به گزارش تابناک، انتخاب وزیر نفت در شرایط عادی هم از حساس ترین تصمیم های هر دولت است. وقتی از عمر دولت تنها دو سال مانده باشد این انتخاب اهمیت بیشتری پیدا می کند. در چنین مقطعی پرسش اصلی دیگر این نیست که چه کسی بهترین رؤیاها را برای آینده صنعت نفت دارد. پرسش این است که چه کسی می تواند در مدت محدود باقی مانده کار جاری صنعت را بدون اختلال به نتیجه برساند.
سازمان های بزرگ انرژی با تغییرهای ناگهانی کند نمی شوند فلج می شوند وزیری که از بیرون وارد شود، ابتدا باید ماه ها صرف شناخت ساختار مدیران قراردادها و شبکه نانوشته ی روابط کند. سپس باید تیم خود را بچیند و بعد برنامه ای را آغاز کند که در عمل فرصت ثمر دادنش را ندارد. با دو سال باقی مانده تغییر بنیادی بیشتر شعاری جذاب است تا گزینه ای اجرایی هزینه ی یادگیری وزیر تازه وارد را در نهایت تولید و درآمد کشور
صنعت نفت ایران صنعتی چندلایه است شرکت های بالادستی و پایین دستی مناطق عملیاتی پیمانکاران و حلقه های تصمیم گیری فنی و مالی که هر کدام منطق و سابقه ی خود را دارند. مدیری که از دل همین مجموعه آمده و از صدر تا ذیل آن را می شناسد نیازی به نقشه خوانی ندارد. این شناخت به او امکان می دهد گلوگاه ها را سریع تر ببیند ظرفیت واقعی افراد را بسنجد و بدون ایجاد تلاطم مدیریتی همان جا که لازم است اصلاح کند.
بنابراین حرف زدن از چرخش بزرگ وزیر بیرونی و باز تعریف ساختار در ادبیات سیاسی جذاب است. اما اینها کالایی هستند که فقط در زمان فراغت میتوان خرید مدیری که از بیرون صنعت می آید شش ماه اول را صرف فهمیدن این میکند که تصمیم ها کجا گرفته میشود و اجرا کجا گیر میکند. شش ماه بعد را صرف چیدن تیم میکند. وقتی نتیجه باید ظاهر شود دولت در آستانه ی پایان است. هزینه ی این دوره ی یادگیری را تولید قراردادها و درآمد ارزی می پردازند نه وزیر تازه وارد این صنعت ساختاری چندلایه و پر حساسیت دارد شرکت های بالادستی و پایین دستی مناطق عملیاتی پیمانکاران و شبکه ای از روابط فنی و مالی که در هیچ چارت سازمانی دیده نمی شود. کسی که این شبکه را از درون شناخته از صدر تا ذیل با آن کار کرده و در رأس شرکت ملی نفت نشسته مزیتی دارد که با هیچ برنامه ی ۱۰۰ روزه ای جبران نمی شود نیازی ندارد چیزی را از ابتدا کشف کند. در شرایطی که هر ماه تأخیر هزینه دارد این شناخت یک ابزار کار است نه یک امتیاز تشریفاتی
کمتر مدیری می تواند ادعا کند بدون تغییرات گسترده در لایه های مدیریتی بنگاهی به این بزرگی را اداره کند. اما کسی که از نزدیک با مدیران ارشد کار کرده ظرفیت واقعی آنها را می داند و ساختار فعلی را ساخته یا دست کم از داخل آزموده است، می تواند این کار را بکند. تعویض های پی درپی مدیران ارشد در صنعت نفت بارها نشان داده که اثر کوتاه مدتش افت هماهنگی است نه افزایش کارایی وزیری که بتواند با همین مجموعه کار را جلو ببرد، عملاً هزینه ی بی ثباتی را از دوش صنعت بر می دارد.
تولید را باید از میدان فهمید
مناطق نفت خیز جنوب حدود ۷۰ درصد نفت کشور را تأمین می کنند. یعنی هر ارزیابی جدی از توان وزیر نفت باید به این پرسش برسد که آیا او این مجموعه را اداره کرده است یا نه تجربه ی مدیریت میدان ها نگهداشت تولید و مواجهه با مسائل عملیاتی در این منطقه آزمونی است که مدیران دفتری و نظریه پردازان صنعت آن را پشت سر نگذاشته اند. کارنامه ی خوب در این بخش از رزومه های پر زرق و برق معتبرتر است، چون در عمل و زیرفشار سنجیده شده است.
دو سال یک معیار
اگر معیار انتخاب کم ریسک ترین مسیر برای حفظ و ارتقای تولید در زمان باقی مانده باشد، فهرست گزینه های جدی به سرعت کوتاه میشود. گزینه ای که هم صنعت را از درون می شناسد هم در رأس شرکت ملی نفت بوده و هم در بزرگ ترین منطقه ی تولیدی کارنامه دارد، دشوار است که در این مقطع با شعار تغییر کنار گذاشته شود. تغییر برای خود تغییر در این صنعت و در این زمان تصمیمی گران است.