شناسهٔ خبر: 78525461 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: بهار | لینک خبر

از «گل‌سنگ» قابل‌قبول تا «بدنام» غیرقابل قبول

صاحب‌خبر -
گروه فرهنگ و هنر: شبکه نمایش خانگی این روزها با چند سریال تازه به‌روز شده؛ آثاری که هر کدام تلاش کرده‌اند با ژانر و فضای متفاوت، مخاطب را پای خود نگه دارند. از درام‌های خانوادگی گرفته تا روایت‌های جنایی و فانتزی، سبد پخش این روزها متنوع است، اما این تنوع همیشه به معنای کیفیت بالاتر نیست.
به گزارش فرارو، بررسی پنج سریال «بی‌عاطفه»، «بدنام»، «بیست و یک»، «گل سنگ» و «هزار و یک شب» نشان می‌دهد که این آثار در مسیر موفقیت و شکست، فاصله زیادی با هم دارند. در حالی که «گل سنگ» توانسته امتیاز قابل قبول ۷ از ۱۰ را بگیرد، «بدنام» با امتیاز ۱ از ۱۰ در پایین‌ترین سطح قرار گرفته است.
سریال «بی عاطفه»
کمال تبریزی پس از «ابله» با «بی‌عاطفه» و مجموعه‌ای از ستاره‌های دنیای سینما به شبکه نمایش خانگی برگشته. با این حال نه می‌توان این برگشت را شکست بدانیم و نه موفقیت. این سریال اساسا بر پایه کلیشه شکل گرفته .هر آنچه که مخاطب در سایر آثار دیده در اثر کمال تبریزی نیز دیده می‌شود. انبوهی از فلش‌بک‌های تکراری و شلخته که مشخص نیست دلیل قرار گرفتن‌ها آنها در سریال چیست. با این حال عجیب‌تر از همه چیزقسمت چهارده آن است. جایی که کارگردانی کل سکانس درگیری عاطفه، سایه، علی و پلیس به یک کمدی شبیه است  تا صحنه‌هایی پر التهاب و خاص. همانطور که قبلا گفته شده، رضا کیانیان همچنان وزنه اصلی است اما هر چه قصه جلو می‌رود مخاطب به راحتی می‌فهمد که مریلا زارعی چقدر از روزهای درخشش فاصله دارد. در نهایت «بی‌عاطفه» با همه ایرادات مخاطب خاص خود را دارد اما چند ماه آینده کمتر کسی نام این سریال را به یاد خواهد آورد.
امتیاز سریال: 3 از 10

سریال «بدنام»
این سریال مدعی است که از جامعه حرف می‌زند اما چیزی که مخاطب می‌بیند یک کمدی ناخواسته است که دوست دارد جدی گرفته شود. زن و کارکردش در جامعه به حدی در این سریال تقلیل داده شده است که مخاطب احساس می‌کند با اثری ضد زن روبرو است. این سریال تلاش می‌کند تا تصویری متفاوت از هیاهوی درون مناسبات قدرت ارائه دهد، با این حال مشکل «بدنام» جایی است که روایت را به بدترین شکل نشان می‌دهد. افرادی که تلاش می‌کنند همدیگر را نابود کنند.  شخصیت‌ها سطحی و پرداخت نشده‌اند و آنقدر مخاطب در سریال‌های ایرانی دیده که جذابیت ندارد. «بدنام» قاب‌بندی‌ها و جلوه‌های ویژه  جذابی دارد که در برابر داستان ضعیف کاری از پیش نمی‌برند. سریالی که می‌خواهد قدرتمند نشان داده شود اما به راحتی قابل حذف شدن است. در نهایت این سریال اثری که به دلیل ایرادات به راحتی قابل حذف شدن از لیست دیدنی‌های شبکه نمایش خانگی است.
امتیاز: 1 از 10

