شناسهٔ خبر: 77006226 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: قدس آنلاین | لینک خبر

نگاهی به فیلم تازه یوسف حاتمی‌کیا؛ یک «اسکورت» تماشایی!

فیلم تازه یوسف حاتمی کیا، ترکیبی متوازن از اکشن و ملودرام با شخصیت‌پردازی منسجم و داستانی حساب شده است که آن را به اثری سرگرم‌کننده و جذاب تبدیل کرده است.

صاحب‌خبر -

سینمای ایران آنقدر در انحصار قصه‌های شهری و آپارتمانی قرار گرفته که فیلم‌های جاده‌ایِ قابل اعتنا، کمتر در آن پیدا می‌شود. اما این بار یوسف حاتمی‌کیا نه تنها راهی جاده‌های جنوب شده که روی زیست مردمی دست گذاشته که زیر سایه کولبرها گم شده‌اند؛ «اسکورت» را می‌توان نخستین فیلمی دانست که داستانش حول محور مشکلات و زندگی شوتی‌سواران جنوب می‌گذرد و حاتمی کیا در دومین فیلم خود از خانه‌ای در «شب طلایی» فاصله گرفته و با شوتی سواران به قلب جاده‌های بوشهر زده است.

فیلم داستان اصلان (با بازی امیر جدیدی)، سرباز وظیفه‌ای را روایت می‌کند که دوران خدمتش را در بوشهر می‌گذراند و در این مدت با فرمانده‌اش و خانواده‌ او رابطه‌ای نزدیک پیدا کرده است. اصلان برای تهیه‌ داروی سرطان برادر سرهنگ، اسکورت یک شوتی‌سوار زن می‌شود تا بار قاچاقی را به مقصد برساند و دارو را تحویل بگیرد؛ مأموریتی که به‌تدریج به بحرانی پیچیده و پرخطر بدل می‌شود.

افتتاحیه‌ فیلم به روال ژانر اکشن، با یک سکانس تعقیب و گریز پرهیجان در جاده‌های خشک و بیابانی جنوب آغاز می‌شود و گره اولیه داستان همین جا شکل می گیرد؛ در پی این تعقیب و گریز میان نیروی انتظامی و شوتی‌سواران، اتوبوس اردوی دانش‌آموزی واژگون می‌شود و این حادثه، تا پایان فیلم سایه‌ خود را بر داستان حفظ می‌کند. حاتمی کیا با ورود کاراکتر «حلما» (با بازی هدی زین‌العابدین) یکی دیگر از برگ‌های برنده‌ی فیلم را رو می کند و فضای فیلم را از یک ماموریت خطرناک و به ظاهر مردانه، به دنیایی دیگر می کشاند. او با شوتی سوار زن قصه‌اش تصویر زنی متفاوت را به نمایش درمی آورد که در موقعیتی استنثنایی به دل خطر می زند.

نگاهی به فیلم تازه حاتمی‌کیا/ یک «اسکورت» تماشایی!

فیلمنامه‌ «اسکورت» با چفت‌وبستی حساب‌شده، وقایع را با منطق روایی و قابل قبولی پیش می‌برد و موفق می‌شود داستانی استخوان‌دار و جذاب خلق کند. یکی از مهم‌ترین امتیازهای فیلم، حفظ ریتم در طول داستان است که حاتمی‌کیا توانسته با بهره‌گیری از خرده‌روایت‌ها و تعلیق‌های پی‌درپی، آن را سرزنده و سرضرب نگه ‌دارد. فیلم در هر فصلش یک غافلگیری حساب شده دارد؛ از برداشتن بی‌سیم و اسلحه‌ی پلیس توسط اصلان ــ که تا پایان فیلم به عنصری نگران‌کننده بدل می‌شود ــ تا جایی که او ماشین کاظم را می‌دزدد و برای رسیدن به دارو، وارد مسیری خطرناک‌تر می‌شود. سکانس‌های تعقیب و گریز و جای‌گذاری دقیق آن‌ها در دل روایت، هیجان فیلم را بدون افت حفظ می‌کنند. حتی در لحظاتی که اصلان و حلما در جاده حضور ندارند، بحران‌های فرعی و موقعیت‌های پرتنش ــ از ماجرای روستا گرفته تا از دست رفتن زمان و افتادن اسلحه به دست موسی، همچنان کشش داستانی را نگه می‌دارند.

شخصیت‌پردازی‌ها در فیلم، حساب‌شده، باورپذیر و کاراکترها دوست‌داشتنی‌اند. امیر جدیدی در نقش اصلان، جوانی سرکش و متهور را به تصویر می‌کشد که جسارتش با نوعی معرفت انسانی گره خورده است. فداکاری او برای دوست بیمارش، پیوند عاطفی‌اش با سرهنگ (با بازی خوب افشین هاشمی) را نیز قابل درک می‌کند؛ رابطه‌ای که فراتر از مناسبات معمول میان یک فرمانده و سرباز وظیفه شکل گرفته و به‌خوبی پرداخت شده است. مرام و معرفتی که در موقعیتی دیگر برای حلما و البته دل خودش هم به خرج می دهد. هدی زین العابدین هم در نقش زنی که به دلیل شرایط سخت زندگی خود و دخترش ناچار به شوتی سواری است توانسته شخصیتی باورپذیر و هماهنگ با فیلم را به تصویر بکشد.

مهمترین نکته مهم درباره فیلم حاتمی کیا توازن میان عناصر فیلم است؛ قصه‌ای کامل، شخصیت‌هایی منسجم، فراز و فرودهای به موقع و نقاط عطف داستانی، در کنار فرمی قابل قبول در صحنه‌های جاده‌ای و تعقیب و گریز که با جلوه‌های ویژه و احتمالاً بهره گیری از هوش مصنوعی، توانسته گلیم فیلم را از آب بیرون بکشد و علیرغم اینکه فیلم کاملاً بر تکنیک‌های سینمایی استوار است اما ملودارم پرکشش و جذاب «اسکورت» مقهور فرم و مختصات ژانر اکشن نشده و پا به پای آن خودنمایی می‌کند و در نهایت یک پایان‌بندی جذاب سینمایی، «اسکورت» را تبدیل به اثری تماشایی و سرگرم کننده می‌کند که می‌توان امید زیادی به آن در گیشه داشت.