به گزارش خبرگزاری آنا؛ داستان از یک فسیل بسیار خوب حفظشده به طول ۵۷ سانتیمتر آغاز میشود؛ نمونهای که در استان لیائونینگ چین پیدا شده و به گونهای تازه با نام «نورلراپتور بارزبولدی» (Norellraptor barsboldi) تعلق دارد. این جانور از گروهی از دایناسورهای کوچک گوشتخوار به نام «میکروراپتورینها» بوده است؛ دایناسورهایی که به پرندگان نزدیکاند و برخی از آنها پرهای بلندی روی اندامهای جلویی و عقبی خود داشتهاند.
این فسیل را یک کشاورز محلی پیدا کرد و یک گروه بینالمللی از پژوهشگران چین، ایتالیا و اسلواکی آن را بررسی کردند. نتیجه این پژوهش در ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶ در مجله «نیچر کامیونیکیشنز» منتشر شد. بررسی فسیل نشان میدهد این جانور هنگام مرگ دستکم سه سال داشته است.
مجله «نیچر» در گزارش خود درباره این کشف توضیح میدهد که میکروراپتورینها دایناسورهای کوچک و گوشتخواری بودند که حدود ۱۰۰ تا ۱۴۵ میلیون سال پیش در منطقهای زندگی میکردند که امروزه بخشی از چین است. وزن آنها حدود یک کیلوگرم بود و تاکنون صدها نمونه از این گروه کشف شده است. وجود پر روی اندامها، بهویژه اندامهای جلویی و عقبی، از ویژگیهایی است که فسیلهای این گروه را برای بررسی چگونگی شکلگیری پرواز در دایناسورهای پردار مهم کرده است.
اما یک نکته مهم وجود دارد: داشتن ویژگیهای مرتبط با پرواز، لزوما به این معنا نیست که این دایناسورها واقعاً پرواز میکردند.
چهار اندام پردار؛ اما آیا واقعا پرواز میکرد؟
فسیل جدید فقط به دلیل داشتن پر اهمیت ندارد. پژوهشگران در مقاله اصلی، ویژگیهای مرتبط با پرواز را در تکامل میکروراپتورینها با ویژگیهایی که در دودمان پرندگان تکامل یافتهاند مقایسه کردند تا ببینند این ویژگیها چگونه و با چه ترتیبی در هر دو گروه ظاهر شدهاند.
بر اساس این مقاله، از میان ۱۹۴ ویژگی مرتبط با پرواز که در میکروراپتورینها شناسایی شده بود، حدود ۳۰ درصد در دودمان پرندگان نیز تکامل یافته بود. از جمله این ویژگیها میتوان به پرهای بال، استخوانهای انگشت پا با شکل قلابمانند و بلندتر بودن یکی از استخوانهای ساعد نسبت به استخوان بازو اشاره کرد.
اما نکته مهم در این مقایسه، فقط شباهتها نیست. این ویژگیها در دو گروه با ترتیب یکسانی ظاهر نشدهاند. به همین دلیل، پژوهشگران نتیجه گرفتهاند که شکلگیری ویژگیهای مرتبط با پرواز در میکروراپتورینها و پرندگان الزاماً حاصل یک روند تکاملی مشترک نبوده است.
«نیچر کامیونیکیشنز» در توضیح این یافته مینویسد که فشارهای انتخابی متفاوت احتمالاً در شکلگیری ویژگیهای مرتبط با پرواز در این دو دودمان نقش داشتهاند. با این حال، برای بررسی اینکه این الگو در میان دایناسورهای شبیه پرندگان تا چه اندازه گسترده بوده است، به شواهد فسیلی و اطلاعات بیشتری درباره رشد استخوانها نیاز است.
پرواز، یک اختراع با یک نقشه واحد نبود
اینجاست که فسیل جدید داستان بزرگتری را باز میکند. اگر ویژگیهای مرتبط با پرواز در میکروراپتورینها و دودمان پرندگان با ترتیبهای متفاوتی ظاهر شده باشند، این احتمال مطرح میشود که پرواز در این دو گروه بهطور مستقل تکامل یافته باشد، نه اینکه هر دو گروه یک مجموعه ویژگی پروازی را از یک مسیر تکاملی مشترک به ارث برده باشند.
«مایکل پیتمن»، دیرینهزیستشناس دانشگاه چینی هنگکنگ، در گفتوگو با مجله «نیچر» میگوید این پژوهش شواهد بیشتری برای این فرض فراهم میکند که پرواز در میان دایناسورهای پردار چند بار تکامل یافته است؛ دستکم یک بار در میکروراپتورینها و دستکم یک بار در دودمان پرندگان.
«نیل گستلینگ»، زیستشناس تکاملی دانشگاه ساوتهمپتون، نیز از این یافته شگفتزده شده است که بیشتر تغییرات تکاملی در این گروه با خویشاوندان پرنده آن مشترک نبوده است. او میگوید گونههای مختلف در این دودمانها گزینههای متفاوتی را که برای تکامل در اختیار داشتند آزمودهاند و توانایی پرواز نیز مزیتهایی در اختیار آنها قرار میداده است.
البته این یافته به معنای آن نیست که نورلراپتور بارزبولدی مانند یک پرنده امروزی پرواز میکرد. «اولیور دموت»، متخصص زیستمکانیک تکاملی در دانشگاه کمبریج، میگوید هنوز مشخص نیست تواناییهای هوایی میکروراپتورینها دقیقاً چه بوده است؛ اینکه آنها فقط از درختی به درخت دیگر در هوا سر میخوردند و بدون بالزدن مسافت کوتاهی را طی میکردند یا نوعی حرکت بالزدنی با کمک عضلات نیز داشتهاند، همچنان روشن نیست.
