شناسهٔ خبر: 78471427 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: راهبرد معاصر | لینک خبر

یادداشت عبدالباری عطوان، تحلیل‌گر جهان عرب؛

پیام حملات ایران به مواضع آمریکا در منطقه

حملات موشکی مجدد ایران علیه پایگاه‌های آمریکایی در کویت و بحرین نشان می دهد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به راهبرد واکنش فوری به هرگونه تجاوز آمریکایی- صهیونیستی پایبند است. حملات موشکی مجدد ایران علیه پایگاه‌های آمریکایی در کویت و بحرین نشان می دهد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به راهبرد واکنش فوری به هرگونه تجاوز آمریکایی- صهیونی...

صاحب‌خبر -

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ بمباران پایگاه‌های نظامی آمریکا در کویت و بحرین به وسیله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بامداد دوشنبه در پاسخ به تجاوز آمریکا به جزیره قشم و سرنگونی چهار پهپاد ایرانی بر فراز تنگه هرمز، عملاً به این معنی است که آتش‌بس دو ماهه، همراه با مذاکرات بی‌نتیجه ایران و آمریکا فروپاشیده و جبهه رویارویی نظامی در لبنان به عنوان مقدمه‌ای برای جنگ فرسایشی گسترده‌تری که رهبر انقلاب اسلامی چندین بار تهدید به شعله‌ور کردن آن کرده بود، گشوده شده است.

پاسخ عراقچی که در واکنش به حمله رئیس‌جمهور لبنان به ایران منتشر شد، از تمام خطوط قرمز دیپلماتیک عبور کرد

حملات موشکی مجدد ایران علیه پایگاه‌های آمریکایی در کویت و بحرین در پاسخ به سرنگونی چهار پهپاد و هدف قرار دادن دکل مخابراتی در جزیره قشم در ورودی تنگه باب المندب، تأیید می‌کند سپاه پاسداران ایران به راهبرد واکنش فوری به هرگونه تجاوز آمریکایی- صهیونیستی پایبند است و احتمال فروپاشی آتش‌بس شکننده و بازگشت موشک‌های ایرانی برای بمباران تل‌آویو، حیفا، عکا و بقیه شهرهای سرزمین اشغالی وجود دارد.

پیام ایران که به راحتی می‌توان آن را از آثار درگیری‌های اخیر با آمریکا در تنگه هرمز و جنوب لبنان و پاسخ قاطع سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران به اظهارات تحریک‌آمیز جوزف عون، رئیس جمهور لبنان تشخیص داد، سه واقعیت اساسی را تأیید می‌کند:

نخست، اینکه ایران هرگز از ذخایر هسته‌ای و حق حاکمیتی خود برای غنی‌سازی دست نخواهد کشید، فارغ از اینکه تهدیدهای آمریکا برای نابودی کامل چقدر بزرگ باشد.

دوم، اینکه نظام جمهوری اسلامی ایران، از منظر سیاسی و نظامی هرگز حزب‌الله را رها نخواهد کرد و آن را در مواجهه با اتحاد جدید برای خلع سلاح، که شامل دولت لبنان و شریک قدیمی و تجدید شده‌اش، ارتش صهیونیستی است تنها نخواهد گذاشت.

سوم، اینکه هرگز از حاکمیت بر تنگه هرمز صرف نظر نمی کند.

پاسخ عراقچی که در واکنش به حمله رئیس‌جمهور لبنان به ایران منتشر شد، از تمام خطوط قرمز دیپلماتیک عبور کرد و پرچم قرمز را بالا برد، وقتی که گفت:  طبق اظهارات عون، ظاهراً این ایران است که یک پنجم خاک لبنان را اشغال، یک چهارم لبنانی‌ها را آواره کرده است و کشورش را روزانه بمباران می‌کند. لبنان را از دست دشمن واقعی خود نجات دهید، آقای رئیس‌جمهور!

آنچه جمهوری اسلامی ایران را به واکنش واداشت، سخنان رئیس جمهور لبنان در مصاحبه با سی‌ان‌ان بود. در این مصاحبه، عون به ایران حمله کرد و خواستار توقف دخالت در امور لبنان، استفاده از لبنان برای دستیابی به منافع خود و نیز اعلام این بود که شیخ نعیم قاسم نماینده مردم لبنان نیست، زیرا مذاکرات مستقیم واشنگتن، توافق آتش‌بس لبنان و رژیم صهیونیستی و خلع سلاح حزب‌الله را رد کرده است.

