شناسهٔ خبر: 71576361 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: دفاع پرس | لینک خبر

تشکیل گروه «جوانمرد» در آبادان برای تقابل با ضد انقلاب

پس از پیروزی انقلاب و در آشفته بازار ضعف حکومت مرکزی، آبادان که شهری مهاجرپذیر بود و قومیت‌های مختلف در آن زندگی می‌کردند آشوب شد. خلق عرب در آبادان فعال بودند و از راه جزیره‌ی مینو و اروندرود با عراق ارتباط داشتند. دولت مرکزی نوار مرزی را خوب کنترل نمی‌کرد و ضد انقلاب راحت می‌توانست از مرز بگذرد و سلاح و مهمات تهیه کند.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، آبادان از شهرستان‌های بزرگ استان خوزستان است. آبادان در جلگه‌ی خوزستان است و تنها چند ارتفاع در شمالش دارد که ارتفاع بلندترین‌شان ۱۲ متر است. شهر آبادان مهم‌ترین شهر شهرستان است که فاصله‌اش از خرمشهر ۱۵ کیلومتر از اروندکنار ۴۸ کیلومتر و از اهواز ۱۱۵ کیلومتر است. شهر‌های خسروآباد و اروندکنار و شهرک‌های نهر خزعل نهر قصر و نهر علی شیر و دهستان‌های بهمن شیر قصبه و حومه هم در آبادان معروف‌اند.

آب و هوای آبادان گرم و شرجی است. در آبادان تنها بیست روز سال دمای هوا کمتر از پنج درجه‌ی سانتی گراد است. در منطقه باد‌های گرم و خشکی میوزد که خاک و شن هم دارند. آبادان تا سال ۱۳۱۴ عبادان بوده و پیش‌تر به آن جزیره الخضر هم گفته‌اند؛ شاید، چون آبادان زیارتگاهی دارد که منسوب به حضرت خضر نبی است. عده‌ای بانی شهر را سردار معروف جنگ‌های قرن اول هجری «عباد بن حصین» می‌دانند.

دیگرانی می‌گویند گروهی از متصوفه‌ی هوادار مکتب «حسن بصری» نخستین مراکز آموزشی و تبلیغی خود را در نخلستان‌های منطقه تاسیس کردند و عبادان یعنی عابدان برخی هم می‌گویند «اردشیر هخامنشی» در این ناحیه دو آبادی ایجاد کرد به نام‌های بهمن اردشیر و آبادان اردشیر؛ آبادان اردشیر به آبادان که نام شهر است تغییر یافت و بهمن اردشیر به بهمنشیر که نام رودخانه است. تا قرن‌ها مردم منطقه در نخلستان‌ها در کپر زندگی می‌کردند. سال ۱۲۸۷ که نخستین چاه نفت را در مسجد سلیمان کشف کردند و انگلیسی‌ها تصمیم گرفتند کنار اروند در آبادان پالایشگاه بسازند، سرنوشت آبادان عوض شد.  

پس از پیروزی انقلاب و در آشفته بازار ضعف حکومت مرکزی، آبادان که شهری مهاجرپذیر بود و قومیت‌های مختلف در آن زندگی می‌کردند آشوب شد. خلق عرب در آبادان فعال بودند و از راه جزیره‌ی مینو و اروندرود با عراق ارتباط داشتند. دولت مرکزی نوار مرزی را خوب کنترل نمی‌کرد و ضد انقلاب راحت می‌توانست از مرز بگذرد و سلاح و مهمات تهیه کند. انفجار بمب، مین‌گذاری پرتاب نارنجک و مهم‌تر از همه منفجر کردن خطوط لوله‌ی نفت از کار‌های ضد انقلاب قبل از آغاز جنگ بود. مردم آبادان گروهی به نام «جوانمرد» یا نیرو‌های خط لوله تشکیل دادند تا با خرابکاری‌های ضد انقلاب در خطوط نفت مقابله کنند.  

