عاشورا فقط یک حادثه تاریخی نیست؛ عاشورا داستان همیشگی حق و باطل است. داستانی که در آن، حق با همه مظلومیتش ایستاد و باطل با قدرت ظاهری به میدان آمد؛ اما آنچه در تاریخ ماندگار شد، نام حسینبنعلی(ع) بود، نه قدرت یزید.
واقعه عاشورا نتیجه سالها دور شدن از حقیقت و نادیده گرفتن حق بود. اگر پیام غدیر آنگونه که شایسته بود شنیده و پذیرفته میشد، اگر جامعه اسلامی راهی را که پیامبر اکرم(ص) نشان داده بود ادامه میداد، شاید هرگز کار به جایی نمیرسید که فرزند رسول خدا(ص) در صحرای کربلا تنها بماند و در برابر سپاهی از مسلماننماها قرار گیرد.
امامحسین(ع) قیام کرد تا حق فراموش نشود و باطل به نام دین بر مردم حکومت نکند. او جان خود، خانواده خود و بهترین یارانش را فدا کرد تا به همه نسلها بیاموزد که حقیقت را نمیتوان قربانی منفعت، ترس و سکوت کرد.
در میان سخنان ماندگار آن حضرت، جملهای وجود دارد که میفرماید: «اگر دین ندارید و از روز جزا نمیترسید، در دنیای خود آزاده باشید.»
امام حسین(ع) حتی در سختترین لحظات نیز مردم را به آزادگی دعوت کرد تا اسیر ظلم، تعصب، دنیاطلبی و بیعدالتی نشوند. گویی میخواست به همه انسانها بیاموزد که اگر ایمان، انسان را به سوی حق میکشاند، آزادگی نیز آنها را از همراهی با باطل بازمیدارد.
عاشورا به ما یاد میدهد که باطل همیشه آشکارا چهره خود را نشان نمیدهد. گاهی باطل در لباس حق ظاهر میشود و گاهی حق در اوج غربت و تنهایی میایستد. هنر انسان آن است که در میان تمامی اتفاقات، راه حقیقت را بشناسد و در کنار آن بایستد.
شاید یکی از تلخترین درسهای عاشورا همین باشد که همیشه دشمنان حق از بیرون جامعه نمیآیند. گاهی کسانی در برابر حق قرار میگیرند که سالها نام دین را بر زبان آوردهاند، عبادت کردهاند و خود را اهل ایمان معرفی کردهاند. تاریخ کربلا نشان داد که تنها ادعای دینداری کافی نیست؛ آنچه انسان را نجات میدهد، پایبندی به حقیقت و ایستادگی در برابر ظلم است. افرادی که حق را میشناختند اما به خاطر ترس، منفعت یا دلبستگی به دنیا، از یاری آن دست کشیدند.
کربلا همچنین یادآور این حقیقت است که سکوت در برابر ظلم، بیطرفی نیست. در بسیاری از مواقع، سکوت به معنای میدان دادن به باطل است. اگرچه شمشیرهای اندکی بر پیکر امامحسین(ع) فرود آمد، اما پیش از آن، سکوتها، بیتفاوتیها و چشم بستن بر حقیقت راه را برای آن فاجعه هموار کرده بود. عاشورا به ما میآموزد که دفاع از حق تنها وظیفه انسانهای بزرگ نیست؛ هر فردی در هر جایگاه و موقعیتی مسئول است که در برابر ظلم و انحراف بیتفاوت نباشد.
یکی دیگر از جلوههای بزرگ عاشورا، وفاداری یاران امامحسین(ع) است. انسانهایی که میدانستند فردای آن روز چه سرنوشتی در انتظارشان است، اما دست از حقیقت برنداشتند. آنان ثابت کردند که ارزش انسان به تعداد همراهانش نیست، بلکه به درستی راهی است که انتخاب میکند. نام آنان در تاریخ ماندگار شد، زیرا در لحظهای که بسیاری حقیقت را رها کردند، آنان در کنار حق ایستادند.
عاشورا تنها یک رویداد برای سوگواری نیست؛ مکتبی برای تفکر است. مکتبی که به ما میآموزد میان حق و باطل نمیتوان بیتفاوت بود. هر روز و در هر زمان، انسان در برابر انتخابهایی قرار میگیرد که میتواند او را به حق نزدیک یا از آن دور کند. گاهی این انتخابها بزرگ و سرنوشتساز هستند و گاهی در رفتارهای روزمره و تصمیمهای کوچک زندگی نمود پیدا میکنند.
امروز، پس از قرنها، هنوز پیام عاشورا زنده است؛ پیامی که میگوید در برابر ظلم سکوت نکنید و حقیقت را فدای منفعت نکنید. در کنار حق بایستید، هرچند هزینه داشته باشد. زیرا تاریخ بارها نشان داده است که قدرت، ثروت و حکومت ماندگار نیستند، اما حقیقت ماندگار است. همانگونه که امروز از یزید و حکومتش چیزی جز نفرت و بدنامی باقی نمانده و در مقابل، نام حسینبنعلی(ع) همچنان الهامبخش آزادگان جهان است.
عاشورا یادآور این حقیقت جاودانه است که حق ممکن است تنها بماند، اما شکست نمیخورد و باطل ممکن است قدرتمند به نظر برسد، اما ماندگار نخواهد بود. این همان درسی است که کربلا برای همه نسلها به یادگار گذاشته است؛ درسی که پس از قرنها همچنان زنده است و وجدانهای بیدار را به سوی حقیقت فرا میخواند.
شاید بزرگترین تفاوت عاشورا با بسیاری از حوادث تاریخ در همین باشد که گذر زمان نتوانسته آن را به یک خاطره دور و فراموششده تبدیل کند. بسیاری از جنگها، قیامها و حکومتها در کتابهای تاریخ باقی ماندهاند و تنها نامی از آنها به یادگار مانده است؛ اما عاشورا پس از قرنها همچنان زنده است و هر سال میلیونها انسان را به اندیشیدن، گریستن و تفکر درباره آنچه گذشت وادار میکند.
کربلا نبرد دو قبیله یا رقابت دو گروه برای رسیدن به قدرت نبود که با پایان یافتن آن، همه چیز به پایان برسد.
عاشورا تقابل دو تفکر بود؛ تفکر حقطلبی، عدالتخواهی و آزادگی در برابر تفکر ظلم، تحریف و دنیاطلبی. تا زمانی که این دو جریان در زندگی انسان وجود داشته باشند، پیام عاشورا نیز زنده خواهد ماند.
از سوی دیگر، بسیاری از قهرمانان تاریخ تنها متعلق به زمان خود هستند، اما این حسینبنعلی(ع) است که متعلق به همه زمانهاست. زیرا سخن او تنها برای مردم یک دوره خاص نبود. دعوت او به عدالت، آزادگی و ایستادگی در برابر ظلم، ارزشهایی هستند که هیچگاه قدیمی نمیشوند.
کیمیا سهرابی، کارشناسی مهندسی پزشکی*
انتهای یادداشت/