رئیس جمهور لبنان علاوه بر ضربه محکم از سوی ایران، دو ضربه دیگر نیز دریافت کرد:

نخست، از سوی رژیم اشغالگر صهیونیستی بود که هواپیماهایش امروز پادگان ارتش لبنان را در جنوب این کشور بمباران کردند و به شهادت سه نظامی منجر شد.

دوم، هشدار ولید جنبلاط، رئیس جامعه دروزی‌ها که نسبت به مذاکرات مستقیم لبنان و رژیم صهیونیستی در واشنگتن ابراز نگرانی کرد و گفت، امکان دارد به سرنوشتی مشابه مذاکرات اسلو فلسطین دچار شود و «مذاکره برای مذاکره» باشد.

میشل عون با درگیر شدن در مذاکرات و روند عادی‌سازی روابط و با شرط‌بندی روی اعتماد به دشمن صهیونیستی و پایبندی به توافقات آتش‌بسی که امضا می‌کند، خود را در مقابل قاطبه مردم لبنان تنها خواهد یافت. این اعتماد به شوخی می ماند، زیرا بیش از ۸ هزار بار نقض، بیشتر جنوب این کشور اشغال و تجربه ویرانی، جنگ ویرانگر و خطوط زرد و قرمز در نوار غزه به آن منتقل شده است.

مشاور رهبر انقلاب اسلامی حق داشت وقتی جنگ تحمیلی علیه ایران را در چند کلمه خلاصه کرد و گفت: معماری جدید هندسه قدرت برپایه تضعیف مقاومت قهرمان شکل نخواهد گرفت

بنیامین نتانیاهو؛ نخست وزیر رژیم صهیونیستی با کشاندن آمریکا به دام جنگ با ایران به دستاورد بزرگی دست یافت و اکنون با سوءاستفاده از حماقت، بی‌ملاحظگی و بی‌سوادی سیاسی و نظامی دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در تلاش است تا آن را به جنگ لبنان بکشاند. با وجود این، «دستاوردش» نتیجه کاملاً معکوس به بار آورده و باعث شده است دولت پنهان آمریکا به سرعت دست به کار شود. نخستین گام، استعفای فزاینده ژنرال‌های ارتش و نیروهای امنیتی در اعتراض و تصمیم‌گیری دو نهاد مهم قانونگذاری (مجلس نمایندگان و سنا) علیه جنگ با ایران و کاهش اختیارات رئیس جمهور بود.

نبرد واقعی آمریکا در تنگه هرمز نیست، جایی که هیچ منافع نفتی یا اقتصادی آمریکا وجود ندارد، برخلاف کشورهای اروپا و چین که بیشتر نیازهای نفتی آنها (20 میلیون بشکه در روز) از آنجا عبور می‌کند. از قضا، بستن آن به نفع صادرات بزرگ نفت جایگزین آمریکاست. نبرد واقعی آمریکا رهایی خود از دام رژیم صهیونیستی است، که دیگر از نظر امنیتی و قدرت نظامی آن را تهدید نمی‌کند و اعتبارش را در جهان به عنوان ابرقدرت از بین نمی‌برد، بلکه به این دلیل است که کل منطقه غرب آسیا، ثروت آن و موقعیت راهبردی جهانی خود را از زمان جنگ جهانی دوم از دست داده است.

علی اکبر ولایتی، مشاور رهبر انقلاب اسلامی حق داشت وقتی جنگ تحمیلی علیه ایران و نتیجه آن را در چند کلمه خلاصه کرد و گفت: معماری جدید هندسه قدرت برپایه تضعیف مقاومت قهرمان شکل نخواهد گرفت؛ خوش‌خیالی دیپلماتیک، هزینه سنگینی دارد و صلح پایدار از درون موازنه قدرت می‌روید، نه از دل سراب تعهدات بی‌پشتوانه.

وقتی فرماندهی نیروی هوایی آمریکا اعلام می‌کند پس از سرنگونی بیش از 30 فروند از پهپادهای «MQ9 Reaper» خود به وسیله پدافند هوایی ایران و یمن در جنگ فعلی، این پهپادها را که گران‌ترین پهپادهای نیروی هوایی این کشور به شمار می‌روند (هر کدام تقریباً بین 15 تا 30 میلیون دلار ارزش دارند) کنار می‌گذارد، واقعیت‌ها دیگر آشکار شده و آنچه در راه است، بزرگ‌تر از این حرف‌هاست.