شناسهٔ خبر: 80307953 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

راز اصل۱۷۶ و غافلگیری بازدارندگی نو

راز حیاتی و بس عظیم و هدایتگر و فاش کننده ی ارجاع رهبر عزیز، به اصل ۱۷۶ قانون اساسی در سخن اخیر رهبری چیست که این ارجاع را به نماد راه همه آینده ما و بازدارن...

صاحب‌خبر -

راز حیاتی و  بس عظیم و هدایتگر و  فاش کننده ی  ارجاع  رهبر عزیز، به اصل ۱۷۶ قانون اساسی در سخن اخیر رهبری چیست که این ارجاع را به نماد راه همه آینده ما و  بازدارندگی نو  و زندگی قدرتمند ایران اسلامی بدل می کند؟ این راز به راهنامه اساسی، در ارتباط با تکالیف شورای عالی امنیت ملی که ماهوا از نهادهای شورایی ذیل سیاست گذاری کلی رهبری است  مربوط است  ومعنای گسترده  انتقال کانون علم از غرب به ایران و نسبت آن با  نسبت رشد مستقل علمی  در بستر  امر کلان استقلال ایران و پیوستاری استقلال ما با وضعیت های اساسی ساختار هستی اجتماعی ما ومردمسالاری اسلامی و جامعه الگو و نوی جهانی  آینده و پیشرانی انقلاب اسلامی را در این مسیر معنا می بخشد. این راز چیست؟  جهادی  برای جهان نو که به ظهور منجی الهی عدل جهانی  پیوند خواهد خورد؛ نه تسلیم مفلوک به  تغییرات استکباری و شیطانی و فرعونی سرمایه سالاری  یهودیت صهیونی ! 
 اخیراً  رهبر معظم (برکتها ی وجودش مدام باد) ، انتقال آرام کانون علم از غرب به ایران رانوید داده اند.آیا این وعده صرفا  ازجنس  امید بخشی های نشاط افزای محرک تلاش وحس سرفرازی ملی است؟ آیا متوقف در پدیده ای محدود و بک آرزو است؟  آیا معنایی واقعی و جهانشمول و مؤثر است و  سندی عقلی یا غیبی دارد؟ ایا رازی در این کلام است؟ بی تردید در سپهر فکری هر سه ولی فقیه، اصل موضوع جهاد و پیروزی ، موزون باحقیقت وعد صادق  جهاد و قیام لله برای ساختن جامعه مومن و سالم و مستقل و آزاده،و پیشتاز ی جهانی در دادگری ، آبادانی و خدمت به مستضعفان،مبتنی بر قرآن حکیم و یقینی  بوده است . و پیروزی جهاد علمی فرع همین فتح موعود انقلاب اسلامی  ایران است. قطعا این جهاد، سبیلی از سبل متصل به صراط مستقیم عدل جهانی موعود عج است. این راه، راه انقلاب اسلامی است و بدون ولایت عالم ربانی، نامی تهی، راه گمگشتگی، وحبطت اعمالهم خواهد بود. و اصلش توحید است. 
