به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، آیت الله مصباح یزدی در شرح مناجات شعبانیه گفت: انسان باید به خدا پناه ببرد که مبادا مشمول غضب الهی گردد که در این صورت دیگر امیدی به عفو نیست.
بنابر روایت ایرنا، مرحوم آیت الله محمدتقی مصباح یزدی در شرح این فراز از مناجات شعبانیه که در محضر الهی می گوییم «اِلهی اَعُوذُ بِکَ مِنْ غَضَبِکَ وَ حُلُولِ سَخَطِکَ؛ خداوندا، به تو پناه میبرم از اینکه غضب و سخط تو بر من حلول کند.» گفت: برخی از گناهان ممکن است انسان را از خدا دور کند تا جایی که مورد غضب و خشم الهی قرار گیرد و به هیچ وجه نقطه روشنی در وجود او باقی نگذاشته و به طور کلّی او را مطرود الهی گرداند.
افرادی هستند که در آغاز زندگی کارهای خوبی انجام میدهند ولی ممکن است در موقعیتهایی قرار گیرند و آلودگیهایی پیدا کنند که نهتنها گذشته آنها را تاریک و سیاه میکنند بلکه امیدی به اصلاح او در آینده نیز باقی نمیگذارند. اهلبیت(علیهم السلام) در موارد متعدّد ما را به سرنوشت ابلیس متوجّه ساختهاند. امیر مؤمنان علی(ع) میفرماید «وَ کانَ قَدْ عَبَدَ اللهَ سِتَّةَ آلافِ سَنَة لا یُدْری أَمِنْ سِنِی الدُّنْیا أمْ مِنْ سِنِی الاْخِرَةِ» شیطان قبل از خلقت آدم (ع) ۶ هزار سال خدا را عبادت کرد؛ به گونهای که فرشتگان او را از خود میدانستند ولی این عبادتها از روی ایمان و اعتقاد به ربوبیت تشریعی الهی نبوده؛ هرچند شیطان، وجود خدا و نیز یگانگی و ربوبیت تکوینی خدا را پذیرفته بود و به قیامت نیز عقیده داشت.
پس شیطان عصیان ریشهداری داشت که به کفر منتهی گشته و یا از کفر برخاسته بود. شیطان عقیده به ربوبیت تشریعی خداوند نداشت. یعنی نمیپذیرفت که باید فرمان خدا را اطاعت کرد و به همین سبب وقتی خداوند فرمان سجده در مقابل آدم را صادر کرد، اظهار داشت «أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نار وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِین؛ من بهتر از او هستم که مرا از آتش و آدم را از گِل آفریدی.» (سوره اعراف، آیه۱۲) و با این پاسخ به حکم الهی اعتراض داشت که چگونه کسی که بهتر است برای کسی که مقام او پایینتر است، سجده کند.
مواظب کفر ابلیسی باشید
این همان روح استکبار، انکار ربوبیت تشریعی و کفر است. «أَبی وَاسْتَکْبَرَ وَکانَ مِنَ الْکافِرِینَ؛ امتناع کرد و استکبار ورزید و از کافران بود.» (سوره بقره، آیه ۳۴) به همین خاطر کفر برخی از انسانها را به کفر ابلیس تشبیه میکنند، چرا که بدترین کفرهاست.
همین شیطان به خداوند عرض کرد: اگر مرا از سجده بر آدم معاف بداری، تو را به گونهای عبادت میکنم که هیچکس تا به حال عبادت نکرده است. خداوند در پاسخ فرمود «إِنّی أُحِبُّ اَنْ اُطاعَ مِنْ حَیْثُ اُرید؛ من دوست دارم آنگونه که خودم میخواهم اطاعت شوم» (بحار الانوار، ج ۲، باب ۳۲، ص ۲۶۲) اگر میخواهی مرا بپرستی، باید همانگونه که میگویم پرستش کنی وگرنه خود را پرستیدهای. بنابر این ممکن است کسی پس از ۶ هزار سال عبادت، کافر گشته و به طور کلّی از درگاه الهی رانده شود.
نگران عاقبت کار خود باشیم
حضرت علی(ع) این جریان را بدان جهت مطرح میفرماید که ما به عبادات و اعمال و درس و بحث و فقه و اصول و فلسفه و تفسیر و علوم اسلامی و تبلیغ خودمان مغرور نگردیم و همواره نگران عاقبت کار خود باشیم؛ چرا که ممکن است عبادت ۶ هزار ساله هم مانند کسی که خداوند در قرآن درباره او فرموده است «الَّذِی آتَیْناهُ آیاتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها... وَلَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَلکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَی الأَْرْضِ وَاتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ...؛آن کسی که آیات خود را به او دادیم ولی او خود را از آنها منسلخ ساخت... و اگر میخواستیم او را بدان آیات رفعت میدادیم ولی او خود به زمین چسبید و از هوس خود پیروی کرد. پس او مانند سگ است...» (سوره اعراف، آیه ۱۷۶) بر باد فنا برود.
