شناسهٔ خبر: 15115735 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: مثلث-قدیمی | لینک خبر

جامعه آمریکا چه می‌خواهد؟

تلفیق بوش و اوباما

شبکه های اجتماعی نظر سنجی گفتگوی هفته نامه

صاحب‌خبر -

انتخابات ایالات‌متحده در شریطی وارد مراحل حساس خود شده است که دو نامزد نهایی حزب دموکرات و جمهوریخواه به‌دنبال جلب آرای بیشتر به منظور پیروزی در انتخابات هستند. 
در اردوگاه جمهوریخواهان، دونالد ‌ترامپ قرار دارد که گزینه بسیار بدی برای کسب پست ریاست‌جمهوری در ایالات‌متحده آمریکا است. آمریکا تاکنون ٤٤ رئیس‌جمهور را به خود دیده است. اما ادبیات ‌ترامپ‌ و نوع رفتارهای او به‌عنوان یک کاندیدای ریاست‌جمهوری بسیار پوپولیستی است. جدای این ادبیات او فاقد تجارب سیاسی در اداره امور کشور بزرگی چون آمریکا است. اعوجاجات گوناگون در اظهارنظرهای او و نوعی رادیکالیسم عوام‌فریبانه در جهت کسب آرا در رفتارهای او آن اندازه‌ نمود دارد که بسیاری از فعالان عرصه نومحافظه‌کاری و رادیکالیستی در ایالات‌متحده آمریکا او را فاقد وجاهت معنادار حتی برای کاندیداتوری ریاست‌جمهوری آمریکا می‌دانند.
 او به هیچ وجه در حد و اندازه یک رئیس‌جمهور در کمپین انتخاباتی خود چهره نشان نداد و در واقع ضعف جناح جمهوریخواه را در جهت معرفی یک چهره موثر در جهت جذب آرای جمهوریخواهان را نیز به نمایش گذاشت.
 به‌گونه‌ای که ژنرال‌های حزب جمهوریخواه و بسیاری از تئوریسین‌های نومحافظه‌کار که در میان چهره‌‌های رادیکال حزب جمهوریخواه جایگاه تعریف شده حزبی عمل می‌کنند به رد وی پرداختند. مردم آمریکا، مردمی‌ سیاسی نیستند اما در حوزه سیاست در چارچوب تعریف شده حزبی عمل می‌کنند‌، بنابراین سیاست زدگی در میان مردم ایالات‌‌متحده آمریکا وجود ندارد. این نکته بد ‌است که درصد بالایی از مردم آمریکا و اقشار گوناگون حتی وزرای دولت حاکم بر واشنگتن را به اسم نمی‌شناسند اما با وجود این با تکیه بر یک ساختار سیاسی دموکراتیک متکی بر اعتماد به احزاب موجود در ایالات‌متحده آمریکا رای می‌دهند. 
ترامپ نقطه سیاهی بر پیشانی حزب جمهوریخواه است و رای آوردن احتمالی او یک شگفتی در تاریخ آمریکا محسوب خواهد شد. اگرچه تمام نظرسنجی‌ها اکنون به ضرر او است اما باید درصدی همواره باتوجه به رفتارشناسی سیاسی آمریکایی‌ها برای او احتمال موفقیت نیز قا‌ئل شد. در سوی دیگر هیلاری کلینتون نامزد حزب دموکرات قرار دارد او بانوی آهنینی است که نه از لندن و  داون استریت بلکه از ایالات‌متحده آمریکا و کاخ سفید سردرآورده است. 
او بانوی اول ایالات‌متحده آمریکا در زمان ریاست‌جمهوری بیل کلینتون ‌و از سوی دیگر وزیر امور خارجه قدرتمند یکی از محبوب‌ترین ریاست‌جمهوری‌های دهه اخیر آمریکا در دور اول ریاست‌جمهوری یعنی باراک اوباما بوده است. اگر کلینتون بخواهد در کنار اوباما به‌عنوان یک چهره بدرخشد کار سختی دارد. اوباما اگرچه امروزه در میان مخاطبان خود از میزان کمی جذابیت برخوردار است اما در مقام قیاس با روسای جمهور قبل از خود در بسیاری از موارد در دور پایانی ریاست‌جمهوری‌اش -بعد از دو دوره- بالاترین میزان محبوبیت را دارا است. بنابراین باید بگوییم اوباما توانسته است به‌عنوان یک مکتب فکری در حزب دموکرات جایگاه ویژه‌ای پیدا کند و اکنون نگاه او به هر شخصی می‌تواند زمینه‌ساز موفقیت او در حزب دموکرات باشد.
