شناسهٔ خبر: 14038013 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: اعتدال | لینک خبر

تحلیلی بر کودتای ناکام ارتش ترکیه!

دکتر عباس خلجی استاد دانشگاه در تحلیل کودتای نیمه شب گذشته ترکیه به بررسی واکنش حرفه ای ارتش نسبت به سیاست خارجی مداخله گرایانه دولت اردوغان پرداخته است. متن این یادداشت به این شرح است:

صاحب‌خبر -

به گزارش جمهوریت ، کودتای ناکام نظامیان در ترکیه نشان داد که دوران نظامی گری و کودتا در جهان به طور کلی به پایان رسیده است.

در منطقه خاورمیانه نیز چند کشور مانند مصر و پاکستان و ترکیه و ... بیش از همه از ظرفیت لازم برای دخالت نظامیان برخوردارند.

در کشور نخست که قدرت سیاسی و اقتصادی در دست نظامیان است و دلیلی برای کودتا وجود ندارد. در واقع ، در مصر دولت نظامی ژنرال سیسی از طریق یک کودتای نظامی علیه دولت انقلابی به قدرت رسیده است.

در دو کشور بعدی هم نظامیان در خلال دهه های اخیر و تحت فشار ساختاری نیروهای دموکراتیک به حاشیه سیاست رانده شده و به حوزه حرفه ای خویش محدود شده اند. بنابراین، دیگر جامعه و نهادهای مدنی و مردم سالار آن چنان قوی شده اند که اجازه کودتای نظامی را نمی دهند و نظامیان هم از توانایى لازم و کافی برای کودتا برخوردار نیستند.

اتفاقا من کودتای ارتش ترکیه را واکنش حرفه ای ارتش نسبت به سیاست خارجی مداخله گرایانه دولت اردوغان تحلیل می کنم. زیرا ارتش تمایل چندانی به دخالت نظامی در منطقه و کشورگشایی ندارد و پیامدهای آن را مثبت ارزیابی نمی کند. در حالی که رویکرد سیاست خارجی دولت گسترش حوزه نفوذ نوعثمانی گری است که نتایج و آثار زیان باری برای امنیت و اقتصاد ترکیه به بار أورده است.

به طور کلی، این حرکت واپسین کودتای نظامی منطقه است و درس های آموزنده ای برای دولتمردان و نظامیان منطقه و جهان در بر دارد. پیامد طبیعی این تحول بازنگری در سیاست داخلی و سیاست خارجی ترکیه و به ویژه سیاست های مداخله گرایانه دولت اردوغان در مسائل منطقه ای است.

آیا کودتای ناکام ارتش ترکیه پیام حل و فصل بحران سوریه را در برندارد؟

به گزارش جمهوریت ، کودتای ناکام نظامیان در ترکیه نشان داد که دوران نظامی گری و کودتا در جهان به طور کلی به پایان رسیده است.

در منطقه خاورمیانه نیز چند کشور مانند مصر و پاکستان و ترکیه و ... بیش از همه از ظرفیت لازم برای دخالت نظامیان برخوردارند.

در کشور نخست که قدرت سیاسی و اقتصادی در دست نظامیان است و دلیلی برای کودتا وجود ندارد. در واقع ، در مصر دولت نظامی ژنرال سیسی از طریق یک کودتای نظامی علیه دولت انقلابی به قدرت رسیده است.

در دو کشور بعدی هم نظامیان در خلال دهه های اخیر و تحت فشار ساختاری نیروهای دموکراتیک به حاشیه سیاست رانده شده و به حوزه حرفه ای خویش محدود شده اند. بنابراین، دیگر جامعه و نهادهای مدنی و مردم سالار آن چنان قوی شده اند که اجازه کودتای نظامی را نمی دهند و نظامیان هم از توانایى لازم و کافی برای کودتا برخوردار نیستند.

اتفاقا من کودتای ارتش ترکیه را واکنش حرفه ای ارتش نسبت به سیاست خارجی مداخله گرایانه دولت اردوغان تحلیل می کنم. زیرا ارتش تمایل چندانی به دخالت نظامی در منطقه و کشورگشایی ندارد و پیامدهای آن را مثبت ارزیابی نمی کند. در حالی که رویکرد سیاست خارجی دولت گسترش حوزه نفوذ نوعثمانی گری است که نتایج و آثار زیان باری برای امنیت و اقتصاد ترکیه به بار أورده است.

به طور کلی، این حرکت واپسین کودتای نظامی منطقه است و درس های آموزنده ای برای دولتمردان و نظامیان منطقه و جهان در بر دارد. پیامد طبیعی این تحول بازنگری در سیاست داخلی و سیاست خارجی ترکیه و به ویژه سیاست های مداخله گرایانه دولت اردوغان در مسائل منطقه ای است.

آیا کودتای ناکام ارتش ترکیه پیام حل و فصل بحران سوریه را در برندارد؟

∎​