اعتمادآنلاین: مرد مستاجر که بعد از دعوای همسر باردارش با زن صاحبخانه، پیرزن را کشت و طلاهایش را سرقت کرد به قصاص محکوم شد.

متهم وقتی شناسایی و دستگیر شد که یکی از دختران مقتول متوجه گم شدن طلاهای مادرش شد. این در حالی بود که تا پیش از این تصور میشد پیرزن به مرگ طبیعی مرده است.
اول بهمن سال گذشته زنی ۶۵ساله به طرز مشکوکی در خانهاش فوت شد. در حالی که همهچیز برای خاکسپاری آماده شده بود یکی از دختران مقتول پیش از خاکسپاری متوجه شد کارتهای بانکی و طلاهای او به سرقت رفته است.
اولیای دم با مشکوک شدن به مرگ زن تنها، شکایتی در پلیس آگاهی تهران طرح کردند. چند روز بعد پزشکی قانونی علت مرگ زن مسن را خفگی اعلام کرد. وقتی ماموران تحقیقات خود را آغاز کردند، مشخص شد یکی از مستاجران زن تنها روز فوت این زن به طور ناگهانی وسایلش را از خانه برداشته و رفته است.
با گذشت چند هفته از ماجرا، متهمان بازداشت شدند. مرد متهم به قتل در تحقیقات گفت: ۳۵ میلیون تومان اجاره خانههای مقتول را از مستاجرانش جمعآوری کردم و تحویلش دادم اما مدعی بود این مبلغ از همیشه کمتر است. زن باردارم پیش او ماندو من به خانه رفتم و رسیدها را آوردم که دیدم حال همسرم خوب نیست. فهمیدم صاحبخانه زنم را هل داده است. در اوج عصبانیت با دستانم زن صاحبخانه را خفه کردم و پولها، کارتهای بانکی و طلاهایش را به سرقت بردم. بعد از آن فهمیدم جنین سقط شده است. طلاها را فروختم و با پولهای بهدستآمده خانهای اجاره کردم و در آن ساکن شدیم که پلیس ردمان را زد.
با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. در جلسه رسیدگی اولیای دم درخواست قصاص کردند و گفتند حاضر به گذشت نیستند. آنها گفتند: مادر ما تنها زندگی میکرد. هر روز به او سر میزدیم یا تلفنی صحبت میکردیم. روز حادثه جواب تلفن را نداد و وقتی به خانهاش رفتیم متوجه فوت او شدیم.
یکی از فرزندان مقتول گفت: همه چیز برای مراسم تدفین آماده شده بود. ما فکر میکردیم چون مادرمان قند خون داشت فوت کرده است. تا اینکه یکی از خواهرانم به خانه رفت که کاری انجام دهد. آنجا متوجه شد طلاها و کارت بانکی مادرم نیست و فهمیدیم مادرمان مورد سرقت قرار گرفته و کشته شده است. او زنی بیدفاع بود و از قاتلانش گذشت نمیکنیم.
در ادامه متهم ردیف اول در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من قصد کشتن نداشتم. پیرزن به من میگفت تو پولهای مرا دزدیدهای. او زنم را هل داده و روی زمین انداخته بود. زنم باردار بود. وقتی رسیدم زنم به خونریزی افتاده بود و بهشدت از او خون میرفت. فهمیدم بچه را از دست دادهایم. برای همین عصبانی شدم و پیرزن را خفه کردم. قصدم دفاع از زنم بود، من اصلاً قصد سرقت نداشتم.
وقتی نوبت به زن متهم رسید، او هم اتهام معاونت در قتل را رد کرد و گفت: من اصلاً نمیدانستم شوهرم میخواهد چه کند. فقط داشتم او را نگاه میکردم. من هیچ نقشی در کاری که کرد نداشتم. ضمن اینکه آنقدر حالم بد بود که اصلاً نمیتوانستم کار خاصی بکنم. خونریزی شدید داشتم.
این زن ادامه داد: بعد از این ماجرا وقتی پیش دکتر رفتیم، بچه سقط شده بود. من بچهام را از دست دادم.
متهم ردیف اول هم در بیان آخرین دفاع در جواب این سوال که اگر قصد سرقت نداشت چرا پولها را برداشت گفت: چون خیلی پول لازم داشتم. من هیچ پولی نداشتم و با آن پولها توانستم خانهای اجاره کنم.
در پایان قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند و متهم ردیف اول را به قصاص محکوم کردند. همچنین متهم ردیف دوم از اتهام معاونت در قتل تبرئه شد.