عرضه می کرد و گاه از آنها بدلیل کم توجهی به برخی مسائل با صراحت انتقاد می کرد همه اینها مردمسالاری دینی را ، که الگوی متمایزی در جهان امروز بود و به عنوان نقطه قوت و اقتدار حکومت دینی در ایران محسوب می شد ، بالنده تر ساخت .

وی به عنوان یک حکیم نوصدرایی که بهبود اقتصاد را مقدمه حرکت و تعالی روحی انسان در بستر اجتماع می دانست همواره در همه دولت ها بر ضرورت تسریع در اصلاحات اقتصادی تاکید داشت و نام سال های مختلف را اقتصادی انتخاب می کرد تا توجه ها را به تمرکز بر اصلاحات اقتصادی جلب کند او بشدت منتقد سیاست های اصلاح اقتصادی بدون پیوست عدالت خواهانه بود از اقتصاد مقاومتی که بتواند با اتکا به منابع بومی در مقابل تکانه های نظام سرمایه داری جهانی مقاومت کند حمایت می کرد. هرچند به دلائل مختلفی وضعیت مطلوب ایشان تحقق نیافت اما تاکیدات ایشان بستر شکل گیری گفتمان توجه به تغییر بنیادی در اقتصاد و تغییر رویکرد به اقتصاد به عنوان یک مولفه مهم قدرت ملی را برجسته ساخت. و ذا تاکید بر ضرورت بازسازی اقتصاد کشور با محوریت عدالت اجتماعی و رفع موانع تولید و رشد اقتصادی به عنوان عامل مهم اقتدار و استقلال کشور را می توان میراث دیگر امام شهید دانست.

در زمینه فرهنگی اجتماعی ایشان استقلال فرهنگی را مهم‌ترین رکن اقتدار کشور و تداوم بخش استقلال سیاسی و اقتصادی می‌دانست و تهاجم فرهنگی و تسلط فرهنگ مهاجم غرب بر اذهان جوانان ایرانی به عنوان مهم‌ترین خطر برای استقلال کشور می دانست. و نفوذ فرهنگی موج تخریب گر و سلطه طلب فرهنگی مادی گرا و سکولار را خطری بزرگ برای شکست در عرصه های مختلف ذکر می کرد. و خواستار تقویت فرهنگ وهویت ایرانی اسلامی بود. ایشان علیرغم این اهمیت از فرهنگ به عنوان عرصه مظلومی یاد می کرد که تا حدی کمتر مورد توجه دولت ها قرار گرفته و نیازمند توجه جدی است.

آیت الله خامنه ای خود شخصیتی فرهنگی و فرهیخته بود با مباحث فرهنگی به خوبی آشنا بود، نویسنده و مترجمی توانا که آثار مختلفی را نگاشت و یا ترجمه کرد کتاب دوستی و کتاب خوانی از ویژگی های مهم ایشان بود. نویسندگان داخلی وخارجی اعم از روسی، فرانسوی و انگلیسی را به خوبی می‌شناخت بیش از یکصد رمان خوانده بود و در نمایشگاه‌های کتاب شرکت می‌کرد ادیب و شاعر بود بطوریکه از دهه ۳۰ و ۴۰ شعرای نامدار او را در جلسات خود دعوت می‌کردند و در دوران رهبری خود نیز شعر و شاعری را رونق داد و شاعران و ادیبان را دعوت می کرد و ساعت ها به اشعار آنها گوش می داد. ادبیات و زبان فارسی و فرهنگ ایرانی برای ایشان از اهمیت خاصی برخوردار بود و همواره بر توسعه و گسترش آن تاکید داشت و آرزو می کرد همچون گذشته تمدنی ایران ، زبان فارسی زبان علم دنیا باشد و دیگران برای آموزش آن بکوشند و جای زبان های مسلط غربی را بگیرد او خطیبی برجسته بود که صلابت و زیبایی گفتار به خوبی در کلام او دیده می‌شد صوت خوش قرآن او در نماز جمعه و اعیاد و مخصوصاً سوره‌هایی که در نماز عید فطر تلاوت می‌کرد حلاوت حضور در این مراسم را دوچندان می کرد. حافظ قرآن بود و با قاریان و حافظان هر سال جلسه داشت ساعت‌ها وقت می‌گذاشت و می‌شنید و تشویق می‌کرد، با اساتید و عالمان دانشگاهی و روحانیون و مداحان و واعظان و گروه های مختلف فرهنگی و علمی وا جتماعی تاثیر گذار جلسات متعدد و سالانه داشت نظرات آنها را می پرسید و راهنمایی و توصیه های خود را مطرح می کرد ارتباطی پدرانه و معلمانه با نوجوانان، جوانان و دانشجویان به عنوان پیشران های تحول آینده کشور داشت وجه اخلاقی تربیتی او در مواجهه با اقشار مختلف بسیار پررنگ بود.

در عرصه اجتماعی با اعتقاد به تفاوت های اجتماعی بر ضرورت همگرایی ملی و انسجام اجتماعی به عنوان جوهره اقتدار کشور تاکید می کرد و با رویکردهای تنگ نظرانه و حذفی در برخورد با اقشار مختلف موافق نبود همه این موارد شاید به این دلیل انجام می شد که اعتقاد شخصی و قاطع به نقش فرهنگ و فرهنگ سازی در اقتدار کشور را گوشزد کند و پیش ببرد.

