شناسهٔ خبر: 79254301 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: تبیان | لینک خبر

لنگرهای نجات در برابر سیلاب استرس

اضطراب مثل یک آژیر خطر ممتد در ذهن است؛ صدایی که شاید اطرافیان آن را نشنوند، اما آرام‌آرام تمام انرژی، تمرکز و رمق روانی شما را می‌بلعد.

صاحب‌خبر -

زندگی مدرن، پر از موقعیت‌هایی است که سیستم هشداردهنده مغز را روشن نگه می‌دارد. در ظاهر نشسته‌اید و در حال نوشیدن چای هستید، اما در درون، ذهنتان در حال جنگیدن با سناریوهای فاجعه‌بار آینده یا نشخوار اشتباهات گذشته است.
روان‌شناسی بالینی نشان می‌دهد که اضطراب مزمن، یعنی وضعیتی که در آن فرد مدام احساس خطر و ناامنی می‌کند، می‌تواند ساختار عصبی مغز را تغییر دهد. در این لحظات، تلاش برای «نجنگیدن» یا «سرکوب کردن» اضطراب، اغلب نتیجه‌ عکس می‌دهد.
ذهن مضطرب به نصیحت «آرام باش» گوش نمی‌دهد، بلکه نیازمند لنگرها و پناهگاه‌هایی عینی و عملی است تا از این تلاطم شناختی جان سالم به در ببرد.

زمانی که ولتاژ استرس بالا می‌رود، فرد در موقعیتی قرار می‌گیرد که روان‌شناسان آن را «تسخیر آمیگدال» (بخش هیجانی مغز) می‌نامند. برای درک بهتر راهکارهای نجات، باید دید وقتی درگیر این طوفان می‌شویم، دقیقاً به چه ابزارهای علمی و روانی می‌توان پناه برد تا بدون آسیب رساندن به خود، این موج سنگین را مدیریت کنیم.

لنگر انداختن در جسم (تکنیک‌های اتصال به زمین)
یکی از کلاسیک‌ترین راهکارها در رویکرد رفتاردرمانی دیالکتیک (DBT) و ذهن‌آگاهی، تکنیک‌های «Grounding» یا اتصال به زمین است. وقتی ذهن در آینده‌ نامعلوم در حال پرسه زدن است، باید آن را به زمان حال و مکان فعلی برگردانید.

چگونه این کار را انجام دهیم؟ به جای تمرکز بر افکار ترسناک، به حواس پنج‌گانه پناه ببرید (تکنیک ۵-۴-۳-۲-۱). پنج چیز که می‌بینید، چهار چیز که می‌توانید لمس کنید، سه صدا که می‌شنوید، دو بو که حس می‌کنید و یک طعم را در دهان مزه کنید یا دستان خود را زیر آب خیلی سرد بگیرید.
بدن و ذهن در یک لوپ بازخوردی قرار دارند. شوک‌های حسی ملایم یا تمرکز بر حواس پایه، به سیستم عصبی پاراسمپاتیک پیام می‌دهد که «در حال حاضر و در این لحظه فیزیکی، هیچ خطر مرگباری وجود ندارد». این کار ترمز اضطراب را می‌کشد.
اضطراب مزمن، یعنی وضعیتی که در آن فرد مدام احساس خطر و ناامنی می‌کند
پناه بردن به کاغذ (برون‌ریزی شناختی)
در زمان استرس شدید، افکار در ذهن مانند کلافی سردرگم و ترسناک به هم گره می‌خورند. روان‌شناسان شناختی معتقدند تا زمانی که افکار فقط در سر شما هستند، قدرت و وزن اغراق‌آمیزی دارند.

چگونه این کار را انجام دهیم؟ یک قلم و کاغذ بردارید و بدون هیچ سانسور یا ساختار ادبی، تمام ترس‌ها، نگرانی‌ها و بدترین سناریوهایی که ذهنتان ساخته را بنویسید.
نظریه «گسلش شناختی» (در درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد - ACT) توضیح می‌دهد که وقتی افکار را روی کاغذ می‌آورید، بین خودتان و آن‌ها فاصله ایجاد می‌کنید. شما متوجه می‌شوید که «این‌ها فقط افکار من هستند، نه حقایق قطعی جهان». این پناهگاه، بار شناختی مغز را به شدت کاهش می‌دهد و به شما اجازه می‌دهد مسائل را منطقی‌تر ببینید.

