شناسهٔ خبر: 80266664 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنو | لینک خبر

تندرو‌ها در مشهد فعال شدند!

مشخص نیست چرا یک طیف خاص سیاسی از شعار‌هایی استفاده می‌کنند که پیش از این در ارتباط با آمریکا به کار گرفته می‌شد؛ از جمله مرگ به نیرنگ تو که یادآور سرود «آمر...

صاحب‌خبر -

چند روز پیش در حرم امام رضا (ع) و در رواق کشور‌دوست برخی دست به تجمع و سر دادن شعار علیه مسئولان فعلی و سابق کشور دادند؛ شعار‌هایی که به قدری تند و خارج از عرف بود که گویی علیه مقامات آمریکا و اسرائیل ابراز می‌شد. علیه روحانی و ظریف شعار سر می‌دادند که «مرگ به نیرنگ تو، خون امام شهید می‌چکد از چنگ تو» همین شعار را درباره «خواص بی‌بصیرت» نیز فریاد می‌زدند یا آنکه می‌گفتند «مرگ بر مزدور کودتاچی». افزون بر اینها، جمعیت خواستار اعدام یوسف پزشکیان، فرزند رئیس‌جمهور بودند و می‌گفتند: «ای پسر پزشکیان، توهین به رهبر ما توهین به نایب امام زمان است،‌ای پسر پزشکیان مجازات این عمل، اعدام است، اعدام است».

آنها به جای شورای عالی امنیت ملی و رهبری نیز سخن می‌گفتند و مطرح می‌کردند: «مذاکره بی‌اثره، جان امام در خطره». این دست شعار‌ها و فریاد‌ها پیش از این نیز در تهران و قم مشاهده شده بود؛ دقیقا زمانی که مذاکرات اسلام‌آباد در جریان بود و به درخواست برخی نمایندگان مجلس عده‌ای در خیابان علیه مسئولان مذاکره شعار سر دادند و آن نمایندگان نیز در میان شعاردهندگان حاضر شدند و علیه قالیباف و عراقچی سخن گفتند. حالا، اما این تجمعات به مشهد و آن هم به صحن حرم امام رضا (ع) کشیده شده است که ذکر چند نکته درباره این تجمع قابل ذکر است.

واکاوی شعار‌ها

مشخص نیست چرا یک طیف خاص سیاسی از شعار‌هایی استفاده می‌کنند که پیش از این در ارتباط با آمریکا به کار گرفته می‌شد؛ از جمله مرگ به نیرنگ تو که یادآور سرود «آمریکا، ننگ به نیرنگ تو» با شعر حمید سبزواری، آهنگ احمدعلی راغب و با اجرای اسفندیار قره‌باغی است که در سال ۱۳۶۰ برای نخستین‌بار پخش شد. آن سرود مشخصا درباره آمریکا بود و باید مشخص شود از دید طیف رادیکال روحانی و ظریف به مثابه آمریکا قلمداد می‌شوند؟

از طرفی همان طیفی که روزگاری علیه روحانی شعار سر می‌دادند که «استخر فرح در انتظارت» حالا علیه روحانی و ظریف می‌گویند که خون امام شهید از چنگ شما می‌چکد. مشخص نیست با کدام سند چنین اتهامی را می‌زنند. نکته مهم آن است که این طیف با رویکردی سیاست‌زده از بار مسئولیت نتانیاهو و ترامپ می‌کاهند و بر دوش رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه اسبق کشور می‌گذارند؛ افرادی که یکی تنفیذ رهبری شهید را داشته است و دیگری با رأی اعتماد مجلس در این کشور مسئولیت گرفته است. تندرو‌ها پا را فراتر می‌گذارند و خواستار اعدام پسر پزشکیان می‌شوند. مشخص نیست چرا؟

آیا آنها راضی به اعدام فرزند رئیس‌جمهوری هستند که رئیس جمهور دوران جنگ است؟ تقاضای اعدام یوسف پزشکیان بسیار عجیب است، زیرا به نظر می‌رسد این اقدام حتما بیش از همه نتانیاهو و ترامپ را خشنود می‌کند! شعار دیگر آن بوده که مذاکره بی‌نتیجه است. باز هم معلوم نیست راهبرد جایگزین این طیف برای پایان جنگ چیست؟ اگر راهبرد ادامه جنگ است که این روش دقیقا همانی است که اسرائیل می‌خواهد؛ چنانکه در روز‌های اخیر نتانیاهو بار‌ها و بار‌ها به صراحت گفته است که حمله به ایران قطعی است.

ضمنا او در ایام اخیر ترامپ را برای کناره‌گیری از هرگونه مذاکره با ایران تشویق کرده است که به نظر می‌رسد به میزانی القائات او بر ترامپ، تأثیرگذار هم بوده است. جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر موضعی روشن دارد؛ آنکه هر نوع مذاکره باید با پیش‌زمینه بازگشت آمریکا به تعهدات تفاهم‌نامه اسلام‌آباد باشد؛ تفاهم‌نامه‌ای که به گفته همه کارشناسان ایرانی و غیرایرانی یکسره تضمین‌کننده حقوق ایران است. با این وصف بعید است آنهایی که شعار «مذاکره بی‌اثره» را سر می‌دهند، یک‌بار هم مفاد تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را خوانده باشند.