قبل از پرواز، پرها شکل گرفتند
برای فهم اینکه چگونه چنین جانورانی سرانجام به آسمان رسیدند، باید کمی عقبتر رفت؛ به زمانی که هنوز مسئله پرواز مطرح نبود.
موزه تاریخ طبیعی لندن توضیح میدهد که بسیاری از دایناسورها پر داشتند، اما بیشتر آنها قادر به پرواز نبودند. پرها احتمالاً در ابتدا برای پرواز به وجود نیامده بودند و ممکن است نقشهایی مانند عایقکاری بدن، نمایش و استتار داشته باشند.
قدیمیترین شکلهای پر نیز لزوما شبیه پرهای کامل پرندگان امروزی نبودهاند. برخی دانشمندان احتمال میدهند ساختارهای سادهتر و شبیه مو یا کرک، بسیار پیشتر از نخستین دایناسورهای پروازکننده پدید آمده باشند.
موزه تاریخ طبیعی لندن همچنین به آرکئوپتریکس (Archaeopteryx) اشاره میکند؛ جانوری که حدود ۱۵۰ میلیون سال پیش در دوره ژوراسیک پسین زندگی میکرد و فسیل آن، که در سال ۱۸۶۱ کشف شد، از نخستین نمونههایی بود که پرهای شبیه پرهای پرواز امروزی را در یک جانور باستانی نشان داد.
اما شکلگیری توانایی پرواز ناگهانی نبود. موزه تاریخ طبیعی لندن توضیح میدهد که بسیاری از ویژگیهای مورد نیاز برای پرواز، در مراحل مختلف تکامل دایناسورهای تروپود و خویشاوندان آنها بهتدریج شکل گرفتند. در این روند، کوچکتر شدن بدن برخی از این دایناسورها و تغییرات متعدد در اسکلت نیز رخ داد؛ تغییراتی که در نهایت به ظهور پرندگان کمک کردند.
دو راه برای رسیدن به آسمان
اما یک پرسش همچنان باقی میماند: اولین دایناسورهای پروازکننده چگونه از زمین جدا شدند؟
بر اساس توضیح موزه تاریخ طبیعی لندن، دو فرضیه اصلی در این زمینه مطرح شده است. در نظریه «از زمین به بالا»، دایناسورهای سریع و زمینی هنگام دویدن، بالهای ابتدایی خود را به حرکت درمیآوردند تا ارتفاع بگیرند و هنگام دویدن، تعادل خود را حفظ کنند. منتقدان این نظریه میگویند این دایناسورها برای جدا شدن از زمین باید با سرعت بسیار زیادی میدویدند.
در نظریه دیگر، یعنی «از درخت به پایین»، دایناسورهای درختزی ابتدا به شاخههای بالاتر میرفتند، خود را به پایین پرتاب میکردند و سپس با کمک اندامهای پردار، بدون بالزدن فعال، در هوا حرکت میکردند. این حرکت هوایی میتوانست بهتدریج با تواناییهای پیچیدهتر همراه شود و در نهایت به پرواز منجر شود.
«شو شینگ»، دیرینهشناس، در توضیحی که موزه تاریخ طبیعی لندن منتشر کرده، احتمال داده است که پرواز اولیه ترکیبی از هر دو حالت بوده باشد؛ یعنی حرکتی که در آن سرخوردن در هوا غالب بوده، اما مقداری بالزدن نیز برای ماندن در هوا انجام میشده است.
از دایناسورهای پردار تا پرندگان امروزی
این داستان فقط درباره جانورانی منقرضشده نیست. یکی از بزرگترین تغییرات در نگاه دانشمندان به دایناسورها طی چند دهه اخیر، کشف ارتباط نزدیک آنها با پرندگان امروزی است.
موزه تاریخ طبیعی لندن این تغییر را بخشی از «رنسانس دایناسورها» میداند؛ دورهای که از دهه ۱۹۶۰ و کشف دایناسورهایی مانند دینونیکوس (Deinonychus) شتاب گرفت. کشفهای بعدی، بهویژه فسیل دایناسورهای پردار، تصویر قدیمی دایناسورها را تغییر داد: آنها دیگر صرفاً خزندگان بزرگ و کندی نیستند که در بازسازیهای قدیمی دیده میشدند.
امروز پرندگان، از کبوتر گرفته تا پرندگان شکاری، بازماندگان زنده یک شاخه از دایناسورها هستند. به همین دلیل، هر فسیل تازه از دایناسورهای پردار میتواند بخشی از داستان تکاملی آنها را روشن کند؛ داستانی که از دایناسورهای زمینی آغاز شد و به پرندگانی رسید که امروز در آسمان دیده میشوند.
فسیل نورلراپتور بارزبولدی نیز بهتنهایی نمیتواند پاسخ نهایی درباره منشأ پرواز را بدهد. اهمیت آن در این است که شواهد بیشتری فراهم میکند که نشان میدهد ویژگیهای مرتبط با پرواز در میکروراپتورینها و دودمان پرندگان الزاماً به یک شکل و با یک ترتیب تکامل نیافتهاند. برای روشنتر شدن این روند، شواهد فسیلی بیشتری لازم است.
انتهای پیام/