به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از نجف آباد، صبح روز سهشنبه ۲۸ مرداد ماه ۱۴۰۴ مراسم بزرگداشت استاد گرانقدر محمود فرشچیان نقاش و نگارگر ایرانی در مدرسه علمیه امام صادق علیه السلام (مدرسه چهارباغ) با حضور مسئولان لشکری و کشوری در گذر فرهنگی خیابان چهارباغ اصفهان برگزار شد.
در طی این مراسم، ضمن تلاوت آیاتی از قرآن کریم، حجتالاسلام و المسلمین طباطبایی نژاد امام جمعه شهر اصفهان اظهار داشت: استاد فرشچیان نه تنها هنرمندی نامدار بلکه معلمی بزرگ بود که با خلق جهانی پر از معنویت و زیبایی روح ایرانی را به تصویر کشید و گنجینه ماندگار برای آیندگان بر جای گذاشت. یاد و نام او در جان و جانان فرهنگ این سرزمین زنده خواهد ماند.
رجبی دوانی از شاگردان استاد فرشچیان با عرض تاسف خاطر نشان کرد: ۵۷ سال از عمرم را در سایهسار دانش و هنر استاد فرشچیان گذراندم؛ چه بهطور مستقیم در کنار ایشان و چه بهطور غیرمستقیم از آموزههای ایشان بهرهمند شدم. در تمامی روزهای حیاتشان همواره از وجود مبارک این استاد بزرگوار بهره بردم. خاطرات و داستانهای زیادی در این سالها دارم؛ اما بهعنوان یک ایرانی لازم میدانم به یکی از اقدامات بزرگ ایشان در راستای اعتلای فرهنگ و هنر ایران اشاره کنم.
وی ادامه داد: در دوران طاغوت پهلوی، گروههایی که تحت تأثیر هنر غرب قرار گرفته بودند، به تحقیر هنر خود پرداخته و اجازه ندادند که هنر نگارگری ایران، که یکی از ارکان تمدن ماست به دانشگاههای ما راه یابد. یادم هست که با اصغر تجدیدی، یکی از نگارگران برجسته شیراز تلاش کردیم تا استاد را دعوت کنیم و در روز تعطیل دانشگاه کلاسی برای ایشان برگزار کنیم. پس از پیروزی انقلاب، استاد بزرگوار مسئولیت کارگاههای هنرهای سنتی میراث فرهنگی را بر عهده گرفتند و استادان این رشته بر این باور بودند که بهترین دوره کارگاهها مربوط به زمانی بود که ایشان مدیریت آنها را بر عهده داشت.
رجبی دوانی خاطر نشان کرد: ایشان با دستان خود کار میکردند و هر مشکلی را حل میکردند، همچنین مجموعهای از نامههایی که ایشان به مسئولین مختلف نوشته بودند را به من سپردند تا به عنوان مدرک نگهدارم. در این نامهها از همان روزهای اول پیروزی انقلاب خواستار تأسیس دانشگاهی برای هنرهای اسلامی ایرانی بودند تا این هنرها در محیط علمی دانشگاهها جایگاه پیدا کنند. با تلاشهای ایشان و با همکاری شهید طهرانچی و دکتر ولایتی توانستیم رشتههای مختلف هنرهای سنتی را به دانشگاهها وارد کنیم.
وی تاکید کرد: استاد فرشچیان با آثار هنری خود نه تنها پاسخگوی تحقیرکنندگان هنر ایرانی بودند؛ بلکه با خلق آثار زیبا و عمیق، صدای فرهنگ و هویت ما را به جهانیان رساندند. آثار ایشان از نظر اجتماعی، عرفانی و ادبی قابل تأمل و بررسی است. یونسکو ایشان را به عنوان هنرمند بشری معرفی کرد و ما افتخار میکنیم که چنین استادی از سرزمین عزیزمان برخاست.
وی افزود: استاد فرشچیان، زمانی که به تعریف رنگ میپرداختند؛ با شیوهای عمیق و فلسفی میگفتند: "رنگ تنها نور است و نور، خود رنگپذیر است." ایشان با تشبیه رنگها به شیشههای رنگین ما را به جستجوی آن نور واحد دعوت میکردند. این نکته را با تأکید بر یکپارچگی فرهنگمان بیان میکردند و همواره بر این باور بودند که باید به دنبال فهم و درک این رنگ واحد باشیم.
به گفته رجبی دوانی، روزی در هنرستان وقتی که اشتباهی در کارم انجام داده بودم و رنگها را زیاد روی هم گذاشته بودم؛ استاد فرمودند: "برو بشور." آن زمان فکر میکردم که این کار به سادگی امکانپذیر نیست. اما ایشان با صبوری گفتند: "نه، برو بشور." زیر آب، رنگها را کاملاً شستند و گفتند: "اینگونه باید بشوری." این درس نه تنها درباره رنگ، بلکه درباره زندگی و تصمیماتمان بود. هر وقت بخواهی چیزی را پاک کنی، باید به طور کامل و با دقت این کار را انجام دهی. در پس این عمل، یک دستور معنوی نهفته بود که یادآور اهمیت تمامیت و دقت در کارهایمان بود.
این هنرمند پیشنهادی به استاندار محترم اصفهان داد: پیشنهادی دارم و آن هم ایجاد یک موزه جامع از آثار استاد فرشچیان است. موزهای که نمایانگر تمامی آثار ایشان باشد؛ از طراحیهایی که برای ما میکشیدند تا نامههایی که نشاندهنده تلاشهای بیوقفهشان است. این آثار نه تنها ارزشمند هستند، بلکه گنجینهای از دانش و هنر را در خود دارند.
این موزه میتواند مرکزی باشد برای تحقیق و بررسی شخصیت و آثار ایشان، جایی که علاقهمندان به هنر و فرهنگ بتوانند از نزدیک با افکار و دستاوردهای این استاد بزرگ آشنا شوند. بیشک حفظ و نگهداری این گنجینهها، وظیفهای است که بر دوش ماست تا نسلهای آینده نیز بتوانند از نور دانش و هنر ایشان بهرهمند شوند.
در این محفل هنری و فرهنگی، استادان موسیقی اصفهان از جمله سراج، شاهزیدی و طباطبایی، با اشعاری دلنشین و پرمحتوا در وصف استاد فرشچیان، به تجلیل از این هنرمند بزرگ پرداختند. سراج با صدایی پرمهر و کلامی عمیق بیان کرد: استاد فرشچیان، هنر سنتی و مدرن را به گونهای شگفتانگیز در هم آمیخت. برخی بر این باورند که این دو جهان نمیتوانند در کنار یکدیگر وجود داشته باشند؛ اما او با استعداد و روحی لطیف این امکان را فراهم آورد.
وی ادامه داد: برخی میگویند که فرم نگارگری قدیمی شکسته شده است؛ اما حقیقت این است که آثار استاد فرشچیان ریشه در نگارگری سنتی ما دارند و در عین حال، صدای امروز را به گوش میرسانند. او واقعاً فرزند زمان خویشتن است. هنرمندی که در هر ضربه قلمش همزمان گذشته و حال را به تصویر میکشد و با نگاهی نو به هنر آن را به افقهای تازهای میبرد.
خسرو احتشامی، یکی از بزرگترین نام آورانِ شعر و ادب در اصفهان، در وصف استاد فرشچیان سخنانی پرمغز و دلنشینی بیان داشت.
وی با افتخار به شکستن مرزهای سنتی و مفاهیم محدود نگارگری اشاره کرد و گفت: استاد فرشچیان، نه تنها در دنیای مینیاتور بلکه فراتر از طبیعت و ناترالیسم، قصه انسان را به تصویر میکشد. او زندگی را با تمام زیباییها و زشتیها، نامرادیها و مرادها در هالهای از خیال برتر نقش میزند.
احتشامی ادامه داد: استاد فرشچیان، آدمهایی را به میدان نگارگری میآورد که هویتی مستقل و معنادار دارند. او با واقعبینی و نگرشی نو پیشگام مکتب نوین نگارگری است؛ چنان که دنیای امپرسیونیسم را در فوران نور و رنگ آثارش میتوان مشاهده کرد. در پس این رنگها، پهنهای شگرف نهفته است.
وی به عمق تفکرات استاد اشاره کرد و گفت: استاد فرشچیان به ما میآموزد چگونه زندگی کنیم. چگونه ببینیم و چگونه به آرمانهای خود دست یابیم. او همچون نیچه، در ابر انسان میاندیشد و در فضای سورئالیستی خود، حقایق را به گونهای پنهان میکند که یادآور شعرهای عمیق مولانا جلالالدین است. استاد بر انسان اشراف دارد و دنیای وسیع مولانا را با آگاهی کامل درک کرده است.
احتشامی در پایان با تأکید بر ارتباط عمیق آثار استاد فرشچیان با زمین و انسانها گفت: اکثر تابلوهای او با ما سخن میگویند؛ مانند حافظ که در قابهایش، همواره پیوندی میان زمین و آسمان برقرار میکند. هنرمند نمیتواند معلق باشد؛ او باید پایش بر زمین باشد. استاد فرشچیان نه تنها یک نگارگر، بلکه نماد فرهنگ جمعی ماست که در یک لحظه خاص به وحدت حال با سماع رنگ و نور دست مییابد. آثار او همواره نوعی رقصندگی خاصی را به نمایش میگذارند؛ رقصی که در دور مقام کعبه و در کهکشان نیز قابل مشاهده است.
در ادامه احتشامی چند بیت رباعی در وصف استاد فرشچیان سرود:
نقاش جهانی وطن بودی تو
آیینه ایران کهن بودی تو
پیوند میان شرق و غربی از نور
گهواره ونگو و گوگن بودی تو
با آنکه زبانه سخن احساسی است
با آنکه زمانه عوامالناسی است
در نصف جهان که زادگاه هنر است
تابوت تو بر دوش رضا عباسیست
آرام ز آلام و مصائب شدهای
در خاطر ما حاضر غایب شدهای
از خاک تو شعر میتراود امروز
پیداست که میهمان صائب شدی
در پایان، وی با ارادت به روح بزرگ استاد فرشچیان گفت: به راستی که چه بسا قرنها باید بگذرد تا هنرمندی چون فرشچیان دوباره در آسمان هنر ایران درخشش یابد. آیا زمانه به ما این فرصت را خواهد داد که بار دیگر شاهد ظهور چنین نابغهای باشیم؟ آیا لطف الهی همچنان جاری و ساری خواهد بود تا در میان این شیفتگان و پیروان مکتب هنر، دگرگونی نوین و بالندهای چون محمود فرشچیان زاده شود؟ این سؤالات در دل ما باقی میماند و پاسخ آن تنها در دستان آینده است. اما آنچه مسلم است؛ یاد و آثار فرشچیان همواره الهامبخش نسلهای آینده خواهد بود و به ما یادآوری میکند که هنر، زنده و پویا، همچون روحی در کالبد جامعه، همواره در جستجوی شکوفایی است.
خبرنگار: مهشید ترکیان
انتهای پیام/