به گزارش ایسنا، در آیین یادبود یوسف مجیدزاده که عصر یکشنبه سوم آبانماه ۱۴۰۵ برگزار شده، جبرئیل نوکنده، رییس موزه ملی ایران در سخنانی با اشاره به بیش از ۶ دهه فعالیت علمی این باستانشناس گفت: مجیدزاده عمر خود را وقف میراث فرهنگی ایران کرد و در عرصههای آموزش، پژوهش، کاوشهای باستانشناسی و دفاع از حقوق میراث فرهنگی ایران در مجامع بینالمللی، چهرهای برجسته و اثرگذار بود.
نوکنده با اشاره به اینکه در این آیین، جمعی از مقامات، همکاران، دوستان و شاگردان استاد، بهصورت حضوری و از طریق ارتباط تصویری، از زوایای مختلف به خدمات علمی و ابعاد شخصیتی او میپردازند، افزود: فرصت شاگردی مستقیم مجیدزاده را در دانشگاه یا میدان کاوش نداشتهام، با این حال، از نوشتههای او بسیار آموختم و از زندهیاد دکتر صادق ملکشهمیرزادی، دوست دیرین مجیدزاده نیز درباره او بسیار شنیدم. ملکشهمیرزادی همواره با احترام ویژهای از مجیدزاده یاد میکرد.

رییس موزه ملی ایران در ادامه، خاطرهای از دوران فعالیت خود در طرح بازنگری سیلک به سرپرستی دکتر صادق ملکشهرزادی روایت کرد و گفت: ۲۸ دیماه ۱۳۸۰، دکتر یوسف مجیدزاده به همراه استاد ربیعفر و استاد میری از کاوشهای سیلک بازدید کردند. در آن زمان، از استاد مجیدزاده خواستم در بخش سفال حضور یابد و درباره پرسشهای مربوط به سفال آلویی و ارتباط آن با تپه قبرستان راهنماییام کند. پس از بررسی دقیق یافتهها و ارائه رهنمودهای علمی، مجیدزاده با نگاهی موشکافانه گفت که در میان سفالها حتی یک قطعه سفال آلویی ندیده است. این موضوع، پرسش مهمی را در طرح بازنگری مطرح کرد؛ اینکه چرا یافتههای ما با توصیف ارائهشده از سفال آلویی در رساله دکتری او تفاوت داشت؟
نوکنده این خاطره را نشانهای از صداقت و امانتداری مجیدزاده در کار علمی دانست و یادآور شد: شرح این خاطره در صفحه ۱۴ کتاب «زیگورات سی» اثر زندهیاد دکتر ملکشهمیرزادی آمده است.
او با اشاره به پیشینه پژوهشهای مجیدزاده اظهار کرد: رساله دکتری او در دانشگاه شیکاگو در سال ۱۹۷۶ درباره فرهنگهای پیش از تاریخ فلات مرکزی ایران و بر پایه کاوشهای تپه قبرستان نوشته شد. پژوهش رساله دکتری من نیز بر مبنای نتایج طرح بازنگری شکل گرفت، از این رو، بهواسطه این قرابت علمی و مطالعه آثار و کتابهای استاد، با اندیشههای او آشنایی دارم. آنچه درباره مجیدزاده میگویم، برخاسته از آشنایی با آثار و پژوهشهای اوست.
رییس موزه ملی ایران با تأکید بر جایگاه علمی این باستانشناس ادامه داد: بیتردید، یوسف مجیدزاده یکی از ستونهای استوار باستانشناسی ایران بود و در کارنامه علمی او دستاوردهای شاخصی به چشم میخورد.
نوکنده یکی از مهمترین دستاوردهای مجیدزاده را شناسایی زنجیره تولید فلزکاری کهن در تپه قبرستان دانست و گفت: او در این محوطه توانست شواهد مربوط به مراحل مختلف تولید فلز، از کوره و قالب تا اشیای ساختهشده را شناسایی کند و با انتشار مقالات علمی معتبر، جایگاه ایران را در تاریخ فلزکاری کهن جهان نشان دهد.
او با اشاره به تداوم فعالیتهای پژوهشی مجیدزاده در دورههایی که امکان کاوش برای او فراهم نبود، افزود: استاد در چنین شرایطی نیز دست از پژوهش نکشید و با انتشار آثاری همچون «ایران در آغاز شهرنشینی» و انجام پژوهشهای بنیادی درباره تاریخ و تمدن ایران، به گسترش دانش باستانشناسی کمک کرد. مجموعههای چندجلدی او درباره باستانشناسی بینالنهرین نیز توانمندی پژوهشگران ایرانی را در شناخت هنر و فرهنگ ایران و میانرودان نشان میدهد.
نوکنده با اشاره به حضور مجیدزاده در مجامع علمی بینالمللی اظهار کرد: در چهارمین کنگره بینالمللی باستانشناسی خاور نزدیک در برلین، در سال ۲۰۰۴، متخصصان بسیاری در انتظار سخنرانی او بودند. مجیدزاده با استدلالهای دقیق، توجه جامعه علمی را به جنوب شرق ایران و منطقه کرمان جلب کرد و دیدگاههای رایج درباره فرهنگهای باستانی ایران را به چالش کشید.
او در ادامه، پروژه باستانشناسی تپه ازبکی (استان البرز) را از دیگر فعالیتهای مهم مجیدزاده برشمرد و افزود: او در این محوطه توانست توالی فرهنگهای فلات مرکزی ایران را از دورههای پیش از تاریخ تا دورههای متأخر شناسایی کند. کشف قلعه مادی و لایههای مرتبط با این دوره نیز درک ما را از دوره مادها در فلات مرکزی دگرگون ساخت.
رییس موزه ملی ایران با اشاره به آرزوی مجیدزاده برای تبدیل تپه ازبکی به یک مجموعه بزرگ موزهای گفت: این طرح بهدلیل تغییرات مدیریتی به سرانجام نرسید، اما امیدواریم روزی این آرمان ارزشمند محقق شود.
نوکنده در پایان سخنانش گفت: نام و یاد یوسف مجیدزاده در تاریخ باستانشناسی ایران و غرب آسیا جاودانه خواهد ماند.
انتقاد از کنار گذاشتن مجیدزاده از دانشگاه/ او را بهدلیل صراحت و دانشش از دانشگاه کنار گذاشتند
محمدابراهیم زارعی، رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، در آیین یادبود «باستانشناس تمدنهای خاموش» با اشاره به خاطرات دوران تحصیل خود با این باستانشناس گفت: مجیدزاده از استادانی بود که با سخاوت علمی، دانش و تجربه، خود را در اختیار دانشجویان قرار میداد و تمام تلاشش این بود که آموختههایش را به دیگران منتقل کند.
زارعی در ابتدای سخنانش از برگزارکنندگان این آیین و حاضران، از جمله استادان و پیشکسوتان باستانشناسی، قدردانی کرد و با ابراز خرسندی از اینکه فرصت شاگردی مجیدزاده را داشته است، به بیان خاطراتی از دوران تحصیل خود در دانشگاه تهران پرداخت.
او گفت: من افتخار شاگردی دکتر مجیدزاده در دانشگاه تهران را داشتم. در آن دوران، پیش از آنکه فرصت آشنایی با دانش و تواناییهای علمی او را پیدا کنیم، مطالبی درباره ایشان میشنیدیم که با واقعیت تفاوت داشت مبنی بر اینکه ایشان سواد کافی و صلاحیت ندارند. اما وقتی درس «بینالنهرین در دوران تاریخی» را با او گذراندیم، تازه متوجه شدیم با چه دانشمندی روبهرو هستیم.

رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی ادامه داد: چهار ساعت کلاس با مجیدزاده داشتیم و در تمام این مدت، مطالب ارزشمند و اسلایدهای علمی ارائه میکرد. کلاسهای او بسیار جذاب بود و در کنار درس بینالنهرین، درس «آغاز شهرنشینی در ایران» را نیز با ایشان گذراندیم؛ کلاسی که بهدلیل نگاه عمیق علمی و شیوه سخاوتمندانه تدریس او، تجربهای ارزشمند برای ما بود.