ولی فقیه،  نماد پیوستگی ی تکالیفی است که سعی حوزه های مختلف را با شیرازه ایمان و فقه جامع جعفری، فراتر از رساله عملیه، متحد می کند .  بدون این پیوستگی ی پیشرانی ی حوزه های متنوع،  پیشرفتی واقعی ویکپارچه درمیان نخواهد بود. قائد جمهوری اسلامی، کارگزار امام زمان (عج) نماینده وحدت کثیر مومنان است که در راه  پیشرفت توحیدی جامع در حوزه‌های زندگی ملی جان نهاده‌اند و نه تنها جنگ نظامی، امنیتی، اطلاعاتی، رسانه ای علمی،  تکنولوژیک، بلکه همچنین همبسته با آن ها  تکالیف جهاد دادگرانه عدالت اجتماعی و مرتبط،یعنی جهاد  فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، که محور چرخ همه آنان، عبودیت و عدالت در زیست دنیوی ست را بدوش می کشند . مردم واقعا به یک تحول نوی  عدالتخواهانه در همه زمینه ها و تولد  الگوی برتر نظم دینی سالم در ایران امید بسته اند و نشان داده اند رب العالمین به این مردم پایدار بر حق شایستگی بنا نهادن چنین نظم نویی را عطا کرده و امامت متناسب با آن را تحقق بخشیده اگر سقیفه این بار خرابکاری و  نفوذ یهودیت را تحقق نبخشد.  و پرچم فاطمی انقلاب اسلامی را تا ظهور امام عصر(عج) بالا نگاهداریم. و باور کنیم  ولی فقیه هدایتگر این جنگ حق و باطل برای رشد موزون معنوی _ مادی جامعه، رشد ژرف ساختی و زیر ساختی و ساختاری اسلامی نظم نوین  است و مقدمات کار بزرگ را ویران نکنیم. در ایران کنونی، مسایل  خودویژه رشد را نباید با بی اعتقادی ونگاه مدرن‌ها و ذهن از خودبیگانه ندیده گرفت. درمان بیماری های مزمن ساختاری درتوسعه،تنها  با علم نافع مقدور است. ظلم به خدا، شرک، تزلزل در توحید سرچشمه توسعه معوج جهانی است.درمان ساختاری درتوسعه، یعنی شناخت درست عوامل عقب ماندگی، نقش جهانی استعمار و استکبار کنونی، و مهمتر از آن ، عوامل داخلی موجد این وضع،علل سقوط همت و حمیت ایرانی در برهه‌هایی ،گسست از توحید و ایمان،ترکتازی  طبقه حرامخوار اشرافیت نوکیسه از قجر تا امروز ، و مسایل امروزه، ظلم ساختاری فرعون آخرالزمانی،خرابکاری نیروهای  نوکیسه الیگارشی فاسد غربگرا ی داخلی ، همدستی  اقتصادی و سیاسی ضد ملی،  کنش  «نخبگان» متکبر فاقد تزکیه عرصه اقتصادی ،سیاسی، تکنوکراتیک،  هنری، علمی، دانشگاهی، حزبی دین از کف داده و ابلوک بانقاب چپ و راست، که در تمام جهان خادمان قدرت و مجریان اهوای مخدومان ظالم خود،  شیاطین اصلی اند، هر دو جریان اصلی نخبگی ،«اقتصادی _سیاسی»، و« علمی _هنری _ ورزشی...»،  به سبب عصیان علیه پروردگار یکتا،نقش  ویرانگر در رشد الهی ملت داشته،مانع اجرای تکالیف استقلال، آزادی حقیقی از قید شیطان، و ضد عبودیت و عدالت و ضد جنگ حق برابر تجاوز و سلطه باطل عمل میکنند و   گرفتار اوهام تفرعنی پوچ وگول هستند.  یکی از نتایج همین روحیه باعث پست شمردن مردم،  ناقابل تشخیص دادن شان، فریب دادن و کلاه سرشان گذاشتن و  و تلاش برای خرشمردن  ملت و وعده های دروغین به مردم و خودبرتربینی شان گشته و حکمرانی چنین افراد با روحیه بنی اسرائیلی فجایع بزرگ ببار آورده است.  آنان  در هر مقام  باشند،  روحانی باشند یا فردی که به نحو ظریف با ته ریش مسلمانی، خدمتگزاری  شیطان بزرگ میکنند، درهرحال  بچه ننر تحمل ناپذیر تربیتی ضد مردمی اند که رأی ملت را گدایی و به آنان خیانت می ورزند،  حال بچه ای مرفه باشد یا زاده خانواده ای زحمتکش فرق نمی کند. اصل پشت کردن به خدمت به خلق الله بنا به تکالیف  اصل توحید و ولایت و پیروی،از  ولی فقیه اصیل و نه محصول  کودتا و شیطانکی  دست نشانده وسقیفه ای و اموی است. 