یادآور دی ماه ۹۶

اقدامات رادیکال‌ها در مشهد به شدت یادآور رخداد‌هایی است که در دی‌ماه سال ۱۳۹۶ در مشهد به وقوع پیوست. هفتم دی‌ماه آن سال بود که اعتراضاتی در مشهد در واکنش به گرانی‌های آن زمان و با شعار علیه دولت روحانی شکل گرفت. تجمع‌کنندگان دولت دوازدهم را فاسد می‌نامیدند و خواستار استعفای روحانی بودند، اما کار به همین‌جا ختم نشد و دیری نپایید که اعتراضات به سرعت در سراسر ایران جریان پیدا کرد، اما نه فقط با شعار علیه دولت و شخص روحانی، بلکه با شعار‌هایی علیه حاکمیت.

اعتراضات هزینه‌های زیادی را بر دوش کشور گذاشت و به گفته بسیاری از کارشناسان سیاسی، امنیتی و جامعه‌شناسان دی‌ماه ۹۶ زمینه اعتراضات گسترده‌تر آبان ۱۳۹۸ را رقم زد. در سال ۹۶ وقتی اعتراضات به شهر‌های دیگر سرایت کرد همان طیف‌های رادیکال با مشاهده شکل‌گیری بحران امنیتی، معترضان را محکوم کردند، اما کار از کار گذشته بود و اداره اعتراضات هم دیگر در دست رادیکال‌ها نبود.

نکته مهم آن بود که اعتراضات ۹۶ نخستین اعتراضی محسوب می‌شود که اصلاح‌طلبان راهبر اصلی آن نبودند و حتی مطالبات اصلاح‌طلبانه نبود؛ برخلاف اعتراضات سال‌های ۱۳۸۸ و ۱۳۷۶ و این موضوع دست اپوزیسیون را برای تصرف اعتراضات مردمی باز می‌گذاشت. پرسش آن است چنین بحران امنیتی ماحصل اقدام چه گروهی بود؟ همان طیف تندرو که تصور می‌کرد با شعار دادن علیه روحانی به نوعی ضربه‌ای به دولتی زده است که از طیف رقیب است، اما چنین نشد و کشور گرفتار یک بحران شد.

تفاوت امروز با سال ۹۶

امروز، اما میان تجمع اخیر مشهد با تجمع تندرو‌ها در این شهر در سال ۹۶ یک تفاوت مهم وجود دارد؛ آنکه اکنون تنها راهبرد اسرائیل و آمریکا علیه ایران استفاده از جنگ ترکیبی است. آنها در دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه دریافتند صرفا با حملات هوایی نمی‌توانند جنگ را به نفع خود پایان دهند و حالا تمرکز آنها بر شکل‌گیری ناآرامی‌ها از داخل و هم‌زمانی حملات خارجی است. ترامپ بار‌ها اعلام کرده است که قصد حمله زمینی با استفاده از نیرو‌های انبوه را ندارد.

به همین دلیل تنها راه باقی مانده بهره‌گیری از چند عامل به طور همزمان است؛ نخست شکل‌گیری ناآرامی‌ها در داخل، دوم آغاز دوباره حملات نظامی و سوم وارد کردن نیرو‌های مسلح گروه‌های جدایی‌طلب از آن سوی مرز‌های غربی و شرقی به ایران است. رادیکال‌ها احتمالا نمی‌دانند هر کدام از تجمعاتی که علیه مسئولان فعلی و سابق برگزار می‌کنند می‌توانند مانند شعله آتشی فراگیر شود و دقیقا همان شرایطی که آمریکا و اسرائیل می‌خواهند را فراهم کند؛ یعنی شکل‌گیری ناآرامی گسترده؛ بنابراین تفاوت اصلی امروز با سال ۹۶ آن است که اکنون قوای خارجی یعنی اسرائیل و آمریکا مترصد بهره‌گیری از ناآرامی‌های داخلی‌اند.

با این اوصاف یک پرسش مهم در این میان به ذهن می‌رسد؛ آیا رادیکال‌ها ناخواسته مشغول می‌ها کردن آن شرایطی هستند که آمریکا و اسرائیل می‌خواهند؟ یعنی آنکه تندرو‌ها بدون آنکه بدانند چه کار می‌کنند، مشغول فراهم‌کردن جنگ ترکیبی دشمنان ایران‌اند؟ این پرسشی است که پاسخش حتما می‌تواند تعیین‌کننده باشد و نشان دهد که کسانی که مدعی حمایت از انقلاب اسلامی‌اند، در کجای ماجرا قرار می‌گیرند.

مسئله دیگر آن است که در کمال تعجب گروهی که بیش از همه خود را مطیع رهبری می‌داند برخلاف توصیه‌های اکید رهبر انقلاب مبنی بر ضرورت حفظ وحدت و انسجام، در مسیر برهم زدن وحدت داخلی و حتی شکل‌دهی ناآرامی‌های گسترده قدم برمی‌دارند و در عین حال که رهبر انقلاب در پیام‌های متعددشان بر ضرورت حفظ وحدت تأکید کرده‌اند، رادیکال‌ها نیز به موازات به دفعات و به انحاء مختلف علیه وحدت یا موضع گرفته‌اند یا تجمع برگزار کرده‌اند یا با فشار بر مسئولان مانند مطرح کردن استیضاح وزیر امور خارجه به صورت عملی اقدام به تضعیف عنصر وحدت کرده‌اند که این نیز جای تأمل دارد.

∎​