ترامپ در سخنان اخیر در میتینگ سیاسی خود با تمجید از محاصره دریایی، آتشبس را تفاهمی توصیف کرد که هیچگاه چندان از آن خوشش نمیآمد و از نظر او اتلاف وقت بود. فارغ از آنکه این اظهارات تا چه اندازه بازتابدهنده موضع واقعی و مستمر واشنگتن باشد، نفس چنین سخنانی از سوی رئیسجمهور آمریکا، تردیدهای جدی درباره اعتبار تعهدات طرف آمریکایی و مبانی تفاهم اسلامآباد ایجاد میکند. توافقی که قرار بود راه را برای کاهش تنش و رسیدن به یک چارچوب پایدارتر هموار کند، اکنون از زبان یکی از طرفهای اصلی آن، نه بهعنوان دستاوردی ارزشمند، بلکه بهمثابه وقفهای کماهمیت و نامطلوب تصویر میشود. این صحبتها ضربه محکمی بر منطق اصحاب تسلیم طلب است که بعد از فروپاشی تفاهم، بدون اینکه نقضهای متعدد طرف مقابل را در نظر بگیرند، انگشت اتهام را به سوی نیروهای مسلح گرفته بودند و آنان را باعث بر هم خوردن توافق معرفی میکردند تا حقیقت را بپوشانند و مسئولیت را متوجه ایران کنند.
اما این اظهارات ترامپ را باید در کنار انتقادهایی قرار داد که از همان ابتدا درباره منطق مذاکرات اسلامآباد مطرح بود. مسئله این است که هیئت مذاکرهکننده ایران بر چه مبنایی به تفاهمی تن داد که دوام آن تا این اندازه به اراده سیاسی واشنگتن وابسته بود و اساسا هیچ تضمینی برای عمل آمریکا به وظایف خود در آن وجود نداشت؟ دیپلماسی زمانی میتواند به ابزاری برای تأمین منافع ملی تبدیل شود که بر شناخت واقعبینانه از طرف مقابل، ضمانتهای قابل اتکا و سازوکارهای روشن برای هزینهمند کردن نقض تعهدات استوار باشد. در غیر این صورت، تفاهم سیاسی بیش از آنکه راهحلی برای اختلافات باشد، به تعلیقی موقت در منازعه تبدیل میشود. تعلیقی که شاید یک عده در وصف آن بگویند هم میجنگیم هم مذاکره میکنیم اما در واقعیت فضای نه جنگ نه صلح را بر کشور حاکم کرده است. واکنش اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، به این اظهارات نیز از همین جهت اهمیت دارد. او سخنان ترامپ را نشانهای از پوچی تعهدات دیپلماتیک آمریکا دانست و بر بدعهدی واشنگتن تأکید کرد. این موضعگیری صریح هرچند دیر ولی نشان میدهد که وزارت امور خارجه نیز اسلامآباد را تجربهای شکستخورده و تاریک میداند.
تجربه اسلامآباد برای ایران به نقطه پایان یک الگوی مشخص از دیپلماسی تبدیل شده است؛ الگویی که بر تفاهمهای شکننده، اعتماد به تعهدات واشنگتن و امید به تداوم توافق بدون برخورداری از ضمانتهای عینی استوار بود. ایران از منطق دیپلماسی اسلامآباد عبور کرده است؛ نه از اصل مذاکره، بلکه از این تصور که میتوان با اتکا به تفاهمهای اولیه و بدون تضمینهای معتبر، به توافقی پایدار با واشنگتن دست یافت. اسلامآباد اکنون تجربهای است که مرزهای این الگو را آشکار کرده و بازگشت به آن، بدون تغییر بنیادین در مبانی، ضمانتها و سازوکارهای اجرای توافق، دیگر معنایی ندارد.
12:48 - 7 آبان 1405
∎