آیا پیشروی شیطان به شیوه چراغ خاموش، فریبکاری شیطان، وانموده های غیر قابل انکار علیه شناخت حق و اشتباه انداختن انسان در تشخیص حقیقت، و بازی زیر پوستی ناآشکار، در شکست و پیروزی ما نقش مهمی ندارد؟ آیا مقاصد پنهان، در ظاهر یک بازی راه انداختن در باطن اهداف بزرگ رابه صورت مخفی دنبال کردن، از جهل و خوش بینی ما بهره بردن در راه نقشه های خود بدون آنکه بدانیم و مارا ناخواسته به بازیگر صحنه سناریوی خود بدل کردن در حالی که می پنداریم با او در حال جنگیم و....اهمیت اساسی ندارد؟ اگر کسی این ابتدائیات را در باره اغوای شیطان نداند، هیچ از شیطان نمیداند. شیطان با انبیا و اولیا جنگیده و تنها خلوص انسان در عبودیت از اغوای او جلوگیری میکند.
بیایید خود را جای یکی از افراد مرعوب مطلق شیطان بزرگ بگذاریم که او را دارای قدرت و فرمانروایی مطلق میپندارد که جهان را با نقشه دقیق اداره می کند چنان که گویا خدایی نیست.
این شیطان انقلاب است که انقلاب می آفریند، انقلابیون و فکر و عملشان را بی آن که بدانند در اختیار میگیرد و اداره میکند و به راهی میکشاندشان که منافع او و طرح اوست. میخواهد از دل اشغال و تهاجم و جنگ و کودتا و قیام و تحریم و وانمودههای پیروزی و تنگه هرمز و محاصره دریایی وهوایی جنگ موشکی و دعوای هسته ای و اغتشاش و تفرقه و شکاف در حکمرانی یک چیز متولد کند: خاورمیانه بزرگ اسراییلی! در عوض کاری از بندگان خالص خدا جز تماشا بر نمیآید ـ او قدم به قدم، عادی سازی دوستی دولتهای عربی با رژیم غاصب و قدم به قدم قدرتمند کردن اسراییل دوم یعنی امارات و رها کردنش از ضربات مارا در حالی که مهمترین مدعی خاک ماست و تنها کشور حبابی نوکر آمریکا و اسرائیل است که به مستقیما حمله کرده پیش میبرد، درحالی که مسئولان دولتی به سود شرکتهای خصوصی همدست، اجازه حمله به این سراییل دوم را نمی دهند و قدم به قدم او مشغول حذف محور مقاومت و دست های قدرت ماست در لبنان و عراق وبروی کار آوردن زیدی و زیر پوستی تدارک شکست ما دیدن و حذف به نوبت اعضای محور مقاومت و بالاخره تکه پاره کردن کانون مقاومت است و نشر نومیدی محض و ما سرگرم تماشا .
اینها مبین یک نقشه زیرپوستی آمریکا در پس پشت بازی علنی مذاکره و سرگرمی ما و واکنش منفعل ماست. آنان در حال تدارک جنگ متحد همه لشکر آمریکای یهودمحورند وما خوابیم و رؤیای صلح و دوستی با دشمن وحشی منتشر می کنیم.
