به گزارش ایسنا، پیش از بررسی علت انتشار «منشور برادری» در ماههای پایانی حیات امام راحل، مقدمهای در باره این پیام لازم به نظر میرسد. امام در ابتدای نامه، پیش از آنکه مستقیماً به موضوع اصلی و اختلافات اصلی آن روز سیاست داخلی بپردازند، به انشعاب مورد بحث در نامه، سابقهای فراتر از اختلافنظرهای رایج و معمولی سیاسی میدهند و سابقه اختلاف نظر میان فقها را یادآوری میکنند و توضیح میدهند فقهای بزرگ اسلام در مسائل مختلف فقهی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی دیدگاههای متفاوتی داشتهاند؛ اینکه اختلافات در گذشته عمدتاً در محیطهای حوزوی و کتابهای علمی مطرح میشد و عموم مردم کمتر با آنها درگیر بودند، اما پس از انقلاب اسلامی و با ورود این مسائل به عرصه اداره جامعه، دیدگاههای متفاوت فقها و صاحبنظران به رسانهها و فضای عمومی نیز راه یافته است. چنین نگاهی در واکنش به بروز انشعاب در یک تشکل سیاسی - روحانی تاملبرانگیز بهنظر میرسد.
امام سپس مجموعه گستردهای از مسائل جدید و مورد ابتلای جامعه و حکومت را برمیشمارند و از این واقعیت نتیجه میگیرند که در حکومت اسلامی باید باب اجتهاد باز باشد و دیدگاههای اجتهادی، حتی اگر با یکدیگر متفاوت باشند، آزادانه مطرح شوند. در عین حال تأکید میکنند برای اداره حکومت، شناخت درست جامعه و مصلحت مسلمانان و در نهایت «وحدت رویه و عمل» ضروری است.
امام در ادامه به اختلاف میان دو جریان سیاسی درون نیروهای انقلاب میپردازند و تأکید میکنند تا زمانی که اختلافات در چارچوب اصول باشد، نمیتوان آن را تهدیدی برای انقلاب دانست. ایشان بر مشترکات اساسی دو جریان تأکید میکنند و استقلال کشور، مقابله با فساد، حمایت از مردم، رشد اقتصادی، علمی و فرهنگی و دفاع از اسلام را از جمله اهداف مشترک آنان برمیشمارند. از نگاه امام، اختلاف اصلی بر سر اهداف نیست، بلکه بر سر راه و روشی است که هر جریان برای رسیدن به این اهداف دنبال میکند.
در عین حال، امام برای این اختلافات چارچوبهایی نیز تعیین میکند: حفظ اصول اسلام، پایبندی به سیاست «نه شرقی و نه غربی»، مقدم نشدن منافع جناحی بر مصلحت انقلاب، پرهیز از حذف و تخریب رقیب و ایستادگی در برابر عدول از اصول.
امام در بخش دیگری تأکید میکنند «انتقاد سازنده» به معنای مخالفت نیست و شکلگیری تشکلهای جدید نیز الزاماً به معنای اختلاف و گسست نیست. از نگاه ایشان، اختلاف نظر میتواند در مسیر رشد جامعه قرار گیرد، به شرط آنکه رقابتها از افراط، تفریط، آلودگی و تخریب یکدیگر دور بماند و افراد و جریانها خود را مصون از نقد ندانند.
در پایان نیز امام به عاملی اشاره میکنند که میتواند مستقل از هر جناح و جریان سیاسی منشأ اختلاف شود؛ یعنی «حب نفس». ایشان هشدار میدهند این عامل، مقام و موقعیت افراد و وابستگی جناحی را نمیشناسد و تأکید میکنند تنها راه مبارزه با آن، «ریاضت» است. نامه در نهایت با تأکید بر نیاز کشور در مرحله بازسازی و سازندگی به «تفکر»، «وحدت» و «برادری» پایان مییابد.
میتوان پرسشهایی درباره این نامه و جنبههای تاثیرگذاری آن مطرح کرد و پاسخهایی برایشان در نظر گرفت.
