طي سالهاي اخير مراسم اربعين نهتنها براي شيعيان يا مسلمانان بلكه براي اساسا فرزندان آدم حالتي عاشورايي و مفهومي ژرف پيدا كرده است. بررسي تحولات قرن پانزدهم هجري شمسي و نگاهي به سير تاريخي مناسبات ايران و عراق، گوياي حقيقتي است كه فراتر از روابط ديپلماتيك مرسوم، ريشه در عمق جان و اعتقادات دو ملت دارد. اين پيوند كه همواره در بسترهاي تاريخي، فرهنگي و ديني استمرار داشته، در دهههاي اخير با عبور از فراز و نشيبهاي تلخ و سنگين، به مرحلهاي جديد از همگرايي و وحدت رسيده است. واكاوي اين مناسبات نشان ميدهد كه آنچه امروز به عنوان «حبالحسين يجمعنا» در عرصه منطقهاي و بينالمللي تجلي يافته، نه يك اتفاق گذرا، بلكه برآمده از يك حافظه تاريخي مشترك و ارادهاي معطوف به عزت و كرامت انساني است. در طول قرن چهاردهم هجري خورشیدی، ايران و عراق همواره شاهد مراودات گسترده مردمي بودند. اين نزديكي تنها در سطح همسايگي جغرافيايي نبود، بلكه پيوندهاي خانوادگي، سنت حسنه زيارت عتبات عاليات و تعاملات فرهنگي ميان مردمان دو كشور، شبكه ارتباطي عميقي را ايجاد كرده بود. با اين حال، دوران حاكميت استبدادي صدام حسين و سياستهاي مبتني بر جداييطلبي و خصومت ورزي او، تلاش كرد تا اين رشتههاي پيوند را بگسلد. تصميمات قهري رژيم بعث براي اخراج ايرانيان از عراق و سپس تحميل 8 سال جنگ نابرابر، زخمهاي عميقي بر پيكره دو ملت وارد كرد. اين دوران، دوران آزمون سختي بود كه خاطرات تلخ آن تا مدتها در ذهنها باقي ماند و نوعي كدورت و بيگانگي را در روابط ميانفردي دو ملت ايجاد كرد. با سقوط ديكتاتوري در عراق، ورق تاريخ به شكلي شگرف برگشت. آنچه در سالهاي پس از سقوط رژيم بعث ميان دو كشور رخ داد، يك بازگشت تاريخي به خويشتن بود. مردم عراق و ايران كه در گذشتهاي نه چندان دور با نگاهي توأم با ترديد به يكديگر مينگريستند، به تدريج دريافتند كه سرنوشت مشترك و پيوندهاي اعتقادي، ستونهاي مستحكمي براي بناي روابطي نوين است. در اين ميان، فرهنگ مقاومت و شهادت، به مثابه كاتاليزوري عمل كرد كه فرآيند بازسازي روابط را تسريع نمود. شهادت فرماندهان بزرگ مقاومت و رهبر شهيد و ارادت قلبي كه مردم عراق به آرمانهاي انقلابي ايران نشان دادند، ثابت كرد كه خونهاي ريخته شده در مسير حق، پيوندهاي ناگسستني ايجاد ميكند كه هيچ دسيسهاي قادر به شكستن آن نيست. ميزباني بينظير مردم نجف و كربلا از زائران ايراني، نمادي از اين ارادت تاريخي بود كه در تاريخ روابط دو كشور، سابقه نداشته است. اين همگرايي در سالهاي اخير در آينه زيارت اربعين به اوج خود رسيده است. اگر اربعين در نگاه نخست، يك مناسك مذهبي به نظر ميرسد، اما تحليل عميقتر آن نشان ميدهد كه اين پديده، يادگار امام حسن عسكري(ع) براي حفظ هويت شيعي در دوران غيبت است. حديث آن امام همام كه علامت مومن را پنج امر از جمله زيارت اربعين ميشمارد، اكنون به يك گفتمان تمدنساز تبديل شده است. پس از شهادت امام حسن عسکري(ع) و آغاز دوراني كه شيعه از آن ذيل عنوان غيبت ياد ميكند، ضرورت ايجاد لنگرگاهي كه شيعه از طريق آن آرامش و سكون پيدا كند، احساس شد. امام عسكري قبل از شهادت مساله زيارت اربعين را مطرح ميكنند و عقل و قلب شيعيان را متوجه اين مفهوم ميكنند. برخلاف دهههاي گذشته كه اربعين يك آيين سنتي و محلي بود، امروز ما با يك پديده جهاني مواجه هستيم. تلاقي اين مناسك با نياز جوامع بشري به معنويت و عدالت، سبب شده تا پس از مراسم حج، اربعين به بزرگترين گردهمايي انساني در طول سال بدل شود. حضور ميليونها زائر از ايران و ساير كشورهاي جهان از جمله هند، پاكستان، تركمنستان، آذربايجان و حتي كشورهاي عربي در مسير نجف تا كربلا، فراتر از يك حركت فيزيكي، نمادي از «امت واحده» است. رمز اين همبستگي در همان جمله كليدي «حبالحسين يجمعنا» نهفته است. حسين بن علي(ع) در اين ميدان، فراتر از يك شخصيت تاريخي، به نماد عزت نفس، آزادگي، اخلاق محمدي و كرامت انساني تبديل شده است. زائراني كه از اقصي نقاط جهان گرد هم ميآيند، فارغ از رنگ و نژاد و زبان، يك پيام واحد را فرياد ميزنند، پيامي كه بر پايه آزادگي استوار است؛ اينكه انسانها آزاد به دنيا آمدهاند و بايد آزادانه و عزتمندانه زندگي كنند. در نهايت بايد گفت كه پيوند ميان ايران و عراق در سايه فرهنگ عاشورايي، اكنون به يك الگوي موفق براي روابط بينالملل تبديل شده است.
اين پيوند، نه تنها باعث استحكام امنيت و ثبات در منطقه شده، بلكه زيرساختهاي فرهنگي عظيمي را براي گسترش ارزشهاي انساني فراهم كرده است. اربعين امروز، مدرسه درس عزت و شخصيت روحي است؛ مكاني است كه در آن دلها به هم نزديكتر ميشوند تا در برابر امواج تفرقهافكن، سدي از اتحاد و بصيرت ايجاد كنند. تداوم اين مسير، تضمينكننده آيندهاي است كه در آن ملتهاي آزاده، دست در دست يكديگر، در راه تحقق عدالت و كرامت گام برخواهند داشت.