نکته اصلی اما فراموشی یک حقیقت تام است. حتی فرض کنید یکایک این رخداد ها بازی شیطانی بود، آیا اگر در انجام تکلیف، ما حقیقتاً متکی به خدا باشیم غمی است؟
فرضا! از خود انقلاب اسلامی شروع کنیم وقتی با خدا هستیم و به تکلیف عمل میکنیم جز عزت نتیجه غایی چیست؟ شیطان کارش را می کند، از بازی دادن صدام که بازیگری در صحنه جریان چپ بود تا ماجراهای مهار انقلاب اسلامی با جنگ و نابودی نیروهای نخبه در طی جنگ و حذف دانشمندان ما و فرسایش روحی مردم و مانور اشرافیت و قوی کردن خط هاشمی در حکمرانی جمهوری اسلامی و پیشراندن غربگرایی با اصلاح طلبان، تحولات اقتصادی به سود سرمایه داری غربی و غربی سازی و ماجرای فساد مالی، بانکی و تجارت سیاه و فربه کردن قشر ممتار رانتخوار و طبقه انگلی و مسائل مافیای ارز ، فساد و تبعیض طبقاتی و تربیت اقشار آمریکایی مرفه و توسعه بیدینی و اغتشاشات و انقلاب رنگی ۸۸ و ماجرای القاعده و سوریه وعراق و لیبی و شهادت شهید سلیمانی و شهید رئیسی، ماجرای ۷ اکتبر و ماجرای لبنان وشهادت سید حسن نصرالله و بالاخره جنگ ۱۲روزه وشهادت فرماندهان و رمضان و شهادت آقای شهید و وضعیت فرسایشی و سر برآوردن وضع سه قوا و محدودیت ارتباطی امام حاضر و غلبه فریب تفاهمنامه و خریدن زمان ومیانجیهایی که در اصل دشمنند و به سود برنامه آمریکا عمل میکنند و کارشان در ادامه« بوقت فلسطین» ، اجرای بازی «بوقت ایران» و نقشه پیشروی زیر پوستی فروپاشی ذهنی و عینی با وساطت غربگرایی چون ستون پنجم امریکا و غزه کردن ایران است و.... یعنی همه و همه اجزای طرح امریکا برای اجرای طرح صهیونیسم جهانی و تجزیه ایران و تشکیل خاورمیانه بزرگ و پبروزی طرح سرمایه داری صهیونیستی جهانی و پایان ایران و تغییر جدید جهان وغلبه شیطان باشد و.... در همه این بازی شیطانی مشکل از انجا غلبه کرده که ما تن به شیطنت دادیم! چرا ما تکالیف مبرهن الهی خود را در اداره امور داخلی و مقاومت خارجی بنا به رهنمود قرآن صامت و ناطق و ارزش های انقلاب اسلامی وانهاده و راه نهضت آزادی و ظریف و غربگرایان تسلیم طلب را در عمل پیش گرفتهایم؟
فرض کنید کل بازی ترامپ بر اساس محاسبات دقیق و لحظه به لحظه واکنشهای محور مقاومت طراحی شده باشد. حتی پیروزیهای مقطعی ایران، طرح سنجیده اوباشد و نقشه زیر پوستیش دارد پیش می رود، فرض کنید در بی خداترین و ظلمانیترین و نومیدانه ترین لحظه تاریخ میزیید.آیا در آن صورت واکنشتان برابر این بازی چه می بود؟ همان واکنش بی خدایان؟ همان تسلیم طلبی نومیدان و گیرافتادگان درظلمات بدون نورهدایت؟ چرا نور صراط مستقیم مقاومت را، نور قرآن و عقل استقامت را ندیده گرفتهایم؟
جواب آن است که اهل توحید و ایمان خالص هستید یا نه. اگر بنده خدایید و خدا برایتان کفایت می کند و قلبا اهل توکل هستید، همچون همه عبدالله ها و ابی عبدالله و شهدا، راه معلوم است. بن بست و پوچی و نومیدی از آن شما نیست. مشقت هست اما شما پیروزید و شیطان از شما شکست خورده و راه شما به به لقاءالله گشودهتر از هر زمان است زیرا در« نه» به شیطان تردید نخواهید کرد. نه در سخنرانی ها، در مقاومت و هجوم و عمل سرزنده و مبتکر و با نشاط علیه متجاوز غدار!
اما برعکس در این دم سخت، چرا دنباله رو افکار و نگاه و رهنامه دنیا پرستان و سست ایمانان و بی ایمانان، و گریزندگان از جهاد و مقاومت وشهادت، تسلیم هجوم شیاطین شده ایم و دروغ هایش را باور میکنیم و بازی پنهانی و زیر پوستیش را گردن نهادهایم؟!!!
آنان باور می کنند در جهان شیطان حکمران اصلی است و هر کاری از او بر می آید. آنکه باوری عمیق و خالص به خدا ندارد، آن که امیدی ندارد، آنکه خود را ناتوان می بیند و قلبش مأوای حقیقتی نیست، خدایی ندارد که حقیقتی توانمند و قادر مطلق است، قادربه هر یاری به مستضعفان، و حتی برای مؤمنان در شکست ظاهری، پیروزی باطنی او پیداست، وقتی بشری تهی از همه این حقایق است، چنین کسی و حزبی و مردمی، عزمی هم در ایستادگی و انگیزهای هم برای پیداکردن راه حل نو و بی سابقه و نیرویی هم برای نبردی مبتکرانه و تا پای جان و مقاومت و مرگی سراپا حیات و پیروزی نخواهند داشت، اینان نابینایند و شاهد عظمت پیشارو در دم شهادتی شاهدانه نیستند . کار نوکران که اساسا ماهوا فرق می کند و اوامر اجرا می کنند و از آغاز در اندیشه راه رهایی از زورگویان و مقاومت نیستند. تسلیم طلبان برای توجیه خود و اثبات حقانیت سازش خود بهترین راه را تخریب جهاد و عقل و بندگی حق وقیام کنندگان لله یافته به آنان هجوم میآورند.