واقعا معنای این پبوستگی چیست؟  اجازه دهید اول در باره شرط مردمسالاری اسلامی و سالم سازی قلمرو های گوناگون  برای  اتقال کانون علم با هویت الهی و  نه تقلید علم استکباری صحبت کنیم:
چرا این رویداد به مقاومت نظامی و اصلاح اقتصادی و فرهنگی سیاسی و.ـ...  بستگی تام دارد؟   

نکته مهم در این تحلیل آن است که  در این سبیل الهی تنافری بین جزء و کل وجود ندارد،  بلکه جزء خود کل است.و همانقدر در هستی  امورجزیی، در زندگی فردی و اجتماعی، با خدا بودن و نبودن، با سرپرستی الهی زیستن و نزیستن ،و  پیوستگی فردی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و علمی و فرهنگی  و ورزشی و..ـ تحت هدایت قران و عترت بودن اهمیت دارد که در امور کلان.

مثلا وقتی ونس نامه می‌نویسید و بازی شیطان بزرگ را ادامه می‌دهد، و یا دامی برای به چاله انداختن هر مسئول مثل دکتر رضایی با کار قبلی روی روانشناسی او پهن می‌کند، همان قدر در تشخیص تکلیف در  این امر جزیی ، پایبندی خالص به اصل توحید و ولایت و امامت و پیروی از امام عصر عج و منویات او، درک نقش و  ضرورت تفقه و ولایت عالم ربانی، یعنی جانشین امام منتظر عج، و اجتهادو  سرپرستی فقیه بسیط الید ، رها از اهواو فقیه  شجاع ، دانا به سیاست و دشمن شناس و مدبر.....، مهم است که در تشخیص خود امر کلان و تکلیف قیام لله و مرحله آن، و ترتیبات و روش هایش،اعمال  زمان تقیه و  تبلیغ و روابط سازمانی نهان و.....یا خیزش عمومی جنگ دفاعی و..... عمل به تکالیف توحیدی و باردارندگی حقیقی  مهم است  و گردن نهادن به  سرپرستی یگانه ی خدا و دنباله و طولش،  در میان ما و پیروی از رسول و ولی معصوم (صلوات الله علیهم) و دنباله آن، در عصر غیبت،یعنی پیروی از فقیهی قائد و دانا و آگاه به حکم الهی و منویات عالم بالا.       
بیاییم تک تک موارد را یکایک اجمالی  بررسی کنیم.  آیا رشد علمی،  ظهور و توسعه استقلال علمی، بدون قدرت نظامی و استفامت آن برابر مطامع  استکبار ی ممکن است؟ باید گفت   همان طور که بدون تشکیل  حکومت مستقل تصمیم به  رشد علمی با مانع قطعی حکومت های فرمانبر استکبار روبرو  می شود، امروزه هم تنها یک نظام اسلامی تحت حمایت رب العالمین و خلیفه حاضر او ، و حجت او،  امام زمان (عج) ممکن می‌کند که رشد علمی مستقل و حقیقی شدنی شود.  اما اول و ضرورتاً بقای جمهوری اسلامی که ضامن انتقال  کانونیت علم از جهان کفر به  ایران  است، به قوت نیروی نظامی مؤمن و بازدارندگی موثر در حصار دشمنان شیطانی  بستگی دارد. 