تفاوت سخط و غضب
به هر حال انسانی که با خدا مناجات میکند، توجّه دارد که ممکن است گناهان، او را به کلّی از درگاه حق محروم گردانده و مورد غضب قرار دهند. پس در این فراز از مناجات میگوییم «پناه به تو میبرم از اینکه مورد غضب و سخط تو قرار بگیرم». معمولا اهل لغت، سخط را مرادف با غضب گرفته و برخی گفتهاند سخط، شدّت غضب است. بنابراین میگوییم «خداوندا! به تو پناه میبرم از اینکه مورد غضب تو واقع شوم».
ما انسانها ممکن است که از خیلی چیزها بدمان بیاید ولی تا خیلی خیلی زشت و ناپسند نباشد، نسبت به آن اظهار غضب و خشم نمینماییم. خداوند نیز بین گناهان فرق قائل شده و گناهان کوچک را که قابل آمرزش هستند یا گناهان کبیرهای را که با توبه یا شفاعت آمرزیده میشوند، با گناهانی که مثل شمشیر کشیدن به روی خدا هستند و کیفر و عقوبت سخت دارند، یکسان نمیداند.
تفاوت رضایت و ثواب
در قرآن کریم بین رضایت و ثواب تفاوت وجود دارد. مثلا وقتی که میفرماید «رَضِیَ اللهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنّات؛ خداوند از آنان راضی گردید و بهشتهایی برای آنها مهیا گردانید.»(سوره توبه، آیه ۱۰۰) معلوم میشود رضایت، چیزی بالاتر از بهشت است. کسانی که به طمع بهشت عبادت میکنند، مزدی چون بهشت دریافت میکنند ولی کسانی چون امیر مؤمنان و ائمه(علیهم السلام) به بالاتر از بهشت یعنی رضوان الهی نایل میشوند. «وَرِضْوانٌ مِنَ اللهِ أَکْبَر؛ رضایت الهی بالاتر است.» (سوره توبه، آیه ۷۲)
وقتی که چیزی مثل هوای خنک در تابستان مورد رضایت و پسند ما باشد، سه موضوع وجود دارد؛ درک این مطلب که هوای خنک در تابستان ملایم طبع ماست؛ خود آن هوای خنک و سوم، احساس لذتی که از آن خنکی هوا در تابستان برای ما ایجاد میشود. در مورد خداوند باید گفت «خداوند با هر کمالی ملایمت و با هر ضد کمالی مخالفت و منافرت دارد». «إِنَّ اللهَ یُحِبُّ التَّوّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ؛ خداوند هر کسی را که رو به طهارت بیاورد دوست میدارد.» (سوره بقره، آیه۲۲۲) و «إِنَّ اللهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتال فَخُور؛ خداوند هر انسان خیالپرداز فخرفروش را دوست ندارد.» (سوره لقمان، آیه ۱۸)
پس وقتی بخواهیم بین ذات خدا و مقام فعل خارجی آنها مراتبی در نظر بگیریم، مثل این که خداوند آن را دوست دارد یا نمیپسندد، باید گفت دوست داشتنِ کمالات که عین ذات خداوند است رضا، و دوست نداشتن، سخط است. البته به مجرّد اینکه انسان مرتکب گناهی شود، مورد سخط و غضب الهی قرار نمیگیرد وگرنه مهلت انجام آن را پیدا نمیکند.
باید خیلی بدی و زشتی، زیاد باشد که انسان در ردیف مَغْضُوب عَلَیْهِم قرار بگیرد و روی سعادت نبیند. اگر انسان به این حدّ نرسد، میتوان به اصلاح او امیدوار بود، چنانکه در مناجات دیگری آمده است «فَاِنْ لَمْ تَکُنْ غَضِبْتَ عَلَیَّ فَلا اُبالی؛ خداوندا، غضبت را بر من شامل نگردان که اگر هنوز مورد غضب قرار نگرفتهام، امید اصلاح دارم، و دیگر غصّهای ندارم.» پس انسان باید پناه به خدا ببرد که مبادا مشمول غضب الهی گردد، باید توفیق بخواهد تا کاری انجام ندهد که موجب غضب الهی گردد که در این صورت دیگر امیدی به عفو نیست.