هجوم به راه امام، به راه انقلاب اسلامی، راه قرآن!
امام راحل( ره) هجوم به خود و میراث داران خود و اهل مقاومت بر توحید راپیش بینی کرده بود. مرحوم سید احمد خمینی به پدر پیوست و هدف حملات ناجوانمردانه دشمنان راه حق، فرزند معنوی امام، ادامه دهنده راهش، جانشین برحقش، امام شهید(قده ) شد. هجوم به عبودیت حق، هجوم به انقلاب اسلامی و میراث امام خمینی( قده) هجوم به مقاومت ، پدیده امروز و دیروز نیست، و تردید کنندگان هم خاص امروز و اتاق های دربسته کنونی نهان روشان و تحلیل های مراکز نفاق نیستند. سردمدار این هجمه به امام وتردیدافکنی به قیام و استقامت و راهش، آمریکا، اسراییل و نوکر آنان محمدرضا شاه بود ودر حوزههای علمیه، ایادی شاه و خشک مغزان بی تقوی بودند و کوشیدند ابتدا با توهین و فشار روحی برای آن وجود الهی تنگنا و آزار فراهم کنند، چنان که به جدش، رسول خدا صلوات الله علیه و آله و سلم، یهودان و ابوجهلها و ابو لهبها و...، ستمها کردند.
هجوم با وهن و هون و تخریب خاتمه نیافت. کار به کشتار و قیام ۱۵ خرداد و زندان و تبعیدو....کشید و بالاخره به مقاله روزنامه اطلاعات و به انقلاب اسلامی ختم شد. باز همدستان همان پهلوی و جاهلان ، کار خدایی و راه امام را به شیطان سرخ نسبت دادند. و ۱۶ سال بعد، آمریکا سردمداران شیوع وانموده احمقانه آمریکایی بودن قیام امام( قده) شد!!!! و کوشید با گوادولوپ و نقشه دست کشیدن از محمد رضا شاه و بازی هایزر، یعنی گیم مذاکره توافق تخم تردید را در قلوب مردم برای آینده بکارد . این همان ادامه حمله تاریخی طاغوت و شیطان و نفس اماره بالسوء به حق و اهل توحید، انبیا و اوصیا و اولیای خدا و مؤمنان از آغاز باشندگی انسان است. امروز در این جنگ ترکیبی و وجودی، هجوم به سبیل امام خمینی و امام شهید و راه اوهام وصلح و کوچه دادن به شیطان بزرگ جزیی از همان هجوم ۶۵ساله علیه مسیر مجدد عصر است.
وانموده مرکزی و زیر پوستی شیطان بزرگ در جنگ با امام خمینی بزرگ، این منار توحید در عصر غیبت و رهبر قیام لله آن است که اصل انقلاب اسلامی را بازی خود وانمود سازد و مقاومت عاقلانه را برعکس، تسلیم به طاغوت وانمود نماید. و تسلیم را عین عقل و دین!!!! و این خود همان شیطنت زیر پوستی و اغوای حقیقی است. چرا به این دلیل ساده که جهاد و قیام و هر حرکت برای نشر توحید و حیات دینی و مقابله با کفر و ظلم و تجاوز و فساد و دفاع علیه هر یورش فردی و اجتماعی شیطان وقتی توان مقاومت دارید تا پا شهادت امری الهی و وانمود کردن آن به عنوان کاری شیطانی وانموده ی جنگ و فریب اعظم شیطان علیه قیام لله است. شیطان و اذنابش تجربه عظیم تهمتها به برترین آفریده خدا، رسول خاتم و مولا امیر المومنین ( سلام و صلوات خدا بر آنان باد.) دارند، تهمت دروغگو خواندن و کسی که نماز نمیخواند و مسلمان نیست به آن دو زده شد. اتهام به دو امام و عمل طبق طرح شیطان که اتهامی عجیب نیست.