همین طور اگر نظام اقتصادی  مستقل  واقعیت نداشته باشد،  نظام وابسته و تحت سلطه، همه قدرت اقتصادی ونفوذش را برای اجرای نظام کانونی سلطه گر بکار می گیرد و به سد راه دانش مستقل و بازدارندگی علم که سلطان است،  بدل می‌شود. بدون حمایت مالی و تولیدی و پولی،  بنیادهای تحقیقات علم مستقل و غیر وابسته قدم از قدم نمی توانند بردارند..  نقش قوه مجریه،  و قدرت سیاسی وقوه  قانون گذاری و پشتیبانی وزارت علوم و حتی دستگاه دیپلماسی برای شکوفایی چنان  علم سلطان ومؤثر است. شکایت و شکوه نخبگان و دانشمندان از سیاستهای مخرب علیه تحقیقات علمی، و تشویق و تحریک اساتید غربگرای دانشگاه های معتبر ایران برای فرار مغزها بیاد آوریم که کارشان، شناسایی نوابغ علمی و سوق دادنشان به ترک ایران، انکار کردنی نیست، پس ضرورت تحول در همه این نهادها و پیوستارشان در مسیر جهاد علمی و انتقال کانون رشدعلم در ایران،همان طور که رهبر عزیز تأکید کردند  قطعی  و چشم پوشی ناپذیر است.
از سوی دیگر موضوع  ، عدم حل مسایل فرهنگی عدم آزاداندیشی و بسیج پیشروترین عالمان و دانشمندان مدافع توحید و اقناع نسل جوان و عدم تحرک گفتمانی و عدم  تصعید نوی  گفتمان های زمینگیرو زنگ زده فلسفی و فرهنگی،  در تراز انقلاب اسلامی سبب میشود، سموم تفکر ازخود بیگانه و هویت زدا نخبگان را نسبت به سرزمین خود، دچار بیحسی مزمن کند و آماده ترک ایران و عدم  شرکت در جنبش علمی نو و یا بی باوری در باره توانستن شان در ایجاد یک معجزه بزرگو شکوفایی بی سابقه. عدم برخورد به رهبری غربگرایان در آموزش و پرورش و دانشگاه و رسانه ها نتیجه اش، سبب گسترش  نفوذ نگرشی می گردد که هیچ باوری به جهاد علمی ندارد. اگر آرمان بازدارندگی  یاریگر  ، نفی شود و یأس  روح جوانان را فتح کند، این فضا بسترجهش علمی  انقلاب اسلامی نیست. اگر جامعه طبقاتی و غیر توحیدی و  پرتضاد  و تبعیض وحق کشی و اسیر حکمرانی  ظالمان و مستکبرانه و زور گویی  ودور از مردمسالاری نهادینه دینی و عدالت طلبی اسلامی داشته باشیم، اگر هم بر فرض محال  امکان جهش علمی در چنین جامعه ای باشد، نتیجه اش چیست؟   در رؤیایی بد فرجام در عالیترین نمونه ذهنی انگار و خیال پرداز،  ما از رشد علمی بدون رفع فساد در اقتصاد و مناسبت های فاسد در قدرت سیاسی  و در فرهنگ،  بدل به یک آمریکای دیگر،  آلمان دیگر،  فرانسه دیگر،و......  خواهیم شد! تبدیل به یک کشور پیشرفته فاسد وظالم و ضد مردمی دیگر!!!! آیا هدف والای اسلام وشرافت انقلاب اسلامی و قیام خمینی شریف و امام شهید این بود؟ 
بدون مردمسالاری اسلامی، نه درحرف وزبان، بلکه در ساختار مردمی و سالم قلمروهای مختلف زندگی اجتماعی، ازهر رشد ناموزون علمی، یک جامعه طاغوتی جدید متولد خواهدشد.  مردم سالاری واقعا اسلامی ممکن نیست جز  با جهاد در راه تاسیس یک جامعه ایمانی و پاک و توحید محور و مومن و  حلالخوار که در آن شروط عبودیت و عدالت اساس حکومت وحکمرانی، ویژگی دستگاه های اداره جامعه و مسئولان باشد، بر قرار شود.