نامه دقیقاً چه زمانی و در چه شرایطی نوشته شد؟
نامه در ۱۰ آبان ۱۳۶۷ در پاسخ به محمدعلی انصاری از اعضای دفتر امام خمینی نوشته شد و متن این نامه در جلد ۲۱ صحیفه امام، صفحات ۱۷۶ تا ۱۸۰ آمده است. این نامه با عنوان «منشور برادری ـ مفتوح بودن باب اجتهاد در حکومت اسلامی» ثبت شده است. نکته مهم این است که نامه حدود سه ماه و نیم پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ ایران و عراق نوشته شد. به عبارتی این نامه زمانی نوشته شده است که ایران آماده مرحله بازسازی و سازندگی میشود. با وجود اینکه نامه پاسخی به چرایی موافقت امام با انشقاق در جامعه روحانیت است، اما فقط درباره اختلاف دو جناح سیاسی نیست؛ در پسزمینه آن، مسئله بزرگتری قرار دارد: و به نوعی پاسخ به این پرسش که چگونه قرار است جمهوری اسلامی پس از جنگ اداره و بازسازی شود؟
ریشه نگارش نامه چه بود؟
همانطور که گفتیم اصل موضوع نامه درباره انشعاب مجمع روحانیون مبارز از جامعه روحانیت است، مجمع روحانیون مبارز متشکل از تعدادی روحانیون انقلابی بود که در ۲۵ فروردین ۱۳۶۷ طی نامهای از امام برای انشعاب از جامعه روحانیت مبارز اجازه خواستند که امام نیز با آن موافقت کردند. این فرآیند پیشتر آغاز شده بود و آنطور که اعضای مجمع در گفتوگو با رسانهها گفتهاند، مجمع در واقع از ماهها قبل فعالیت مستقل خود را آغاز کرده بود و اعلام رسمی در ۲۹ اسفند ۱۳۶۶ و در آستانه انتخابات مجلس سوم انجام شد و اعضای مجمع در این فاصله کوتاه، فهرست انتخاباتی خود برای تهران را منتشر کردند و اتفاقا همین فهرست در تهران اکثریت مطلق را بهدست آورد.
اما تمام اختلافات صرفا درباره فهرست انتخاباتی نبود؛ در پی بروز اختلافنظر میان اعضای آن زمان جامعه روحانیت مبارز در زمینه چینش فهرست انتخاباتی این تشکل روحانی و پافشاری طرفین بر نظرات خود جرقه جدایی را در این نهاد روحانی زد. اما اختلافات عمیقتر از تلاش برای نهایی کردن یک فهرست انتخاباتی بود و همین باعث شد یک طرف دعوا به فکر انشعاب و جدایی بیفتد.
شاید دور از انتظار بود که فهرست انشعابیها در تهران موفق شود. و موفقیت مجمع روحانیون مبارز تازه تاسیس در انتخابات مجلس سوم زمینه مباحث گستردهای در فضای سیاسی جامعه ایران ایجاد کرد و باعث شد تا چندماه بعد نامهای از سوی یکی از اعضای مجمع روحانیون به امام ارسال شود. محمدعلی انصاری که علاوهبر حضور در دفتر امام، از اعضای حزب تازه تاسیس شده مجمع روحانیون هم بود، به امام نامه نوشت. در واقع، موضوع نامه انصاری، سردرگمی نیروهای انقلاب در برابر رقابت و اختلاف دو جریان سیاسیِ درون انقلاب است که در طیفی از موضوعات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی با یکدیگر اختلاف داشتند بود. در واقع آنها ضمن اینکه خود را زیر چتر انقلاب می دیدند و بیشترشان هم با واسطه یا بیواسطه از شاگردان امام بودند اما اختلافاتشان در برخی مسائل اساسی، کشور را در بنبستهایی قرار داده بود، انصاری در نامه خود از امام درخواست کرد تکلیف نیروهای انقلاب را در قبال این اختلاف و رقابت و راه درست مواجهه با آن روشن کند.
به نظر میرسد انصاری نگران بود ادامه این رقابتها و تضادها، علاوهبر پیامدهایی برای ایران و انقلاب، موجب سردرگمی و حیرت نیروهای هردو جریان، بهویژه جوانان انقلابی، دانشگاهیان و حوزویان شود. او صراحتاً میگوید خود نیز در این وضعیت نمیداند «وظیفه چیست و چه باید کرد» از سوی دیگر، آنچه برای انصاری این سردرگمی را پیچیدهتر کرده بود، آن بود که هردو جریان در اصول و آرمانهای اصلی انقلاب، مانند دفاع از اسلام، حمایت از محرومان و مبارزه با شرق و غرب، بههم نزدیک بودند و امام نیز در مقاطع مختلف هر دو جریان و شخصیتهای وابسته به آنان را تأیید کرده بودند و صرفاً بر اساس اختلافات سیاسی و اقتصادی موجود، یکی را حق و دیگری را باطل تلقی نمیکردند. به همین دلیل انصاری، نامه را نزد امام برد تا با توجه به جایگاه رهبری ایشان و با توجه به اینکه خود را در برابر ولایت نیازمند هدایت میدانست، معیار و تکلیف نیروهای انقلاب در برابر این دو جریان، اختلافات آنها و شیوه مواجهه با این رقابت را روشن کند.
