«پیچیدگیهای جنگ ایران و امریکا» عنوان یادداشت اعتماد به قلم حمید روشنایی برای روزنامه اعتماد است که در آن آمده؛ برای سالیانی متمادی با حضور نظامی امریکا در خلیجفارس و کشورهای همسایه ایران، سایه شوم جنگ وجود داشت. از واقعه طبس در 5 اردیبهشت 1359 (عملیات پنجه عقاب امریکا) حمله به هواپیمای مسافربری ایران به مقصد دوبی در 12 تیرماه 1367، حمله به سایتهای هستهای ایران در 1 تیرماه 1404 و...، همه و همه گوشههایی از تجاوز نظامی امریکا به ایران بود که در 9 اسفند 1404 به یک جنگ رسمی تبدیل شد. مهمترین ویژگیهای این جنگ آن بود که یک ابرقدرت با توان نظامی منحصر بهفرد و با بودجهای (در سال ۲۰۲۵) معادل ۹۵۴ میلیارد دلار (به معنای یک سوم بودجه نظامی کل جهان) با داشتن حدود 13 هزار و 444 پرنده جنگی، 19 ناو هواپیمابر، 6 ناو محافظ، 62 ناوشکن و... به جنگ کشوری در خاورمیانه آمد که بیش از 47 سال تحت شدیدترین تحریمها، جنگ 8 ساله، ناآرامیهای سیاسی، اجتماعی و... بوده و بودجه نظامی آن در بهترین حالت (در سال 1405) معادل 10 میلیارد دلار (با تسعیر 85 هزار تومان از بودجه معادل 874 همت) است. دومین ویژگی این جنگ، حضور پایگاههای نظامی امریکا در کشورهای همسایه ایران از ترکیه تا کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس و... هست و این به معنای محاصره جمهوری اسلامی ایران با آخرین دستاوردهای تکنولوژی نظامی است. درحالی که ایران هیچ پایگاه کشور خارجی در داخل آن وجود نداشته و مورد حمایت نظامی هیچ قدرتی نیست. سومین ویژگی، استفاده امریکا از همه توان نظامی، سیاسی، تبلیغاتی، رسانهای و اقتصادی خود علیه ایران است. دولت ترامپ از هیچ اهرمی برای شکست ایران دریغ نکرده و با همه قدرت به جنگ با ایران پرداخته است. موردی که شاید پس از جنگ ویتنام مشابه نداشته است. چهارمین ویژگی، تشدید تحریمها و محاصره دریایی ایران در طول جنگ و زمان آتشبس بود. ترامپ که در عملیات علیه ونزوئلا توانسته بود با تنگ کردن محاصره دریایی این کشور و یک بازی نظامی کوچک به اهداف خود برسد.
در جنگ با ایران تاکنون نتوانسته است به موفقیتی دست یابد. هرچند فشارهای اقتصادی بر مردم ایران افزایش یافته که نشانههای آن را میتوان در میزان تورم و رکود در کشور مشاهده کرد، اما این به معنای پیروزی برای ترامپ نبوده است.
پنجمین ویژگی جنگ امریکا علیه ایران، همراهی رژیم صهیونیستی به عنوان متحد همیشگی این کشور بوده که از هیچ جنایتی دریغ نکرده و هیچ محدودیتی در عملیاتهای خود ندارد. اسراییل اجازه دارد هرگونه اقدام نظامی با هر میزان خشونت در جهان انجام بدهد و هیچ سازمان و نهاد بینالمللی و بلوک شرقی و غربی با آن مقابله نمیکند.
ششمین ویژگی حمله به مقامات، فرماندهان نظامی و کودکان بیگناه بوده است. در اولین روز جنگ با بمباران بیت مقام معظم رهبری، خانه و محل کار فرماندهان نظامی و مدرسهای در میناب، که به کشته شدن مقامات عالیرتبه ایران و 168 کودک منجر شد، جنایت جنگی رخ داد. دولت امریکا و رژیم صهیونیستی در اولین اقدام نشان دادند که هیچگونه ترحمی در مقابله با مردم ایران نداشته و برای سرنگونی نظام و فروپاشی جمهوری اسلامی آمدهاند.
سوال: چرا با این ویژگیها، ایالات متحده نتوانسته به اهداف خود در جنگ دست یابد؟
1- پیچیدگی نظام جمهوری اسلامی ایران: از دوران ترورهای اوایل انقلاب تا به امروز، دشمنان هرگز نتوانستهاند چندلایه بودن نظام ایران را درک کنند. شهادت همزمان 72 تن از مقامات عالیرتبه کشور به همراه رییسجمهور و نخستوزیر در سال 1360 تا هماکنون که مقام معظم رهبری، مقامات و فرماندهان عالی کشور به شهادت رسیدند، این پیام را داشته است که جمهوری اسلامی به فرد یا گروه خاصی وابسته نیست و به سرعت میتواند خود را ترمیم و تقویت کند.
2- استراتژی جنگ نامتقارن: برخلاف انتظار امریکا و رژیم صهیونیستی، ایران از استراتژی «جنگ نامتقارن» بهره برد. به این مفهوم که به جای مقابله مستقیم، از موشکها، پهپادها، جنگ سایبری، نیروهای نیابتی و فشار بر مسیرهای دریایی استفاده کرد. این موضوع باعث شد حتی یک قدرت بزرگ مانند امریکا هم نتواند به سادگی به اهداف خود برسد.