تصورمی کنید  اصلا بدون اقتدار علوی دولت و قوه مجریه،  با دولت ضعیف و غیر مسئول که مملکت را بدست گرگان  و بیداد قشر ممتاز سپرده وکنترلی و نظارتی ندارد بتوان از عدالت دفاع کرد؟ اگر  از بانک مرکزی تا وزارتخانه ها و نخبگان ومشاوران قوا ، خدمتگزاران اشرافیت فاسد  تجاری و قشر الیگارش و مافیای باشند وفاسدان بزرگ در امنیت قضایی و سیاسی و اجتماعی باشند چگونه می توان نظامی غیر استکباری آفرید و رشد علمی و انتقال کانون علم به ایران فایده اش چیست  ؟ پس در خواست تحول  بنیادین از سوی  رهبری و یک انقلاب پی در پی،  تردیدی نمی توان کرد. با توجه به اصرار رهبر معظم در  پیوستگی  قلمروهای گوناگون اقتصادی و فرهنگی،  سیاسی و امنیتی،  طبق اصل ۱۷۶ قانون اساسی و به کار بردن عنوان  چهار راه تدبیر برای وصف   شورای عالی امنیت ملی،و  دبیرخانه آن در دیدار با دبیرشورای عالی امنیت ملی  ،  این خواست مسجل است.  ایشان می فرماید با تبدیل ایران به مکان نوین  انتقال کانون علم، به ارتقای ساختار مردمسالاری اسلامی باید توجه استراتژیک کرد و این ارتقا در وهله اول با انقلاب ایمانی و قرآنی کردن  و فساد زدایی در مناسبات اداری قوا و در ساختار اقتصادی و فرهنگی و سیاسی  و افق وجودی و اعتقادی وفکری مسئولان ممکن است.  این تغییر مقدماتی ماست تا در تغییرات آتی جهانی اسیر مناسبات طاغوتی جدید نشویم و اقتدار و هویت اسلامی خود را حفظ کنیم.   
 
آیا معنای این سخن آن است که در جهان واقعی با جهان غیر اهل ایمان و دلخواه مان، ارتباط و گفتگویی نداشته باشیم؟ خود را ببندیم؟و محبوس کنیم؟  نه! معنایش عدم پذیرش سرپرستی غیر است و حقیقت  قیام لله خمینی عزیز و امام معزز شهید  را مراعات کردن و جامعه سالم را واقعا در مناسبات فرهنگی در آموزش و پرورش و دانشگاه و رسانه و مناسبات  اقتصادی و نظام قصایی و امنیتی و سیاسی محقق نمودن. این امر  یعنی پایبندی سرفرازانه  به  امر قران و عترت و عقل هرگز به معنای گسست از جهان نیست.  از تجربه خود مثالی می زنم: گفتگوو رابطه محترم  امام معصوم با انسان دهری مسلک چه معنی داشت؟، پیرو آن ارتباط دوستانه سید رضی ( یا سید مرتضی ) با مرد صائبی چه؟ ارتباط دوستانه علامه  بزرگوار و هانری کربن معنایش چه بود؟ اجازه دهید از تجربه شخصی خود بگویم. 
 احترام و ارتباطم  با عباس کیارستمی ، و رفتامدمان تصویری از رابطه ای بی دروغ و مفیدو  محصول فروتنی نامتظاهرانه و روح بزرگ او بود؛ ضمن آنکه جویی حوصله افراد متکبر و تازه به دوران رسیده هایی که  تشنه اند ادای  اشراف را در بیاورند ندارم هرگز از ارتباط با او تهدیدی علیه اصول اعتقادی من صورت نگرفت. او به اصولم احترام می گذاشت و گفتگوی مابه عمق بیشتر  باورم به جهان توحیدی و اطمینان به آن که هنر و انسان مدرن چقدر نیازمند هستی شناسی بی نهایت ژرفا تاب اسلام اصیل است،  منجر میشد. چه بسا یک نظم درخشان وسالم و آینه صادق اسلام و معارف آن بسیاری از مردم جهان را به سمت حقایق اسلام جذب کند.   سرکشی او علیه  خدا نبود،  علیه شیطنت محقر انسان پوچ و قدرت پوچ بود،  چه آنان که ادای تدین را در می آورند و چه آنان که به بیدینی یاوه شان فخر می کنند. 