اختلاف دو جناح در چه مواردی بود؟
فارغ از آن فهرست انتخاباتی و اختلافی که جرقه جدایی را زد، گفتیم که اختلافات عمیقی بین دو طرف وجود داشت؛ آن اختلافات چه بود؟ از مهمترین اختلافها به نقش دولت در اقتصاد مربوط میشد. طیفی که بعداً در مجمع روحانیون مبارز سازمان یافت، از سیاستهای اقتصادی دولت وقت و نقش پررنگش در مدیریت اقتصاد جنگی، کنترل توزیع کالا و حمایت از اقشار کمدرآمد دفاع میکرد. در مقابل، بخش مهمی از اعضای باقیمانده در جامعه روحانیت مبارز، به اقتصاد بازار و نقش گستردهتر بخش خصوصی اعتقاد داشتند و با مداخله فراگیر دولت در فعالیتهای اقتصادی موافق نبودند.
حجتالاسلام مجید انصاری معاون حقوقی دولت فعلی و از اعضای مجمع روحانیون، در میزگرد سال ۱۳۹۶ پایگاه خبری جماران، اختلاف دو جریان را از جمله به تفاوت میان اقتصاد متکی بر کنترل دولت و رویکرد عدالتمحور از یک سو و اقتصاد متکی بر بازار و فعالیت بخش خصوصی از سوی دیگر مرتبط دانست. البته این نکته ضروری است که اختلاف فقط بر سر نظریه اقتصادی نبود؛ به برداشت دو طرف از عدالت اجتماعی، حمایت از محرومان، مالکیت، نقش بازار و نحوه اداره کشور در شرایط جنگ نیز مربوط میشد.
یکی دیگر از اختلافات به مسائل بنیادیتر حاکمیت اسلامی از جمله حدود اختیارات ولایت فقیه و نسبت حکومت با احکام شرعی و اختلافاتی که درباره نظرات شورای نگهبان برمیگشت که در نهایت منجر به تاسیس مجمع تشخیص مصلحت نظام شد. این مسائل در کنار اختلاف اقتصادی، نشان میداد دو طیف درباره چگونگی اجرای احکام اسلامی و اداره کشور، برداشتهای یکسانی ندارند. البته این اختلافات از قبل و حتی از ابتدای انقلاب به تدریج و در موضوعاتی مانند تصویب قانون کار خود را نشان داد اما صرف این اختلافات منجر به انشعاب مجمع روحانیون از جامعه روحانیت نشد بلکه یک اتفاق به نوعی جرقه این جدایی را زد.
آیا قبل از انشعاب دو طرف برای حل اختلاف تلاش کردند؟
واقعیت این است که انشعاب ایستگاه پایانی تلاشها برای جلوگیری از جدایی بود. در موارد اختلافی که سابقه طولانی داشت؛ مثلا مواردی مانند قانون کار، پافشاری فقهای وقت شورای نگهبان بر نظر خود، در چارچوب همان اختلافاتی قرار داشت که بعدها منجر به انشعاب در جامعه روحانیت شد. آخرین پافشاری هم مربوط به ناکامی در قرار دادن تعدادی از کاندیداها در فهرست جامعه روحانیت بود که اعضای آینده مجمع روحانیون مبارز قبل از انشعاب برای ورود آنان به فهرست انتخاباتی، تلاش کرده بودند. در نهایت هم در فروردین ۱۳۶۷ افرادی به امام نامه نوشتند و خواستار اجازه برای جدایی از جامعه روحانیت و تشکیل مجمع روحانیون شدند که امام نیز موافقت کردند. امام این انشعاب را نشان از ابراز عقیده جدید دانسته و تاکید کرده بودند انشعاب نباید به معنای اختلاف و پرخاش به دیگری باشد: «انشعاب از تشکیلاتی برای اظهار عقیده مستقل و ایجاد تشکیلات جدید، بهمعنای اختلاف نیست.»
چرا پاسخ امام راحل «منشور برادری» نامیده شد؟
عنوان «منشور برادری» بعدها به دلیل تأکید بسیار زیاد امام بر وحدت، برادری، تحمل اختلاف نظر، انتقاد سازنده، پرهیز از حذف رقیب، توجه به دشمنان مشترک و همکاری در مسیر بازسازی ایران بود که به این نامه، ضمیمه شد. از نکات جالب نامه این است که امام نهتنها بر اختلاف ایجاد شده میان جامعه روحانیت مبارز و مجمع روحانیون مبارز صحه گذاشت، که حتی به نوعی بر آن تاکید کرد. امام نمیگویند اختلاف باید از بین برود یا همه باید یک تشکل سیاسی داشته باشند. بعکس، از مهمترین فرازهای نامه این است که انتقاد سازنده معنای مخالفت نمیدهد و تشکل جدید به مفهوم دامن زدن به اختلاف نیست. وحدتی که امام از آن سخن میگویند بهمعنای یکسانسازی نیست و میتوان در عین داشتن وحدت در اصول، در روش و دیدگاه اختلافاتی هم داشت. شاید بتوان گفت این تفاوت، بخش مهمی از اهمیت تاریخی نامه را دربر میگیرد.
