به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در روزگار هجوم بیامان رسانهها و تولید انبوه شایعات در بستر فضای مجازی، گاه پدیدههایی شکل میگیرند که فاقد هرگونه پشتوانه علمی و حقوقی در نهادهای رسمی بینالمللی یا ملی هستند، اما با تبلیغات سیاسی-رسانه ای به عنوان واقعیت قطعی القا میشوند. ازجمله برجستهترین این گزارههای ساختگی، ادعای وجود «روز جهانی کوروش» در تقویمهای رسمی است؛ موضوعی که بررسی مستند و عاری از تعصب آن، ابعاد تازهای از جنگ شناختی و تلاش جریانهای باستانگرا برای تحریف حقایق تاریخی و سرپوش گذاشتن بر سرخوردگیهای هویتسنجی را عیان میکند.
آیا منصفانه است عدهای با تخیلات و توهمات خود، افکار عمومی و نسل جوان این مرز و بوم را مضحکه خاص و عام کنند؟
طبق بررسی دقیق تقویمها و گاهشماریهای رسمی سازمان ملل متحد، یونسکو و سایر نهادهای بینالمللی معتبر، ابداً نامی از «روز جهانی کوروش» وجود ندارد. نهادهای رسمی جهانی هیچ روزی را با این عنوان نامگذاری نکردهاند و حتی در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران نیز چنین مناسبتی ثبت نشده است. با وجود این ، هر ساله با نزدیک شدن به ۲۹ اکتبر، موجی از هشتگها، پیامها و ادعاهای عجیب در شبکههای اجتماعی سرازیر میشود که این تاریخ را به عنوان روز جهانی کوروش معرفی میکنند. این پدیده بیش از آنکه ریشه در تاریخنگاری مستند داشته باشد، محصول تخیلات، توهمات و مهندسی روانی جریانی است که تلاش میکند با مصادره مفاخر باستانی، کاستیها و سرخوردگیهای اجتماعی خود را جبران کند.
ریشه شکلگیری این مناسبت ساختگی به اواسط دهه ۱۳۸۰ بازمیگردد؛ زمانی که برخی تشکلها و افراد مدعی تلاش کردند طی نامهنگاریها یا کمپینهایی، روز فتح بابل یا ورود کوروش به این شهر را به عنوان روزی جهانی به یونسکو پیشنهاد دهند. از آنجا که ثبت روزهای جهانی در سازمان ملل متحد و یونسکو فرآیندی کاملاً دولتی، مبتنی بر پیشنهاد رسمی کشورهای عضو و نیازمند تشریفات دیپلماتیک و علمی است، این ادعاها هرگز از سوی هیچ نهاد بینالمللی به رسمیت شناخته نشد. با وجود این، هنگامی که این حقیقت ساده تاریخی و حقوقی بیان میشود و بطلان روز جعلی کوروش اثبات میشود، جریان شایعهپراکن به جای پاسخگویی منطقی، بلافاصله به ابزارهایی نظیر برچسبزنی، ترور شخصیتی و اتهاماتی همچون وطنفروشی و خیانت متوسل میشود.
اینجاست که این پرسش بنیادین مطرح میشود: آیا به راستی منصفانه است عدهای با تخیلات و توهمات خود، افکار عمومی و نسل جوان این مرز و بوم را مضحکه خاص و عام کنند؟ آیا ترویج این قبیل القائات دروغین و تعصبات کورکورانه، کمکی به شناخت دقیق تاریخ پرفرازونشیب ایران میکند یا صرفاً ابزاری برای انحراف افکار عمومی است؟ تاریخپژوهی اصیل نیازی به توسل به دروغ، جعل تقویم و اسطورهسازیهای دروغین ندارد. تمدن کهن ایرانزمین آنقدر مفاخر، آثار و ریشههای استوار دارد که برای تکریم آنها نیازی به جعل تقویمی نیست.
نکته دردناک در این میان، هزینه سنگینی است که جریانهای افراطی و باستانگرا بر پیکره آگاهی جامعه تحمیل میکنند. آنها با تکیه بر دروغ روز جهانی کوروش، جوانان را در دوقطبی کاذب قرار می دهند و هرگونه نقد علمی یا روایت مستند تاریخی را به عنوان دشمنی با هویت ملی معرفی میکنند. اگر کسی با این دروغپردازیها مقابله و حقیقت تقویمهای رسمی را آشکار کند، بلافاصله هدف ماشین ترور شخصیتی این جریان قرار میگیرد. آیا خردمندانه است که انسان در برابر جعل آشکار تاریخ سکوت کند و اجازه دهد عدهای با سوءاستفاده از احساسات ملی جوانان، به اهداف تسویهحساب سیاسی و حزبی خود دست یابند؟
این پرسشها و ابهامات، همگی چالشهایی جدی هستند که مروجان شایعات هرگز پاسخگوی منطقی آن نیستند و همواره به فرافکنی روی آوردهاند. از منظر کارشناسان تاریخ، بزرگداشت بزرگان تاریخ ایران باید بر پایه واقعيات مستند، خردورزی و پژوهشهای علمی انجام شود، نه بر اساس هیاهوهای فضای مجازی و تقویمهای جعلی. منشور کوروش و رویدادهای مربوط به دوران هخامنشی جایگاه خود را در تاریخ جهان دارند، اما تلاش برای تراشیدن عناوینی همچون «روز جهانی» که هیچ پایه و اساسی در سازمان ملل متحد ندارد، تنها بیاعتبار کردن مفاخر ملی به دست خودیهاست.
بنابراین، نگاه منصفانه و منطقی به تاریخ ایجاب میکند از هرگونه دروغ، اغراق و ناراستی پرهیز کنیم. هویت ملی ایرانیان آنقدر ریشهدار و اصیل است که نیازی به تکیه بر خرافات و مناسبات جعلی ندارد. آگاهیبخشی، مقابله با جنگ شناختی دشمن و جریانهای انحرافی داخلی و بازگشت به روشهای علمی و مستند در بازخوانی تاریخ، رسالت خطیری است که بر دوش نخبگان و اهالی رسانه قرار دارد تا نسل جوان با تکیه بر حقیقت، مسیر روشن توسعه و پیشرفت کشور را بپیماید.
∎