او خدای محرمانه خود را داشت و مثل هر انسانی ضعف هایی که مایه تاریکیش بود.  هرگز مایل نبوده ام به سبب دوستی، خودم و دوستم را فریب بدهم و رذایلش را فضیلت جلوه دهم.  اما باید اعتراف کنم،خدا به  کیارستمی در سینمایش و شخصیت فردیش یک بزرگینگی  و موهبت های  پر قدرتی  اهدا کرده بود که کمتر کسی متوجه آن شد و آن چه امروز مهم است  تقابل آن خصوصیت ها با حقارت شخصیت  عده ای از قدرتمندان غربگرای نامدار است.  
بازیگری،  دروغ،و از همه مهمتر اغوای شیطانی  نخبگی و ندیدن خدا. کیارستمی فضایل بزرگی داشت. در هر زمینه به اصالت اهمیت می داد. از عالم اصیل،مثل امام ره با احترام سخن میگفت و بر عکس جویی باور به سران غربگرا و اصلاح طلبی نداشت. به هنر اصیل ایرانی شدیدا دلبسته بود،، تعزیه برایش از نظر هنری ساختار روایی اصیل وشگفت انگیز بود اما جویی علاقه به تبعیت از  سینمای فریبنده و عقل ستیز و دنباله روی سینمای  هالیوود امریکا نداشت.او به انسان مستقل ارزش می نهاد و تقلید و بردگی متنفر بود. پشیزی برای  سینمای متقلب و نوکر مطامع غرب ارزش قائل نبود. و بشدت روحی ضد قدرت فرعونی،و متحاوز به حقوق مردم و الیگارشی فاسد داشت. او ستایشگر اصالت مردم، تلاش بزرگ و خستگی ناپذیر بود، نه جهل مردمی خودباخته و هنرمند خود باخته.  کیارستمی  بارها به من گفت آدم های  زیادی در میان مردم هستند که در هوش و صلاحیت برای آن که هنرمند بزرگی شوند و در  آدمیت،  خیلی  از او برترند  به هر علت  امکان شکوفایی و ظهور استعداد و ناموری نیافتند و گمنام زندگی میکنند.نجارند کشاورز،  چوپانند،خیاط، دستفروش، کارمند،  کارگرند ،  کاسب وا مستعد برای آن که هنرمند و  دانشمند شریف و خلاق و سالمی باشند  نه مزدور قدرت سلطه گر!   .....،  او بشدت بدون آن که پوپلیست باشد به مردم و بویژه اهل کار و تلاش و مردم دارای حس مسئولیت وحلال کار و دقیق و رها از نمایش و زبان بازی و  به افراد رو راست  احترام می گذاشت.

من فراوان وزیر و وکیل و رییس و حتی روحانی نوکیسه و بی شخصیت دیدم که،  نه بنده صادق خدایند و نه جویی به ولینعمتان خود،خلق الله ، ارج می نهند.زیرا اصلا خود موجوداتی بی اصل و نسب و بی سروپایند. آنان خود را ارباب مردم می پندارند و ذره ای  محبت مردم بزرگوار و احترام در قلبشان نیست. البته من بدتر از آنان بنده خالص  خدا نبوده‌ام، اما  کیارستمی برده غرب نبود، بر عکس ذره‌ای به  اصلاح طلبان غربگرا،اعتماد نداشت اما بسیار به سبب همین فضایل و قدرت روحی و توان تقوا ومردم دوستی،  امام (ره) را مردی  اصیل می‌دانست.و فلان اصلاح طلب را اصیل نمی‌دانست. این‌ها، نمونه ای از حقیقتی است که می گوید یک مومن می تواند با یک فرد و یا یک کشور غیر مومن به شریعت،  احترام بگذارد اما نه به فرد یا کشور فاقد فضیلت صداقت و ارزش‌های انسانی. به کافرمی توان متعهد بود اما نه به ظالم شیطان صفت دروغگوی متجاوز پیمان شکن، غربگرایان مشکل شان گفتگوبا کفار نیست، سرسپردگی و بردگی و تکرار اعتماد به ظالم متفرعن است. کسانی که دروغ میگویند و باز مارا به قربانگاه مکرر دعوت می کنند. آنان یک ایران والا نمی خواهند و براحتی اسیر دام  دشمن انسانیت و نظام سلطه و قدرت جائر میشوند. 
