دومین شب نشست علوم انسانی با عنوان دفاع از فلسفه به همت مجله عصر اندیشه و موسسه صدرا در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد. در این مراسم حجت الاسلام زائری، آیت الله سید محمد قائم مقامی، پیام فضلی نژاد،
ژولین پلیسیه در ابتدای این نشست ایراد سخنرانی کرد. او ابتدا با اذعان بر اینکه فیلسوف نیست و حوزه کاری اش اقتصاد است گفت: من وقتی دیدیم که قرار است تحت عنون دفاع از فلسفه سخنرانی کنم بهتر دیدم که در مورد کاربردی کردن فلسفه حرف بزنم.
او با طرح این سوال سخنرانی اش را شروع کرد: آیا دفاع کردن از فلسفه به معنای کاربردی کردن آن است؟ دوست دارم به عنوان یک غیر فیلسوف جواب این سوال را بدهم. فلطفه بر اساس تعریفی که دارد از یونان آمده است و دوست داشتن حکمت تعبیر میشود. حکمت به معنای مکله داشتن برحکم، تصدیق و تکذیب یک قضیه است. و یک روش برای حکم کردن در یک مساله است.
وی ادامه داد: اما باید یک تفکیکی بین فلسفه و فیلسوف باشد. فیلسوف بر مباحث فلسفی احاطه دارد و در سطح زندگی اش متخلق به فلسفه شده است. شاید یکی از جوابهای در پاسخ این سوال باشد که فلسفه چگونه توانسته است در شخص فیلسوف نمود پیدا کند و بر او اثرگذار باشد. اگر به جوان امروزی نگاه کنیم بیش از یک واحد درسی برای فلسفه سهمی قائل نیست.
پلیسیه افزود: ما گله می کنیم چرا فلسفه منزوی شده است و دیگر فیلسوفی در دنیای سیاست و فرهنگ و اجتماع وارد نمیشود. عالم منطق و فلسفه می خواند ولی در دنیا فلسفه مهجور است. یکی از راههایی که بتوان سرزمینها را بدست آورد این است که فلسفه خود را مهجور نکند. زمانی اسکندر سراغ فیلسوف میآمد ولی امروز باید برعکس باشد فیلسوف باید به محضر قدرت برود. پس مهجور شدن فلسفه در محضر قدرت، تقصیری دوجانبه است.
این دانش اموخته رشته مطالعات اسلامی از دانشگاه تولوز فرانسه ادامه داد: شرایط روز و سرعت اطلاعات فرصت را برای تصمیمگیری درست فیلسوف گرفته است.دنیا، دنیای جواب سریع است و شرایط امروز اجازه حضور فعال فلسفه را نمیدهد.
وی با اشاره با چالش دیگر فیلسوفان در دوران امروز گفت: علوم امروز را جدا کردیم و این جدا کردن علوم، هم کار را برای فیلسوف سخت کرده است.
پلیسیه در اخر گفت:فلسفه گمنام است ولی هست. با وجود مهجور بودن فلسفه در غرب و در دنیای امروز ولی ما به فلسفه احتیاج داریم چون باید به سوالات ذهنی خود پاسخ دهیم.
در ادامه مراسم،از حجت الاسلام و المسلمین عبدالحسین خسروپناه صاحب نظریه فلسفه فلسفه اسلامی، و پرفسور کریستین یحیی بونو فیلسوف و الهی دان فرانسوی تجلیل شد.
یحیی بونو در یک خانواده کاتولیک به دنیا آمد و در سن 20 سالگی مسلمان شد. ایشان تحت تاثیر شخصیت امام خمینی (ره) و کتب و اندیشه ایشان قرار گرفت. وی پژوهشهای متعددی درمورد نظرات واندیشه امام دارد.

در ادامه نشست آیت الله قائم مقامی استاد حوزه و دانشگاه سخنرانی کرد و گفت: فلسفه بنا به معنا مطالبه حقیقت و تلاش برای درک حقیقت است و اینکه انسان متفکر احساس کند که حقیقت برای او نسبت به زندگی مرجح است. فیلسوف میگوید که من باید بفهمم تا زندگی کنم.