زارعی با تأکید بر اینکه مجیدزاده در آموزش دانشجویان از هیچ تلاشی دریغ نمیکرد، افزود: یکی از ویژگیهای برجسته او این بود که برای نمایش فضل و دانش خود تدریس نمیکرد، بلکه میخواست آموختههایش را به دیگران منتقل کند. با حوصله به پرسشهای دانشجویان پاسخ میداد و در آموزش، بسیار سخاوتمند بود.
او با اشاره به تجربه دیگری از دوران تحصیل خود گفت: درس تاریخ و باستانشناسی عیلام را نیز به او سپردند. به یاد دارم که مجیدزاده گفته بود تخصص اصلیاش در آن حوزه نیست، اما تلاش میکند این درس را به بهترین شکل ارائه دهد. حاصل کار او چنان ارزشمند بود که جزوه آن درس میتوانست به کتابی تبدیل شود؛ موضوعی که اهمیت دانش و توان علمی او را نشان میداد.
رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی با انتقاد از کنار گذاشته شدن مجیدزاده از محیط دانشگاهی اظهار کرد: او به دلایلی نابخردانه از دانشگاه کنار گذاشته شد. به اعتقاد من، یکی از دلایل این اتفاق آن بود که مجیدزاده دانشمند بود و در بیان دیدگاههایش صراحت داشت و با کسی تعارف نمیکرد. همین ویژگی باعث شد عدهای نخواهند او در دانشگاه حضور داشته باشد و تلاش کردند زمینه دور ماندنش از دانشگاه را فراهم کنند.
زارعی با اشاره به محروم شدن نسلهای بعدی دانشجویان از حضور این استاد برجسته گفت: متأسفانه نسلهای بعد از ما از فرصت بهرهمندی از دانش و تجربه او در دانشگاه محروم شدند و مجیدزاده مدتها از فضای دانشگاهی دور ماند.
او با یادآوری گفتوگویی با این باستانشناس اظهار کرد: زمانی در دانشگاه تهران نشسته بودیم و صحبت میکردیم. مجیدزاده به جایگاه علمی دانشکدهای که در آن تحصیل کرده بود اشاره کرد و گفت که این دانشگاه جزو دانشگاههای معتبر جهان است و حتی معرفی و تأیید علمی استادان این دانشگاه میتواند زمینهساز پذیرش دانشجویان آن در مراکز دانشگاهی برجسته شود، اما خودش در ایران روزگار دشواری را میگذراند.
زارعی با اشاره به شرایط دشوار زندگی این باستانشناس افزود: به یاد دارم روزی به من گفت که مجموعه کتابهای دهخدا را فروخته است تا بتواند سهم خود را برای آسفالت بام آپارتمان تأمین کند. شنیدن چنین خاطرهای درباره استادی با آن جایگاه علمی، مایه شرمساری است و باید از کسانی پرسید که شرایط را برای او چنین دشوار کردند.
او با بیان اینکه قصد دارد درباره دشواریهای زندگی مجیدزاده صریح سخن بگوید، تأکید کرد که جامعه علمی ایران نباید از رنجهایی که این استاد برجسته در دوران حیات خود متحمل شد، غافل بماند.
رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی در ادامه با اشاره به بازگشت مجیدزاده به عرصه فعالیتهای باستانشناسی گفت: در دورهای دیگر، با تلاشهای مهندس بهشتی و آقای گلشن و همراهی دیگر علاقهمندان، زمینه حضور دوباره او در عرصه میراث فرهنگی فراهم شد. مجیدزاده در این دوره، با فعالیتهای ماندگار خود در جیرفت، این محوطه باستانی را به جهان معرفی کرد؛ کاری بزرگ که به یکی از مایههای افتخار ایرانیان تبدیل شد.
زارعی با اشاره به نقش آموزشی مجیدزاده در جریان کاوشها افزود: او در کنار فعالیتهای پژوهشی، به آموزش نیز توجه داشت و با فروتنی در نشستها و برنامههای علمی شرکت میکرد و دانش و تجربه خود را در اختیار دیگران میگذاشت.
او همچنین خاطرهای از حضور مجیدزاده در همایشی در دانشگاه همدان در سال ۱۳۸۸ بیان کرد و گفت: در آن سال، همایشی درباره امکانات و توانمندیهای باستانشناسی ایران برگزار کردیم. مجیدزاده به همراه دکتر میری در این برنامه حضور یافت و یک روز کامل در نشستها شرکت کرد. راهنماییهای او، بهویژه درباره واحدهای درسی و آموزش باستانشناسی، بسیار ارزشمند بود.
زارعی با اشاره به انتشار کتاب سهجلدی مجیدزاده درباره جیرفت، اظهار کرد: بسیار خرسندم که کتاب جیرفت او را در سه جلد منتشر کردیم. این اثر با تلاشهای آقای میری آماده شده است و امیدواریم در مراسم چهلم زندهیاد دکتر مجیدزاده از آن رونمایی کنیم.
او با تأکید بر ماندگاری نام و یاد این باستانشناس در تاریخ ایران گفت: مجیدزاده، با وجود دشواریهایی که در خارج از فضای دانشگاهی و در زندگی شخصی خود تجربه کرد، در تاریخ ایران ماندگار خواهد بود.
رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی در پایان سخنانش، ایراندوستی مجیدزاده را از مهمترین ویژگیهای شخصیتی او دانست و افزود: او به ما عشق به ایران و حس وطندوستی آموخت. در دوران دانشجویی، کمتر کسی را دیدهام که به اندازه دکتر مجیدزاده برای تقویت عشق ما به ایران تلاش کرده باشد و من خود را از این بابت مدیون این مرد بزرگ میدانم.
اتفاقات مهمی که مجیدزاده رقم زد
سیدمحمد بهشتی، رییس اسبق سازمان میراث فرهنگی در این مراسم با اشاره به تجربههای خود در این سازمان، گفت: زمانی که در سال ۱۳۷۶ به سازمان آمدم، با این مشکل روبهرو بودیم که شناخت کافی از رشتههای تخصصی مختلف و متخصصان آنها وجود نداشت. برای شناخت بهتر ظرفیتهای علمی کشور، از افرادی که به دیدارم میآمدند میخواستم برجستهترین متخصصان زنده و فعال در هر رشته را معرفی کنند؛ چه در داخل ایران و چه خارج از کشور.
او افزود: این کار را چند ماه ادامه دادم و پس از جمعبندی پیشنهادها، در حوزه باستانشناسی به نامهایی رسیدم که افراد مختلف بر شایستگی علمی آنها اتفاق نظر داشتند. در همین فرایند، سراغ دکتر مجیدزاده را گرفتم و متوجه شدم که در فرانسه زندگی میکند. پس از بهدستآوردن اطلاعات بیشتر و برگزاری جلسات متعدد، تلاش کردیم زمینهای فراهم شود تا از ظرفیت این چهرههای علمی برای ایجاد تحول در باستانشناسی ایران استفاده کنیم.
بهشتی با اشاره به نقش مجیدزاده و دکتر ملک شهمیرزادی، باستانشناسان برجسته در شکلگیری رویکردهای تازه در این حوزه ادامه داد: این دو بزرگوار در رقابتی شیرین و برادرانه، سنتهای جدیدی را در باستانشناسی ایران پایهگذاری کردند. یکی از این سنتها آن بود که کاوش باستانشناسی صرفاً به کشف آثار محدود نماند و به عرصهای برای آموزش نیز تبدیل شود.
او توضیح داد: بر اساس این رویکرد، اعضای هیات کاوش باید مقالهای با نام خود منتشر میکردند و گزارش هر فصل کاوش نیز پیش از آغاز فصل بعدی آماده و منتشر میشد. همچنین تأکید داشتند که هیاتهای باستانشناسی تنها از متخصصان این رشته تشکیل نشوند، بلکه از دانش کارشناسان رشتههای مرتبط، از جمله حوزه محیط زیست، نیز استفاده کنند.

رییس اسبق سازمان میراث فرهنگی با اشاره به شکلگیری هیاتهای بینالمللی باستانشناسی در ایران گفت: یکی دیگر از اتفاقات مهم، تشکیل هیاتهای بینالمللی بود که این دو بزرگوار در پایهگذاری آن نقش داشتند. این همکاریها کمک کرد تا باستانشناسی ایران از ظرفیتهای علمی گستردهتری بهرهمند شود.