پناهگاه روتین‌های خرد و قابل پیش‌بینی
اضطراب معمولاً از دل «پیش‌بینی‌ناپذیری» و احساس از دست دادن کنترل متولد می‌شود. وقتی دنیای بیرون پر از استرس است، پناه بردن به کارهای کوچک تکراری معجزه می‌کند.
سعی کنید در اوج استرس، شروع به انجام یک کار فیزیکی، ساده و با پایان مشخص کنید. مثلاً ظرف‌ها را بشویید، کمد لباس‌ها را مرتب کنید یا یک گیاه را هرس کنید.
انجام روتین‌های خرد، حس «تسلط» و «عاملیت» را به مغز برمی‌گرداند. شما به مغزتان اثبات می‌کنید که حداقل کنترل این بخش کوچک از محیط اطراف خود را در دست دارید. این کار باعث ترشح دوپامین در مقیاس کوچک شده و چرخه استرس را می‌شکند.


پناه بردن به ریتم تنفس
وقتی اضطراب بالا می‌رود، تنفس سطحی و سریع می‌شود. پناه بردن به تنفس آگاهانه (مثلاً ۴ ثانیه دم، ۴ ثانیه حبس، ۴ ثانیه بازدم و ۴ ثانیه مکث) یا بازدم‌های طولانی‌تر از دم، مستقیماً عصب واگ (Vagus Nerve) را تحریک کرده و ضربان قلب را پایین می‌آورد.

پناه بردن به ارتباط انسانی
اضطراب شدید فرد را دچار احساس انزوا و تنهایی می‌کند. انسان‌ها موجوداتی اجتماعی هستند و سیستم عصبی ما در حضور یک انسان آرام دیگر، آرام می‌گیرد.  پناه بردن به یک دوست، همسر یا مشاوری که شنونده‌ای بدون قضاوت باشد یا حتی فقط شنیدن صدای یک فرد امن، به مغز پیام امنیت ارسال می‌کند.


پناه بردن به «حرکت فیزیکی و تخلیه انرژی استرس»

هورمون‌های آدرنالین و کورتیزول بدن را آماده‌ «جنگ یا گریز» می‌کنند. اگر فرد ساکت بنشیند، این انرژی درون بدن تلنبار شده و اضطراب را شدیدتر می‌کند.

هورمون‌های استرس نیازمند تخلیه فیزیکی هستند. یک پیاده‌روی سریع ۱۰ دقیقه‌ای، چند حرکت کششی یا تکان دادن دست‌ها و پاها به بدن کمک می‌کند تا چرخه پاسخ به استرس را تکمیل کرده و به حالت توازن برگردد.


هشدار: مراقب پناهگاه‌های کاذب باشید!
در لحظات اضطراب شدید، ذهن تمایل دارد به رفتارهای اجتنابی یا مخرب مثل چک کردن مداوم اخبار، پرخوری هیجانی، مصرف زیاد کافئین یا سیگار و رفتن به سراغ شبکه‌های اجتماعی پناه ببرد. این پناهگاه‌های کاذب در کوتاه‌مدت حواس را پرت می‌کنند اما در بلندمدت اضطراب را تشدید می‌کنند.


جعبه کمک‌های اولیه هیجانی
روان‌شناسان بر این باورند که افراد مستعد استرس، باید یک «جعبه کمک‌های اولیه هیجانی» برای خود بسازند.

ذهن و بدن خسته، نیاز دارد بداند که شما ابزارهایی برای محافظت از آن دارید. پناه بردن به جسم، نوشتن افکار و انجام کارهای کوچک و قابل کنترل، به معنای فرار از مشکلات نیست، بلکه به معنای ایجاد یک فضای امن و موقت است؛ فضایی که در آن سیستم عصبی شما فرصت پیدا می‌کند تا آرام شود و با فراغ بال و منطق بیشتری به حل و فصل چالش‌های زندگی بپردازد.