وی ادامه داد: اندیشه راه رسیدن به حقیقت است و فیلسوفان زندگی را در سایه این اندیشه ورزشی قرار میدهند اما باید بدانیم که مطالبه حقیقت همراه با مطالبه فضیلت که همان خوبیها و ارزشها است.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: خیلی از مشکلات غرب از زمانی شروع شد که حقیقت را جدای از فضیلت دید در صورتی که این در فلسفه قدیم غرب نبود. اما یکی از اتفاقات مبارک این عصر این است که در انقلاب اسلامی دو پدیده حقیقت و فضیلت به هم برمیگردند.از این جهت فلاسفه جای تقدیر دارند چون فضیلت و حقیقت را در زندگی معمول ترجیح می دهند.

قائم مقامی در مورد تعریضی که بر دفاع بر فلسفه وارد می شود گفت: دفاع از فلسفه محقق نمیشود مگر اینکه تعریض و اشکالی که برآن وارد است را جواب دهیم. فلاسفه در عین ستایش جای نکوهش هم دارد و آن نکوهش از این جهت است که چرا فیلسوف حاضر نیست تا انتهای خط مطالبه حق و حقیقت جلو برود. کسی مثل سقراط تردیدی ندارد و او با تمام وجود مطالبه حق میکند و جانش را برای آن میدهد. اما سوالی که وجود دارد این است که فیلسوف چرا حاضر نیست حقیقت خواهی و فضیلت خواهی را سرانجام برساند و به معنای عالم قدس و نبوت و ولایت برسد. فلاسفه بیم دارند که وارد عرصه حکمت و مدینه حکمت، نبوت و امامت شوند.
در ادامه مراسم، پیام فضلینژاد سردبیر عصر اندیشه به مناسبت یک سالگی این مجله ایراد سخنرانی کرد و گفت: عصر اندیشه عدهای ازجوانان که نسبت به علوم انسانی دغدغه مند هستند را دور هم جمع کرده است جوانانی که برپایداری گفتمان انقلاب اسلامی و اسلام ناب معتقدند.
وی ادامه داد: 8 شماره از نشریه را بدون حمایت مالی دولتی منتشر کردیم بودجه خیلی نازلی که کمتر از همایشهای فرمایشی است که در برج میلاد برپا میشود.
سردبیر عصراندیشه با اشاره به همایش دفاع از فلسفه گفت: این همایش را با هزینهای کمتر از 5 میلیون برگزار کردیم و عصر اندیشه تلاش میکند از فضاهای برگزاری همایشهای فرمایشی دور باشد.
فضلینژاد در آخر گفت: از همه حاضرین تقاضا داریم دست به قلم شوند چون تحریریه عصر اندیشه نمیخواهد تریبون یک تعداد افراد خاص باشد وجای برای تأمل واقعی است.
در ادامه همایش صوتی از آیت الله سید حسن مصطفوی مدیر گروه فلسفه و کلام اسلامی در دانشگاه امام صادق (ع) و از فیلسوفان مسلط به فلسفه سینوی در سالن پخش شد. وی به دلیل کسالت نتوانسته بود در این نشست حضور یابد و از این بابت عذرخواهی کرد.مصطفوی در این گفتوگوی تلفنی خطاب به حاضران این همایش گفت: همه را سفارش میکنم که نگذارند علوم عقلی از دست ما برود. فلسفه وحکمت نعمتی است که به دست ما آمده است این تفکر غلطی است که فلسفه از یونان است فلسفه از ایران بوده است شیخ الرئیس در دو جلد کتاب انصاف درباره حکمت مشرقیه و غیرمشرقیه به قضاوت نشسته است اما این کتاب در حمله سلطان محمود غزنوی از بین رفته است که بعدها هم شیخ الرئیس فرصت نگارش مجدد آن را نیافت.
وی ادامه داد: فلسفه گوهر گرانبهای انسانی است و لازم است جوانان آن را حفظ کنند.تمام تلاش خود را انجام دهید که فلسفه اسلامی از دست ما نرود.
در ادامه همایش میزگردی تحت همان عنوان «دفاع از فلسفه» با حضور کریستین یحیی بونو، عبدالحسین خسروپناه برگزار شد.
در ابتدای میزگرد سجاد نوروزی مجری کارشناس میزگرد سوالی را از خسروپناه پرسید مبنی براینکه چه نیازی به شناخت فلسفه داریم و چرا باید امری به نام دفاع از فلسفه را مطرح کرد؟ آیا میل به حقیقت و شناخت در نهاد انسان نیست که بخواهیم از آن دفاع کنیم.
