شناسهٔ خبر: 78463841 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

دانش‌آموزان بی اشتياق

بابك كاظمي

صاحب‌خبر -

كاهش انگيزه تحصيلي دانش‌آموزان به يكي از مهم‌ترين دغدغه‌هاي مدارس و خانواده‌ها تبديل شده است. بسياري از معلمان از كاهش مشاركت دانش‌آموزان در كلاس سخن مي‌گويند و والدين نيز از بي‌ميلي فرزندان خود نسبت به درس و مدرسه گلايه دارند. اين مساله تنها به عملكرد فردي دانش‌آموزان مربوط نمي‌شود، بلكه ريشه‌هاي گسترده‌تري در نظام آموزشي خانواده و شرايط اجتماعي دارد. براي درك بهتر اين وضعيت بايد به عوامل مختلفي توجه كرد كه در سال‌هاي اخير بر نگرش دانش‌آموزان نسبت به آموزش اثر گذاشته‌اند. يكي از مهم‌ترين دلايل كاهش اشتياق به درس خواندن، فاصله ميان محتواي آموزشي و نيازهاي واقعي زندگي است. بسياري از دانش‌آموزان احساس مي‌كنند آنچه در مدرسه مي‌آموزند ارتباط مستقيمي با آينده شغلي و اجتماعي آنان ندارد. هنگامي كه دانش‌آموز نتواند كاربرد دانش و مهارت‌هاي آموخته شده را در زندگي روزمره درك كند به تدريج انگيزه خود را از دست مي‌دهد. آموزش زماني جذاب خواهد بود كه بتواند به پرسش‌هاي واقعي دانش‌آموز پاسخ دهد و او را براي مواجهه با مسائل زندگي آماده سازد. عامل ديگر غلبه فرهنگ نمره‌محوري بر فرآيند يادگيري است. در بسياري از مدارس موفقيت دانش‌آموز بيش از آنكه با ميزان يادگيري و رشد فكري او سنجيده شود با نمرات امتحاني ارزيابي مي‌شود. در چنين شرايطي درس خواندن از يك تجربه لذتبخش و معنادار به فعاليتي براي كسب نمره تبديل مي‌شود. دانش‌آموز به جاي آنكه به دنبال فهم عميق مطالب باشد تنها به فكر عبور از آزمون‌هاست. اين رويكرد به مرور زمان علاقه به يادگيري را كاهش  و احساس خستگي و بي‌تفاوتي را افزايش مي‌دهد. تحولات فناوري نيز نقش مهمي در اين زمينه دارند. دانش‌آموزان امروز در محيطي رشد مي‌كنند كه سرشار از محرك‌هاي متنوع و جذاب است. شبكه‌هاي اجتماعي، بازي‌هاي رايانه‌اي و محتواي ديجيتال در مدت كوتاهي حجم زيادي از اطلاعات و سرگرمي را در اختيار آنان قرار مي‌دهند . 

در مقابل كلاس‌هاي سنتي كه بر سخنراني و انتقال يك‌سويه اطلاعات متكي هستند براي بسياري از دانش‌آموزان جذابيت كمتري دارند. اگر نظام آموزشي نتواند خود را با ويژگي‌هاي نسل جديد هماهنگ كند، طبيعي است كه بخشي از انگيزه يادگيري كاهش يابد. نااميدي نسبت به آينده نيز از عوامل اثرگذار بر افت انگيزه تحصيلي به شمار مي‌رود. دانش‌آموزي كه نسبت به فرصت‌هاي شغلي و اجتماعي آينده اطمينان ندارد، ممكن است ارزش تلاش تحصيلي را كمتر از گذشته بداند. هنگامي كه فرد احساس كند موفقيت آموزشي لزوما به موفقيت اقتصادي و اجتماعي منجر نمي‌شود، انگيزه او براي سرمايه‌گذاري بر يادگيري كاهش مي‌يابد. در چنين شرايطي مدرسه به تنهايي نمي‌تواند اين مساله را حل كند و نياز به سياست‌هاي گسترده‌تر اجتماعي و اقتصادي وجود دارد. نقش خانواده نيز در اين ميان بسيار مهم است. برخي خانواده‌ها به دليل مشكلات اقتصادي و فشارهاي زندگي، فرصت كافي براي حمايت آموزشي و عاطفي از فرزندان خود ندارند. برخي ديگر نيز انتظاراتي فراتر از توان دانش‌آموز مطرح مي‌كنند. فشار بيش از حد براي كسب موفقيت مي‌تواند نتيجه‌اي معكوس داشته باشد و به اضطراب و بي‌انگيزگي منجر شود. دانش‌آموز بيش از هر چيز به حمايت و درك نياز دارد تا بتواند با آرامش مسير يادگيري را طي كند. روش‌هاي تدريس نيز در شكل‌گيري انگيزه تحصيلي اهميت فراوان دارند. زماني كه دانش‌آموز تنها شنونده باشد و فرصت مشاركت فعال در فرآيند يادگيري را پيدا نكند، احساس تعلق او به كلاس كاهش مي‌يابد. استفاده از روش‌هاي خلاقانه فعاليت‌هاي گروهي، آموزش مبتني بر حل مساله و بهره‌گيري از فناوري‌هاي آموزشي مي‌تواند انگيزه بيشتري ايجاد كند. دانش‌آموز زماني به يادگيري علاقه‌مند مي‌شود كه خود را بخشي از فرآيند آموزش بداند. از سوي ديگر سلامت روان دانش‌آموزان نيز نبايد ناديده گرفته شود. اضطراب، استرس، مشكلات خانوادگي و فشارهاي اجتماعي مي‌توانند تمركز و انگيزه فرد را كاهش دهند. در سال‌هاي اخير توجه به سلامت روان در مدارس اهميت بيشتري يافته است، اما همچنان نياز به برنامه‌هاي حمايتي گسترده‌تري وجود دارد. دانش‌آموزي كه از نظر رواني، احساس امنيت و آرامش داشته باشد، آمادگي بيشتري براي يادگيري خواهد داشت. براي مقابله با كاهش انگيزه تحصيلي بايد نگاهي جامع به مساله داشت. اصلاح برنامه‌هاي درسي، توجه به مهارت‌هاي زندگي، كاهش وابستگي به نمره، استفاده از روش‌هاي نوين آموزشي، تقويت ارتباط مدرسه و خانواده و حمايت از سلامت روان دانش‌آموزان از جمله اقداماتي هستند كه مي‌توانند در اين مسير موثر باشند. همچنين لازم است دانش‌آموزان احساس كنند كه آموزش ابزاري براي رشد فردي و اجتماعي آنان است نه صرفا مسيري براي عبور از امتحانات. در نهايت بايد پذيرفت كه افت انگيزه تحصيلي يك مشكل فردي نيست، بلكه بازتاب مجموعه‌اي از تحولات آموزشي، فرهنگي و اجتماعي است. اگر مدارس بتوانند محيطي پويا، معنادار و اميدبخش ايجاد كنند، زمينه براي بازگشت اشتياق به يادگيري فراهم خواهد شد. آينده آموزش در گرو آن است كه دانش‌آموزان نه از سر اجبار، بلكه با علاقه و انگيزه به دنبال يادگيري باشند.
دكتري سياستگذاري عمومي