پس برای روشنگری باید با شجاعت به روایت شیطان بزرگ و نقشه بزرگ زیر پوستی او در تغییر آخرالزمانی جهان روبروشد و دقیق آن را و عناصر فریبنده و اغواگرش راشناخت و روشنگری کرد و از حقیقت راستین و آسمانی انقلاب اسلامی دفاع نمود. تأثیر جادو وسحر افهام فقط با نور حقیقت و معرفت و عبودیت باطل می شودـ نه با سکوت در باره دلیل سازی و منطقی نمایی این اتهام! هدف این مقاله همین روشنگری است ـ یک بار برای همیشه باید به وانموده اصلی شیطان در باره انقلاب اسلامی و مقاومت و ۴۷سال ایستادگی، پاسخ گفت. این وانموده چیست که سرچشمه تسلیم بر اثر نومیدی بس بسیار، ومایه پذیرش ربوبیت طاغوت شیطنتکار، و سرپرستی فرعونیت سامری و نقشه استکبار جهانی است؟ این وسوسه همان است که روحانی و استادش و اصلاح طلبان و ظریف و سریع القلم و زیبا کلام و.... مروج و مبلغ آنند. اینکه کار جهان دست آمریکاست و ما چاره ای جز بیعت و تسلیم نداریم و راه مقاومت،و هر راه غیر از این همدستی در جنایت صهیونی، فقط کشتار و نابودی ایران نتیجه می دهد. و این همان سخن دنیا طلبان به امام حسین علیه السلام بود اینان این گریز از استقامت را و این تسلیم ظریف را در اوج قدرت مقابله، به دروغ همان دعوت به سازش در قرآن و نهج البلاغه و نعوذ بالله همان راه امام رضا علیه السلام و راه عقل وانمود می کنند!!!! ـ
کسانی که عملا می بینند خود کنار آمریکا ایستاده اند و تسلیم طلبانی رسوا برابر شیطان بزرگ هستند، برای رهایی از فشار وجدان نعل وارو می زنند و درنهان و محفل خودی و دوستان همدل ابا ندارند که بگویند اصلا انقلاب اسلامی امام خمینی بی آن که خود بداند یا شاید میدانست!!!! به جهت یک کینه قدیمی علیه پدر کشی، به عصیان ضد قدرت حاکم کشید و وبیشرمانه در گوشی زمرمه میکنند با جاه طلبی و غدی و رهبری خواهی در آمیخته بود و به چیزی تن داد که اصلش بازی آمریکایی بود: یک پروژه و گیم دقیق آمریکایی و اسرائیلی برای تغییر نقشه خاورمیانه و پیدایش و تحقق نقشه قدیمی اسرائیل بزرگ بوده !!!! قیام او در خدمت پروژه شیطان قرار گرفت و به اسلام ضربه زد و یک نظام دیکتاتوری پر از فساد ایجاد کرد. برای همین آن خط اشتباه را باید کنار نهادو از راه نفوذ زیر پوستی شیطان برگشت و به عقل گروید و با احساسات گرایی اسیر شیطان نشد. آنان مثل اغوای ابلیس حقیقت را وارو تحویل مردم ساده لوح بی تقوی چون خود می دهند اما ملت بیدار ایران گول سخن غرب پرستان و اذناب آمریکا را نمیخورد.
خود این تصویر دارای نیروی قوی اغوا کسانی است که با انقلاب اسلامی به علل مختلف زاویه دارند و استدلال پیچیده ای علیه آن نداشتند. این اغوا راه را همان وانمود می کند که به نفع شیطان است، یعنی نفی مقاومت علیه سلطه گری و جنایت و تسلیم به آمریکا! وقتی فیلسوفانشان به رسول اکرم صلوات الله علیه و آله تهمت بنا نهادن یک امپراطوری میزنند و چون ابوجهل قرآن را برساخته محمد و کلام محمد میدانند که به دروغ گفته کلام خداست، از این پیروان نفس پلید چه انتظاری است؟
از آنجا که این هجمهها زمینه ساز موجه سازی تسلیم طلبی و همدستی با پروژه آمریکاست ، لازم است باشجاعت و بدون پرده پوشی روایت دروغین شان را بی کم و کاست بیان کرد و به مردم با اتکا به قرآن، عقل ، برهان، تجربه مدارک و میتندات آگاهی داد و با امانت داری کامل، جزئیات روایت شیطانی را حداقل ضمن اشاره به رخدادهای این ۴۷ سال از زاویه دیدشان مرور و سپس نقد کرد ونشان داد اصل کار زیر پوستی شیطان همان کاری است که غربگرایان طرفدار عدم مقاومت برابر آمریکا و دوستی و صلح با شیطان بزرگ انجام می دهند نه انقلاب اسلامی با بهتان عمل طبق طرح آمریکایی . در پایان مقاله پس از بیان روایت اینان خواهیم دید.