خسروپناه در جواب گفت: بحث دفاع از فلسفه و کاربردی کردن آن دو ضرورتی است که نیاز اثبات و تبیین ندارد. دفاع زمانی مطرح است که هجمهای باشد.حمله به فلسفه کار جدیدی نیست به نظرم تمام جریانهایی که فلسفه ستیز و فلسفه گریز هستند به فلسفه خدمت میکنند و دفاع فیلسوفان اگر عقلانی باشد بر بالندگی آن کمک میکند. در دوره تاریخی دیدهایم که هرگاه متکلمان دچار رکود شدند فلسفه و حکمت هم دچار رکود شد و هرگاه فیلسوفان دچار رکود شدندعلم کلام رکود کرد.
وی ادامه داد: همه کسانی که منشأ تحول در دانش هستند افرادی بودند که در بستر انتقاد قرار گرفتند و برای همین است که باید حمله کنندگان فلسفه را ارج نهیم. اما اینکه نقدهایی به حکمت و فلسفه میشود و از آن دفاع کنیم کاری انفعالی است. اهل فلسفه باید کاری فعالانه داشته باشند و آن کاربردی کردن فلسفه برای ایران امروز است. آیا فلسفهای که در حوزه و دانشگاه مورد پژوهش قرار میگیرد، توانسته کاربردی باشد. اصلاً این سوال درست که فلسفه چرا کاربردی نیست آیا فلسفهای که علم انتزاعی است میتواند مثل بحثهای عینی و کاربردی توقع داشت. من معتقدم که میشود فلسفه را کاربردی کرد و باید این کار را انجام داد. اما در حوزه و دانشگاه کاربردی نیست و اینکه چه نقصی در آن وجوددارد در دور بعد خواهم گفت.
در ادامه نشست از یحیی بونو سوال شد که کاربردی کردن فلسفه در غرب به چه صورت است. بونو پاسخ داد ای کاش این سوال را از کس دیگری میپرسیدید و باید بگویم فلسفه در گذشته همراه با سیروسلوکی بود ولی جدا شدن بحث نظری از بحث عملی وضعیت را به شکلی کرد که در فلسفه مدرن تنها به بررسی بحثهای نظری میپردازند. سوال من این است که فلسفه اسلامی چگونه میتواند کاربردی باشد. فلسفهای که همان فلسفه قدیم است روشی معرفتی با هدف و غایت انسانسازی است. یعنی سیر و سلوکی که باعث میشود فلسفه عاطله نباشد. فلسفهای که منجر به انسان سازی به معنای خودسازی،جامعه سازی و در نهایت جهانی سازی باشد.
وی صحبتهایش را با این سوال که چالشهای امروز برای فلسفه اسلامی چیست ادامه داد: علم مدرن و علم جدید اولین چالش فلسفه قدیم است. بزرگترین لطمه به جایگاه فلسفه و حکمت را این نگاه زد که علم امده است و نیازی دیگر به فلسفه ارسطویی و دین نداریم و علم میتواند جوابگوی همه چیز باشد. این تعارض بین ظاهر فهم دین و ظاهر فهم علم ایجاد شد.
وی ادامه داد: اما این نگاه باعث شد جنگ جهانی دوم، بمبهای شیمیایی، وحادثه هیروشیما شکل بگیرد. علمی که در قرن بیستم خیلی غرور داشت متوازع شده است. و حال میبینیم که منشأ علوم امروز به سرمنشأ فلسفه ارسطویی میرسد.

بونو ادامه داد: در سال گذشته دو دوره کامل فلسفه ارسطویی در فرانسه منتشر شد اولین کرسی دانشگاهی با عنوان متافیزیک و فلسفه شناخت برگزار شد. غرب به این رسیده است که انسان خود به خود میل به متافیزیک دارد. دوم اینکه لازم دیده چالشهایی مثل شکاکیت و نسبیت را جواب دهد. شکاکیتی که میگوید نمیتوانیم بدانیم نسبیتی که همه چیز را به یک نسبت درست میداند و ایده آلیسمی که ما شناخت کامل به جهان نداریم و به این رسیده است که باید جواب داشته باشد و این جواب با پیدا کردن ورجن جدید متافیزیک حاصل میشود.
