هادی حقشناس اقتصاددان
شاهبیت اقتصاد مقاومتی توجه به تولید داخل و در کنار آن رقابتیشدن تولید داخل است. مفهوم ساده آن این است که ما کالا و خدماتی را تولید کنیم که هم مصرفکننده داخلی بتواند از آن استفاده کند و هم با کالای مشابه خارجی توان رقابت داشته باشد. با توجه به پیشینه تولید در ایران و همچنین ظرفیت تولید در اقتصاد ایران طبیعی است که چنین کاری امکانپذیر است ولی در سنوات گذشته به دلیل درآمدهای ارزی افسانهای همواره واردات ما خیلی بیشتر از صادرات بوده است. آنچه در صادرات و واردات تعیینکننده است، نرخ ارز است. طبیعی است که اگر نرخ ارز ارزانتر شود واردات ارزانتر میشود و اگر نرخ ارز گرانتر شود برای صادارت توجیه مییابد. بهعنوان مثال کالایی که هزار دلار قیمت دارد، اگر وارد ایران شود و نرخ ارز 4هزارتومان باشد، قیمت کالای وارداتی 4میلیونتومان میشود، اگر قیمت ارز 3هزارتومان باشد کالای موردنظر 3میلیونتومان قیمت مییابد، بنابراین ارزانی و گرانی ارز تأثیر مستقیم بر صادرات و واردات دارد. به همین دلیل مهم نیست که نرخ ارز چه عددی باشد، نه اینکه مهم نباشد، بلکه مهمتر اینکه آیا قیمت ارز واقعی است یا نه؟ واقعیبودن نرخ ارز مهمتر از هر پارامتری است. در اقتصادی مانند چین قیمت ارز عمدا ارزان نگه داشته میشود، به این دلیل که کالا برای صادرات دارند، ولی در برخی اقتصادهای دیگر قیمت ارز را بالا در نظر میگیرند، به این دلیل که بتوانند واردات را در سطح پایینی نگه دارند. بنابراین به تناسب ظرفیت اقتصاد ملی باید درخصوص نرخ ارز اظهارنظر کرد اما اصل مطلب این است که قیمت ارز باید واقعی شود. به نظر میرسد در 3 سال گذشته با توجه به اینکه نرخ تورم از 35درصد سال 92 به حدود 10درصد در 5 ماهه سالجاری رسیده و نرخ ارز هم مابهالتفاوت تورم داخلی به تورم میانگین جهانی است میتوان گفت قیمت ارز امروز در ایران واقعی است، یعنی به عبارت سادهتر نه عمدا ارزان نگه داشته شده، نه بالا برده شده است. در 3 سال گذشته رفتار نرخ ارز متأثر از رفتار تورم بوده، بنابراین اهمیت واقعی بودن آن بیشتر است. در صورتی که توان تولید ملی ما قوت بگیرد و از سوی دیگر بتوانیم از ظرفیت صادراتمان بهره ببریم و کالا برای صادرات داشته باشیم، در این صورت نرخ ارز میتواند به صادرات کالاهای غیرنفتی کمک زیادی کند. ثبات نرخ ارز دستاورد مهم دیگری هم در پی دارد و آن از میان برداشتن رانتهاست؛ رانتهایی که ضربههای زیادی را نیز به اقتصاد وارد کردهاند. اگر ارز در اقتصاد تکنرخی و واقعی شود، مهمترین و بزرگترین گام در از بین بردن رانتها برداشته شده است. در سنوات گذشته و با توجه به جهش نرخ ارزی که در سال 92 تجربه کردیم- یکباره نرخ ارز از 1200تومان به نزدیک 4هزار تومان رسید- موقعیت برای سوءاستفادههای میلیاردی به وجود آمد و برخی از آن بهره بردند. هرگاه نرخ ارز 2رقمی شد بهخصوص زمانی که نرخ ارز آزاد با نرخ ارز دولتی فاصله قابلتوجهی پیدا کرده، رانتهای فراوانی برای بنگاههای اقتصادی یا افرادی که ذینفوذ بودند ایجاد شده است. دولت یازدهم با ثباتی که در نرخ ارز به وجود آورده، گام مهمی در از میان برداشتن رانتها برداشته است. درواقع دولت یازدهم 2، 3 دستاورد مهم در عرصه اقتصاد داشته است؛ نخستین دستاورد کنترل نرخ تورم بود. همین کنترل نرخ تورم منجر به آرامش در بازار مسکن، ارز، پول و در بازارهای دیگر شد. در 3سال گذشته دیگر شاهد سفتهبازی در بازار سکه، ارز، زمین و مسکن نبودیم، به این دلیل که دولت این انتظار را در مردم ایجاد کرد که میخواهد تورم را کنترل کند و عملا هم چنین کاری را انجام داد. اگر دولت یازدهم تا پایان دوران خود به این عهدش وفادار بماند خدمت بزرگی به اقتصاد کلان کشور کرده است.
∎