شناسهٔ خبر: 78674651 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

هشداری برای همه نسل‌ها

پیش از شمشیر کربلا، تحریف حقیقت، سکوت خواص و دنیاطلبی نخبگان راه را برای جنایت بزرگ هموار ساخت.

صاحب‌خبر -

خبرگزاری تسنیم ـ موسی آقایاری*؛ عاشورا صرفا یک حادثه تاریخی نیست؛ یک مکتب ماندگار و یک معیار همیشگی برای سنجش حق و باطل است. خطای بزرگ آن است که گمان کنیم یزید تنها نام یک فرد در قرن نخست هجری بوده است. حقیقت آن است که یزید، پیش از آن که یک شخص باشد، یک منطق و یک روش است؛ همان گونه که حسین بن علی(ع) نیز پیش از آن که تنها یک شخصیت تاریخی باشد، نماد دفاع از حقیقت، عدالت و کرامت انسانی است.

بسیاری از مردم می پندارند که فاجعه کربلا تنها با شمشیر و نیزه رقم خورد؛ در حالی که بررسی دقیق تاریخ نشان می‌دهد که پیش از شمشیر، این تحریف حقیقت، سکوت خواص، دنیاطلبی نخبگان و غبارآلود شدن مرز حق و باطل بود که راه را برای آن جنایت بزرگ هموار کرد. اگر جامعه اسلامی آن روز، یزید را صرفاً به عنوان یک فرد فاسد می‌دید، شاید مقابله با او آسان‌تر بود؛ اما خطر اصلی در آن بود که دستگاه اموی توانسته بود با تبلیغات، تطمیع و تهدید، چهره باطل را در لباس حق عرضه کند.

از همین رو، عاشورا یک هشدار دائمی برای همه نسل‌ها است. هرگاه قدرتی برای حفظ منافع خود، حقیقت را قربانی کند؛ هر‌گاه رسانه‌ای در خدمت وارونه نمایی واقعیت قرار گیرد؛ هرگاه نخبگانی به خاطر منافع شخصی از بیان حق خودداری کنند؛ و هرگاه جامعه‌ای در برابر ظلم بی‌تفاوت شود، نشانه‌هایی از همان منطق یزیدی ظهور کرده است.

تاریخ نیز گواه این حقیقت است. در دوران استعمار، ملت‌های بسیاری زیر چکمه قدرت‌های سلطه‌گر قرار گرفتند؛ اما استعمارگران همواره تلاش می‌کردند سلطه خود را با شعار‌های فریبنده توجیه کنند. در قرن بیستم نیز رژیم‌های متعددی با شعار آزادی، عدالت یا امنیت بر سر کار آمدند، اما در عمل به سرکوب ملت‌ها و پایمال کردن حقوق انسان‌ها پرداختند. این همان واقعیتی است که نشان می‌دهد یزیدی‌گری محدود به زمان و مکان خاصی نیست؛ بلکه هر‌جا حقیقت قربانی قدرت شود، آن منطق دوباره متولد می‌شود.

نکته مهم آن است که یزیدی‌گری را نباید صرفاً در چهره دشمنان جست‌وجو کرد. گاهی خطرناک‌ترین جلوه‌های آن در درون جوامع شکل می‌گیرد؛ آن‌جا که منفعت‌طلبی جای مسئولیت‌پذیری را می‌گیرد، عدالت فدای مصلحت‌اندیشی‌های شخصی می‌شود و افراد به جای دفاع از حق، تنها به منافع خود می‌اندیشند. کربلا به ما می‌آموزد که عمر سعد‌ها همیشه از بیرون نمی‌آیند؛ گاهی از میان همان کسانی بر می‌خیزند که حق را می‌شناسند اما هزینه دفاع از آن را نمی‌پذیرند.

در مقابل، منطق حسینی نیز یک حقیقت زنده و جاری است. منطق حسینی یعنی ایستادگی بر اصول، حتی زمانی که هزینه دارد؛ یعنی ترجیح حقیقت بر منفعت؛ یعنی دفاع از هویت، استقلال و کرامت انسانی در برابر فشار‌ها و تهدید‌ها. این منطق، نه متعلق به یک قوم است و نه محدود به یک دوره تاریخی؛ بلکه سرمایه مشترک همه آزادگان جهان است.

از منظر عقلانی نیز جامعه‌ای که نسبت به تهدید‌های خود بی‌تفاوت باشد، دیر یا زود هزینه سنگینی خواهد پرداخت. تجربه تاریخی نشان داده است که بسیاری از ملت‌ها نه به دلیل ضعف نظامی، بلکه به علت فروپاشی انسجام داخلی و غفلت از دشمنی های آشکار و پنهان آسیب دیده‌اند. به همین دلیل، حفظ وحدت اجتماعی، تقویت بصیرت عمومی و شناخت دقیق جبهه‌های حق و باطل، از مهم‌ترین درس‌های عاشورا است.

بنابراین ، عاشورا از ما نمی‌خواهد که تنها بر مصائب گذشته اشک بریزیم؛ بلکه از ما می‌خواهد که معیار‌های حق و باطل را در هر زمان بشناسیم. پرسش اصلی این نیست که یزید چه کسی بود؛ پرسش اساسی این است که منطق یزید چگونه شکل می‌گیرد و چگونه می‌توان در برابر آن ایستاد. هر نسلی عاشورای خود را دارد و هر جامعه‌ای با آزمون‌های خاص خود رو‌به‌رو است. خوشا به حال آنان که در گرد و غبار حوادث، حقیقت را گم نمی‌کنند و در لحظه انتخاب، در جبهه عدالت، آزادگی و کرامت انسانی می‌ایستند؛ همان جبهه‌ای که حسین بن علی‌(ع) با خون خویش آن را برای همیشه در تاریخ زنده نگه داشت.

*استاد حوزه علمیه‌ی زنجان

انتهای پیام/