در ادامه میزگرد خسروپناه با اشاره به کاربردی کردن فلسفه اسلامی گفت: اینکه غرب فلسفه را کنار گذاشته است را قبول ندارم درست است که هگل آخرین فیلسوف جامع نگر است بعد از هگل هم با یک فیلسوف نظام مند طرف نیستیم. بعداز آن هم نظامهای فکری اگزیستانسیالیست ها و پوزیتیویستها شکل میگیرد ولی الان در جامعه غرب میبینیم که فلسفههای متعدد و متنوع هستیم چون فلسفه معرفت، فلسفه رسانه، فلسفه ترمولوژی را داریم. الان فیلسوفی سراغ ندارم که نظام فلسفی جامعی مثل کانت، هگل، فارابی، افلاطون داشته باشد.
وی با اشاره به 5 موجی که در فلسفه دوره مدرن شکل گرفته است گفت: اولین موج مربوط به قرن هفدهم که انقلاب فلسفی و علمی داشت، دومین موج برای قرن هجدهم که انقلاب صنعتی را داشت که سرمنشأاش در موج غربی است، موج سوم موج ایدئولوژیهاست همچون لیبرالیسم، سوسیالیست که ان هم مبتنی بر موجهای قبلی شکل گرفت. موج چهارم مربوط به اوایل قرن بیستم که انقلاب استعمارگری بود و فروپاشی دولت عثمانی بر ان دامن زد و موج پنجم مربوط به اواخر قرن بیستم تا امروز است که علوم بنیادی، آی تی و نانو براساس آن شکل گرفته است. ما امروز هم نمیتوانیم بگوییم غرب فلسفه را کنار گذاشته است. امروز نمیتوانیم مکانیم کوانتوم را از فلسفه جدا بدانیم. حضور آمریکاییها در خاورمیانه مبتنی بر فلسفه است.
وی ادامه داد: فلسفه اسلامی از دو کاستی رنج میبرد و باید این دو کاستی را برطرف کند تا بتواند به کارآمدی خود برسد. اولین کاستی این است که با کمک این اصول و پایههای فلسفی به سمت فلسفه امور دیگر برویم مثل فلسفه فرهنگ، فلسفه رسانه و فلسفه تکونولوژی. باید به فلسفه انسان ورود کنیم و اگر قرار است از فلسفه انسان صحبت کردیم باید بگوییم که انسان اقتصادی در مفهوم اقتصاد کیست؟ انسان اقتصادی را عالم اقتصادی پاسخ نمیدهد بلکه به این انسان اقصادی محتاج است. در مورد انسان سیاسی، انسان تربیتی و انسان اداری هم سوالاتی فلسفی مطرح است و اگر پاسخ این سوالات داده شود در شناخت انسان محقق کمک میکند.
خسرو پناه در جمع بندی صحبتهایش گفت:پس اولین کاستی این است که با کمک اصول فلسفی باید به سمت فلسفه عموم برویم و بعد به کمک آن به سمت علوم دیگر برویم. این کسانی که میگویند خوب شد که ملاصدرا فلسفه را کارآمد به عرصه علم نکرد؛ باید گفت که این اتفاق مبارکی نیست. ملاصدرا البته با جریان فکری عصر خودش درگیر شد ولی با جریان علمی عصر خود آشنا نبود و به اندازه شناخت خودش فلسفه خود را درگیر کرد. حتما اگر ملاصدار زنده بود قطعا فلسفه را دچار تحول میکرد.
این استاد دانشگاه و حوزه گفت: فلسفه باید کارآمد شود و به معنای این نیست که از فلسفه اسلامی،مهندسی و صنعت بسازیم.کاربردی کردن فلسفه به معنای این نیست که موضوع علم است. موضوع مبنای،روش و کارکرد علم است. فلسفه باید حتی در مهدکودکهای ما هم برود. نه فقط به مهد کودک و مربیان یاد بدهیم که چگونه تعقل کنند بلکه متعلق عقل، یعنی علیت را هم کودک پیش دبستانی بفهمد. این ها روش دارد و آثاری هم در این زمینه منتشر شده است.
یحیی بونو در ادامه این همایش گفت: امروز جوانهای ما با حجم زیادی اطلاعت روبرو هستند و به اصطلاح در جنگل اطلاعات هستیم ولی اینکه چطور باید از این اطلاعات استفاده کنیم و درست را از غلط تشخیص دهیم. اینجاست که باید قوانین اصلی فلسفه مثل علیت را باید بفهمیم.
انتهای پیام/
R33351/P1013130