شناسهٔ خبر: 43585387 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: گیمفا | لینک خبر

فراموشی بدترین درد است| نقد و بررسی بازی Amnesia: Rebirth

صاحب‌خبر - استودیو کاربلد Frictional Games، همان ابتدا با عرضه بازیAmnesia: Dark Decent به ما ثابت کرد یکی از اساتید این رشته خواهد بود. بازی که با نوآوری‌های فراوان توانست جای پایش را به عنوان یک نقطه تاثیرگذار در تاریخ ویدئوگیم و بازی‌های ترسناک ثبت کند و علاقه‌مندان به این بازی را منتظر نسخه یا نسخه‌های بعدی خود بگذارد. بازی Amnesia Dark Decent آن‌قدر موفق بود که تیم سازنده اعلام کرد چند برابر بودجه ساخت به سودآوری رسیده‌اند و فکر نسخه‌های بعدی هستند. هرچند مشکلاتی سر راه Frictional Games بر سر عرضه نسخه بعدی بازی وجود داشت و باعث تاخیر و خبرات صد و نقیضی در مورد آن شد. اصولا هم وقتی یک عنوان با تاخیات زیاد مواجه شود از کیفیت نهایی آن، بیش‌تر و بیش‌تر کاسته می‌شود و این مساله برای نسخه دوم این سری( A Machine For Pigs) هم رخ داد. یک بازی که با وجود شباهت زیاد به نسخه اول، اتمسفر ضعیف‌تری داشت و مشکلات فنی‌اش هم دلیل دیگری برای عدم موفقیت آن بودند. استودیو Frictionl Games بعد از شکست A Machine For Pigs به سراغ پروژه‌های جدیدتری رفت و کاملا هم موفق بود. بازی بعدی این استودیو Soma نام داشت که یکی از متفاوت‌ترین و ناب‌ترین عناوین ترس و بقای نسل هشتم بود و هنوز هم از آن در میان عناوین موفق این صنعت یاد می‌شود. ۵ سال بعد و در سال ۲۰۲۰، فریکشینال گیمز سراغ فرزند بزرگ خود رفت و دستی به سر و رویش کشید. در ماه اکتبر ۲۰۲۰ بازی Amnesia: Rebirth، سومین نسخه این فرنچایز، عرضه شد و ما امروز در وبسایت خبری تحلیلی گیمفا با نقد و بررسی آن با شما عزیزان همراه هستیم. با ما همراه باشید. استودیو Frictionl Games بعد از شکست A Machine For Pigs به سراغ پروژه‌های جدیدتری رفت و کاملا هم موفق بود. بازی بعدی این استودیو Soma نام داشت که یکی از متفاوت‌ترین و ناب‌ترین عناوین ترس و بقای نسل هشتم بود و هنوز هم از آن در میان عناوین موفق این صنعت یاد می‌شود. ۵ سال بعد و در سال ۲۰۲۰، فریکشینال گیمز سراغ فرزند بزرگ خود رفت و دستی به سر و رویش کشید. در ماه اکتبر ۲۰۲۰ بازی Amnesia: Rebirth، سومین نسخه این فرنچایز، عرضه شد و ما امروز در وبسایت خبری تحلیلی گیمفا با نقد و بررسی آن با شما عزیزان همراه هستیم. با ما همراه باشید. داستان همواره نقطه قوت این مجموعه بوده است. در نسخه اول چندان شاهد دیالوگ نبودیم و داستان‌گویی بازی بیش‌تر محیطی و با دست‌نوشته‌ها بود. در نسخه دوم، شاهد دیالوگ‌های بیش‌تری بودیم که بیش‌تر شامل مونولوگ می‌شدند و همچنان داستان گویی بازی با عوامل محیطی بود. در این نسخه شاهد ترکیب هر دو مورد هستیم و این نسخه روایت بسیار بهتر از نسخه‌های قبل و البته بی‌نظیری دارد. داستان بازی شما را در نقش Tasi Trianon قرار می‌دهد.