البته امام برای آن اختلافی که از وجود آن نگران نیستند، توصیفاتی ارائه میدهند و میگویند هردو جریان، در اصول اساسی با یکدیگر مشترکند. برای نمونه، هردو جریان را دارای اهداف مشترکی در زمینه استقلال کشور، مبارزه با فساد، حمایت از کارگران و کشاورزان، مبارزه با دزدی و ارتشا، رشد اقتصادی، پیشرفت علمی و فرهنگی و تقویت اسلام معرفی میکنند و با طرح پرسش بسیار مهمی با این مضمون که اگر همه در این موارد مشترک هستند پس اختلاف بر سر چیست؟ پاسخ میدهند که اختلاف عمدتاً بر سر راه رسیدن به اهداف مشترک است که همین بخش را میتوان قلب سیاسی نامه در نظر گرفت.
موارد مهم فقهی امام راحل در منشور برادری
گاهی «منشور برادری» صرفاً بهعنوان متنی درباره وحدت جناحهای سیاسی معرفی میشود، در حالی که بخش بزرگی از نامه درباره ماهیت اجتهاد و فقه حکومتی است. امام ابتدا به سابقه اختلاف فقها اشاره میکند و میگویند در مسائل مختلف، فقها دیدگاههای متفاوت داشتهاند. سپس فهرست بسیار بلندی از مسائل جدید مانند بانکداری، پول و ارز، مالیات، تجارت، مالکیت، زمین، محیط زیست را مطرح میکنند و به نتیجهای مهم میرسند که در حکومت اسلامی باید باب اجتهاد باز باشد و یک معیار مهم برای مجتهد در حوزه حکومت اعلام میشود.
از نظر امام، کسی ممکن است در علوم متعارف حوزوی بسیار برجسته باشد، اما اگر مصلحت جامعه و صالح را از ناصالح را تشخیص ندهد و بینش اجتماعی و سیاسی و قدرت تصمیمگیری حکومتی نداشته باشد، در مسائل اجتماعی و حکومتی مجتهد محسوب نمیشود و نمیتواند زمام جامعه را به دست گیرد. این قسمت، نامه را به یکی از متون مهم درباره فقه حکومتی تبدیل میکند.
نگاهی به بازه زمانی انتشار نامه
نامه در سال آخر حیات امام خمینی نوشته شد. امام در خرداد ۱۳۶۸ درگذشت و از این جهت، «منشور برادری» را میتوان در مجموعه متون پایانی دوره رهبری امام مطالعه کرد؛ دورهای که مسائل جدیدی در برابر جمهوری اسلامی قرار گرفته بود: مسائلی مانند بازسازی ایران پس از جنگ، مسائل اقتصادی و اجتماعی آن زمان و اختلافاتی که در ایران به دلیل شرایط جنگی چندان فرصت بروز نداشت. در نهایت ضرورت تعریف رابطه اجتهاد و حکومت، انتشار این نامه و محتوای آن ما را در فهم دقیقتر محتوای نامه یاری میدهد.
نکته ظریف درباره نامه این است که امام در آن از یک طرف اختلاف را طبیعی میدانند، اما از طرف دیگر برای حدود آن، خط قرمز تعیین میکنند. اختلاف تا زمانی قابلتحمل است که در چارچوب اصول باشد. اما اگر اختلاف زیربنایی و اصولی باشد، موجب سستی امور میشود. از طرف دیگر، اگر یک جریان بخواهد به اسم حفظ اصول، رقیب را حذف یا تخریب کند، امام هشدار میدهند چنین اقدامی پیش از آنکه به رقیب ضربه بزند، به اسلام و انقلاب آسیب میزند.
از بخشهایی که معمولاً در بازخوانیهای سیاسی نامه کمتر دیده میشود، بحث حب نفس است. امام میگویند عامل اختلاف الزاماً فقط اختلاف فکری یا جناحی نیست؛ ممکن است خودخواهی و حب نفس نیز منشأ اختلاف شود و آن را محدود به جناح یا افراد خاصی هم نمیکنند؛ یعنی خطر اصلی میتواند از جایی بیاید که مصلحت شخصی یا جناحی جای مصلحت عمومی را بگیرد. پیام اصلی نامه همین است که اختلاف نظر و ایجاد تشکلهای متفاوت لزوماً تهدید نیستند؛ اختلاف باید در چارچوب اصول، با نقد سازنده، پرهیز از حذف و با حفظ وحدت در اهداف کلان دنبال شود.
انتهای پیام