به گزارش مشرق، روزنامه صبح نو نوشت: چند ماه پس از آنکه محمود نبویان روی آنتن زنده شبکه خبر بخشی از مکاتبات طبقهبندیشده را خواند و پخش برنامه متوقف شد، حسن روزیطلب، مدیرکلی که به دلیل همان موضوع از صداوسیما استعفا داد، این بار نه از تریبون رسمی، بلکه از سکوی یک تجمع شبانه، با روایت خود از آنچه «جلسات سری شورای عالی امنیت ملی» و «شورای رهبری» میخواند سخن گفته است. ادعاهایی که فارغ از صحت یا سقم اجزای آن، به دلیل زمانبندی، کارکرد سیاسی و منبع نامشروع اطلاعات، از یک خطای رسانهای جزئی فراتر میرود و به ابزاری برای قطبیسازی در شرایطی تبدیل میشود که کشور در «سایه جنگ» نیازمند انسجام حداکثری است.
روزیطلب از چهرههای نزدیک به سعید جلیلی است و سابقه مدیریت رسانهای در دولت سیزدهم را دارد. اما مهمترین نقطه در کارنامه او، همان مقطعی است که در رسانه ملی بود به گفته خودش صداوسیمایی که طرفدار «علیالاصول» بود، نه «اسلامآباد». او اما نتوانست آنتن رسمی را که مدیریتش به او سپرده شده بود، در برابر افشای اسناد طبقهبندیشده مدیریت کند.
اما اکنون همان فرد، از تریبون غیررسمی، تیغ بر روی دیگر مسئولان میکشد و از «خطا»ی آنان سخن میگوید. این تناقض رفتاری، پیش از هر چیز اعتبار خود مدعی را زیر سؤال میبرد: کسی که مدیریت یک برنامه زنده را در برابر یک افشای ناگهانی از دست داد، بر چه مبنایی خود را مرجع ارزیابی خطاهای امنیتی و سیاسی دیگران میداند؟
ادعاهای روزیطلب درباره «تلاش برای تعویق انتخاب رهبری» و «اداره کشور توسط شورا»، در حالی مطرح میشود که کشور با تهدید خارجی و سایه جنگ مواجه بوده و هست. فارغ از درست یا غلط بودن ادعای او، در چنین شرایطی قطعا تصمیمگیریها سختتر است، هرچند که در نهایت مجموعه نظام درستترین تصمیم را گرفت. در چنین شرایطی، هر روایت افشاگرانهای حتی اگر مدعی «دفاع از نظام» باشد، در عمل شکاف و بیاعتمادی را در بدنه تصمیمگیری و میان مردم و مسئولان تشدید میکند. رهبری نظام بر موضوعات کشور مسلط هستند و اگر نفوذ، کوتاهی یا سرپیچی از دستورات از سوی مسئولی رخ دهد، نهادهای نظارتی و امنیتی مربوطه به این مهم رسیدگی خواهند کرد. از سوی دیگر، این اظهارات عجیب نمونهای از آفت رادیکال شدن سیاست است؛ رادیکال شدن سیاست، دقیقاً همان چیزی است که دشمن بیرونی در «سایه جنگ» از آن بهره میبرد.
حال پرسش اصلی این است که بیاعتماد کردن جامعه به مسئولان چه نتیجهای دارد؟ در شرایطی که کشور در سایه جنگ به سر میبرد، هر روایتی که مردم را نسبت به صداقت و کارآمدی نهادهای رسمی از شورای عالی امنیت ملی تا تیم مذاکرهکننده بدبین کند، سرمایه اجتماعی دفاعی را فرسایش میدهد.
تعبیر «نفوذ» به «مذاکره»؛ خطایی که مرزهای امنیت ملی را مخدوش میکند
روزیطلب در بخشی از سخنانش مدعی شده: «دنبال حفره نفوذ میگردید؟ نفوذ یعنی مذاکره با آمریکا!» این جمله، نمونهای آشکار از تحریف مفهوم نفوذ است. اگر صرف مذاکره با آمریکا، آن هم برای پایان دادن به یک جنگ تحمیلی و در چارچوب مصوبات رسمی، مصاداق نفوذ باشد، آنگاه سالها مذاکره سعید جلیلی در پرونده هستهای نیز باید در همین چارچوب ارزیابی شود؟ مذاکراتی که خود روزیطلب و جریان نزدیک به او آن را «مقاومت» مینامند. همچنین نامه جیدی ونس به محسن رضایی و تأیید دریافت آن توسط دبیر شعام، نشان میدهد که تعامل غیرمستقیم با طرف آمریکایی از مسیرهای رسمی و تحت اشراف در جریان است. اگر قرار باشد هر تماس یا نامهای «نفوذ» تلقی شود، مرز میان «مقاومت دیپلماتیک» و «خیانت» بهکلی از بین میرود و این دقیقا همان آشوب مفهومی است که امنیت ملی را در بلندمدت فرسایش میدهد. نفوذ جریانی است که ماموریت داشت تجمعات و مطالبات به حق مردمی را منحرف کند که یکی از لیدرهای آن توسط قوه قضاییه بازداشت شد.
روزیطلب در بخشی دیگر از گفتههایش با انتقاد از دیدار محمدباقر قالیباف با جیدی ونس میپرسد: «چگونه او با قاتل رهبر شهید دیدار میکند؟» اما این پرسش، نقش رسمی قالیباف بهعنوان نماینده نظام در مذاکرات را نادیده میگیرد. قالیباف در مذاکرات اسلامآباد به ونس گفته بود که ایران «با اقتدار و عدم اعتماد» پای میز آمده است. او معتمد رهبر شهید در جنگ دوازدهروزه و معتمد رهبری در جنگ چهلروزه بوده است. وقتی نظام تصمیم میگیرد که برای پایان دادن به جنگ، مذاکرهکنندهای را به میز بفرستد، آن مذاکرهکننده نماینده اراده نظام است، نه یک فرد مستقل که با ونس دیدار کرده باشد. حذف این زمینه و تحریف یک مأموریت رسمی به «دست دادن با قاتل»، همان روشی است که رسانههای هیجانی برای «شوک روانی و تحریک افکار عمومی» به کار میبرند.
مدیر مستعفی صداوسیما که نتوانست آنتن را مدیریت کند، امروز با حمله بر مسئولان، نه امنیت ملی را تقویت میکند و نه اعتماد عمومی را؛ بلکه دقیقا همان شکافی را عمیقتر میکند که دشمن در «سایه جنگ» بر آن حساب باز کرده است.