شناسهٔ خبر: 76833358 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایبنا | لینک خبر

«شور زندگی» و نقش مهمش در معرفی نقاش هلندی به آیندگان؛

وقتی ادبیات ون‌گوگ را جاودانه کرد

«شور زندگی» ضمن وفاداری به واقعیت تاریخی، با زبان داستانی پیش می‌رود و مخاطب را به درون ذهن و جهان درونی نقاش می‌کشاند. «شور زندگی» نشان می‌دهد چگونه ادبیات می‌تواند پلی میان تاریخ هنر و مخاطب عام ایجاد کند.

صاحب‌خبر -

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا ونسان ون‌گوگ، مشهورترین، محبوب‌ترین و پرآوازه‌ترین نقاش دنیای امروز است. نقاشی‌های او در سراسر جهان در قالب‌های مختلفی به فروش می‌رسد و طرفداران خودش را دارد؛ برخی تابلوهایش را می‌خرند و برخی دیگر نقاشی‌هایش را در قالب لوازم تزئینی به کار می‌برند.

شب پرستاره، گل‌های آفتابگردان، شب‌های روشن و پرتره‌هایش ون‌گوگ معروف‌ترین نقاشی‌های ونگوگ هستند که روزانه در تیراژ بالا چاپ می‌شود و مشتریان خودش را دارند.

وقتی ادبیات ون‌گوگ را جاودانه کرد

چنین استقبالی از آثار یک هنرمند در زمان مرگش، یکی از آن تراژدی‌ها و تناقض‌های دنیای هنر است. ون‌گوگ زمانی که زنده بود، در انبوهی از درد و رنج و تنهایی زندگی کرد و به هیچ عنوان نتوانست از نقاشی‌هایش امرار معاش کند.

او برای فرار از تلخی‌های دنیای واقع به عالم نقاشی پناه می‌برد ولی در آنجا چیزی عایدش نمی‌شد. نقاشی‌هایش طرفدار خاصی نداشت و کسی هنر او را جدی نمی‌گرفت. تنها یکی از نقاشی‌هایش در زمان حیاتش به کمک برادرش، تئو به فروش رفت و تازه پس از مرگ ون‌گوگ بود که ارزش‌های هنری نقاشی‌هایش بر همه عیان شد.

زندگی دراماتیک، مرگ تراژیک و رنج‌های انسانی ون‌گوگ، وجهی جذاب به زندگی ونگوگ داده است. گویی او به این دنیا آمد تا رنج بکشد و بعد زندگی پرفراز و نشیبش، به سوژه‌ای جذاب برای آیندگان تبدیل شود. این هم یکی از شوخی‌های تلخ روزگار است؛ روزگاری که با برخی هنرمندان سر سازش ندارد و به هر طریقی سعی در آزارشان دارد.

کتابی کامل درباره ون‌گوگ

هرچقدر زندگی نقاش هلندی عجیب و غریب و پرچالش بوده، اما نوشتن کتاب «شور زندگی» اروینگ استون، باعث شده تا مخاطبان امروز اطلاعات خوب و کاملی از این هنرمند داشته باشند. این رمان که بر اساس زندگی ون‌گوگ نوشته شده، یکی از تأثیرگذارترین نمونه‌های زندگینامه‌نویسی داستانی در ادبیات قرن بیستم به‌شمار می‌آید. اثری که توانسته فاصله میان واقعیت تاریخی و تخیل ادبی را به شکلی متوازن از میان بردارد.

«شور زندگی» زندگی ون‌گوگ را از سال‌های جوانی و سرگشتگی‌اش در جست‌وجوی معنا آغاز می‌کند؛ از شکست‌های عاطفی و ناکامی‌های شغلی تا ورود پررنج او به دنیای نقاشی. استون، ون‌گوگ را نه اسطوره‌ای دست‌نیافتنی، بلکه انسانی زخم‌خورده، حساس و عصیانگر تصویر می‌کند؛ هنرمندی که در زمان حیاتش کمتر دیده شد و پس از مرگ به یکی از ستون‌های هنر مدرن بدل گشت.

نقطه قوت اصلی کتاب در این است که نویسنده از ستایش صرف نبوغ فاصله می‌گیرد و بر رنج زیستن تمرکز می‌کند. بیماری‌های روانی، فقر، تنهایی، ناتوانی در برقراری ارتباط پایدار با جامعه و حتی خانواده، بخش جدایی‌ناپذیر روایت هستند. رابطه پیچیده ون‌گوگ با برادرش «تئو» نیز یکی از محورهای عاطفی و انسانی رمان است؛ رابطه‌ای که هم پناهگاه روحی ون‌گوگ است و هم یادآور وابستگی دردناک او.

وقتی ادبیات ون‌گوگ را جاودانه کرد

اروینگ استون سال‌ها برای نگارش این اثر پژوهش کرده و از نامه‌ها، اسناد و خاطرات باقی‌مانده از ون‌گوگ بهره برده است. این کتاب چنان‌که محمد اسلامی ندوشن می‌نویسد: «آمیخته دلپذیری از افسانه و حقیقت است که سرگذشت زندگی ونسان ون‌گوگ را در قالب داستان عرضه می‌کند. با آنکه قسمت‌هایی از کتاب از روی تخیل پرداخته شده، می‌توان داشت که روح و جوهر واقعیت در آن گم نیست.»

تلاش‌های استون برای پژوهش

جالب اینجاست این نویسنده آمریکایی پیش از نوشتن کتابی درباره ون‌گوگ، نویسنده‌ای پرکار بود که چندین رمان و نمایشنامه ناموفق در کارنامه خود داشت.

