حمیده صمدی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه سبکهای غالب فرزند پروری در روانشناسی شامل سبک مستبدانه، منفعلانه و جرئتمندانه است، اظهار کرد: فرزندسالاری زمانی در نظام خانواده شکل میگیرد که والدین از سبک فرزندپروری منفعلانه پیروی کنند. در این الگوی رفتاری، فرآیندهای حیاتی نظیر وضع قوانین و تعیین هنجارهای حاکم بر محیط خانواده مغفول مانده و کودک بدون مواجهه با محدودیتهای لازم، تمامی خواستهها خود را بدون قید و شرط دریافت میکند.
وی افزود: کودکان فرزندسالار بهدلیل عدم رشد در چارچوب و قواعد مشخص، پس از ورود به جامعه نیز چندان به قوانین پایبند نخواهند بود و در برقراری ارتباط با دیگران دچار مشکل میشوند. این افراد همچنین در آینده با پیامدهایی مانند احساس طردشدگی، تنهایی، کمبود اعتمادبهنفس و پرخاشگری روبهرو هستند؛ چراکه خود را کانون توجه میدانند و هرگز در خانواده کلام «نه» نشنیدهاند.
این روانشناس بالینی تکفرزندی را یکی دیگر از عوامل زمینهساز فرزندسالاری برشمرد و تصریح کرد: در خانوارهای تکفرزند، والدین تلاش میکنند تمامی احتیاجات فرزند خود را بدون هیچگونه محدودیتی برآورده سازند و عموماً از قرار دادن او در موقعیتهای ناخوشایند یا چالشبرانگیز پرهیز کنند؛ رویکردی که ناخواسته کودک را به سمت رفتارهای فرزندسالارانه سوق میدهد.
صمدی ادامه داد: «رسانههای دیجیتال» دومین عامل تأثیرگذار در بروز این پدیده هستند، زیرا قرار دادن کودکان در معرض شبکههای اجتماعی از سنین پایین، بدون نظارت دقیق و تعیین مرزهای مشخص میتواند منجر به پذیرش رفتارهای آسیبزا از فضای مجازی شود که در کنار ضعف در اعمال قوانین خانگی به تضعیف اقتدار والدین و تشدید رفتارهای فرزندسالارانه در کودک میانجامد.
وی با تأکید بر اهمیت سبک فرزندپروری جرأتمندانه در سیر رشد کودک، بیان کرد: وجود مرزها و قوانین مشخص در خانواده نظیر تعیین ساعات خواب و بیداری و مدیریت پاسخگویی به نیازهای غیرضروری کودک باعث میشود فرزند مهارتهای تابآوری را فرا بگیرد و بتواند در محیطهای اجتماعی فراتر از حیطه خانواده، خود را با قوانین جامعه سازگار کرده و با چالشها مواجه شود.
مدیر مرکز روانشناسی دانشگاه علوم پزشکی مشهد بیتوجهی به نیازهای عاطفی فرزند و مشروط کردن ابراز محبت را زمینهساز بروز رفتارهای افراطی در کودک دانست و گفت: در بازه سنی نوزادی تا دو سالگی نباید کودک را برای مدتهای طولانی تنها گذاشت یا با جابهجایی مکرر مراقبان اصلی نظیر مادربزرگ، خاله و… مواجه کرد، چراکه این روند منجر به شکلگیری دلبستگی ناایمن شده و حس بیاعتمادی کودک را در قالب رفتارهایی نظیر زورگویی و سلطهگری نمایان میکند.
صمدی تاکید کرد: انجام بازیهای مشارکتی و حضور فعالانه والدین در دنیای کودک، باعث ایجاد یک ارتباط دوسویه میشود که در نهایت، اعتماد کودک به والدین را تثبیت کرده و موجب شکلگیری دلبستگی ایمن میشود. با این حال، برای دستیابی به این سطح از امنیت، والدین باید حتماً سیر تحولی و نیازهای مرحلهای کودک را مطالعه کنند تا کیفیت فضای ارتباطی میان آنها و فرزندشان بهبود مییابد.
همسویی تربیتی؛ کلید ثبات در ساختار خانواده
وی با اشاره بر اهمیت همسویی تربیتی میان والدین، خاطرنشان کرد: والدین پیش از مواجهه با کودک باید بر سر قواعد تربیتی مانند ساعات خواب یا نظم روزانه به تفاهم برسند، زیرا وقتی پدر و مادر در مورد قوانین خانه اختلاف نظر داشته باشند؛ کودک دچار سردرگمی شده و امنیت روانی او مختل میشود. بنابراین، تقسیم وظایف مشخص در حوزه مراقبتی و آموزشی میتواند به حفظ ثبات در محیط خانواده و ایجاد فضایی آرام و دوستانه برای رشد کودک کمک کند.
این روانشناس بالینی هشدار داد: از آنجا که تصمیمات کودک در سنین پایین تحت تأثیر هیجانات گذرا قرار دارد، واگذاری حق تصمیمگیری به او میتواند پیامدهای جبرانناپذیری داشته باشد. از این رو، تمرکز بیش از حد بر خواستههای کودک فرزندسالار میتواند منجر به بروز اختلافات عمیق میان زوجین و در نهایت از هم پاشیدگی ساختار خانواده شود.
صمدی با اشاره بر ضرورت برخورداری والدین از مهارتهای پایه پیش از فرزندآوری، یادآور شد: والدین اگر نتوانند هیجانات و خشم خود را مدیریت کنند، عملا توانایی آموزشِ این مهارت به کودک را نخواهند داشت. بنابراین، والدین باید پیش از ورود به مرحله فرزندآوری، مجموعهای از مهارتهای حیاتی را فرا بگیرند.
انتهای پیام