بهشتی در ادامه با اشاره به ضرورت پیوند باستانشناسی با جامعه و مشارکت مردم در حفاظت از میراث فرهنگی اظهار کرد: پیش از آن، در بسیاری از موارد وقتی کاوشی انجام میشد، مردم محلی از آنچه در جریان بود فاصله داشتند، اما در تجربههایی که با حضور استادانی مانند دکتر ملکشهمیرزادی شکل گرفت، اهالی محل نیز در جریان فعالیتها قرار میگرفتند و برایشان توضیح داده میشد که باستانشناسان چه میکنند و اهمیت این کار چیست.
او افزود: همین رویکرد به مردمیشدن باستانشناسی کمک کرد. وقتی جامعه نسبت به آثار تاریخی و ارزش آنها آگاهی پیدا کند، حفاظت از میراث فرهنگی نیز پشتوانه اجتماعی بیشتری خواهد داشت. چنین زمینهای در مواجهه با اتفاق تلخ جیرفت هم اهمیت داشت و کمک کرد شرایط بحرانی در مدت کوتاهتری مهار شود.
بهشتی با اشاره به پیگیریهای مجیدزاده درباره پرونده جیرفت گفت: او پس از اتفاقاتی که در جیرفت رخ داد، موضوع را رها نکرد و همچنان پیگیر و پشتیبان این پرونده بود. مجیدزاده نسبت به آنچه برای آثار تاریخی این منطقه اتفاق افتاده بود، احساس مسئولیت میکرد و آن را مسئلهای جدا از مسئولیت خود نمیدانست.
او همچنین به پیگیریهای مجیدزاده درباره عرضه آثار جیرفت در بازارهای بینالمللی اشاره کرد و گفت: مجیدزاده در این زمینه نیز تلاش کرد و با پیگیری موضوع در مجامع و رسانههای بینالمللی، به ایجاد فضایی کمک کرد که عرضه این آثار در حراجیها با محدودیت و دشواری بیشتری روبهرو شود.
رییس اسبق سازمان میراث فرهنگی در پایان با قدردانی از برگزارکنندگان مراسم یادبود مجیدزاده، ابراز امیدواری کرد شاگردان و نسلهای بعدی باستانشناسان نیز همان احساس مسئولیت را در کار خود دنبال کنند و یاد و میراث علمی او را زنده نگه دارند.
گاهی چه برخوردهایی با چهرههای علمی صورت میگیرد
جلیل گلشن، باستانشناس و رییس اسبق پژوهشگاه میراث فرهنگی نیز با اشاره به سابقه آشنایی خود با این باستانشناس گفت: حدود نیم قرن است که از زمان دانشجویی سال ١٣۴٩ با دکتر مجیدزاده آشنا هستم. در این سالها، علاوه بر جایگاه علمی او، ویژگیهای شخصیتی و شیوه ارتباطش با دانشجویان و همکاران نیز برای من اهمیت داشته است.
او با اشاره به آنچه بر مجیدزاده در دوره فعالیت دانشگاهیاش گذشت، اظهار کرد: درباره کملطفیهایی که به او شد، دوستان دیگر هم صحبت کردند. من وارد همه جزئیات نمیشوم، اما در مقطعی پرونده او را با عنوان «عدم صلاحیت علمی» به هیات تخلفات اداری وزارت علوم فرستادند و بر اساس رأی صادرشده، از دانشگاه اخراج شد.
گلشن ادامه داد: پس از آن، پرونده دکتر ملک را نیز با همین عنوان فرستادند، اما خوشبختانه برای او چنین اتفاقی نیفتاد. در مورد مجیدزاده، پس از اخراج، تلاشهایی از سوی سازمان میراث فرهنگی و دیگر افراد برای رفع این اتهام و بازگرداندن او به کار انجام شد. دانشجویان او نیز در این مسیر همراهی کردند؛ بسیاری از آنها بعدها در سازمان میراث فرهنگی، دانشگاهها یا بخشهای دیگر مشغول به کار شدند.
او افزود: سرانجام حکم اخراج مجیدزاده لغو و حکم بازگشت به کارش صادر شد، اما او دیگر بازگشت را نپذیرفت و گفت که در این فاصله بازنشسته شده است. به باور من، این اتفاق از جمله نمونههای تلخی بود که نشان میدهد گاهی چه برخوردهایی با چهرههای علمی صورت میگیرد.
گلشن در ادامه با اشاره به ویژگیهای استادان نسل گذشته باستانشناسی گفت: آنچه استادانی مانند دکتر عزتالله نگهبان، دکتر مجیدزاده و دکتر ملک را متمایز میکرد، تنها آموزش و انتقال دانش نبود؛ آنها در کنار آموزش، به پرورش دانشجویان نیز اهمیت میدادند. ممکن است استادی از نظر علمی در مرتبه بالایی قرار داشته باشد، اما لزوماً به پرورش شاگردان خود توجه نکند. ویژگی برجسته این استادان آن بود که به رشد علمی و شخصیتی دانشجویان اهمیت میدادند.
او با یادآوری فضای ارتباطی دانشگاه در آن سالها گفت: دکتر نگهبان هر سال دانشجویانی را که فارغالتحصیل میشدند به منزل خود دعوت میکرد. در خانه دیگر استادان، از جمله دکتر مجیدزاده، نیز به روی دانشجویان باز بود و رابطه استاد و دانشجو به شکل خشک و اداری امروز نبود. این ارتباط در جریان کارهای میدانی و فصلهای کاوش، که دانشجویان چند ماه در کنار استادان خود میگذراندند، عمق بیشتری پیدا میکرد.

گلشن با ابراز تأسف از کمرنگشدن این رابطه افزود: متأسفانه این وجه از آموزش بهتدریج فراموش شده است. امروز روابط استاد و دانشجو در بسیاری موارد اداری و ماشینی شده و دانشجویان بیشتر آموزش میبینند، در حالی که پرورش آنها به اندازه گذشته مورد توجه قرار نمیگیرد.
رییس پیشین سازمان میراث فرهنگی در بخش دیگری از سخنانش به کاوشهای جیرفت و نقش مجیدزاده در شناخت تمدن این منطقه اشاره کرد و گفت: یکی از افتخارات باستانشناسی ایران، پژوهشهایی است که به شناخت تمدن جیرفت انجامید. در آن دوره، قاچاقچیان در محوطههای باستانی فعالیت میکردند و وضعیت بسیار نگرانکننده بود. من از تعدادی از باستانشناسان و مسئولان پژوهشی خواستم برای آغاز فعالیتهای علمی در جیرفت اقدام کنند، اما برخی از آنها تأکید داشتند که ابتدا باید امنیت لازم در منطقه فراهم شود.
او ادامه داد: با پیگیریهای انجامشده، شرایط منطقه تا اندازهای آرام شد و زمینه برای آغاز فعالیتهای باستانشناسی فراهم آمد. در ادامه، مجیدزاده که جیرفت در حوزه تخصصی او قرار داشت، به منطقه رفت و کاوشها را دنبال کرد. این پژوهشها به شناسایی شواهد مهمی از تمدن منطقه انجامید و بخشی از خلأهای موجود در شناخت تاریخ و تمدن ایران را روشن کرد.
گلشن با اشاره به حضور متخصصان رشتههای مختلف در کاوشهای جیرفت اظهار کرد: مجیدزاده یک هیات بینالمللی تشکیل داد و از متخصصان برجسته حوزههای گوناگون دعوت کرد تا در این پروژه مشارکت کنند. حضور این متخصصان دستاوردهای علمی مهمی داشت و در کنار آن، به پیگیری پرونده آثار قاچاقشده جیرفت نیز کمک کرد.
او با اشاره به خروج غیرقانونی آثار جیرفت از کشور گفت: بخشی از اشیای جیرفت قاچاق شده و به خارج از ایران انتقال یافته بود. مجیدزاده در دادگاهها حاضر میشد و تأیید میکرد که این آثار متعلق به ایران هستند. اعضای هیات او نیز در روند پیگیری پروندهها مشارکت داشتند و این تلاشها به بازگشت شماری از آثار به کشور کمک کرد.
گلشن در پایان با گرامیداشت یاد مجیدزاده گفت: او در خاطرات کسانی که با او زندگی و کار کردهاند و همچنین در کتابها و آثار علمیاش زنده خواهد ماند. امیدوارم یاد و نامش همواره گرامی داشته شود.