در همین دوران او به‌طور اتفاقی گذرش به یک گالری در پاریس می‌افتد و یا آثار ون‌گوگ مواجه می‌شود یا به قولِ خودش ون‌گوگ را کشف می‌کند.

خودش درباره این تجربه می‌گوید: «این جذاب‌ترین تجربه زندگی من بود. احساس کردم باید درباره ون‌گوگ بیشتر بدانم. با اینکه هنوز خام و جوان بودم و توان و دانش کافی برای نوشتن کتابی درباره ونسان ون‌گوگ را نداشتم، می‌دانستم باید تلاش کنم و اگر این کار را نکنم دیگر هرگز چیز دیگری نخواهم نوشت.»

استون، با شکیبایی بسیار، مدارک معتبری را درباره ون‌گوگ گردآورده است و برای آن‌که اثرش را مستندتر کند، به تمام نقاطی که اقامتگاه یا گذرگاه او بوده است، سفر کرده تا از نزدیک اوضاع آن مکان‌ها و فضای حاکم بر آن را به چشم ببیند. علاوه بر این، او با کسانی که خاطره یا روایتی از زندگی این نقاش هلندی داشتند، به گفتگو نشسته است و تلاش کرده تا سرحد امکان تصویری شبیه به اصل از ون‌گوگ به دست دهد.

در نتیجه، «شور زندگی» کتابی شده که ضمن وفاداری نسبی به واقعیت تاریخی، با زبان داستانی پیش می‌رود و مخاطب را به درون ذهن و جهان درونی نقاش می‌کشاند. «شور زندگی» نشان می‌دهد چگونه ادبیات می‌تواند پلی میان تاریخ هنر و مخاطب عام ایجاد کند.

این کتاب نه‌تنها باعث شد نسل‌های جدیدتری به زندگی و آثار ون‌گوگ علاقه‌مند شوند، بلکه الگویی برای نوشتن زندگینامه‌های داستانی هنرمندان نیز فراهم کرد. اقتباس سینمایی مشهور آن نیز بر دامنه تأثیر فرهنگی کتاب افزود و جایگاه «شور زندگی» را به‌عنوان اثری مرجع تثبیت کرد.

وقتی ادبیات ون‌گوگ را جاودانه کرد

اقتباس از شور زندگی

تا به امروز، فیلم‌ها و نمایش‌هایی که با مضمون زندگی ون‌گوگ ساخته شده‌اند، به نوعی اقتباسی از کتاب «شور زندگی» بوده‌اند یا نگاهی به آن داشته‌اند. معروف‌ترین آن فیلم تحسین‌شده‌ی «شور زندگی» با بازی کرک داگلاس است که همچون کتاب نگاهی جامع و کلی به زندگی ون‌گوگ دارد.

در صحنه تئاتر ایران نیز به تازگی علیرضا کوشک‌جلالی با نمایش «باد زرد ون‌گوگ» به زندگی این نقاش پرداخته است. اگرچه کوشک‌جلالی اعلام کرده که خوانشِ خود از ون‌گوگ را به روی صحنه می‌آورد و قرار نیست با پرتره‌ای تاریخی و اثری تاریخ‌محور روبه‌رو باشیم، اما باز می‌بینیم نمایش بسیار به کتاب «شور زندگی» نزدیک است و کارگردان نتوانسته چیز تازه‌ای به آن اضافه کند.

برخلاف ادعای کوشک‌جلالی، نمایش او، بسیار به کتاب استون نزدیک است و جایی برای تغییر روایت و شگفتی مخاطب نگذاشته است. نمایش با اضافه و کم کردن شخصیت‌هایی تلاش کرده، خودش را متفاوت از کتاب نشان دهد، ولی این تلاش‌های حداقلی کمکی به متفاوت کردن داستانِ نمایش نکرده است.

کتاب استون به قدری کامل و دقیق است که هر اثری درباره ون‌گوگ ناخودآگاه به آن نزدیک می‌شود. مگر آنکه کارگردان و فیلمسازی بخواهد روایتی شخصی یا متفاوت از ون‌گوگ ارائه دهد و بخواهد با خلاقیت شخصی، داستانی متفاوت از ون‌گوگ تعریف کند. درست شبیه کاری که کوروساوای ژاپنی کرد و خلاقیت خودش را وارد دنیای ون‌گوگ کرد و یکی از خاص‌ترین و متفاوت‌ترین آثار با محوریت زندگی نقاش هلندی را ساخت.

«شور زندگی» نشان می‌دهد یک کتاب اگر با تحقیق، پژوهش، دقت و عشقِ بسیار درباره هنرمندی نوشته شود، چه نقش مهمی در معرفی آن شخصیت به آیندگان ایفا می‌کند. اگر استون تصمیم به نگارش چنین کتابی درباره ون‌گوگ نمی‌گرفت، نقاشِ هلندی برای مردم امروز تا این حد شناخته نمی‌شد.

«شور زندگی» اروینگ استون نشان می‌دهد چگونه یک کتاب می‌تواند از دل اسناد و واقعیت‌های تاریخی، شخصیتی زنده و ملموس بسازد. شاید اگر استون با آن وسواس و شکیبایی سراغ زندگی ون‌گوگ نمی‌رفت، نقاش هلندی همچنان در قاب چند تابلو مشهور خلاصه می‌شد، نه انسانی با گوشت و پوست و رنج‌های واقعی.