سریال «بیست و یک»
قصه دختری به نام الناز است که یک روز در اداره پلیس آگاهی اعتراف می‌کند که قاتل زنجیره‌ای است و حالا پلیس باید قربانی‌ها را پیدا کند. داستان یک خطی جذابی که مخاطب را با خود همراه می‌کند. با این حال اثری دوگانه است. وجوهی که در آن خوب و گیرا هستند و بخشی دیگر از وجوه قصه در اصطلاح خوب از آب درنیامده‌اند. مانند کاراکتر قاتل که مخاطب با آن ارتباط برقرار نمی‌کند. در عین حال گره‌گشایی‌ها تا رسیدن به قربانی نیز غافلگیری و لحظات شوکه‌کننده ندارند. در نهایت «بیست و یک» را می‌توان جز آثاری دانست که اگر علاقه به ژانر جنایی داشته باشید ارزش دیدن دارد.
امتیاز: 4.5 از 10


سریال «گل سنگ»
این سریال قصه یک خانواده است که تلاش می‌کنند خانه‌ای بخرند اما نمی‌دانند که خریدن خانه چه مشکلاتی را به همراه دارد. خانه‌ای که مهم‌ترین کاراکتر سریال است و مانند سایر اعضای خانواده چیزی را برای پنهان کردن دارد. قسمت هفتم «گل سنگ» متکی بر روابط و پیشبرد آن بود. با این حال در برخی سکانس‌ها این روایت قصه کند بود که مخاطب احساس خستگی می‌کرد. در مجموع «گل سنگ» را می‌توان ملودرامی آرام دانست که با وجود کندی در روایت قصه به لطف بازی خوب بازیگران و فضاسازی درست مخاطب را جذب کند. در نهایت حجم بالای گره‌های داستانی و رازهای متعدد، انتظارات مخاطب را افزایش می‌دهد و حالا مهم‌ترین پرسش این است که آیا نویسندگان می‌توانند این تعلیق را تا پایان حفظ کنند یا خیر؟
امتیاز: 7 از 10

سریال «هزار و یک شب»
با ایده‌ای جاه‌طلبانه تلاش می‌کند دو جهان متفاوت را به یکدیگر پیوند بزند؛ از یک سو قصه‌ای در زمان حال و از سوی دیگر روایتی ریشه‌دار در افسانه‌های کهن شرق. داستان حول محور دختری به نام آشیان شکل می‌گیرد که سرنوشت او به شکلی رازآلود با گذشته‌ای دور و مجموعه‌ای از شخصیت‌ها و ماجراهای پیچیده گره خورده است. به نظر می‌رسد «هزار و یک شب» بیش از اندازه درگیر فرم و جلوه‌های بصری شده و از پرداختن به محتوا و روایت غافل مانده است. به همین دلیل، حتی  درنزدیکی پایان بسیاری از انگیزه‌ها، روابط و پیشینه شخصیت‌ها همچنان برای مخاطب مبهم باقی می‌ماند. سریال اطلاعات لازم را در اختیار بیننده قرار نمی‌دهد و هنوز نتوانسته ایده مرکزی خود را به شکلی روشن و منسجم ارائه کند.
همان‌طور که در جهان افسانه‌ای هزار و یک شب با قصه‌های متعدد و درهم‌تنیده روبه‌رو هستیم، این سریال نیز مدام داستان‌های تازه‌ای را وارد روایت می‌کند؛ اما مشکل آنجاست که بسیاری از این خطوط داستانی بدون نتیجه‌گیری رها می‌شوند. حاصل کار، روایتی پراکنده و آشفته است که از تعدد شخصیت‌ها و قصه‌ها آسیب دیده و نتوانسته از ظرفیت این جهان گسترده بهره درستی ببرد. تمرکز بیش از حد بر معرفی شخصیت‌ها نیز باعث شده داستان اصلی در پس‌زمینه قرار گیرد. در نهایت این سریال اثری که ثابت می‌کند مجموعه‌ای از بهترین بازیگرها هم نمی‌تواند موفقیت یک اثر را تضمین کند.
امتیاز سریال: 3 از 10

برچسب‌ها: