به گزارش خبرنگار حوزه استان های خبرگزاری تقریب، شهاب ادواری؛ کارشناس رسانه و فعال فرهنگی در یادداشتی با موضوع جنگ شناختی آورده است:
جنگ شناختی یعنی استفاده از ابزارهای رسانهای، تبلیغاتی، تکنولوژیک و روانشناختی برای تغییر طرز فکر، باورها، ارزشها و در نهایت «رفتار» یک فرد یا یک جامعه. در این جنگ، مغز انسان «میدان نبرد» است.
تفاوت با جنگ نرم
اگرچه جنگ شناختی شباهتهایی با جنگ نرم دارد، اما یک تفاوت اساسی دارد:
جنگ نرم: بیشتر بر «ایدئولوژی» و «فرهنگ» متمرکز است و فرآیندی بلندمدت دارد.
جنگ شناختی: به علوم اعصاب، روانشناسی رفتاری و تکنولوژیهای نوظهور مانند هوش مصنوعی و تحلیل کلاندادهها مجهز است.
این نوع جنگ سعی میکند با شناخت نحوه کارکرد مغز، از «خطاهای شناختی» استفاده کند تا فرد را به نتیجهای برساند که خودش فکر میکند نتیجهگیری شخصیاش بوده است!
ابزارها و روشها
جنگ شناختی از طریق لایههای مختلفی اعمال میشود:
بمباران اطلاعاتی: ایجاد سیل عظیمی از اخبار درست و غلط به گونهای که مخاطب توانایی تشخیص حقیقت را از دست بدهد.
ایجاد «اتاقهای پژواک» : الگوریتمهای شبکههای اجتماعی فرد را در حبابی از اخبار و نظرات همسو قرار میدهند تا تعصبات فرد تقویت شده و قدرت نقد و تفکر بیطرفانه از او سلب شود.
مهندسی ترس و ناامیدی: القای حس شکست، ناکارآمدی و ترس از آینده برای فروپاشی روانی جامعه.
استفاده از هوش مصنوعی: تولید اخبار جعلی، رباتهای تعاملی و تحلیل دقیق ذائقه مخاطب برای هدفگیری نقطهای پیامها.
اهداف جنگ شناختی
تغییر سبک زندگی و اولویتها: جایگزین کردن ارزشهای بومی با ارزشهای وارداتی.
شکاف اجتماعی: دوقطبیسازی جامعه، ایجاد سوءظن بین اقوام، مذاهب و گروههای سیاسی.
سلب اعتماد عمومی: تضعیف باور مردم به نهادهای حاکمیتی، رسانههای رسمی و ساختارهای قانونی کشور.
انفعال یا واکنشِ اشتباه: وادار کردن جامعه به اتخاذ تصمیماتی که در بلندمدت به ضرر منافع ملیاش است.
چگونه در برابر جنگ شناختی ایمن بمانیم؟
در مواجهه با این نوع جنگ، «سواد رسانهای» تنها دفاع نیست؛ بلکه باید به «سواد شناختی» مجهز شد:
تفکر انتقادی: پذیرش این اصل که هر خبری که میشنویم یا میبینیم، لزوماً حقیقت نیست و باید منبع، هدف و زاویه دید آن را تحلیل کرد.
مدیریت هیجان: جنگ شناختی از احساسات (خشم، ترس، شادیِ آنی) تغذیه میکند. هرگاه خبری باعث واکنش تند و فوری (احساسی) در شما شد، باید بیشتر به آن شک کنید.
تأمل و وقفه: قبل از بازنشر یک خبر یا موضعگیری تند، اندکی صبر و تحقیق کردن، یکی از قویترین سپرها در برابر عملیاتهای روانی است.
شناخت خطاهای ذهنی: آشنایی با خطاهای شناختی (مثل تأییدطلبی که باعث میشود فقط اخبار همسو با باور خودمان را باور کنیم) به ما کمک میکند آگاهانهتر قضاوت کنیم.
جنگ شناختی جنگِ «روایتها» است. کسی که روایتِ غالب را در ذهن مردم بسازد، بر میدان نبرد پیروز شده است. در دنیای امروز، امنیت تنها به داشتن موشک یا ارتش قوی نیست؛ امنیتِ ذهنیِ جامعه در برابر این بمباران اطلاعاتی، یکی از ارکان اصلی اقتدار ملی محسوب میشود.
