شناسهٔ خبر: 78474290 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: همشهری آنلاین | لینک خبر

نتیجه اعتماد به غرب چه بود؟ تحریم، فشار، جنگ!

در سال‌های اخیر مذاکرات «ایران» با «آمریکا» و «تروئیکای اروپایی»، محور توجه «رسانه‌های دنیا»، «سیاستمداران» و «مردمان جهان» بوده است.

صاحب‌خبر -

به گزارش همشهری آنلاین، ‌بهنام صدقی،‌ روزنامه‌نگار:

این «مذاکرات» که به گفته «تجدیدنظرطلبان» قرار بود «راه‌حلی» برای کاهش «تنش‌ها»، «لغو بالمره تحریم‌ها» و بازگشت به «ثبات اقتصادی» باشد، به‌رغم «وعده‌های توخالی» و «امیدهای پوشالی»، به نتایجی بسیار «پیچیده» و در بیشتر موارد «تلخ» انجامید. «مذاکرات» با «آمریکایی‌ها» در «برجام آمریکایی» خیانت‌بار، خسارت‌بار و خباثت‌بار، «آتشِ زیرِ خاکستر» بود و تحلیل روند «مذاکرات با آمریکا»، به وضوح نشان داد که اگرچه «گفت‌وگوها» در «ظاهر» «سیاسی - دیپلماتیک» جلو رفته‌، اما در «عمق»، بسیاری از «بازیگران آمریکایی» رویکردی کاملا متفاوت داشته‌اند. «سیاست‌های اعمال شده» در دوره‌های مختلف، از جمله «تحریم‌های گسترده» و «فشارهای اقتصادی»، بیانگر آن است که «هدف اصلی» آنان در این مذاکرات، به جای ایجاد «فضای اعتماد»، «حفظ و گسترش فشارها» بوده است.

این «واقعیت»، از زبان خود «مقامات آمریکایی» نیز بارها شنیده شده است. «تهدید به جنگ» و «گزینه‌ نظامی»، حضور گسترده «نیروی نظامی» در «منطقه» و همچنین «حمایت از گروه‌های مخالف»، نشان می‌دهد که «سیاست کلان آمریکا» در قبال «ایران»، نه «تعامل و سازش»، بلکه «تشدید تحریم و تنش» و در نهایت، «جنگ» است! با وجود تمامی «تلاش‌های دیپلماتیک»، این «رویکرد آمریکا» باعث شد تا هرگونه «گفت‌وگو» به «بی‌اعتمادی عمیق» منجر شود و «فضای مذاکرات» را به شدت «ملتهب» سازد. در نتیجه، مذاکراتی که به اعتقاد «تجدیدنظرطلبان» و «روشنفکران ایرانی»، قرار بود مسیری برای «صلح و ثبات» باشد، به «سکوی پرتاب»ی برای «تشدید تنش‌ها» و نهایتا به وقوع «جنگ» تبدیل شد!

«فرجام مذاکرات» با «اروپایی‌ها» هم، بازی پیچیده «مکانیسم ماشه» یا همان «اسنپ‌بک» را به دنبال داشت و به «چکانده شدن ماشه» ختم شد. این یعنی از سوی دیگر، «مذاکرات» با «کشورهای اروپایی» نیز داستانی جداگانه برای «ایران» به ارمغان آورد و نهایتا «اروپا ماشه کشید». این کشورها که در ظاهر نقش «میانجی» و «حامی دیپلماسی» را بازی می‌کردند، در عمل، به ابزاری در دست «بازیگران اصلی» بدل شده‌ و از طریق سازوکارهای «حقوقی - سیاسی»، مانند «مکانیسم ماشه»، به دنبال «افزایش فشارها» علیه «ایرانیان» بودند. «اسنپ‌بک» یا همان «مکانیسم ماشه»، به عنوان راهکاری در «چارچوب توافق‌های بین‌المللی» مطرح شد و در واقع به ابزاری برای «تهدید - فشار» تبدیل و در آخر ما «ایرانیان» و تمام «جهانیان» شاهد «چکانده شدن این ماشه» از سوی «تروئیکای اروپایی» بودیم! از سوی همانانی که «اصلاح‌طلبان» عمری «دل‌داده» و «شیفته‌شان» بودند، «امید» به «گشایش آمریکایی - اروپایی» داشته و «دل» به «ترحم» آنان بسته بودند!

اصلاح‌طلبان حتی اعتقاد داشتند می‌شود «حساب اروپا» را «از آمریکا»، «جدا» کرده و می‌توانیم «با اروپا کار کنیم»! این «سازوکار» که امکان بازگرداندن «تحریم‌ها» را فراهم می‌کند، نه‌تنها «چشم‌انداز گفت‌وگوی سازنده» را تیره می‌کند، بل‌که به «تحکیم سیاست‌های خصمانه» می‌انجامد. «اروپایی‌های خبیث - موذی» که اغلب خود را «طرفدار دیپلماسی» معرفی می‌کنند، در عمل با استفاده از این «مکانیسم»، نقش خود را به عنوان «بازیگر مستقل - بی‌طرف» زیر سوال بردند. این اقدام‌ها، از سوی «نهادهای حقوقی - سیاسی ایران» به عنوان «نقض تعهدات» و «پشت کردن به اصول دیپلماسی» تلقی می‌شود و به شدت به «اعتماد متقابل» آسیب زده است. «نتیجه نهایی مذاکرات»، اعم از «با آمریکا» یا «با اروپا»، چیزی جز «تشدید فشارها»، «افزایش بی‌اعتمادی» و «رویارویی مستقیم» نبوده است.

این وضعیت پیچیده، «جامعه - مردم ایران» و «وادی سیاست کشور» را در برابر «چالشی جدی» قرار داد که نه‌تنها نیازمند واکنشی «هوشمندانه - منسجم» است، بلکه مستلزم «بازنگری» در استراتژی‌های «دیپلماتیک - رسانه‌ای» نیز هست. با توجه به «این واقعیت‌ها»، ضرورت دارد که «دیپلماسی ایران» فراتر از «سطح گفت‌وگوی صرف»، به سمت «رویکردهای چندجانبه - هوشمندانه» و «مبتنی بر منافع واقعی ملی» حرکت کند. «چرخش استراتژیک» به سمت «بلوک شرق»، استفاده از «ظرفیت‌های منطقه‌ای»، ارتقای نقش در «مجامع بین‌المللی» و «تقویت همکاری» با کشورها و «متحدهای استراتژیک ایران»، می‌تواند «راهکاری موثر» برای «عبور» از این «بحران» باشد.