این انقلاب اسلامی نبود که شیطنت وطرح زیر پوستی آمریکابود بلکه همین تبلیغ و تهمت به انقلاب امام (ره) و مقابله نظری و عملی با آن و تفسیر اغواگرشان است که مبین یک عملیات فریب زیر پوستی کامل است به هر دو هدف امریکا خدمت می کند یعنی به تخریب کامل باور به انقلاب و به تماشای نابودی آن و کشتار مردم و ممانعت از مقاومت از یکسو و به تسلیم طلبی و ستایش این خواست قلبی استکبار جهانی ازسوی دیگر.
از مهمترین عوامل پیروزی ما دیدن رخدادها چنان است که هست و برای کشف حقیقت، رهایی از انواع اغوای نفس مغرور و نیز شیطان فریب دهنده، اصلی چشمپوشی ناپذیر است. در برابر این حقیقت، حقیقت دیگری هم وجود دارد و آن مرعوب بودن است تا آنجا که آمریکا در چشم سست ایمانان، خدایی شکست ناپذیر می نماید که ربوبیت جهان در دست اوست و همه نقشه هایش بی کم وکاست پیش میرود. این دو دیدگاه در باره استکبار ورطه مرگبار شناختی ماست.
حقیقت آن است که شیطان بزرگ اهداف و چشمان انداز وطرح های صد ساله و بیشتر دارد. و پروژه هایی را طراحی میکند که ۵٠ سال بعد ثمرش را می چیند. غفلت از این اصل، نتیجه اش بردگی شیطان و محو و نابودی منافع ملت است. اما آیا این واقعیت به معنی آن است که مثلا انقلاب اسلامی ایران یک نقشه و بازی آمریکایی از چندین دهه پیش برای نقشه های خاورمیانه اسراییلی بود وموفق شده؟ با کدام سند و دلیل و برهان؟آیا به فرض نقشه شیطان برای راه انداختن بک انقلاب اسلامی، چنین امری، به معنی آن است خود انقلاب و رهبری آن تحت فرمان آمریکا عمل کردهاند؟ یا فرمان خدا را اجرا کرده اند؟مقاومت برابرکفر درنده متجاوز دستور قرآن است یا شیطان؟
این دیدگاه غربگرا معتقد است همه رخدادهای نیم قرنی انقلاب اسلامی ایران طرح آمریکا بوده و در عمل به آن خدمت کرده است. آنان انقلاب بپا کردند و لازم داشتند یک قطب رادیکال انقلابی ضد امریکایی در حال جدال با همه دوستان آمریکا درخاورمیانه ظاهر شود که از ترس این قدرت شیعی، بعنوان دشمن آشتی ناپذیر، مردم سنی مذهب بهراسند و در آتمسفر وانموده شکل داده شده، حکومتهای خائن نفتی فرصت یابند با رضایت افکار عمومی، به بهانه ایران خطرناک، با اسراییل آشتی کنند. و رژیم های مقاوم را نابود سارند. چنان که عراق و سوریه را با همین بازی قدرت را بدست گرفتند و دولت هاشان را تغییر دادند و حکومت های عرب در مسیر نوکری اسراییل پیش روند. چنان که امروز امارات بدل به رژیمی بدتر از اسرائیل شده و نوکران آمریکا چون عربستان و قطر و امارات و حتی پاکستان و ترکیه و نفتی های شیرده خلیج فارس و..... در اتحاد باهم مقابل ایران در خلیج فارس ایستاده اند و آمریکا هم دولت ایران را در محاصره متحدان اسرائیلی به تسلیم محض و رژیم چنح سوق داده و جریان غربگرا در ایران با طرح دقیق به تسلیم طلبی رو کرده است و به طور نهان روشانه زمینه تغییر نگاه مردم را با انواع فشارهای معیشتی و غیره پیش می برد و راه را برای تجزیه ایران هموار می کند.و آمریکا هم فضا را برای کوبیدن نهایی ایران و غزه کردن ایران و محق جلوه دادن غرب پرستان آماده می نماید. پس در واقع آمریکا است که نمی خواهد این نقش رادیکال ایران تغییر کند. و همین نقش و جنگ خواهی کاملاً به سود اوست و او مدام دست صلح ایران را پس می زند و برای تحقق اسراییل بزرگ به این نقش جنگنده و وانموده خود از ایران، به مثابه کشوری جنگی نیازمند است. امروز هم ایران را دو سر برد به سود خودش بازی میدهد.
