شناسهٔ خبر: 9972015 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه خراسان | لینک خبر

مرجعیت

پزشکان در چه صورت ضامن هستند؟

صاحب‌خبر -
اطبا و جرّاحان موظفند در مواردی که احساس خطر می کنند، مراتب را به بیمار و در صورت عدم امکان به ولیّ بیمار گوشزد کنند و از آن ها شفاهاً یا کتباً اجازه برای کار خود بگیرند تا اگر خطایی پیش آمد، شرعاً مدیون نباشند.به گزارش خبرگزاری«حوزه»، حضرت آیت ا... سبحانی در باره اقسام ضمانت پزشکان از منظر فقه اسلامی گفته اند:فقهای اسلام پزشکان غیر مقصر را از نظر ضمانت به سه گروه تقسیم می کنند؛ مقصود، پزشکانی است که در مقدمات تشخیص کوتاهی نمی ورزند، ولی چون انسان معصومی نیستند گاهی دچار اشتباه می شوند؛ خوب است پزشکان علاقه مند، به این بخش از فقه اسلامی توجه کنند:
1. آنها که بدون اجازه بیمار و اگر بیمار بیهوش است بدون اجازه ولیّ او، اقدام به طبابت یا جراحی می کنند.
2. آنها که با موافقت بیمار یا ولیّ او اقدام به معالجه و جراحی می کنند، امّا «أخذ برائت» نمی کنند (منظور از أخذ برائت این است که به بیمار یا ولیّ او اخطار کنند که این معالجه با عمل جراحی ممکن است پنجاه درصد یا بیست درصد و یا یک درصد منجر به مرگ یا نقص عضوی شود، سپس از او کتباً یا شفاهاً قول بگیرد که اگر حادثه ای رُخ داد، مسئول نخواهد بود).
3. پزشک با أخذ برائت اقدام به مداوا یا جراحی کند.
حکم این سه گروه از نظر فقه یکسان نیست؛ در صورت اول که طبیب بدون اجازه بیمار یا ولیّ او اقدام به معالجه یا جراحی کرده، اگر ضایعه ای به وجود آید ضامن است.
در صورت دوم که بدون «أخذ برائت» دست به کار شده است نیز ضامن می باشد.
در مورد گروه سوم در میان فقها گفت وگو است(محل اختلاف است).(1)
امیرمؤمنان علی (علیه السلام) در حدیثی می فرماید: «هر کس طبابت کند یا به معالجه «دام ها» بپردازد، از ولیّ بیمار یا صاحب دام، أخذ برائت کند و در غیر این صورت او ضامن است.(2)
در اینجا این سؤال مطرح می شود؛ آیا اصولاً با وجود احتمال خطر، مخصوصاً خطراتی که درصد آن بالاست می توان اقدام به جراحی و مداوا کرد؟
پاسخ این است که اگر پیش پای پزشک یک راه بیشتر وجود نداشته باشد یعنی اگر بیمار را به حال خود رها کنیم قطعاً تلف می شود، ولی در صورت مداوا و جراحی احتمال نجات او هست، در اینجا بدون شک اقدام به معالجه او هر چند ممکن است موجب خطر شود، جایز است.
خوب است پاسخی را که امام عسکری (علیه السلام)به پرسشگری در این مورد داده اند، بشنویم: احمد بن اسحاق می گوید: من فرزندی داشتم که گرفتار سنگ (کلیه یا مثانه) شد و به من گفتند علاجی جز جراحی ندارد(6)، او به هنگام جراحی درگذشت؛ برخی از شیعیان به من گفتند تو شریک خون فرزندت هستی ناچار نامه ای به امام حسن عسکری (علیه السلام) نوشتم. حضرت در جواب مرقوم فرمودند: «بر تو چیزی نیست هدف تو معالجه بود (در جایی که جان بیمار در خطر بود) ولی اجل او در آن بود که انجام دادی». (3)
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: شکافتن زخم ها و سوزاندن زخم و استفاده از بعضی مواد سمی برای معالجه (در صورتی که با آگاهی و دقت انجام گیرد) اشکال ندارد؛ هر چند گاهی به مرگ بیمار منجر شود(4)
بنابراین اطبا و جراحان موظفند در مواردی که احساس خطر می کنند، مراتب را به بیمار و در صورت عدم امکان به ولیّ بیمار گوشزد کنند و از آنها شفاهاً یا کتباً اجازه برای کار خود بگیرند تا اگر خطایی پیش آمد، شرعاً مدیون نباشند.
«ابن اخوه» یکی از فقهای قرن هشتم در این باره می نویسد: «اگر مریض بمیرد، اولیای وی نزد قاضی شهر آیند و نسخه هایی را که طبیب نوشته است به وی عرضه کنند، اگر با علم حکمت و طب مطابق باشد و طبیب کوتاهی نکرده باشد، گوید اجلش فرا رسیده بود و اگر بر خلاف این باشد، گوید دیه میت را از طبیب بگیرند؛ زیرا وی با نادانی و کوتاهی خود، او را کشته است. بدین سان در امر طبیب مراقبت می کردند تا کسی که در طب دستی ندارد، به آن نپردازد و طبیب در وظیفۀ خود سُستی نکند.»(5)
پی نوشت:
1 . جواهر الکلام:42/44به بعد.
2 . «من تطبّب أو تبیطَر فلیأخذ البراءة من ولیّه و إلاّ فهو ضامن» وسائل الشیعة، کتاب دیات، ابواب موجبات ضمان، باب 24، حدیث 1.
3 . «لیس علیک فیما فعلت شیء إنّما التمست الدواء وکان أجله فیما فعلت» کافی:6/54.
4 . کلینی، کافی:8/193.
5 . معالم القربة، ص 167.
6.قابل ذکر است که مقصود از عمل جراحی در این روایت جراحی مرسوم امروزی نیست بلکه در گذشته محل بیماری را نشتر می زدند تا از آن خون چرکین خارج شود.
∎​