3- حضور و تابآوری مردم ایران: هم در جنگ 12 روزه و هم در جنگ 40 روزه رمضان، دشمنان بر نارضایتی مردم و احتمال شورش علیه حکومت حساب کرده بودند و منتظر بودند با تضعیف نظام و نیروهای نظامی و انتظامی، ملت به خیابان ریخته و شورش کنند. اما مردم ایران نشان دادند که در زمان بحران و حمله نظامی نهتنها به کمک دشمنان نمیروند بلکه با تابآوری بالا، خیابانها را به نفع نظام اشغال میکنند که مزدوران خارجی نتوانند اقدامی انجام بدهند. در مسائل اقتصادی هم بهرغم همه مشکلات صبر پیشه کرده و سکوت میکنند.
4- گسترش جنگ به منطقه: یکی از تاکتیکهای موثر ایران در جنگ با امریکا، گسترش آن به کشورهای منطقه و حتی جهان بود. بستن تنگه هرمز و جلوگیری از تردد کشتیها در خلیجفارس و دریای عمان، حمله به پایگاههای نظامی امریکا و... به عنوان یک اهرم توانست نهتنها امریکا و مزدوران آن در منطقه را غافلگیر کند بلکه دیگر کشورها ازجمله اروپا را با تحیر مواجه کرده به نحوی که امروز شاهد یک بحران جهانی اقتصادی هستیم و فشار بر دولت امریکا جهت پایان جنگ افزایش یافته است.
5- استفاده از قدرت موشکی: به کارگیری فناوری موشکی و حمله به سرزمینهای اشغالی فلسطین و پایگاههای نظامی امریکا در منطقه، مهمترین پاسخی بود که علیه تجاوز نظامی امریکا و رژیم صهیونیستی صورت گرفت. مهمتر از شلیک و تعداد موشکها، حفظ لانچرها و مکانهای پرتاپ موشک بود در حالی که دشمن سیطرهای بر فضای ایران داشت. ادامه یافتن تهاجم موشکی ایران تا آخرین روزها، عامل مهمی در ادامه جنگ و مجبور کردن واشنگتن به پذیرش آتشبس بوده است.
6- همراهی حزبالله لبنان و حشدالشعبی عراق: پس از سقوط بشار اسد در سوریه و تغییرات به وجود آمده در منطقه، تصور میشد که ایران نیروهای همسوی خود را از دست داده است و شرایط برای رژیم صهیونیستی و امریکا جهت زدن ضربه آخر وجود دارد. اما با شروع جنگ تحمیلی 40 روزه به ناگاه نیروهای نامنظم منطقهای ایران به فعالیت افتاده و حملات موشکی حزبالله و بعضا حشدالشعبی عراق به سوی شهرهای اسراییل و پایگاههای امریکا تاثیر بسیاری در سرنوشت جنگ گذاشت. این در حالی بود که حوثیهای یمن به صورت جدی وارد نشده و بابالمندب را مسدود نکردند.
7- محاسبات اشتباه امریکا: ترامپ با بازی خوردن توسط نتانیاهو، بیشترین اشتباه محاسباتی را در جنگ علیه ایران داشت. او با عدم شناخت از تاریخ، جغرافیا و فرهنگ مردم ایران، وارد نبردی شد که انتهایش به نفع او نبود. ترامپ نمیدانست مردم ایران هرگز آزادی و استقلال خود را از بیگانه تمنا نمیکنند. او فرهنگ شهادتطلبی و استقامت را در سیره ملت ایران ندیده بود و نمیدانست که ایرانیان هرگز در برابر تهاجم خارجی سر تسلیم فرود نمیآورند و تا آخرین نفس از کشورشان و عقایدشان دفاع میکنند. اشتباه ترامپ در نشناختن ایران و ایرانی بوده است.
8- شرایط داخلی امریکا: یکی از مواردی که ترامپ را مجبور به پذیرش آتشبس و احتمالا صلح کند، شرایط و موقعیت سخت رییسجمهور امریکاست. افزایش قیمت نفت و بنزین در سطح جهانی و داخل امریکا، برگزاری رویداد مهم و تاثیرگذار بازیهای جام جهانی (که ترامپ میخواهد به نفع خود و به اسم خودش تمام کند) انتخابات میاندورهای پارلمان امریکا در ماه نوامبر 2026 و احتمال پیروزی دموکراتها (که میتواند بلای جان ترامپ شود) و... همه دست به دست هم داده است تا ترامپ را مجبور به پذیرش یک شکست کند.
در نهایت باید گفت جنگ امریکا علیه ایران، صرفا یک روبرویی نظامی بین دو کشور نبود بلکه تمام توان یک ابرقدرت در برابر ملتی قرار گرفت که بنا نداشت و ندارد، خاک خود را به بیگانه بسپارد و منتظر حکومتی دست نشانده و مزدور باشد هرچند به نام کمک و با پرچم دموکراسی و آزادی روی بمبهایش آمده باشد.