در حالیکه ازهمه نیروهایش، اقلیم کردستان و کشور آذربایجان حتی آسیای میانه،تاجیکستان و ترکمنستان و نیز پاکستان و ترکیه و دیگرحتی دولت عراق و شیخ نشینها جهت محاصره و کشاندن ایران به اعمال نومیدانه و عصبی و جنگ طلبانه بهره می برد، راهی جز یا تسلیم یا تداوم نقش طراحی شده انقلابی که آن هم به نابودی ایران و تکه پاره کردنش ختم میشود و هر دو برد آمریکاست نمانده و ایران محکوم به اجرای نقشه دلخواه آمریکاست. این نقش یک بار پیش از این با غزه تمرین شده است. غزه درموقعیت یا مرگ خاموش یا عمل انتحاری جنگ با اسرائیل قرار داده شد. این همان نقشی بود که برای اجرایش همه بر گرد ایران انقلابی که داشت همان نقش لازم انقلابی را اجرا می کرد، گرد آورده شدند. طرح بزرگ و ارتباطات بوسیله یک فرمانده قوی آماده شد. سنوار بوسیله اسرائیل برای نقشش آزاد شد و جز شوریدن از فرط فشار راهی پیش پایشان قرار نگرفت. این شورش ۷ اکتبر درست همان چیزی بود که اسرائیل نیارمند بود و اصلا او طراحی کرده بود. اسرائیل خود،را به خواب زده و چشمش را بسته بود تا تونل حفر شود و اتفاق و بهانه برای با خاک یکسان کردن غزه صورت پذیرد و برای کریدور طلایی اسرایبل، غزه از ساکنان تهی گردد ومردم قتل عام شوند. در میان تحریک احساساتی یک جهان و سرودهای پیروزی و رسانه ها و دانشگاه های مدافع غزه، غزه دود شد و به هوا رفت ـ حال نوبت حزب الله و ایران و یمن است. این تفسیر کسانی است که معتقدند جز تسلیم هر تحرکی بیهوده است و برای نفی این مقاومت روایتی سیاه از حفظ شرافت و استقامت میسازند.
آنان وانمود می کنند، از جنگ عراق با ایران، تا ماجرای ۷ اکتبر و طوفان الاقصی تا جنگ نظامی اسرائیل و امریکا با ایران و همین ترور رهبر جهانی انقلاب و فرماندهان و ویران کردن ایران و متوقف کردن رشد علمی و تکنولوژیک و اقتصادی و...... و وقایع برخورد نا جوانمردانه و اسفبار غربگرایان به حزب الله و بازی خروج نظامی از عراق و خواست تعطیل حشدالشعبی ووضع حکمرانی در ایران، مسیر، در اصل همان مسیر طراحی شده ی سرمایه جهانی یهود برای حذف ایران بوده پس غربگرایان میگویند از مقاومت دست برداریم و فقط مذاکره کنیم و اسم تنگه هرمز را تنگه ترامپ بگذاریم و بهترین راه همان تسلیم به آمریکا است و از کشتار بیهوده مردم جلوگیری کردن!