پرسش بنیادین باستانشناسی چیست؟
حکمتالله ملاصالحی، باستانشناس و استاد دانشگاه و از شاگردان یوسف مجیدزاده، در مراسم یادبود این باستانشناس با اشاره به مسئله مرگ و میراثی که انسان از خود بهجا میگذارد، اظهار کرد: هیچ رخدادی در زندگی انسان اجتنابناپذیرتر از مرگ نیست. همه ما روزی این جهان ناپایدار و گذرا را ترک میکنیم، اما پرسش اخلاقی مهمی که پیش روی ما قرار میگیرد این است که هنگام رفتن، چه میراثی از خود بهجا میگذاریم.
او ادامه داد: حتی اگر کسی به تاریخ باور نداشته باشد، باز هم با این پرسش روبهروست که میراث او برای دیگران و جهان چه خواهد بود. انسان تنها موجودی نیست که در جهان و کیهان اثری از خود باقی میگذارد، اما میراث فرهنگی چیزی فراتر از میراث طبیعی است؛ این میراث به چگونگی حضور انسان در جهان و نسبت او با فرهنگ و تاریخ مربوط میشود.
ملاصالحی با انتقاد از نگاه صرفاً اطلاعاتی به میراث فرهنگی گفت: گاهی تصور میکنیم با از بین رفتن آثار باستانی، فقط بخشی از اطلاعات تاریخی را از دست میدهیم، درحالیکه مسئله میراث فرهنگی صرفاً مسئله اطلاعات نیست، بلکه مسئله نسبت وجودی ما با میراث، فرهنگ و تاریخمان است.
این باستانشناس افزود: پرسش بنیادین باستانشناسی این است که فرهنگ انسانی چگونه بر این سیاره پدید آمده، کجا شکل گرفته و چه مسیری را طی کرده است. تلاش باستانشناسان این است که حتی از اندک آثاری که از گذشته باقی ماندهاند، سرنخهایی به دست آورند و سیر شکلگیری و تحول فرهنگ انسانی را بشناسند.

او با تأکید بر اینکه باستانشناسی نباید به شناسایی و توصیف آثار محدود بماند، اظهار کرد: آثار باستانی نشانههایی از گذشتهاند. باستانشناس باید بتواند از این نشانهها عبور کند و به سپهر فرهنگ، تاریخ و تحولات جوامع انسانی راه یابد. هر اثر و هر لایه باستانشناختی میتواند جهانی از رفتارها، اندیشهها و شیوههای زیست انسان را در خود پنهان کرده باشد.
ملاصالحی با اشاره به پیچیدگی پژوهشهای باستانشناختی ادامه داد: فهم این شواهد به دانش نظری بهتنهایی وابسته نیست. باستانشناس باید کار میدانی کرده باشد و با دشواریهای کاوش، لایهنگاری و شناخت فرایندهای زمینشناختی آشنا باشد. در کاوشهای بزرگمقیاس، با مجموعهای پیچیده از لایههای زمینشناختی و شواهد مربوط به رفتار و اندیشه انسان روبهرو هستیم که تفسیر آنها به دانش و تجربه نیاز دارد.
او با یادآوری نقش استادان نسل گذشته در آموزش عملی باستانشناسی گفت: تجربه میدانی جایگاه بسیار مهمی در تربیت باستانشناس دارد. دانشجویان باید در کنار استادان خود در میدان کار کنند تا بتوانند روش کاوش، لایهنگاری و تفسیر یافتهها را بهدرستی بیاموزند. در این زمینه، استادانی مانند دکتر عزتالله نگهبان بر اهمیت تجربه عملی تأکید داشتند.
ملاصالحی در ادامه به نقش یوسف مجیدزاده در آموزش و راهنمایی دانشجویان اشاره کرد و گفت: مجیدزاده به شاگردانش توجه داشت و آنها را تشویق میکرد. او به دانشجویانی که برای کار میدانی و کاوش آماده میشدند، اهمیت میداد و میخواست با تجربه و دستاوردی ارزشمند از میدان بازگردند.
او همچنین با قدردانی از افرادی که در دورههای مختلف از فعالیت علمی و میدانی باستانشناسان حمایت کردند، بر اهمیت فراهمکردن زمینه پژوهش برای محققان تأکید کرد.
این استاد دانشگاه در پایان با تأکید بر ماندگاری میراث علمی مجیدزاده، یادآور شد که ارزش یک باستانشناس تنها به آثاری که کشف یا منتشر میکند محدود نیست؛ شیوه نگاه او به گذشته، روش علمیای که به کار میگیرد و تجربهای که به نسلهای بعد منتقل میکند نیز بخشی از میراث اوست.
مجیدزاده همه دانشجویانی را که در اخراجش همکاری کردند، بخشیده بود
رضا میری، باستانشناس و رییس انتشارات پیشین پژوه، در مراسم یادبود یوسف مجیدزاده با اشاره به سابقه آشنایی خود با این باستانشناس گفت که این آشنایی از سال ۱۳۵۳ و پس از بازگشت او شکل گرفت و در ادامه، به ارتباطی پایدار تبدیل شد.
او با اشاره به دشواریهایی که مجیدزاده در مسیر فعالیت علمی و دانشگاهی خود پشت سر گذاشت، از تلاشهایی برای فراهم کردن زمینه ادامه فعالیت او و تقویت ظرفیت باستانشناسی ایران سخن گفت. به گفته میری، یکی از موضوعات مهم در این مسیر، دفاع از استقلال علمی و جایگاه باستانشناسی بود.
میری همچنین به دورهای اشاره کرد که مجیدزاده در فرانسه زندگی میکرد و با وجود دشواریهای موجود، به فعالیتهای پژوهشی خود ادامه داد. او از تألیف و تکمیل مجموعهای سهجلدی درباره بینالنهرین یاد کرد و گفت آمادهسازی این مجموعه حدود ۱۲ سال به طول انجامید.
این باستانشناس در بخش دیگری از سخنانش به تلاشها برای معرفی پیوند آثار تاریخی منطقه خلیج فارس با فرهنگ و تمدن ایران اشاره کرد. او توضیح داد که انتشار کتابی درباره این آثار به زبانهای فارسی، انگلیسی و فرانسوی در دستور کار قرار گرفت تا زمینه شناخت بهتر این پیوند تاریخی فراهم شود.
میری همچنین از تلاشهای مجیدزاده و همکارانش برای بازگرداندن اشیای تاریخی قاچاقشده به ایران سخن گفت. به گفته او، پیگیری این پروندهها در مجامع قضایی بینالمللی به مستندات دقیق نیاز داشت؛ ازاینرو، تهیه عکس و طراحی از آثار تاریخی موجود در مراکز مختلف کشور اهمیت پیدا کرد. او به انجام بخشی از این کار در چند استان اشاره کرد.

این باستانشناس در ادامه با اشاره به جایگاه مجیدزاده در باستانشناسی ایران، از وسعت فعالیتهای پژوهشی و ضرورت معرفی یافتههای باستانشناختی سخن گفت.
میری در پایان، به نکتهای درباره رفتار شخصی مجیدزاده اشاره کرد و گفت که او حدود ۱۰ سال پیش به او گفته بود همه دانشجویانی را که در روند اخراجش همکاری کرده بودند، بخشیده است؛ موضوعی که به گفته میری، وجهی از منش و شخصیت این باستانشناس را نشان میدهد.
میری همچنین به علاقه مجیدزاده به ایران اشاره کرد و گفت: او خود را ایرانی میدانست و پاسپورت فرانسه نداشت و برای زندگی در فرانسه هر بار ویزای ١٠ ساله میگرفت.
تلاش کردند مجیدزاده را از میدان بیرون کنند اما او کسی نبود که بهآسانی از میدان کنار برود
جلال رفیعفر، مردمشناس و باستانشناس، در آیین یادبود یوسف مجیدزاده با اشاره به سابقه طولانی آشنایی خود با این باستانشناس گفت: حدود ۵۵ سال پیش، زمانی که دانشجوی سال اول رشته باستانشناسی بودیم، با دکتر مجیدزاده آشنا شدم. این آشنایی بهتدریج به رابطه استاد و شاگردی و سپس به دوستی عمیقی تبدیل شد که در تمام این سالها ادامه داشت. ارتباط ما تقریباً دائمی بود؛ گاهی یکدیگر را میدیدیم و گاهی ساعتها با هم تلفنی صحبت میکردیم.