او یک مهندس طراح است که در سفر علمی به همراه ۱۳ نفر دیگر، تحت حمایت فرد ثروتمندی به نام Sterling راهی معدنی در نیجریه‌ برای حفاری می‌شوند; اما هواپیما آن‌ها در یکی از بیابان‌های الجزایر سقوط می‌کند. حال تازی هیچ چیز را به یاد نمی‌آورد و همسرش سلیم را هم پیدا نمی‌کند. او راهی جست و جوی خطرناکی می‌شود تا متوجه شود چه اتفاقی افتاده و چه بلایی سر همسر و بقیه گروه افتاده و سعی کند خاطراتش را به یاد بیاورد و از این فراموشی رهایی یابد. خاطرات تازی در طول داستان به مرور کامل می‌شوند و شاهد یک تکامل شخصیت تدریجی، نه تنها برای تازی که برای اکثر کاراکترهای بازی هستیم. در این نسخه شاهد شخصیت‌های بیش‌تری هستیم که روند داستان را تغییر می‌دهند. در این نسخه هم کار اصلی داستان گویی را محیط و دست‌نوشته‌ها انجام می‌دهد. اما تفاوت مهم آن با دیگر بازی‌های مجموعه، توضیحات بسیار واضح تر آن‌ها و خوانده شدن روان و زیبای آن‌ها با صدای دلنشین و لهجه شیرین تازی است که شما را بیش‌تر با محتویات نوشته‌ها همراه می‌کند. مونولوگ‌ها هم این بار حالت طبیعی‌تری دارند و تازی صرفا جملات کلیشه‌ای را با خود تکرار نمی‌کند و واقعا در فهم داستان موثر هستند. Amnesia Rebirth داستان یک تراژدی را به زیبایی و البته بی‌رحمانه به تصویر می‌کشد و واقعا بعید نیست در حین بازی احساساتتان برانگیخته شود. خاطرات تازی در طول داستان به مرور کامل می‌شوند و شاهد یک تکامل شخصیت تدریجی، نه تنها برای تازی که برای اکثر کاراکترهای بازی هستیم. در این نسخه شاهد شخصیت‌های بیش‌تری هستیم که روند داستان را تغییر می‌دهند. در این نسخه هم کار اصلی داستان گویی را محیط و دست‌نوشته‌ها انجام می‌دهد. اما تفاوت مهم آن با دیگر بازی‌های مجموعه، توضیحات بسیار واضح تر آن‌ها و خوانده شدن روان و زیبای آن‌ها با صدای دلنشین و لهجه شیرین تازی است که شما را بیش‌تر با محتویات نوشته‌ها همراه می‌کند تعداد شخصیت‌های مهم در این بازی نسبت به دو بازی قبل بسیار بیش‌تر شده و هرکدام شخصیت‌پردازی مناسبی در حد خودشان دارند. این پرداخت‌ها به قدری تدریجی و آرام است که گاها از حوصله زیاد سازندگان در معرفی و پرداخت یک شخصیت فرعی تعجب می‌کنید و واقعا باید سازندگان را برای چنین پرداخت‌های دقیقی به شدت تحسین کرد. همین موارد در یک بازی ویدئویی باعث می‌شوند با سری بالا بگوییم داستان چنین بازی‌هایی دست کمی از یک فیلم بزرگ ندارد و چه بسا به دلیل کنترل شخصیت اصلی توسط گیمر، بسیار بیش‌تر از یک فیلم هم تاثیرگذار است. چنین استودیوهایی هستند که صنعت گیم را به عنوان یک هنر پابرجا نگه می‌دارند و از غلبه بازی‌های آنلاین بر کل این صنعت جلوگیری می‌کنند. گیم‌پلی بازی یکی از ترسناک‌ترین‌های چند سال اخیر است. استرس در اتمسفر خوفناک محیط غار موج می‌زند و نور هم بسیار کم است. تازی به دلیل مشکل قلبی نباید بیش از حد در تاریکی بماند و باید هر طور شده از تاریکی بپرهیزید و با کبریت یا مشعل برای خود نور درست کنید که البته کار آسانی نیست و منابع در محیط خیلی کم هستند. تعداد شخصیت‌های مهم در این بازی نسبت به دو بازی قبل بسیار بیش‌تر شده و هرکدام شخصیت‌پردازی مناسبی در حد خودشان دارند. این پرداخت‌ها به قدری تدریجی و آرام است که گاها از حوصله زیاد سازندگان در معرفی و پرداخت یک شخصیت فرعی تعجب می‌کنید و واقعا باید سازندگان را برای چنین پرداخت‌های دقیقی به شدت تحسین کرد. همین موارد در یک بازی ویدئویی باعث می‌شوند با سری بالا بگوییم داستان چنین بازی‌هایی دست کمی از یک فیلم بزرگ ندارد و چه بسا به دلیل