این سناریو و روایت کسانی چون هاشمی و ظریف و روحانی و خاتمی و غربگرایان، چیزی کم ندارد جز حذف خدا و عبودیت حق و عاشورا و قرآن و امر عظیم انبیا و شهادت وقتی راهی نمانده و تمام راهها ازسوی طاغوت بسته است جنگ تا آخرین قطره خون، فوز عظیم و گشوده ترین راه پیروزی بر کفار حربی و راه حقانیت ابدی و بهشت رضوان الهی در عصر غیبت است و عدم پذیرش همدستی با کفر. چون شیطان بزرگ اخرالزمانی به آن که در گوشه ای بنشینی رضایت نمی دهد، بلکه خواهان همدستی و جنگ تو با خداست و بیعت با طاغوت. کسانی راضی هستند و کسانی تا شهادت تن نمی دهند و این همان موقعیت حسینی و تکلیف آخرالزمانی است که امام بزرگ از روز اول به این ادای تکلیف پای فشرد و همه چیز را تا آخر گفت و پیروزی دست خداست و عزت از عبودیت و استقامت زاده می شود. اما این غرب زدگان با حذف خدا و سنت های خدا و اراده و قدرت خدا و یاری در صورت ایمان حقیقی و خالص، فقط طاغوت را میبینند و او را فعال ما یشاء میبینند و این خطای عظیم و اعظمشان است ببینیم چگونه؟
فرض کنیم تمام سناریوی اصلاح طلبان غربگرا درست و عین واقعیت باشد. و شما بین تسلیم تن دادن به مرگ خاموش و ذلت و پذیرش سرپرستی کفر و نوکری جنایت بدون هیچ واکنش، یا قیام وشهادت و تنها ماندند میدان و کاری حسینی مخیّر باشید. فرض کنیم حتی از طراحی آمریکا برای استفاده از مقاومت و قیام آگاه باشیم. عقل و دین و اسلام و قرآن و اهل البیت و فطرت و انسانیت و تجربه و تفقه و اجتهاد و فتوی چه می گوید؟ آن فرمان خدا که وقتی زمینگیرو فلج و ناتوان نیستی، برابر تجاوز و مخیر بودن بین ابزار جنایت شدن و جهاد و مقاومت، تکلیفت مقاومت است، چه می شود؟ رهبری مقاومت فرمان خدا را اجرامیکند نه فرمان کفر را ومیلیونها نفر جانفدا آماده رزمند این دیگر چه فریبی است که نقشه مقاومت برای برده نبودن از سوی دشمن است و نباید مقاومت کردو باید برده بود ؟!!!! ما میپرسیم:
آیا خدا نیست؟ خدا نفرموده تسلیم شیطان نشوید؟ خدا دستور داده برای دو روز زندگی ننگین در دنیا، طوق طاعت شیطان را بپذیرید؟ مگر انسان در قلبش، فکرش و عملش نمی تواند به فرمان خدا عمل کند؟ شیطان هر نقشه ای داشته باشد، چه ربطی به انجام تکلیف الهی و اجرای فرمان خدا و بندگی حق دارد؟ آیا شیطان خواهان آگاهی مردم علیه طاغوت و مخالفت جهان با ستم و کوتاه کردن دست غارتگران و جنایتکاران و مقاومت علیه فسادو استبداد و نفی زورگویی استکبار است؟ باید دانست، هرشعبده و جادوی شیطان و منافقان تسلیم طلب و تلاشگران ایجاد تردید، نابود می شود وقتی پای گوش بفرمان حق بودن و بندگی خالص پیش میآید. در همه مراحل رهبری دو امام انقلاب اسلامی اصول حق پرستی و ایستادگی در راه حق و تقابل عاقلانه و شجاعانه با دشمنان خدا هرگاه بوسیله دولتی اصول امام کنار گذاشته شد، در واقعیت قدمی برای پیروزی شیطان برداشته شد.
استکبار کارش چپاول و گسترش سلطه است و از کسی اجازه نمی گیرد و مراعات اخلاقی مردم را نمیکند، تنها مقاومت تا پای جان مانع اوست و وقتی جز این راهی نمانده هر تعلل وسستی خواست اوست. این را باید عمیقا درک و باور کنیم و اسیر فریب دشمن نشویم. تردیدی نیست که فقط نظام اصیل ولایت فقیه بارهبری عاقل و دانا به اسلام و قرآن و عترت و خالی از اهوا و جهانشناس و شیطان شناس، همه وجودش متوجه درک تکلیف الهی در هر لحظه است در نتیجه در تقوای الهی او هرگز ذره ای از شیطان و ترس از شیطان و عمل به نقشه شیطان و تزلزل در اجرای حکم حق جایی ندارد. و وهمیات ابزار شدن انقلاب اسلامی خود نمونه ای از وانموده و اغوای زیر پوستی شیطان برای ایجاد تردید و دست شستن ازمقاومت است. انقلاب اسلامی ماهوا ابزار شیطان نیست بلکه انواع جریانات اقتصادی و سیاسی و فرهنگی سست ایمان و منافق نا خالص قلبی و فکری و عملی دنیا پرست و شیطان زده درون حکمرانی هستند که راه استقامت را ترک میکنند و به شیطان در قوای جمهوری اسلامی راه میدهند.