او با بیان اینکه مجیدزاده شخصیتی کمنظیر داشت، افزود: در زمان کار، بسیار سختگیر بود و با کسی شوخی نداشت، اما پس از پایان کار، چنان صمیمیت و رفاقتی میان او و دوستانش شکل میگرفت که باورکردنی نبود. در جریان فعالیتهای میدانی، از جمله زمانی که حدود سه ماه در دشت ازبکی با هم زندگی و کار میکردیم، این صمیمیت و همراهی را از نزدیک تجربه کردم. او در همان روزهای دشوار میدانی تلاش میکرد با صحبتها و راهنماییهایش به ما روحیه و انگیزه بدهد تا برای ادامه کار آماده باشیم.
رفیعفر با تأکید بر تواناییهای آموزشی مجیدزاده اظهار کرد: او استادی تمامعیار بود؛ هم از نظر علمی و آموزشی و هم از نظر اخلاق حرفهای جایگاهی کمنظیر داشت. من در پنج یا شش فصل کاوش، در محوطههایی مانند ازبکی و جیرفت با او همکاری کردم و از کارکردن در کنار او لذت میبردم، زیرا هر روز فرصتی برای یادگیری بود. حتی زمانی که خودم بهعنوان مدرس فعالیت میکردم، باز هم در کنار مجیدزاده چیزهای تازهای میآموختم. من الفبای باستانشناسی را از او یاد گرفتم و خودم را مدیون آموزشهایش میدانم.
او افزود: من از نزدیک در جریان بخشی از مشکلات شخصی و خانوادگی او بودم و میدانم که چه دشواریهایی را تحمل کرد. متأسفانه کسانی که در جایگاه استاد و دانشجو قرار داشتند، تلاش کردند او را از میدان بیرون کنند تا خودشان جایگاه بیشتری به دست آورند. با این حال، مجیدزاده کسی نبود که بهآسانی از میدان کنار برود؛ او با وجود فشارهای فراوان، به کار و پژوهش ادامه داد.

رفیعفر با اشاره به پرونده دانشگاهی مجیدزاده گفت: آنگونه که من به یاد دارم، پس از آنکه در روند قضایی بیگناهی او تأیید شد و زمینه بازگشتش فراهم آمد، رئیس وقت دانشگاه تهران با بازگشت او مخالفت کرد. همچنین جایگاه دانشگاهی او از استادیاری به دانشیاری تنزل یافت و در نهایت بازنشسته شد. این اتفاقها برای کسی که از نظر علمی واجد شرایط بود، بیعدالتی بزرگی به شمار میرفت و توجیهی نداشت.
او ادامه داد: مجیدزاده با همسر و فرزندانش روزهای بسیار سختی را پشت سر گذاشت، اما متوقف نشد. به نوشتن کتاب و فعالیت پژوهشی ادامه داد و آثاری پدید آورد که همچنان از نظر کیفیت و ارزش علمی قابل توجهاند. مجموعه سهجلدی او درباره بینالنهرین، با حدود هزار و ۶۰۰ صفحه، حاصل کاری بسیار گسترده و دشوار است. نگارش چنین اثری با آن حجم و کیفیت، بهخودیخود کاری بزرگ است. کتابهای او درباره شهرنشینی و پژوهشهایش در حوزه باستانشناسی نیز از آثار ارزشمند این رشته به شمار میروند.
این باستانشناس همچنین به اهمیت کاوشهای ازبکی و جیرفت و گزارشهای علمی منتشرشده از این فعالیتها اشاره کرد و گفت: مجیدزاده با ادامه کاوشها و انتشار گزارشهای علمی، به تقویت سرمایه علمی باستانشناسی ایران کمک کرد؛ حوزهای که در دورههایی آنچنان که باید مورد توجه قرار نمیگرفت.
رفیعفر با اشاره به سابقه باستانشناسی ایران و نقش پژوهشگران ایرانی در شکلگیری این رشته افزود: پیش از انقلاب، گروههایی از کشورهای مختلف، از جمله بلژیک، فرانسه و آمریکا، برای انجام کاوش به ایران میآمدند و در برخی موارد، باستانشناسان ایرانی در این گروهها جایگاهی در حد نیروی کار داشتند. ما از نزدیک شاهد این وضعیت بودیم. در مقابل، استادانی چون عزتالله نگهبان و دیگر پیشگامان باستانشناسی ایران برای آموزش و تربیت نیروهای متخصص تلاش کردند و زمینه رشد نسلهای بعدی باستانشناسان را فراهم آوردند.
او با یادآوری نقش استادانی چون عزتالله نگهبان، دکتر ملک، دکتر مستوفی و مسعود گلزاری در شکلگیری و توسعه باستانشناسی ایران گفت: بسیاری از باستانشناسان و دانشجویان امروز در همان محیطهای علمی آموزش دیدند و رشد کردند. آثار و پژوهشهای این نسل اکنون در سطح بینالمللی منتشر میشود و مورد استناد قرار میگیرد.
رفیعفر در بخش دیگری از سخنانش، انتشار آثار علمی مجیدزاده به زبانهای خارجی و فارسی را موضوعی مهم دانست و اظهار کرد: برای من تأسفبار است که رساله دکتری او که در دانشگاه شیکاگو از آن دفاع کرده بود، بعدها در ایتالیا به زبان انگلیسی منتشر شد، در حالی که اثری با این اهمیت درباره ایران و برآمده از پژوهش درباره ایران، باید در کشور خودمان نیز جایگاه شایستهای داشت و پیش از ترجمه انگلیسی به زبان فارسی ترجمه میشد. انتشار آثار پژوهشی درباره ایران، بهویژه آثار مهمی از این دست، در داخل کشور اهمیت زیادی دارد.
این باستانشناس در پایان، مجیدزاده را از عاشقترین باستانشناسانی دانست که شناخته است و گفت: به باور من، «عاشق» یکی از بهترین واژهها برای توصیف اوست. مجیدزاده به دوستی و رفاقت اهمیت فراوانی میداد و من در زندگیام کمتر کسی را دیدهام که تا این اندازه برای دوستانش وقت بگذارد و زندگیاش را با آنان تقسیم کند.
او تا پایان عمر منتظر دعوتی بود تا برای رونمایی از کتابهایش به ایران بیاید
اسکندر مختاری طالقانی، پژوهشگر میراث شهری، مرمتگر و چهره ماندگار میراث فرهنگی، در مراسم یادبود یوسف مجیدزاده، سخنانش را با تسلیت به خانواده این باستانشناس آغاز کرد و گفت: در تمام سالهای دشوار، بیشترین رنج را همسر مجیدزاده متحمل شد. ما همسایه نزدیک آنها بودیم و در سالهای جنگ، از نزدیک شاهد دشواریهایی بودیم که این خانواده پشت سر گذاشت. فرزندانشان کوچک بودند، اما مجیدزاده اصرار داشت در تمام سالهای جنگ خانوادهاش در ایران بمانند، با آنکه امکان زندگی در خارج از کشور را داشت.
او ادامه داد: به همسر، فرزندان و نوههای مجیدزاده تسلیت میگویم. فکر میکنم در سالهایی که او دور از ایران بود و آرزوی بازگشت به کشورش را داشت، فرزندان و نوههایش یکی از بزرگترین سرچشمههای شادی و امید او بودند.
مختاری طالقانی با اشاره به سابقه آشنایی خود و همسرش با مجیدزاده گفت: من و همسرم از سال ۱۳۵۵ در کلاسهای او شرکت میکردیم. از همانجا رابطه دوستی ما شکل گرفت و تا واپسین روزهای زندگی او، این ارتباط میان ما و خانوادهاش ادامه داشت.
این پژوهشگر میراث شهری در ادامه با اشاره به نقش افرادی که در دورههای دشوار از مجیدزاده حمایت کردند، اظهار کرد: بعضی افراد قدر موقعیت و اعتبار خود را میدانند و برای دفاع از حق، حتی اعتبار و آبروی خود را به خطر میاندازند. به نظر من، آقای بهشتی و آقای گلشن از جمله کسانی بودند که در مقاطعی برای دفاع از آنچه درست میدانستند، ریسک کردند. آنها در تشخیص جایگاه شایسته افراد و دفاع از آن نقش داشتند؛ کاری که در آن زمان آسان نبود و امروز هم آسان نیست.