کنترل شخصیت اصلی توسط گیمر، بسیار بیش‌تر از یک فیلم هم تاثیرگذار است. بلاخره بازی ترس و بقا است و قسمت بقایش هم یعنی کم‌یابی منابع و تلاش برای زنده ماندن در بدترین شرایط. ماندن در تاریکی برای شما مساوی خواهد بود با وحشت کردن و سر و صدا که باعث می‌شود هیولای بازی خیلی راحت شما را پیدا کند وکارتان را تمام کند. محیط غار بسیار تاریک است، پس تحرک شما برای پیدا کردن منابع نور برای پیش‌برد بازی یک ضرورت است. در درجات سختی بالاتر از نرمال، بازی به معنای کلمه بسیار سخت می‌شود و شما حتی نباید یک کبریت یا مشعل را بیهوده هدر دهید. حمله موجود وحشتناک در غار هم بسیار دقیق تر می‌شود و امنیت شما در محیط به چیزی در حد صفر می‌رسد. در طول گیم‌پلی به معماهای کوچک و بزرگ زیادی برخورد می‌کنید که حلشان برای زنده ماندن و پیدا کردن حقیقت الزامی است. اتمسفر بازی به حدی خفقان بار و وحشت‌آور است که گاها آرزو می‌کنید فقط ذره‌ای نور پیدا کنید تا بتوانید کمی نفس بکشید. حتی محیط‌های روشن بازی هم آرامش‌بخش نیست و صرفا برای این که می‌دانید حداقل زنده می‌مانید اذیت نمی‌شوید، مگر نه طراحی این محیط‌ها هم دست کمی از قسمت‌های تاریک بازی ندارد. بلاخره بازی ترس و بقا است و قسمت بقایش هم یعنی کم‌یابی منابع و تلاش برای زنده ماندن در بدترین شرایط. ماندن در تاریکی برای شما مساوی خواهد بود با وحشت کردن و سر و صدا که باعث می‌شود هیولای بازی خیلی راحت شما را پیدا کند وکارتان را تمام کند. محیط غار بسیار تاریک است، پس تحرک شما برای پیدا کردن منابع نور برای پیش‌برد بازی یک ضرورت است. در درجات سختی بالاتر از نرمال، بازی به معنای کلمه بسیار سخت می‌شود و شما حتی نباید یک کبریت یا مشعل را بیهوده هدر دهید تکسچرهای بازی کمی تاریخ مصرف گذشته هستند و جا داشت سازندگان زمان بیش‌تری را برای طراحی این مورد بگذارند. هرچند در سطح فعلی هم نمی‌توانیم آن را خیلی ضعیف بدانیم اما قطعا تا درجه “خوب” فاصله دارد. هرچند اگر بازی را روی PC تجربه کنید، به لطف تنطیمات زیا گرافیکی، احتمالا کیفیت بیش‌تری را شاهد خواهید بود. رنگ‌بندی محیط‌ها اکثرا تیره است و ناامیدی و ترس در اتمسفر بازی موج می‌زند. فریم ریت بازی هم همواره ثابت است و مشکلی در این زمینه دیده نشد. اگر یک کامپیوتر قدیمی هم دارید، احتمالا خواهید توانست Amnesia: Rebirth را به لطف بهینگی عالی‌اش بازی کنید. صداگذاری و موسیقی دو عنصر بسیار مهم از یک بازی ترسناک هستند. موسیقی می‌تواند نقش خود را از همان منوی ابتدایی شروع کند و گیمر را در خود فرو ببرد و سپس او را در جهان محوف بازی پرتاب کند. در این بازی هم خوشبختانه شاهد موسیقی‌های بسیار مناسبی هستیم که در مواقع مختلف، به خصوص وحشت‌آور بسیار به موقع نواخته می‌شود. صداگذاری بازی هم در درجه شاهکار قرار می‌گیرد و شاهد یک صذاگذاری نمونه و بسیار باکیفیت در Amnesia Rebirth هستیم; به خصوص برای تازی و سلیم که حجم زیادی از دیالوگ‌ها را بر عهده دارند. بازی Amnesia Rebirth یکی از بهترین بازی‌های ترسناکی است که می‌توانید روی PS4 یا PC آن را تجربه کنید. فارغ از مشکلات بازی که به آن اشاره شد، بازی داستان و گیم‌پلی زیبایی دارد و تجربه آن را به تمام طرفداران این سبک توصیه می‌کنم.

نظر شما