انتهای پیام/
∎
جنگ شناختی یعنی استفاده از ابزارهای رسانهای، تبلیغاتی، تکنولوژیک و روانشناختی برای تغییر طرز فکر، باورها، ارزشها و در نهایت «رفتار» یک فرد یا یک جامعه. در این جنگ، مغز انسان «میدان نبرد» است.
تفاوت با جنگ نرم
اگرچه جنگ شناختی شباهتهایی با جنگ نرم دارد، اما یک تفاوت اساسی دارد:
جنگ نرم: بیشتر بر «ایدئولوژی» و «فرهنگ» متمرکز است و فرآیندی بلندمدت دارد.
جنگ شناختی: به علوم اعصاب، روانشناسی رفتاری و تکنولوژیهای نوظهور مانند هوش مصنوعی و تحلیل کلاندادهها مجهز است.
این نوع جنگ سعی میکند با شناخت نحوه کارکرد مغز، از «خطاهای شناختی» استفاده کند تا فرد را به نتیجهای برساند که خودش فکر میکند نتیجهگیری شخصیاش بوده است!
ابزارها و روشها
جنگ شناختی از طریق لایههای مختلفی اعمال میشود:
بمباران اطلاعاتی: ایجاد سیل عظیمی از اخبار درست و غلط به گونهای که مخاطب توانایی تشخیص حقیقت را از دست بدهد.
ایجاد «اتاقهای پژواک» : الگوریتمهای شبکههای اجتماعی فرد را در حبابی از اخبار و نظرات همسو قرار میدهند تا تعصبات فرد تقویت شده و قدرت نقد و تفکر بیطرفانه از او سلب شود.
مهندسی ترس و ناامیدی: القای حس شکست، ناکارآمدی و ترس از آینده برای فروپاشی روانی جامعه.
استفاده از هوش مصنوعی: تولید اخبار جعلی، رباتهای تعاملی و تحلیل دقیق ذائقه مخاطب برای هدفگیری نقطهای پیامها.
اهداف جنگ شناختی
تغییر سبک زندگی و اولویتها: جایگزین کردن ارزشهای بومی با ارزشهای وارداتی.
شکاف اجتماعی: دوقطبیسازی جامعه، ایجاد سوءظن بین اقوام، مذاهب و گروههای سیاسی.
سلب اعتماد عمومی: تضعیف باور مردم به نهادهای حاکمیتی، رسانههای رسمی و ساختارهای قانونی کشور.
انفعال یا واکنشِ اشتباه: وادار کردن جامعه به اتخاذ تصمیماتی که در بلندمدت به ضرر منافع ملیاش است.
چگونه در برابر جنگ شناختی ایمن بمانیم؟
در مواجهه با این نوع جنگ، «سواد رسانهای» تنها دفاع نیست؛ بلکه باید به «سواد شناختی» مجهز شد:
تفکر انتقادی: پذیرش این اصل که هر خبری که میشنویم یا میبینیم، لزوماً حقیقت نیست و باید منبع، هدف و زاویه دید آن را تحلیل کرد.
مدیریت هیجان: جنگ شناختی از احساسات (خشم، ترس، شادیِ آنی) تغذیه میکند. هرگاه خبری باعث واکنش تند و فوری (احساسی) در شما شد، باید بیشتر به آن شک کنید.
تأمل و وقفه: قبل از بازنشر یک خبر یا موضعگیری تند، اندکی صبر و تحقیق کردن، یکی از قویترین سپرها در برابر عملیاتهای روانی است.
شناخت خطاهای ذهنی: آشنایی با خطاهای شناختی (مثل تأییدطلبی که باعث میشود فقط اخبار همسو با باور خودمان را باور کنیم) به ما کمک میکند آگاهانهتر قضاوت کنیم.
جنگ شناختی جنگِ «روایتها» است. کسی که روایتِ غالب را در ذهن مردم بسازد، بر میدان نبرد پیروز شده است. در دنیای امروز، امنیت تنها به داشتن موشک یا ارتش قوی نیست؛ امنیتِ ذهنیِ جامعه در برابر این بمباران اطلاعاتی، یکی از ارکان اصلی اقتدار ملی محسوب میشود.
انتهای پیام/