به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه فرهیختگان نوشت: انتخابات پنجم آبان ۱۴۰۵ (۲۷ اکتبر ۲۰۲۶) اسرائیل در حالی نزدیک میشود که سایه سنگین جنگهای بیپایان سه سال گذشته همچنان بر فضای سیاسی تلآویو گسترده است. آخرین نظرسنجیها تصویری از یک رقابت انتخاباتی بدون اکثریت روشن ارائه میکنند؛ وضعیتی که در آن، نتیجه رأیگیری به تصویر کشیده نشده است. به گزارش آکسیوس در دوم آبان ۱۴۰۵ (۲۴ اکتبر ۲۰۲۶)، سه نظرسنجی شبکههای اصلی تلویزیونی اسرائیل، مجموع کرسیهای ائتلاف نتانیاهو را تنها ۵۰ کرسی از ۱۲۰ کرسی کنست برآورد کردهاند. در طرف مقابل، اردوگاه مخالفان به رهبری گادی آیزنکوت، بسته به نظرسنجی، بین ۵۲ تا ۵۶ کرسی دارد و ۱۴ تا ۱۶ کرسی نیز به احزاب عربی اختصاص مییابد. در نظام انتخاباتی در رژیم صهیونیستی کسب بیشترین کرسی صرفاً به معنای توانایی تشکیل دولت نیست. نخستوزیر آینده باید حمایت دستکم ۶۱ نماینده را به دست آورد و درست همین نقطه است که اختلافات عمیق سیاسی آشکار میشوند. آیزنکوت برای رسیدن به اکثریت، ممکن است به حمایت احزاب عربی نیاز پیدا کند و حتی نتانیاهو نیز ممکن است دست به دامن ائتلاف با اعراب شود.
رویترز در بیستوهفتم مهر گزارش داد منصور عباس، رهبر حزب رعام، از آمادگی برای مشارکت در تغییر دولت سخن گفته، اما آیزنکوت تاکنون همکاری ائتلافی با احزاب اصلی عربی را رد کرده است. این تناقضها که یکی از وجوه قابلتأمل سیاست داخلی اسرائیل را آشکار میکنند، حالا در نقطهای هستند که آرای شهروندان عرب برای تغییر معادلات قدرت اهمیت یافته است؛ اما پذیرش نمایندگان آنان در ساختار دولت همچنان با موانع سیاسی سخت رژیم و ایدئولوژیک روبهروست. مطابق قانون پایه دولت، نرسیدن دو اردوگاه به اکثریت، بهخودیخود انتخابات مجدد را رقم نمیزند. رئیسجمهور ابتدا یکی از نمایندگان را مأمور تشکیل دولت میکند. او ۲۸ روز فرصت دارد که حداکثر ۱۴ روز تمدید میشود. در صورت ناکامی، امکان واگذاری مأموریت به فردی دیگر برای ۲۸ روز وجود دارد و سپس کنست میتواند در فرصتی ۲۱روزه، نامزد تازهای را با حمایت اکثریت نمایندگان معرفی کند. تنها پس از شکست مسیرهای قانونی، انتخابات مجدد ظرف ۹۰ روز برگزار خواهد شد. یکی از سناریوهای محتمل، گرفتار شدن اسرائیل در فرایندی فرسایشی است که طی آن، نتانیاهو حتی بدون کسب اکثریت تازه، ممکن است در مقام سرپرست نخستوزیری باقی بماند.
نتانیاهو تا آیزنکوت و بنت
نگاهی به آرایش نامزدهای انتخابات اسرائیل نشان میدهد اختلاف آنان بر سر چگونگی اداره کشور، لزوماً به معنای اختلافی بنیادین درباره آینده ساکنان غزه و سیاستهای منطقهای نیست. نتانیاهو با کارنامه جنگ غزه، گسترش شهرکسازی در کرانه باختری و رویاروییهای نظامی با ایران وارد رقابت شده است. نخستوزیری که دادگاه کیفری بینالمللی هم با وجود سکوت معنادار در جنگافروزیها، در یکم آذر ۱۴۰۳ (۲۱ نوامبر ۲۰۲۴) به اتهام جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت، حکم بازداشت او را صادر کرد. ایتامار بنگویر و بتسلئیل اسموتریچ، دو متحد اصلی او در جریان راست افراطی، آشکارا از گسترش کنترل اسرائیل بر سرزمینهای فلسطینی حمایت میکنند.
گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد ارتش اسرائیل و مهمترین رقیب نتانیاهو، از فرماندهانی است که نامش با دکترین نظامی «ضاحیه» (بخوانید دکترین قصابی جمعی) شناخته میشود. رویکردی مبتنی بر بهکارگیری قدرت تخریبی گسترده که به دلیل پیامدهای آن برای مناطق غیرنظامی مورد انتقاد قرار گرفته است. نفتالی بنت، نخستوزیر پیشین این رژیم جنایتکار نیز اگرچه از ضرورت کنار رفتن نتانیاهو سخن میگوید، با استقلال فلسطین و تخلیه شهرکها مخالف است. واشنگتنپست در بیستونهم مهر ۱۴۰۵ (۲۱ اکتبر ۲۰۲۶) با بررسی مواضع نامزدها درباره غزه، ایران و کرانه باختری، بر اشتراکات گسترده نتانیاهو، بنت و آیزنکوت در سیاستهای امنیتی تأکید کرد. همین موضوع نشان میدهد سیاستهای ساختاری رژیم قرار نیست با نتانیاهو و بی نتانیاهو تغییر چندانی کند و همچنین در پرونده ایران نیز هر سه سیاستمدار بر ضرورت مقابله با تهران اتفاقنظر دارند. همین نشان میدهد سیاست جنایتکاری با انتخابات و بی انتخابات قرار نیست تغییر اساسی کند.
افول نتانیاهوئیسم
اما با وجود اشتراکات قابلتوجه نامزدها در مسائل امنیتی، کنار رفتن احتمالی نتانیاهو را نباید رخدادی بیاهمیت دانست. او نزدیک به سه دهه در مرکز سیاست اسرائیل حضور داشته و طی حدود ۱۹ سال نخستوزیری، مناسبات تلآویو با واشنگتن و پرونده ایران را به بخش مهمی از کارنامه سیاه سیاسی خود تبدیل کرده است. حذف او از رأس قدرت میتواند در شیوه تصمیمگیری و مناسبات اسرائیل با آمریکا اثرگذار باشد، اما نباید منتظر تغییرات بنیادین در ساختار رژیم باشیم. آکسیوس گزارش داد با وجود حمایت علنی ترامپ از نتانیاهو، برخی مشاوران رئیسجمهور آمریکا معتقدند همکاری با دولتی دیگر، بهویژه بدون حضور متحدان راست افراطی نتانیاهو، میتواند پیشبرد برنامههای منطقهای واشنگتن را آسانتر کند. به نوشته این رسانه، نارضایتی شماری از مقامهای آمریکایی از عملکرد نخستوزیر اسرائیل در پروندههای ایران، غزه، لبنان و سوریه افزایش یافته است.
اهمیت دوم این انتخابات را باید در پیامدهای ۷ اکتبر ۲۰۲۳ جستوجو کرد؛ روزی که بنیان یکی از مهمترین ادعاهای سیاسی نتانیاهو، یعنی توانایی تأمین امنیت، بهشدت آسیب دید و کشتهشدن صهیونیستها اعتبار و حیثیت سیاسی نتانیاهو را زیر سؤال برد. سیاستمداری که سالها از جنگ و خونریزی پلی برای بقا در قدرت استفاده کرده است اکنون در سکانس آخر کارنامه خونین خود ایستاده است و حتی در جامعه خود اسرائیل با پرسشهایی درباره شکست امنیتی و نداشتن دستاورد مواجه شده است. باید دانست که کنار رفتن نتانیاهو بهخودیخود به معنای پایان اشغال، توقف شهرکسازی یا دگرگونی سیاست اسرائیل در قبال ایران نخواهد بود. چنین تحولی میتواند نشانهای از فرسایش اعتبار سیاسی شخصیتی چنین جنگطلب باشد که وعده امنیت را سنگ بنای حیات سیاسی خود قرار داده بود. نتانیاهو در سالهای طولانی قدرت خود، کوشید تا از هیچ جنایتی دریغ نکند. با رفتن او، چهره سیاست اسرائیل قرار نیست به طور گسترده تغییر کند. ماهیت این رژیم اشغالگر همان که بود باقی میماند، فقط ممکن است نقابها تغییر کنند.