 اما در عین حال درخشندگی در کنار اوباما کار بسیار مشکلی خواهد بود و بعد از اوباما چرخاندن رویکردهای نودموکرات برای کلینتون سخت خواهد بود. نباید فراموش کرد که هیلاری کلینتون از جناح راست حزب دموکرات برخاسته است. او از این جهت یک عقاب به حساب می‌آید به معنی آنکه جهت‌گیری‌های سخت محورانه را دنبال می‌کند و از این جهت به جناح متعادل حزب جمهوریخواه نزدیک می‌شود.
 از طرف دیگر کلینتون پیرو مکتب اوباما است و در چارچوب قدرت هوشمند آمریکایی با وی همکاری کرده است. بنابراین می‌توانیم بگوییم رنگ او آبی است و به این دلیل باید گفت که هیلاری کلینتون یک عقاب آبی است اما جاذبه‌ها و دافعه‌های خاص خود را دارد. او احترام مردم آمریکا را برانگیخته است.
 به دلیل اینکه یک زن موفق در حوزه سیاست‌ورزی در ایالات‌متحده آمریکا به حساب می‌آید و به‌عنوان یک بانوی آهنین می‌توان در ساختار ایالات‌متحده آمریکا از او یاد کرد. مدیریت بیل کلینتون در دوران ریاست‌جمهوری از جنبه‌های مختلف توسط هیلاری کلینتون صورت گرفته است.
 هیلاری نجات دهنده وی در برخی ‌عرصه‌های بسیار حساس از جمله اتهامات اخلاقی بود. از سوی دیگر در زمان وزارت امورخارجه نیز کلینتون نشان داد که زنی قدرتمند در ساختار سیاسی آمریکاست که توانسته مهمترین پست وزارت در این کشور را از آن خود کند. به‌گونه‌ای که او توانست رنگ‌ شورای امنیت ایالات‌متحده آمریکا، سی‌آی‌ای و پنتاگون را در زمان وزارت خود کم کند و جانشین او شخصی مانند جان کری شد که از دیپلمات‌های بسیار قدرتمند بود.
 بنابراین کلینتون جاذبه‌ها و دافعه‌های خاص خود را دارد ولی در مجموع به دلیل سوابقی که او داراست می‌توان گفت که او از یک طرف تحت امواج محبوبیت اوباما و جایگاه اوست اما از سوی دیگر به خاطر عملکردش در چارچوب حوزه‌های برخورد با توده‌های مردم از منظر یک الیگارش حزبی دافعه‌های ویژه خود را دارد.
براساس مواردی که گفته شد یک پرسش پیش می‌آید و آن اینکه مردم آمریکا در حال حاضر چه ویژگی‌هایی را برای رئیس‌جمهور مدنظر دارند و اولویت‌های آنها چیست؟ آنچه که آمریکای فردا به‌دنبال آن است تلفیقی از جرج دبلیو بوش و باراک اوباما است؛ تلفیقی که بتواند از یک طرف اقتدار امنیتی و ابرقدرتی آمریکا را به نمایش بگذارد و از سوی دیگر هزینه‌های آمریکا را برای رسیدن به منافع تعریف‌شده کاهش دهد. بنابراین از این جهت می‌توانیم بگوییم که رئیس‌جمهور آینده این کشور در ساختار قدرت و خواست آینده آمریکا از میان این دو کاندید متمایل به هیلاری کلینتون است که از یک طرف در جناح راست دموکرات‌ها قرار دارد و از این جهت به جناح متعادل و میانه‌رو نزدیک می‌شود بنابراین بر اندیشه‌های مبتنی بر استفاده از قدرت نرم در جهت ایجاد فضای مناسب به منظور رسیدن به اهداف ملی آمریکا با هزینه‌های کمتر اتکا دارد.
 هیلاری کلینتون تلفیقی از بوش و اوباماست با ارجحیت بخشیدن به یک نوع تطبیق میان قدرت سخت و نرم؛ به این معنا که اوباما وقتی سرکار آمد تجلی‌گاه قدرت هوشمند آمریکایی به‌گونه‌ای بود که قدرت نرم و کاربرد آن را بر قدرت سخت اولویت می‌بخشید ولی رفتار سیاسی کلینتون نشان می‌دهد که در موقع تصمیم‌گیری او بیشتر بر کاربرد قدرت سخت بر نرم اولویت می‌بخشد. تفاوت او با اوباما را باید در این وجه از تعریف قدرت هوشمند در عرصه عملیاتی ملاحظه کرد.