اولین فعالیت نظامی عراق در آبادان روز ۹ خرداد ۵۸ ثبت شده است. چهار بالگرد عراقی روی پاسگاه مرزی خسروآباد عملیات شناسایی انجام دادند و یک گردان توپخانه‌ی عراق در فاو مستقر شد. تیراندازی‌های گاه و بیگاه به گشتی‌های ایران در اروند شناسایی‌های مکرر عبور ناوچه‌های عراقی از خط مرزی (تالوگ) در اروند تقویت گشتی‌ها و نیرو‌های مستقر در اروند تجاوزات مکرر به حریم هوایی آبادان ایجاد مزاحمت شناور‌های جنگی عراق برای قایق‌های ایرانی و استقرار گردان‌های زرهی و توپ خانه مقابل پاسگاه‌های مرزی در آن سوی اروند دیگر تحرکات نظامی عراق در اطراف آبادان قبل از آغاز رسمی جنگ بود.  

«میشل عفلق» بنیانگذار حزب بعث بعد از دیدار با نیرو‌های عراقی که از کارون گذشته بودند برای صدام نوشت «دیدار با قهرمانان و دلاوران قادسیه‌ی صدام در زمین عرصه‌ی نبرد لحظه‌ای جاودانی است. به ویژه دیدار با قهرمانانی که با عبور از کارون شجاعتی از خود نشان داده‌اند که تاریخ آن را برای فرزندان آینده‌ی عرب روایت خواهد کرد. تمام احترام و محبت ما برای صدام و رفقای قهرمانش باد.» شاید عفلق هرگز نامه‌ای نمی‌نوشت اگر می‌دانست خیلی زود رزمندگان ایرانی نیرو‌های عراق را ذلیل و خوار از شرق کارون بیرون می‌رانند، از کارون می‌گذرند و تا مرز هم تعقیبشان می‌کنند.

بعد از ظهر ۳۱ شهریور ۵۹ چند دقیقه بعد از آغاز جنگ توپ‌ها خمپاره‌ها و بمب‌های عراقی آبادان آباد را به شهری کاملا جنگ‌زده بدل کردند. خانه‌ها ویران شدند، خانواده‌ها متلاشی شدند. مردم به خیابان‌های شهر آمدند و شهر شلوغ شد. پالایشگاه آبادان را هم بمب باران کردند و دود سیاه و غلیظی همه‌ی شهر را پر کرد.... اروند، مرز ایران و عراق در آبادان بود و گذشتن از اروند برای رسیدن به آبادان منطقی نبود. ارتش صدام از شلمچه و زمین‌های شمالی آن وارد ایران شد و بنا داشت اول خرمشهر، بعد آبادان را بگیرد. آنها از کارون گذشتند، اما مدافعان آنها را در شرق رودخانه و شمال آبادان زمین گیر کردند.

آبادان هم سایه‌ی خرمشهر بود. چهارم آبان که خرمشهر را اشغال کردند محاصره‌ی آبادان هم تنگ‌تر شد. تلویزیون عراق مرتب گزارش پیشروی‌های ارتش عراق و سرکشی صدام به سردارانش را پخش می‌کرد. سرود معروف «قائد صدام» را آن قدر پخش کرده بودند که خیلی‌ها آن را حفظ شده بودند. مقابل ارتش عراق مدافعانی دست خالی و با ایمان بودند چیزی که در اولین نگاه به چشم آمد نماز خواندن بچه‌ها در کوچه و خیابان بود. اگر مسجد نزدیکی نبود آنها نمی‌خواستند بی‌اجازه‌ی صاحب‌خانه‌ها در محوطه‌ی خانه‌ها نماز بخوانند.

عراقی‌ها خرمشهر را گرفته و آبادان را محاصره کرده بودند. اگر آبادان را هم می‌گرفتند بر اروند مسلط می‌شدند. برای گرفتن آبادان باید از بهمن شیر می‌گذشتند؛ تلاش کردند، اما موفق نشدند. مدافعان ایستادند تا به دشمن بفهمانند ورود سربازان عراقی به آبادان ممنوع است. امام می‌گفت من منتظرم حصر آبادان از بین برود. باید این حصر شکسته شود. نگذارید اینها بیایند آبادان حال تهاجمی بگیرید. اما بنی صدر نتوانست کاری کند ولی چند ماه پس از رفتنش پنجم) مهر سال ۱۳۶۰ ایرانی‌ها محاصره‌ی آبادان را شکستند و عراقی‌ها را کیلومتر‌ها از آبادان دور کردند پایان محاصره‌ی آبادان پس از مدت‌ها ایرانی‌ها را شاد کرد.

انتهای پیام/ 112

برچسب‌ها: