شناسهٔ خبر: 80243951 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: خبرآنلاین | لینک خبر

تحلیلی بر پیامدهای انفعال خواص و دگرگونی افکار عمومی در پرتو خطبه تاریخی مدینه

مسئولیت اجتماعی نخبگان در بزنگاه تحریف

دادخواهی دخت گرامی پیامبر در مسجد مدینه، صرفاً یک مطالبه معیشتی یا منازعه قبیله‌ای نبود، بلکه کالبدشکافی جامعه‌شناختی از مرگ آگاهی عمومی و محاکمه عافیت‌طلبی نخبگانی بود که سکوتشان مسیر تاریخ را دگرگون ساخت.

صاحب‌خبر -

مبلغ – سرویس جامعه: در تحلیل دگرگونی‌های بزرگ اجتماعی و فروپاشی نظام‌های ارزشی، همواره نگاه پژوهشگران به نقش طبقه پیشرو یا همان نخبگان معطوف است. نخبگان به دلیل برخورداری از مرجعیت اجتماعی، تسلط بر ابزارهای بیانی، سابقه مبارزاتی و نفوذ در افکار عمومی، نوعی سرمایه نمادین حمل می‌کنند که در بزنگاه‌های تاریخی می‌تواند جامعه را از لغزش در گرداب فریب نجات دهد یا با انفعال خود، راه را برای تثبیت انحراف هموار سازد. جامعه‌شناسان معرفت بر این باورند که انحراف افکار عمومی هرگز به طور دفعی و تصادفی رخ نمی‌دهد، بلکه فرآیندی تدریجی است که در آن حقیقت با پرده‌پوشی، مصالحه‌جویی و توجیه عافیت‌طلبانه خواص ذبح می‌شود. یکی از گویاترین و تکان‌دهنده‌ترین بزنگاه‌های تاریخی برای مطالعه این پدیده، مواجهه بی‌پروای فاطمه زهرا با سران مهاجرین و انصار در مسجد پیامبر است؛ رویدادی که طی آن بانو نه در قامت یک شاکی خصوصی برای بازپس‌گیری باغ فدک، بلکه در جایگاه دیده‌بان تیزبین امت و منتقد سرسخت خیانت نخبگان به مسئولیت اجتماعی خویش ظاهر شد.

جامعه مدینه پس از رحلت پیامبر، درگیر بحران هویت و شوک روانی ناشی از خلأ رهبری شد. در چنین شرایط ملتهبی، توده‌های مردم معمولاً قدرت تحلیل پیچیدگی‌ها را از دست می‌دهند و چشم به دهان و عمل پیشگامان خود می‌دوزند. مهاجران و انصار دقیقاً همان طبقه‌ای بودند که هزینه سنگین تشکیل حکومت نوپا را پرداخته بودند، در بدر و احد شمشیر زده بودند و به عنوان نخبگان سیاسی و نظامی، اعتبار اخلاقی جامعه به شمار می‌رفتند. با این حال، هنگامی که قواعد بازی سیاسی دستخوش تغییر شد و متون صریح با تاویل‌های منفعت‌طلبانه به حاشیه رانده شد، این گروه مرجع به سکوتی مرگبار پناه بردند. سکوت آنان ناشی از بی‌خبری نبود، بلکه محصول خستگی تاریخی، میل به حفظ دستاوردهای مادی، ترس از ناامنی موهوم و از دست رفتن موقعیت‌های پیشین بود. دخت پیامبر با اشراف کامل به این روان‌شناسی اجتماعی، خطابه اعتراضی خود را دقیقاً به سمت این لایه هدایت کرد و آنان را به پای میز محاکمه تاریخ فراخواند.

در خوانش خطبه مدینه، نکته جامعه‌شناختی بسیار مهمی نهفته است و آن شیوه‌ پرداختن به انحراف افکار عمومی است. هنگامی که نخبگان یک جامعه دچار بی‌حسی اخلاقی می‌شوند، توده‌ها به راحتی بازیچه دستکاری‌های گفتمانی قرار می‌گیرند. در چنین وضعیتی، مفاهیم وارونه می‌شوند، سنت‌های جاهلی در پوشش مصلحت امت بازتولید می‌گردند و جامعه بدون مقاومت، تسلیم ساختارهای غیرپاسخگو می‌شود. فاطمه زهرا نخبگان حاضر در مسجد را با لحنی عتاب‌آلود خطاب قرار داد که چرا پیش از این در رکاب عدالت شمشیر می‌زدید اما اکنون که نوبت هزینه دادن برای حفظ اصول بنیادین است، به گوشه عافیت خزیده‌اید و تماشاگر تضییع حقوق و تحریف دین شده‌اید. این مواجهه مستقیم نشان می‌دهد هزینه سکوت آگاهان در بزنگاه تحریف، به مراتب ویرانگرتر از خیانت عیان دشمنان شناخته‌شده است؛ زیرا سکوت عالم و نخبه، به جامعه پیام مشروعیت انحراف را مخابره می‌کند و به لغزش عمومی وجاهت می‌بخشد.

این رفتارشناسی تاریخی با نظریه‌های ارتباطات معاصر نیز قرابت شگفت‌انگیزی دارد. در نظریه مارپیچ سکوت، نشان داده می‌شود که اگر صاحبان رأی و تریبون در برابر جریان مسلط اما ناراست دم فروبندند، توده‌های عادی از ترس انزوا یا هزینه دادن جرات ابراز عقیده نخواهند داشت و جو جامعه به کلی تسلیم روایت انحرافی خواهد شد. دادخواهی تاریخی بانوی دوعالم در حقیقت کوششی برای شکستن این مارپیچ سکوت بود. او نشان داد که مسئولیت اجتماعی نخبگان با پایان یافتن دوران جهاد نظامی یا تغییر شرایط سیاسی خاتمه نمی‌یابد، بلکه صیانت از راستی و حقیقت، تعهدی همیشگی است که کوتاهی در آن، نسلی از مومنان را به جامعه‌ای منقاد، بی‌تفاوت و اسیر تعصبات بدوی تبدیل خواهد کرد. جامعه‌ای که خواص آن شهامت دفاع از مظلوم و ایستادگی بر اصول مکتوب خود را از دست بدهند، دیر یا زود کرامت خویش را در برابر استبداد و جور واگذار خواهد کرد؛ هشداری صریح که تاریخ اسلام در دهه‌های پس از آن با برآمدن حکومت‌های اموی و ذبح آزادی، صحت پیش‌بینی آن را به تلخ‌ترین شکل ممکن به اثبات رساند.

امیرالمؤمنین پیمان بنیادین خداوند از نخبگان و عالمان را عدم سکوت در برابر انحراف و تضییع حقوق معرفی می‌کند.

روایت عربی: أَمَا وَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ لَوْلَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَقِیَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ وَمَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَی الْعُلَمَاءِ أَلَّا یُقَارُّوا عَلَی کِظَّةِ ظَالِمٍ وَلَا سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَیْتُ حَبْلَهَا عَلَی غَارِبِهَا.

ترجمه: سوگند به خدایی که دانه را شکافت و پدیده‌ها را آفرید، اگر حضور بیعت‌کنندگان نبود و حجت به سبب وجود یاران تمام نمی‌شد، و اگر نبود عهد و پیمانی که خداوند از عالمان و دانایان گرفته است تا در برابر سیری شکم‌باره ستمگر و گرسنگی جانکاه ستمدیده آرام نگیرند و سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر گردنش می‌انداختم.

منبع: نهج‌البلاغه، خطبه شقشقیه، خطبه ۳:

https://lib.eshia.ir/11025/1/49

خداوند در قرآن کسانی را که حقایق آشکار و هدایت‌های رسیده را پنهان می‌کنند و بر انحراف سرپوش می‌گذارند به سختی بیم می‌دهد.

آیه قرآن: إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ وَالْهُدَی مِنْ بَعْدِ مَا بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکِتَابِ أُولَئِکَ یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَیَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ.

ترجمه: همانا کسانی که نشانه‌های روشن و هدایتی را که فرستاده‌ایم پس از آنکه آن را در کتاب برای مردم روشن ساختیم پنهان می‌کنند، خدا آنان را لعنت می‌کند و همه لعنت‌کنندگان نیز لعنتشان می‌نمایند.

منبع: سوره بقره، آیه ۱۵۹

قرآن بقای عزت یک امت را منوط به حضور نخبگانی می‌داند که جامعه را از فساد و دستکاری حقیقت بازمی‌دارند.

آیه قرآن: فَلَوْلَا کَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُو بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِی الْأَرْضِ إِلَّا قَلِیلًا مِمَّنْ أَنْجَیْنَا مِنْهُمْ.

ترجمه: چرا در قرن‌ها و نسل‌های پیش از شما فرزانگان و صاحبان اندیشه‌ای نبودند که مردم را از تباهی در زمین بازدارند، جز اندک‌شماری از کسانی که از میانشان نجات دادیم.

منبع: سوره هود، آیه ۱۱۶

∎​