ایشان در عرصه سیاست خارجی و روابط بین الملل معتقد به تعامل گرایی ضد سلطه بود یعنی ضمن نقد نظام موجود دولت ملت معتقد به تعامل با آن و نه نفی و تقابل با آن بود و مبنای این تعامل منافع و مصالح کشور بود و بر این اساس به شدت از دیپلماسی و تقویت روابط با بخش مهمی از کشورها مخصوصا کشورهای همسایه و مسلمان حمایت می کرد با درایت از درگیری در چندین جنگ منطقه ای جلوگیری کرد و با حمایت ایشان روابط ایران با اکثر کشورهای جهان تقویت شد.

وی با هرگونه سلطه گری در نظام جهانی مخالفت می کردند و خواستار مقاومت در مقابل زیاده خواهی های قدرت های جهانی مخصوصا آمریکا بود. او سیاستمداری آرمانگرا اما واقع بین بود و مبتنی بر واقعیات موجود نظام بین الملل معتقد بود که «دنیا در یکی دو قرن اخیر با بروز پدیده ننگین و شوم استعمار و استکبار بین‌المللی دچار آفت‌های بزرگی شده و ریشه بخش عمده مشکلات بسیاری از کشورهای جهان مخصوصاً کشورهای ضعیف را در سلطه‌گری کشورهای بزرگ می‌دید و مبتنی بر آموزه های دینی یکی از اهداف مهم انقلاب اسلامی را مبارزه با سلطه‌طلبی استکبار وبه صورت خاص امریکا می‌دانست و برای مقاومت در مقابل سلطه گران افزایش قدرت ملی و منطقه ای و انسجام داخلی را مهمترین راهکار می دانست که عمر خود را بر پیشبرد این راهکارها و ارتقا قدرت ملی و منطقه ای ایران مصروف داشت.

این ایستادگی در مقابل زیاده خواهی های آمریکا هرچند هزینه های مهمی را به کشور تحمیل کرد که در واقع هزینه ای بود که برای حراست از استقلال و عزت کشور پرداخت شد اما رویکرد مقاومت در اشکال مختلف جنگ ومذاکره، موجب غرور ملی و رفع تحقیرهای تاریخی در مقابل سلطه گران و حراست از استقلال و تمامیت ارضی و حفظ و تداوم ایران شد و تصویری قدرتمند از ایران در جهان ارائه داد و مقاومت قدرتمندانه ایران در مقابل تهاجم دو قدرت اتمی آمریکایی صهیونی و به دنبال آن اجبار آنها به پذیرش مذاکره بر اساس شرائط ایران، این تصویر را در جهان پر رنگ تر وافتخار آمیز تر کرد که سرمایه مهمی برای پیشبرد اهداف ملی در عرصه جهانی در آینده خواهد بود .

در این راستا تقویت مکتب مقاومت و تشکیل جبهه مقاومت یکی از میراث های امام مجاهد خامنه ای کبیر است. که بخشی از سیاست‌گذاری راهبردی ایران در حوزه دفاعی امنیتی و ژئوپلیتیکی در محیط پیرامون ایران بود که به دنبال بسط قدرت منطقه‌ای و تقویت عمق استراتژیک و نقش‌یابی ایران در ژئوپلیتیک منطقه به منظور مقابله با تهدیدات مختلف نظام سلطه و هم‌پیمانان آنها علیه جمهوری اسلامی ایران بود با شکل‌گیری این جبهه ایران بر اساس سازوکارهای مکتب مقاومت از تحرک بیشتری برای تامین اهداف راهبردی خود فراتر از سازوکارهای ارتش‌های کلاسیک برخوردار شد و این امر اقتدار و نفوذ منطقه ای ایران را به طور مشهودی افزایش داد بطوریکه نقش ایران را به یک بازیگر مهم و تاثیرگذار منطقه ای ارتقا داد و بازدارندگی بسیار بالایی را برای حملات دشمنان بخصوص اقدامات رژیم صهیونیستی علیه ایران ایجاد کرد.

این مقاومت در اندیشه و رفتار سیاسی ایشان مقاومتی هوشمند با استفاده از ابزارها و امکانات مختلف معطوف به شرائط زمانی و مکانی بود که کارایی بالایی در محافظت از کشور در جنگ های تحمیلی اخیر داشت و نیاز است ضمن محافظت از آن با بازاندیشی برای اتخاذ راهبردها ی نوین برای تقویت آن در شرایط جدید معطوف به مصلحت نظام و مصلحت جبهه مقاومت اقدام کرد.

در خاتمه، این میراث گرانقدر گفتمانی و عملی این مجاهد نستوه و امام فرهیخته و شهید امت را که نتیجه آن استقلال و اقتدار ایران اسلامی شد را باید پاس داشت و این سرمایه مهم را در مسیر تقویت پیشرفت همه جانبه ام القرای شیعی در جهان اسلام استفاده کرد. وآرزوی رهبر شهید که ایجاد کشوری پیشرفته از نظر امکانات مادی رفاهی و زمینه ساز تعالی افراد جامعه و الگو و نمونه و تاثیر گذار در منطقه و جهان باشد را تحقق بخشید و در این راستا پاسداشت گفتمان و اقدامات رهبر شهید به عنوان میراث ایشان و یک سرمایه ملی که محور آن اقتدار ، و پیشرفت کشور بود نیازمند محافظت، تداوم و بالندگی بیشتری می باشد که نیاز است توسط اندیشمندان تبیین و توسط سیاستگذاران همچون یک تجربه زیسته ملی در چند دهه گذشته پاس داشته شود و مورد بهره برداری جدی قرار گیرد.