او با ابراز تأسف از سالهای دوری مجیدزاده از ایران گفت: تا جایی که من میدانم، او در سالهای پایانی زندگیاش همچنان منتظر دعوتی بود تا برای رونمایی از کتابهایش به ایران بیاید. شاید در بعضی موارد درباره وضعیت جسمی یا شرایط سفر صحبت میکرد، اما تصور میکنم در انتظار فرصتی بود که بتواند به کشورش بازگردد و حاصل سالها پژوهش خود را در ایران عرضه کند.

مختاری طالقانی با تأکید بر اهمیت آثار علمی مجیدزاده افزود: یکی از کمترین کارهایی که میشد برای او انجام داد، فراهم کردن امکان سفر به ایران و ارجگذاری به آثارش بود. او سالهای عمر خود را صرف نگارش تاریخ کرده بود؛ برای نمونه، کتاب سهجلدی او درباره تمدن بینالنهرین حدود ۲۵۰۰ ارجاع به منابع خارجی دارد. این حجم از پژوهش و استناد علمی نشان میدهد که با چه دقت و پشتکاری کار کرده است.
او با اشاره به دشواریهایی که مجیدزاده در مسیر حرفهای خود پشت سر گذاشت، گفت: مجیدزاده در برابر بیمهریها از میدان بیرون نرفت. او پاسخ آن رفتارها را با کار علمی داد؛ با کاوشهای جیرفت، با حضور در دادگاهها برای پیگیری پرونده آثار تاریخی و با اثبات ارزش پژوهشهایش. او شایسته بود، ایران را دوست داشت و به کشورش خدمت کرد؛ نه از راه رانت، بلکه با تحمل رنج و انجام کار علمی.
این پژوهشگر میراث شهری، توجه مجیدزاده به آموزش عمومی را نیز بخشی از ویژگیهای برجسته او دانست و افزود: او به آموزش کودکان و مردم محلی در جیرفت توجه داشت. این کار نشاندهنده درک و هوشمندی او بود؛ اینکه باستانشناسی فقط به کاوش و انتشار مقاله محدود نمیشود، بلکه باید بتواند با مردم ارتباط برقرار کند و شناخت تاریخی را گسترش دهد.
مختاری طالقانی در پایان، عشق مجیدزاده به ایران را برجستهترین ویژگی او توصیف کرد و گفت: او برای دوست داشتن ایران بهانهای نمیآورد و با وجود تمام فراز و نشیبهایی که در طول سالها تجربه کرد، همواره عاشق ایران ماند.
فخری دانشپورپرور، باستانشناس در ادامه این مراسم با گله از اینکه همکار مجیدزاده بوده و فرصت سخنرانی نداشته، با دلجویی حضار به صحنه آمد و با اشاره به سابقه آشنایی و همکاری خود با این باستانشناس گفت: سال ۱۳۵۸، پس از بازگشت از چین، از آموزشوپرورش به دانشگاه تهران منتقل شدم و در گروه باستانشناسی با استادان این دانشگاه، از جمله دکتر مجیدزاده، آشنا شدم. در آن زمان، سیمین دانشور مدیر گروه بود و درسهایی درباره هنر هند، چین و ژاپن ارائه میداد که بعدها من جانشین او شدم. دکتر مجیدزاده هم درسهای مربوط به بینالنهرین و شهرنشینی را تدریس میکرد.
او با بیان اینکه در مدت همکاری با مجیدزاده به توان علمی و پشتکار او پی برده است، افزود: پس از یکی دو سال همکاری، احساس کردم با باستانشناسی پرتلاش و خستگیناپذیر روبهرو هستم که همه دانش خود را درباره باستانشناسی به دانشجویان منتقل میکرد. او نسبت به مباحث علمی و نحوه مواجهه دانشجویان با درسها حساس بود و از آنها انتظار داشت با دقت و جدیت به مسائل مطرحشده بپردازند.
دانشپورپرور با تأکید بر ضرورت بیان وجوه مختلف شخصیت مجیدزاده گفت: وقتی از کسی صحبت میکنیم، باید در کنار انتقادها، خوبیها و توانمندیهایش را هم ببینیم. مجیدزاده انسانی شریف و بامرام بود. ممکن بود از کسی دلخوری پیدا کند، اما این کدورتها معمولاً خیلی زود برطرف میشد. به باور من، بسیاری از صحبتهایی که درباره او شده، درست است و با این حال، در حق او ظلم شد.
این استاد دانشگاه در ادامه، به فضای سیاسی و اجتماعی سالهای نخست اواخر دهه پنجاه و اوایل دهه شصت که به حاشیهها و شکایتهای مطرحشده علیه این باستانشناس دامن زد، پرداخت.
باستانشناسی رشتهای غربزده و غربگرا تلقی میشد
محمدرضا چیتساز، استاد دانشگاه و باستانشناس، با اشاره به جایگاه یوسف مجیدزاده و صادق ملک شهمیرزادی در باستانشناسی ایران، از برخوردهای صورتگرفته با این دو پژوهشگر در سالهای گذشته سخن گفت و تأکید کرد که اندیشهورزی و حساسیت اجتماعی آنان از جمله عواملی بود که تحملشان را برای ساختار حاکم دشوار میکرد.
او در بخشی از سخنانش با اشاره به شرایط امروز ایران گفت: در دی ماه سال گذشته کام بسیاری از ما ایرانیان تلخ شد. باید به این نکته توجه کنیم که سالهاست پروژه بزرگی علیه ایران و هویت تاریخی آن در فضای مجازی و عرصههای دیگر جریان دارد.
چیتساز با اشاره به اهمیت پژوهشهای باستانشناسی و نقش آنها در شناخت گذشته ایران، به دیدگاههای یوسف مجیدزاده در این زمینه پرداخت.
این باستانشناس در ادامه، با اشاره به مقالهای از یوسف مجیدزاده که در سال ۱۳۶۶ دریافت کرده بود، این نوشته را از نظر خود مانیفست باستانشناسی دانست و گفت: در سال ۱۳۶۶، آقای مجیدزاده مقالهای را در یک روز پاییزی به من دادند. به نظر من، آن مقاله، مانیفست باستانشناسی بود؛ نوعی مرامنامه که پیوند باستانشناسی با حوزههای دیگر، ازجمله سکهشناسی و تاریخ، را نشان میداد. در آن دوره رسم بر این بود که مقالههایی که قرار بود در مجموعهای منتشر شوند، پیش از انتشار مجموعه بهصورت مستقل به چاپ برسند. در همان سال درباره مقاله مجیدزاده یادداشتی نوشتم و این دیدار در دانشگاه تهران، کنار مجسمه فردوسی، صورت گرفت.

این باستانشناس سپس به شرایطی اشاره کرد که به طرح موضوع اخراج مجیدزاده انجامید. او با بیان اینکه صادق ملک شهمیرزادی نیز با محدودیتهایی روبهرو بود، گفت: صادق ملک شهمیرزادی از معدود استادانی بود که حتی پس از ۳۰ سال، یک ترفیع هم نگرفت. باستانشناسی در آن دوره رشتهای غربزده و غربگرا تلقی میشد و همه ما متهم بودیم، مگر اینکه میتوانستیم خودمان را ثابت کنیم. بهویژه صادق ملک شهمیرزادی و یوسف مجیدزاده با این مشکل روبهرو بودند. اشکال بزرگ آنها، از نگاه کسانی که تحملشان نمیکردند، این بود که اندیشهورز بودند؛ موضع داشتند و در برابر مسائل اجتماعی بیتفاوت نبودند. این حساسیت اجتماعی چیزی نبود که حاکمیت آن دوره بهراحتی بپذیرد.
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنانش، به تلاشهای خود و تعدادی از دانشجویان برای پیگیری وضعیت مجیدزاده اشاره کرد و گفت که در آن زمان، علاوه بر فعالیتهای دانشگاهی، در دبیرستان نیز تاریخ تدریس میکرده و بهعنوان نماینده دانشجویان، موضوع را پیگیری میکرده است.