پس دبیر شورای عالی امنیت ملی باید هدایت رهبری و اصل ۱۷۶ را عمیق درک کند. آقای رضایی باید مراقب اهل پیمان مکه و ابراهیم و  دامچال ونس باشد. امروز، روز عریان شدن شیطان است. این قدرت بدتر از ابلیس امروز روح خود را عریان می کند و فراتر از بازی پیمان ها و بدتر از جنگ فاشیستی  بر طبل جنگ با خدا و ظهور دین پاک و جهان توحیدی و اسلام می کوبد. باید هوشمندانه روندها و طرح آتی شیطانی بزرگو سرمایه و تکنولوژی سلطه جهانی را درک کنیم. 

 باشیطان نمی توان بیعت و صلح کرد همان طور که خمینی بزرگوار و امام شهید مردم را آگاه کرده بودند، امروز قدرت  شیطانی صهیونیسم جهانی و سرمایه سالاران  تکنولوژی شیطانی، در جنگ آخرالزمانی  آشکارا شمشیر از رو می بندند و نشان می دهند جز نابودی  اسلام و ایران و هر کس که جز بردگی  در پی کمترین پایداری در آدمیت است ، هیچ خواست و تحملی و سازشی را بر نمی تابند.  آنان نشان می دهند جنگ وجودی فریبناک و توأم با اغوا و تدریجی شان  لو رفته و ایران را گول نتوانند زد و از گول خوردگان وستون پنجم شان کاری ساخته نیست و جنگ نه فقط با ایران بلکه وجوداً برایشان اصل است. ما فقط با قدرتمندی و بازدارندگی قوی قادریم از انسانیت خود دفاع کنیم. ارتباط و احترام وناتمام نهادن کار مقاومت  با این موجود وحشی و عدم آمادگی پاسخ مرگبار به نابودگری او،بزرگترین خیانت است و همین طور عدم پاسخ به نهادهای خائن و جاسوس و راه دادن به گروسی ها! 
با حمله به اولین زیر ساخت ایران همه زیر ساخت های اسرائیل و کشورهای  در خدمت آمریکا باید نابودشود و از هم اکنون اعلام گردد بنا به مصوبه سه فوریتی مجلس  خود بخودما از ان پی تی خارج خواهیم شد. یگانگی  ما  با محور مقاومت  و دوستی ما با چین و روسیه و کره شمالی و آفریقای جنوبی همه کشورهای مظلوم و....  جملگی برخاسته از همان اصل توحیدی یگانه است.  اصلی که اولا محصول آن مردمسالاری اسلامی و اوجب واجباتش دفاع از حیات ایران مقاوم  است نه تسلیم ایران . مردمسالاری اسلامی یعنی جمهوری اسلامی، یعنی یگانگی ولایت فقیه و ملت و گسست ناپذیری این دو بال مقاومت اصیل الهی و حقیقی. حالا می توان مجددا با دقت فراوان  در باره معنای ضروری نسبت و پیوستگی   انتقال کانون علم به ایران، با اصل مردمسالاری اسلامی  اندیشید و به بازدارندگی بزرگ و قوی و دفاع و مقاومت ملی و امنیت ملت و  پیوستگی آن با سالم سازی و عدالت و رشد در قلمرو فرهنگ الهی و   اقتصاد و سیاست و....می توانیم عمیق   بیاندیشیم و  به  تمام کردن کار ناتمام بوسیله مردم و  وفاداری به مقاومت مردم و ایستادگی  تا به آخر،  و ناممکن بودن ساختن ایران با سرسپردگی به شیطان آمریکا و تن دادن به بازی ونس ها وکوشنر ها و ویتکاف ها و دموکراتها،  وبه عواقب  دست برداشتن از حق مشروع رشد دانش  در بستر تحقق به هدف عدالت اسلامی در انقلاب دوم  و دفاع از حق پیشرفت هسته ای به عنوان نماد وفا داری به استقلال ازادی جمهوری اسلامی  و به هدف عالی این انقلاب عظیم جهانی فکر کنیم،  نه با افق پست اشرافیت فاسد و منافع حقیرش  ازمعنای بگذارید مردم زندگی کنند! 
