صاحبخبر - یاران محمود احمدینژاد بعد از هاله نور به اصطلاح جدیدی ورود کردهاند که در ادامه مشابهت سازی مفهومی با برخی ارزشهای دینی و عرفی است. حامیان او کماکان در هالهای از غبار عبارات نامفهوم سیر میکنند و همچنان تلاششان این است با کاربرد عباراتی که بار ارزشی و تاریخی دارد مردم را به سمت خود جذب کنند. آنها این بار عبارت «قیام» را درتوصیف حضور چند صد نفری یاران خود در یک اجتماع عادی برگزیدند.
انتخاب در گزارشی نوشت: سفرهای انتخاباتی احمدینژاد مدتهاست که شروع شده و او با حضور در شهرستانها درصدد است برنامههای انتخاباتی خود را با جدیت بیشتری دنبال کند. گرچه دفتر او و همچنین دولتمردان اسبق منتسب به وی میگویند نشستهای او با مردم در راستای تبیین اندیشههای امام است اما اظهارات او در جمع مردم نشان داده که وی با پرداختن به مسائل کشور در صدد جلب آراء آنهاست. احمدینژاد تاکنون در چندین شهر حضور یافته و تیم تدارکات او نیز تلاش زیادی کرده تا استقبال از وی را پر شور جلوه دهد. این در حالی است که در اکثر شهرها مردم از سر کنجکاوی یا حتی اعتراض در محل سخنرانیها حاضر میشوند اما گویا احمدینژاد و اطرافیانش تصور دیگری از موضوع دارند . در عین حال، اجتماعات چند ده نفری و چند صد نفری مردم در هنگام حضور رئیس دولت سابق این تلقی را ایجاد کرده که استقبال از او بسیار پر شور و در عین حال خارقالعاده است. آخرین تجمع انتخاباتی او در قزوین که با حضور نزدیک به 900 نفر در محل سخنرانی وی صورت گرفت از سوی حامیان رسانهایاش با تفاسیر جالب و عجیبی همراه بود. آن طور که رسانههای حامی احمدینژاد منعکس کردند در قزوین استقبال هزار نفری از احمدینژاد در حکم قیام و خروش انقلابی مردم بوده است و احتمالا اگر همینطور پیش برود طی روزها و ماههای بعد با تفاسیر جدیدتری همچون «خیزش ویرانگر مردم» یا «زلزله بزرگ» هم در بیان توصیف استقبال چند صد نفری از او مواجه خواهیم شد. کالبدشکافی این گونه اظهارات، ریشه تاریخی کاربرد چنین مفاهیمی را از سوی یاران احمدینژاد به خوبی بازگو میکند. یاران احمدینژاد به واقع علاقه زیادی به ماورایی نشان دادن امور دارند. خود او هنگامی که برای نخستین بار در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی کرد تفاسیر عجیبی از حواشی سخنرانیاش بیان کرد که به همان داستان معروف «هاله نور» منجر شد. گویا حامیان وی این برنامه را در دستور کار دارند تا از وی یک قدیس بسازند که میتواند دستیافتنی باشد. به عنوان نمونه یکی از طرفداران او چندی قبل پیش از حضور وی در یکی از نقاط جنوبی شهر تهران گفت: مردم او را چون آینهای پاک دریافتهاند که وقتی در چهرهی او مینگرند، گویا خودشان را میبینند! تفسیر دیگری که حامیان رسانهای او مطرح میکنند با وضو وارد شدن در پای محفل سخنرانی اوست. تیم رسانهای وی ترجیح میدهد با بزرگنمایی برخی واکنشها، عواطف و احساسات را به گونهای جریحهدار کند که مخاطب گمان کند در برابر یک وضعیت غیر عادی و حماسهای غیر قابل تکرار قرار گرفته است: مثلا این عبارت: «مردم با شور و عشق فریاد میزنند و اشک در چشمانشان حلقه زده است». تکنیکهای بهرهبرداری رسانهای از حضور رئیسجمهوری سابق در یک نقطه، همواره از سوی جریان حامی وی به طرز حساب شدهای اغراقآمیز جلوه داده میشود. به عنوان نمونه گزارشنویس سایت حامی احمدینژاد در توصیف یکی از دیدارهایش مینویسد: «به جرات میتوان گفت صحنههایی که از هجوم جمعیت به سمت دکتر، دیشب ثبت شد، واقعاً قبل از این کمتر مشاهده شده بود. مردم سراز پا نمیشناختند. نمیدانم چرا با دیدن این صحنه به یاد تصاویر ورود امام در بهمن 57 افتادم. تشابه تصاویر آنقدر زیاد بود که هرکس دیگری هم میدید همین را میگفت. عشق احمدینژاد با مردم کاری کرده بود که نمیتوانستند قدری فکر کنند که این هجوم ممکن است جان دکتر را به خطر بیاندازد»! روایات جالب از رویارویی احمدینژاد با مردم بیشتر از آن که واقعی به نظر برسد به نوعی جریانسازی است و تلاش میشود از او یک فرد مردمگرا به تصویر کشیده شود از جمله این روایت: «دکتر در میان انبوه جمعیت با دقت زیاد نامه های مردم را دریافت میکرد، یک لحظهای نامهای به زمین افتاد، دکتر خم شد تا نامه را بردارد، به شدت ترسیدیم نکند دکتر زیر دست و پا له شود»!
واقعیت این است که احمدینژاد در آستانه انتخابات سعی دارد دوباره خود را بر سر زبانها بیندازد. چندی قبل گفته شد که پسران احمدینژاد کارگر شدهاند. بعدا مشخص شد که آنها با درجه مهندسی در یک شرکت مهندسی کار میکنند. نزدیکترین حامی رئیس دولت قبل گفت: پسران او در یک شرکت مهندسی کارگری میکنند و بعد مشخصا منظور خود را از کارگری چنین توضیح داد: از آنجا که همه تحت پوشش قانون کار هستند فلذا همه کارگر هستیم ! مشابه چنین توجیهات فریبدهندهای که ذهن مردم را تحت تاثیر قرار میدهد کم نبوده است. مثلا برای جلب آرای مردم در سال 84، حامیان وی به جای چاپ پوسترهای گرانقیمت، بر روی کاغذهای دفتر مشق و با مداد نام او را مینوشتند و بر روی دیوارها میزدند که تاکتیک موفقی در جلب آرای مردم بود. با نزدیک شدن به زمان انتخابات، روایات عجیب و تفاسیر محیرالعقول از حضور او در یک مکان هم در حال افزایش یافتن است. شاید باید منتظر بود تا طی ماههای آینده شاهد اقدامات جالبتری از حضور وی در یک اجتماع انتخاباتی باشیم.∎