او با اشاره به دیدارهای خود با برخی چهرههای دانشگاهی و فکری گفت که در این مسیر، دو بار با عبدالکریم سروش و سه بار با رضا داوری اردکانی دیدار کرده، اما این پیگیریها به نتیجه موردنظر نرسیده است.
چیتساز در ادامه، از نامهای سخن گفت که در آن علت اخراج یوسف مجیدزاده «ضعف علمی» عنوان شده بود و ادامه داد: پس از دریافت نامه، ساعتها با خود کلنجار رفتم که آن را باز کنم یا نه. سرانجام نامه را باز کرده و پس از آن، به همراه یکی دو نفر از دوستانم به خانه مجیدزاده رفتم تا موضوع را با او در میان بگذارم. در حضور ایشان سخنانی گفتم؛ از اینکه قرار است چنین استادی را از دست بدهیم، بسیار ناراحتیم، اما از سوی دیگر خوشحالیم که این ساختار نادرست و غلط، شما را از خودش بیرون میکند. پس از این دیدار، ساعتها پیاده راه رفتم و به اتفاقی که رخ داده بود فکر کردم. مجیدزاده مدتی بعد در نشر دانشگاهی فعالیت کرد.
او در ادامه سخنانش به تحولات باستانشناسی ایران در سالهای بعد پرداخت و از برگزاری نشستی با حضور باستانشناسان خارجی در سال ۱۳۸۲ یاد کرد.
به گفته این استاد دانشگاه، در مرداد آن سال، نشستی سهروزه با عنوان «نخستین نشست باستانشناسان غرب آسیا» برگزار شد و شماری از باستانشناسان خارجی، از جمله پژوهشگرانی همچون کارلوفسکی، اشمیت، فرانکل و سالینی در آن حضور داشتند.
این باستانشناس همچنین با اشاره به اینکه در سال ۱۳۸۵ مدیریت پژوهشکده پژوهشی را برعهده گرفته بود، به موضوع اختلافنظرها درباره نام خلیج فارس در سالهای بعد پرداخت و گفت: در سال ۱۳۸۷، همزمان با افزایش بحثها درباره استفاده از عنوان «خلیج عربی» بهجای «خلیج فارس»، نشستی دوروزه با همکاری پژوهشگاه و دانشگاه دورهام برگزار شد.
او با اشاره به فهرست شرکتکنندگان این نشست بیان کرد: با وجود حضور شماری از افراد شایسته، نام یوسف مجیدزاده و دکتر آذرنوش در فهرست دیده نمیشد گرچه که مجیدزاده پیشتر مقالهای درباره خلیج فارس منتشر کرده بود، همچنین دکتر آذرنوش.

ناصر نوروززاده چگینی، باستانشناس و چهره ماندگار میراث فرهنگی نیز در این آیین، با اشاره به اینکه بخشی از تجربههای این باستانشناس و همکارانش در محیط دانشگاهی کمتر بازگو شده است، گفت: آنچه در این جلسه مطرح میشود، بخشی از تاریخ اجتماعی نانوشته ایران است؛ موضوعاتی که عملاً کمتر در جایی درباره آنها صحبت شده است. من نیز در آن سالها با چنین شرایطی روبهرو شدم و همین مسائل باعث شد در سال ۱۳۶۰ امکان ادامه حضور در دانشگاه تهران را نداشته باشم.
او با اشاره به نقش زندهیاد کیانی و جلیل گلشن در ادامه مسیر حرفهای خود افزود: با همراهی و توصیه این دو، مسیر آشنایی من با مجیدزاده از همان فضای دانشگاهی ادامه پیدا کرد.
نوروززاده چگینی با یادآوری نخستین خاطرات خود از مجیدزاده گفت: سال ۱۳۵۰ وارد دانشگاه شدم و مسئولیت نمایش اسلایدها را برعهده داشتم. مجیدزاده در آن زمان به من اعتماد کرد و این نخستین خاطرهای است که از همکاری با او به یاد دارم.
او یکی دیگر از عرصههای همکاری با مجیدزاده را انتشار مجله تخصصی باستانشناسی دانست و اظهار کرد: در کنار فعالیتهای آموزشی و میدانی، همکاری در انتشار مجله باستانشناسی نیز از بخشهای مهم فعالیتهای او بود. این مجله با مشارکت مجیدزاده و تعدادی دیگر از همکاران منتشر شد و طی حدود ۲۵ سال انتشار، به یکی از نشریات اثرگذار در حوزه باستانشناسی تبدیل شد. همکاری در این نشریه از افتخارات من است.
این باستانشناس همچنین با اشاره به گفتوگویی که در سالهای پایانی زندگی مجیدزاده با او انجام داده بود، بر اهمیت ثبت خاطرات و دیدگاههای این پژوهشگر تأکید کرد و گفت: این گفتوگوها فقط درباره زندگی یک باستانشناس نیست، بلکه میتواند بخشی از تاریخ اجتماعی ایران را نیز روشن کند.
نوروززاده چگینی با اشاره به جایگاه میراث فرهنگی در شکلگیری هویت ملی افزود: باید توجه داشته باشیم که میراث فرهنگی تا چه اندازه در شکلگیری هویت و شخصیت ما بهعنوان ایرانی نقش دارد و چگونه میتواند مسیر نگاه ما به آینده را تحت تأثیر قرار دهد. باستانشناسی تنها مطالعه اشیای تاریخی نیست، بلکه به شناخت ریشههای فرهنگی و تاریخی جامعه نیز کمک میکند.
او در بخش دیگری از سخنانش به اهمیت پژوهشهای مجیدزاده در جنوب و جنوبشرق ایران اشاره کرد و گفت: مطالعات باستانشناسی در این مناطق، به شناخت گستره و پیوندهای فرهنگ ایرانی کمک میکند. یافتههای جیرفت نیز اهمیت ویژهای در این زمینه دارند و نگاه پژوهشگران را به جایگاه این منطقه در ارتباطات فرهنگی و تمدنی گذشته گسترش دادهاند.
نوروززاده چگینی با تأکید بر اهمیت آثار بهدستآمده در جیرفت ادامه داد: آنچه در این منطقه کشف شد، توجه به پیشینه فرهنگی و ارتباطات تمدنی را ضروریتر کرد. این یافتهها نشان دادند که برای شناخت گذشته ایران باید به شواهد باستانشناختی و پیوندهای منطقهای آنها توجه جدی داشت.
این چهره ماندگار میراث فرهنگی در پایان، با یادآوری نقش مجیدزاده در گسترش شناخت علمی از گذشته ایران، بر ضرورت ثبت خاطرات و تجربههای نسلهای مختلف باستانشناسان تأکید کرد؛ تجربههایی که به گفته او، بخشی از تاریخ علمی و اجتماعی کشور را تشکیل میدهند و نباید ناگفته باقی بمانند.
اشیای غارتشده جیرفت با تلاشهای یوسف مجیدزاده به ایران برگشت
معصومه مصلی، رییس پژوهشکده باستانشناسی، در این آیین یادبود، با اشاره به نقش این باستانشناس در بازگرداندن آثار تاریخی جیرفت به ایران، گفت: پیگیریهای مجیدزاده در روند حقوقی بازگرداندن چند کانتینر از اشیای جیرفت از لندن، نقشی تعیینکننده داشت و این دستاورد بدون تلاشهای او به دست نمیآمد.
او با بیان اینکه افتخار شاگردی مستقیم مجیدزاده را نداشته است، افزود: با وجود این، از استادانی آموختهام که خود شاگرد او بودهاند و از این طریق با بخشی از اندیشهها و دستاوردهای علمیاش آشنایی دارم. متأسفانه مجیدزاده در دوره تحصیل من در جمع استادان دانشگاه تهران حضور نداشت، اما همواره نام و جایگاه علمی او در میان همکاران و استادان مطرح بود.
رییس پژوهشکده باستانشناسی با اشاره به ویژگیهای شخصیتی و حرفهای استادان برجسته این حوزه ادامه داد: شخصیتهایی مانند دکتر صادق ملکشهمیرزادی و دکتر یوسف مجیدزاده، در کنار دانش و توانایی علمی، از ویژگیهایی چون ازخودگذشتگی برخوردار بودند و منافع شخصی خود را در اولویت قرار نمیدادند. این ویژگی در میان شماری از استادان برجسته باستانشناسی دیده میشود و شایسته قدردانی است.

