شناسهٔ خبر: 80324502 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه صبح‌نو | لینک خبر

برخی گروه های سیاسی تلاش می کنند که با دوگانه سازی غیر واقعی، شکاف سازی را ادامه دهند در حالی که «نهاد ملی مذاکره» که همان کمیته ۶ نفره است با انسجام به کار خود ادامه می دهد

روایت سازی سیاسی علیه کمیته 6 نفره

صاحب‌خبر -


محبوبه نیاورانی

از زمان آغاز مذاکرات برای آتش‌بس، و به‌ویژه پس از «تفاهم اسلام‌آباد» میان ایران و آمریکا که به اعتراف بسیاری از تحلیلگران آمریکایی، تفاهمی سراسر به سود ایران و در عمل عقب‌نشینی آمریکا ارزیابی شد، در فضای سیاسی داخلی دوگانه مذاکره و جنگ شکل گرفت.

این دوگانه، هرچند در ظاهر یک بحث راهبردی درباره تاکتیک و استراتژی بود، خیلی زود به ابزاری برای تخریب چهره‌های مذاکره‌کننده تبدیل شد. در رأس این هدف، محمدباقر قالیباف قرار گرفت؛ چهره‌ای که از سوی مسئولان ارشد نظام به عنوان رئیس تیم مذاکره انتخاب شده بود و بر اساس روایت رسمی، تمام تصمیمات نیز با هماهنگی کامل تیم شش‌نفره اتخاذ می‌شد.

اکنون پس از گذشت ماه‌ها از آن مقطع، دوگانه‌سازی‌ها نه‌تنها فروکش نکرده، بلکه با تغییر دبیر شورای عالی امنیت ملی، شکل تازه‌ای به خود گرفته است. این بار جریان‌های سیاسی و رسانه‌ای خاص تلاش می‌کنند با قرار دادن محسن رضایی در مقابل قالیباف، همان دوگانه و تقابل را بازتولید کنند. ادعا این بود که با حضور رضایی، معادلات مذاکرات تغییر کرده و مرکز ثقل آن جابه‌جا شده است. اما آنچه در رفتار و گفتار محسن رضایی دیده می‌شود، نه تقابل و نه مخالفت با روند مذاکره، بلکه افزوده شدن یک ظرفیت جدید به تیم شش‌نفره برای پیشبرد این مسیر است. بنابراین، تفسیر تقابل میان قالیباف و رضایی، بیش از آنکه تحلیل واقعی از تحولات باشد، یک روایت‌سازی سیاسی است.

نمونه روشن این روایت‌سازی، توییت سردبیر رجا نیوز پس از انتشار خبر نامه ونس به محسن رضایی است. او نوشت: «ونس با محسن رضایی در تماس است تا مذاکرات را احیا کند.» این جمله در ظاهر خبری درباره مذاکره است، اما در عمل نشان می‌دهد که مسئله این جریان، برخلاف آنچه در شعارها و ظاهر گفتارش ادعا می‌شود، نه «مذاکره» و نه «مصالحه» است؛ مسئله «قالیباف» است. سردبیر رجانیوز با این توییت می‌کوشد چنین القا کند که بر خلاف واقعیت، مذاکرات در اختیار قالیباف نیست و مرجع اصلی آن تغییر کرده است. هدف، ایجاد شکاف میان دبیر شورای عالی امنیت ملی و رئیس مجلس است؛ شکافی که اگر واقعی بود، باید در محتوای تصمیمات و مواضع رسمی دیده می‌شد، نه در توییت‌های رسانه‌ای.

نکته مهم‌تر آن است که اگر وال استریت ژورنال به جای محسن رضایی از قالیباف نام می‌برد، همین رسانه و همین جریان، بی‌درنگ موج جدیدی از تخریب رئیس مجلس را آغاز می‌کردند. این نوع رفتار، بهترین شاهد برای آن است که مسئله اصلی آن‌ها نه مذاکره، نه آمریکا و نه حتی محتوای نامه‌ها، بلکه شخص قالیباف است. گویی آن‌ها نه با مذاکره مشکل دارند و نه با تیم مذاکره‌کننده؛ با شخص قالیباف مشکل دارند.

شاهد دیگر، توییت مسعود براتی از نزدیکان سعید جلیلی است. او با طرح این پرسش که «شاید یکی از اهداف حضور مقامات سه کشور در تهران، پیدا کردن پاسخ این سوال ترامپ بود که چندین بار گفت نمی‌دانم با چه کسی در تهران باید مذاکره کنم»، عملاً به پرسش نادرست ترامپ مشروعیت می‌دهد و سپس از خبر وال استریت ژورنال برای هدف سیاسی خود استفاده می‌کند. براتی در ادامه می‌نویسد: «نامه ونس به سرلشگر رضایی نشان می‌دهد آمریکا پاسخ سوال را پیدا کرده است. تیم قبلی ایران از نظر آمریکا دیگر جایگاهی در این موضوع ندارد. اما نکته مهم این است که متغیر اصلی مخاطب پیام نیست، محتوای پیام است.» براتی با برجسته‌سازی «تغییر مخاطب»، تلاش می‌کند مشروعیت تیم مذاکره‌کننده و شخص قالیباف را زیر سؤال ببرد. اگر واقعا محتوا مهم است، چرا پیش از هر چیز، مخاطب پیام و نسبت آن با قالیباف برجسته می‌شود؟

این رفتار ریشه در یک منطق سیاسی دارد: دوستان آقای جلیلی فضای سیاسی را ذیل دو انتخابات ۱۴۰۳ و ۱۴۰۷ معنادهی می‌کنند. بر این اساس، حتی اگر محسن رضایی در آینده قصد نامزدی در انتخابات را داشته باشد، به احتمال زیاد همین جریان به او نیز حمله خواهد کرد؛ زیرا مسئله آن‌ها نه اشخاص، بلکه حفظ فضای دو قطبی برای انتخابات آینده است. پیش از این نیز برخی افراد و رسانه‌های این جریان در ماه‌های اخیر به صراحت گفته بودند: «مسئله ما رأی در دوره بعد و رئیس‌جمهور نشدن قالیباف است.» حتی نقل شده است که برخی گفته‌اند اگر قالیباف اعلام کند برای دوره بعدی ریاست‌جمهوری کاندیدا نمی‌شود، کاری با او ندارند. این جمله، کل ماجرا را روشن می‌کند، تخریب قالیباف نه به دلیل عملکرد مذاکراتی او، بلکه به دلیل جایگاه سیاسی اوست.

∎​