امروز شیطان بزرگ دو کار اساسی را پیش می برد، عملیات و بازی های آشکار و چند وجهی که همه هیاهو ها در علن و پیدا، جزیی از این بازی است و عملیات نقشه زیرپوستی!
شیطان بزرگ کار نهایی اش فرسایش مقاومت مردم و نیروی نظامی، سوزاندن فرصت های ایجاد تنگناهای استراتژیک برای دشمن است که اهمیت آن تنگناها و تحمیل شجاعانه هزینه های گزاف و ابتکارات ما، وادار کردن آمریکاست به دست شستن از نقشه نابودگرش در این مقطع رشد و قوی شدنمان و گرفتار شدن آمریکا در بحران داخلی و ممانعت از کار اصلی اش ، یعنی پیشرفت در نقشه زیر پوستی تشکیل خاور میانه بزرگ زیرسلطه اسراییل. اجرای این نقشه تغییرصهیونی در لابلای جنگ و صلح حاضر، همان حرکت قدم به قدم نابودی اعضای محور مقاومت، تشکیل اتحاد صهیونیستی گرداگرد ایران، تجزیه ایران و پیوستنش به پیمان تامین هژمون اسرائیل با واسطه گری غرب پرستان درون حکمرانی است که این تسلیم ما را به شیطان کاملا «عاقلانه » میدانند. اجازه دادن به خط دلمشغولی غربگرایان و اهل بازی مذاکره و راه باز کردن برای قدرت متحدصهیونی و امثال امارات کار خود را پیش بردن و سراپای دولت عراق گرفتار جذام نوکری و فرمانبری و وابستگی ساختاری آمریکا شدن و بدل گشتن به دشمن ایران و.... حاصلش، خیانت به اسلام و ایران و انقلاب اسلامی است، و همدستی در اهداف قتل امام شهید و رژیم چنج و عملی شدن خط جریان آمریکایی درون حکمرانی وضد خط انقلاب اسلامی و دو امام بزرگوار و عزت بخش محسوب می شود ـ موضوع شناخت حرکت زیر پوستی شیطان در بازی جنگ علن کنونی، خیلی امر مهمی است. تمام جنگ علیه انقلاب اسلامی یک گیم و وانموده است که میکوشد، یک جریان مخفی و زیر پوستی پیشرفت اتحاد حکومتهای فاسد آسیای غربی برای پذیرش هژمونی اسراییل بزرگ و تحقق آن را پیش ببرد و نهان دارد. وقتی این نکته را ندیده گیریم جنگ و صلح ما با رهبرد های اصلاح طلب های غربگرا،به سرگرمی و ابزاری در خدمت تنش زدایی با اسراییل، قدرت یابی اسرائیل دوم و تشکیل اسراییل بزرگ بدل خواهد شد. ولو با پایان این اسرائیل. موضوع اصلی بلعیدن آسیای غربی بوسیله صهیونیسم جهانی است و تصرف منطقه بوسیله اتحادیه صهیونیستی متشکل از دولت های عربی. هرچند روزی اسراییل هم حذف شود. باید کل خاورنزدیک و آسیای غربی،و آفریقای مسلمان مصر و سودان و سومالی و اتیوپی و، تا لبنان وسوریه تا ترکیه، و امارات و عربستان و خلیج فارس و ایران تجزیه شده و فسقلی های نوکر در همسایگی ما و پاکستان و افغانستان و آذربایجان و عراق و.... زیر سیطره اتحاد صهیونی در آید. اینکه در این قلمرو صهیونی خود اسراییل به شکل امروز با شد یا نه در ان روز رؤیایی ی صهیونیستی مهم نیست. مهم آن است ایران قوی حذف شود تا سد این خیال باطل و فدرالیسم صهیونی شکسته شود زیرا ترکیه و پاکستان و عربستان مقاومتی نخواهند کرد. راه پیشروی جریان صهیونیستی زیر پوستی را که. سرطانی پیشرونده است سد کنیم. دست روی دست گذاشتن ما، به پیوند و رشد و غول شدن بچه صهیونیستهایی مثل امارات و حرکت زیر جلدی شیطان دورادورمان و خاورمیانه جدید صهیونیستی یاری میرساند. این یعنی نابودی ما. و نابودی ما باترک اصول انقلاب اسلامی و نفی استقامت و امید واهی صلح کلید میخورد.