مصلی با اشاره به همکاری مستقیم خود با مجیدزاده در پرونده بازگرداندن اشیای تاریخی جیرفت اظهار کرد: در این زمینه، دکتر میری نیز حضور داشتند و برای بازگرداندن اشیای غیرمجاز خارجشده از کشور تلاش کردند. اگر پیگیریهای مجیدزاده نبود، با وجود تلاشهای مجموعه میراث فرهنگی، بازگشت این آثار با دشواریهای جدی روبهرو میشد.
او افزود: مجیدزاده با تمام توان این موضوع را پیگیری کرد و در روندهای حقوقی و دادگاه حضور یافت و مسئولیت اظهارات و امضاهای خود را پذیرفت؛ مسئولیتی که میتوانست پیامدهای حقوقی سنگینی برای او داشته باشد. پیگیریهای او کمک کرد چند کانتینر از اشیای تاریخی جیرفت به کشور بازگردد؛ دستاوردی که به اعتقاد من، یکی از موفقیتهای بزرگ در حوزه میراث فرهنگی ایران است.
رییس پژوهشکده باستانشناسی در ادامه با اشاره به نقش دکتر عزتالله نگهبان در پرورش نسل جدید باستانشناسان ایران گفت: شایسته است از خردورزی و دوراندیشی دکتر نگهبان نیز یاد کنیم. او با اعزام دکتر ملکشهمیرزادی و دکتر مجیدزاده به آمریکا از طریق بورس تحصیلی، زمینه آموزش تخصصی آنان در حوزه پیش از تاریخ ایران را فراهم کرد تا دانش روز این حوزه به کشور منتقل شود.
مصلی افزود: از آن زمان، با تلاش این استادان و دیگر پژوهشگران ایرانی و همکاری با متخصصان خارجی، باستانشناسی پیش از تاریخ در ایران توانست مسیر علمی خود را توسعه دهد و بهروزتر شود.
او با تأکید بر مسئولیت اجتماعی باستانشناسان گفت: استادان این حوزه صرفاً به آموزش و پژوهش علمی نمیپردازند، بلکه مسئولیت سنگینی در قبال آثار تاریخی کشور و شناخت میراث پیشینیان دارند. یکی از وظایف مهم آنان این است که این مسئولیت را به دانشجویان منتقل کنند و در نسل جوان، توجه به حفظ و صیانت از میراث فرهنگی ایران را پرورش دهند.
رییس پژوهشکده باستانشناسی ابراز امیدواری کرد که این رویکرد همچنان در دانشگاهها و مراکز پژوهشی کشور تقویت شود و با دعوت از استادان، پژوهشگران و فعالان حوزه باستانشناسی برای ارائه دیدگاهها و پیشنهادهای خود به پژوهشکده باستانشناسی گفت: ما در پژوهشکده از نظرات و پیشنهادهایی که به تقویت دانش باستانشناسی و حفظ میراث فرهنگی و داشتههای ارزشمند ایران کمک کند، استقبال میکنیم. ممکن است با توجه به شرایط کنونی کشور، اجرای برخی برنامههای پرهزینه از نظر مالی امکانپذیر نباشد، اما برای انجام اقدامات زیرساختی ضروری و فراهم کردن زمینه اجرای درست آنها آمادگی داریم.
در این مراسم، سید سجاد سجادی، از دوستان مجیدزاده که در سالهای اخیر کاوشهای کُنارصندل، محوطهای که پیشتر توسط یوسف مجیدزاده کاوش شده بود، را در دست گرفته است و همچنین پروفسور هالی پیتمن، استاد دانشگاه پنسیلوانیای آمریکا درباره یوسف مجیدزاده سخن گفتند.

پیام صالحیامیری برای باستانشناسی که دور از وطن درگذشت
در ادامه این مراسم، پیام سیدرضا صالحیامیری، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، خوانده شد. در این پیام آمده است:
«خانواده ارجمند استاد، جامعه علمی و پژوهشی کشور و جامعه باستانشناسی ایران؛ درگذشت استاد دکتر یوسف مجیدزاده، پژوهشگری که با دانش، پشتکار و حضور مؤثر در میدانهای باستانشناسی، سهمی ماندگار در گسترش شناخت ما از تاریخ و فرهنگ این سرزمین داشت، ضایعهای برای جامعه علمی و فرهنگی کشور است.
نام او با پژوهشهای ارزشمند درباره فرهنگهای پیش از تاریخ، تحولات جوامع باستانی و جایگاه ایران در مطالعات خاور نزدیک پیوند خورده است. از دشت قزوین تا محوطههای حوزه فرهنگی هلیلرود، فعالیتهای او نشاندهنده اهمیت پژوهشهای میدانی و نقش آنها در بازسازی مستند گذشته تاریخی ماست.
در میان فعالیتهای علمی آن زندهیاد، کاوشهای جیرفت جایگاهی ویژه دارد؛ پژوهشهایی که توجه ایران و جهان را به ظرفیتهای تاریخی و فرهنگی این منطقه جلب کرد. یافتههای این منطقه زمینهای ارزشمند برای مطالعه معماری، فرهنگ مادی، سازمان اجتماعی و ارتباطات باستانی، بهویژه در هزاره سوم پیش از میلاد، فراهم آورد. از این رو باید این کاوشها در جیرفت ادامه یابد.
اهمیت کار دکتر مجیدزاده را نمیتوان تنها در دستاوردهای حاصل از کاوشها خلاصه کرد. پژوهشهای او پرسشهای تازهای درباره جایگاه جنوب شرق ایران در شبکه ارتباطات جهان باستان مطرح کرد و زمینه را برای بازنگری در شناخت تحولات فرهنگی این منطقه فراهم آورد. این کاوشها نشان دادند که برای فهم تاریخ ایران و ارتباطات تمدنهای باستانی، باید به شواهد باستانشناختی در سراسر کشور توجه کرد و آنها را در چارچوب پژوهشهای تلفیقی و میانرشتهای مورد بررسی قرار داد.
فعالیتهای علمی و انتشار آثار او همچنین زمینه توجه بیشتر پژوهشگران به محوطهها و فرهنگهای باستانی ایران را فراهم آورد. این میراث علمی، مسئولیتی مهم بر دوش جامعه باستانشناسی میگذارد؛ تداوم کاوشهای روشمند، انتشار دقیق نتایج، حفاظت از محوطههای باستانی و فراهمکردن زمینه مشارکت مؤثر پژوهشگران ایرانی در گفتوگوهای علمی جهان.
وجه ارزشمند دیگر کارنامه استاد فقید، پیوند میان پژوهش و آموزش بود. شناخت آثار و محوطهها تنها با کشف یافتههای تازه تحقق نمییابد؛ دانش باستانشناسی از طریق تجربه میدانی، مستندسازی دقیق شواهد و انتقال روشهای علمی به نسلهای بعدی استمرار پیدا میکند. فعالیتهای میدانی دکتر مجیدزاده، افزون بر دستاوردهای علمی، فرصتی برای آموزش و انتقال تجربه به پژوهشگران جوان فراهم میآورد.
از این رو، میراث او را باید نهتنها در آثار منتشرشده و نتایج کاوشهایش، بلکه در ارزشهایی چون روشمندی علمی و اهمیت تجربه میدانی نیز جستوجو کرد.
امروز پاسداشت نام و یاد دکتر مجیدزاده مستلزم آن است که پژوهشهای جیرفت را با جدیت ادامه دهیم، از محوطههای ارزشمند کشور در برابر تخریب حفاظت کنیم و با مطالعه دقیق و همکاریهای علمی، شناخت خود را از گذشته این سرزمین گسترش دهیم. این، ادای احترام واقعی به پژوهشگری است که عمر خود را در مسیر شناخت و معرفی میراث باستانی ایران سپری کرد.
به نمایندگی از وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، درگذشت این استاد و پژوهشگر برجسته را به خانواده، شاگردان، همکاران و همه اعضای جامعه باستانشناسی تسلیت میگویم و از درگاه خداوند متعال برای آن زندهیاد رحمت و آرامش ابدی و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت دارم.
بیتردید نام دکتر مجیدزاده در تاریخ باستانشناسی ایران و حافظه علمی و فرهنگی این سرزمین ماندگار خواهد ماند.»
این گزارش بهروزرسانی شده است.
انتهای پیام