دکتر امانالله قرایی مقدم جامعهشناس
اصولا لباس و نوع پوشش یکی از فاکتورهایی است که هر فرد به آن توجه میکند، به این معنی که در دنیای امروز یکی از ملاکهای شخصیت نیز به شمار میرود، به همین خاطر است که در چندسال اخیر مارکبازی نیز در بین جوانان رواج پیدا کرده است. خریدن و پوشیدن لباس آدمهای مشهور نیز پدیدهای است که اگرچه هنوز در کشور ما به صورت یک مد درنیامده اما اگر اتفاق افتاده باشد پرواضح است که پدیدهای جدید در کنار مارکپوشی قرار خواهد گرفت. وقتی فرهنگ پوشش در جامعهای ارزش میشود و درواقع اشیا برتری مرز بین برتری انسانها را مشخص میکند، روی آوردن و استقبال از لباسهای دست دوم افراد مشهور دور از ذهن نیست. اما این اتفاق تنها مختص به کشور ما نیست و درواقع در خیلی از کشورها خرید لوازم، خودرو، خانه، لباس و خیلی از وسایل شخصی افراد مشهور، مخاطبان زیادی دارد. حتی در زمانهای قدیم هم پادشاهان گاهی تاج، شمشیر و لباسهای پادشاهیشان را بهعنوان پیشکش به سربازان یا مهمانشان هدیه میکردند. این هدیه درواقع جنبه قدردانی داشت و یکی از افتخارات کسانی بود که آن را از پادشاهان دریافت میکردند.
بهطورکلی لباسها نشانه طبقه اجتماعی و شخصیت افراد مختلف است، بنابراین در دهههای اخیر لباسها نیز از فرمی که صرفا برای پوشش باشد، خارج شدند و به تبع استفادهکنندگان آنها هم به اقتضای طبقه اجتماعی، شغل، کار، درآمد و فاکتورهای متغیر دیگری از لباسهای گرانقیمت با طراحیهای چشمنواز استقبال کردند.
در حال حاضر سلبریتیهای سینما و ورزش پرطرفدارترین قشر مشهور جامعه هستند اما باید گفت فرهنگی که استفاده از لباسهای دست دوم را صرفا برای اینکه نام یک هنرپیشه را یدک میکشد، در جامعه اتفاق بیفتد، از نداشتن اعتمادبهنفس در بین مردم نشأت میگیرد. اینکه مشتریان این لباسها انسانهایی هستند که کمبودهایشان را با مسائل حاشیهای جبران میکنند، به همین خاطر است که تجملات و لباسهایی اینچنینی را نشانه برتریشان به سایر افراد میدانند. در کنار این موضوع اگر بحث درآمدزایی، اشتغالآفرینی و امور خیریه مطرح باشد باید گفت صرفا فروش لباسهای دست دوم افراد مشهور یک اتفاق خوب است، حتی اگر مشتریان آنها با تفکری درست و منطقی وارد این چرخه نشده باشند، چراکه خرید و فروش لباسهای دست دوم که بدون استفاده در کمد لباسها تلنبار میشود آن هم با نصف قیمت یک بازی دوسر برد برای خریداران و مشتریهاست.
دنیای الان درونگرایی، سادهزیستی را افتخار انسانها نمیداند و درواقع بسیاری از مردم برونگرایی و تجملات را ارزش میدانند. اگر در هر اتفاق و پدیدهای نو بخواهیم اثرات مثبت و تاثیرگذار داشته باشیم باید با نگاهی درست و استدلالهای منطقی با راهی که بر جامعه حاکم است همراه شویم.