 
  باید دمادم تاکید کرد: همه این سیاست تغییر  متکی است به  وفاداری عملی به توحید، این  میراث دو امام بزرگ و مردم سالاری اسلامی و باور حقیقی به آن که این نظام مجاهده یکتاست در مسیر انتظار برای ظهور منجی جهان عج، حجت خدا و عدل موعود جهانی!

حال در می‌ یابیم  سخن رهبر معظم،  درباره انتقال کانون علم به ایران با نخبگان رها از دام شیطان بزرگ معنای عظیمش  چیست .  باید گفت کانون مردمسالاری جهانی راز اتکا به اصل ۱۷۶ قانون اساسی، است. این مردمسالاری  خود به معنی نفی  دموکراسی مجعول و دروغوار غربی است.احیای حقوق الهی مردم،ونظم الگو  به ایران اسلامی منتقل می شودو علیه دیکتاتوری و توتالیتریسم پنهان دموکراسی شیطانی فساد گستر  ،  نظام اصیل و حقیقی احترام به حقوق  فطری مردم در ایران تولدمی  یابد. در این بستر است که ما به علم مستقل نیازمندیم. ایران باید به کانون علم نو بدل گردد. علم الله باور، سلطان علیه شیطان است و کانون این علم باز دارنده و مدافع مردمسالاری اسلامی  علم بازدارندگی نظامی است. در خدمت نطام نووسالم.    البته سالم سازی ژرف ساختی و زیر ساختاری و  ساختاری ایران یک شبه ممکن نیست و عملا تاسیس ساختارهای اصیل نو و تجربه عالی تر از دموکراسی غربی،   یعنی مردم سالاری مبتنی به اسلام و رعایت حق الناس در همه عرصه‌‌های اصلی از جمله نظام اقتصادی پیشنهادی به جهان،   کار جدی زیادی می طلبد. و فاصله ای با آن  داریم که با تلاش پر می‌شود. اما رشد آینده  ما در همه قلمرو های زندگی فردی و اجتماعی وابسته به همین اجرای میراث انقلاب امام ،مردمسالاری اسلامی و   ایستادگی و گسست از شیطان بزرگ و مدرنیته غربی و شرقی است که  خودشکلی از تمدن غرب ظالم است که حتی ادیان ابراهیمی،  دین موسی و عیسی و محمد صلوات الله را تحریف و به ابزاری شیطانی  بدل کرده است ومی خواهد با یهودیت فرعونی سامری  بنی اسراییلی  به عنوان دین،  با مردسالاری اصیل و اسلام ناب و مقاومت یکپارچه بجنگد ، کانون اگاهی تاریخی از توحید در ایران انقلاب اسلامی باید با  این فریب وظلم جهانی بستیزد و مردم جهان را اگاه کند. انقلاب اسلامی به یاری امداد الهی و قدرت خلیفه حی و حاضر الله (عج)،  این شیطنت یهودیت فرعونی  را خنثی خواهد کرد و تا ظهور منجی عالم این راه مستقیم با رهبری ولی فقیه  تداوم خواهد یافت ان شاءالله.

∎​