کاروان ورزش ایران در پنجمین دوره بازیهای پاراآسیایی ناگویا با کسب ۱۰۲ مدال و قرار گرفتن در جایگاه ششم جدول ردهبندی به کار خود پایان داد؛ نتیجهای که فاصلهای معنادار با نایبقهرمانی دوره گذشته در هانگژو دارد و پایان روند صعودی ایران در مهمترین رویداد چندرشتهای ورزش پارالمپیکی آسیا را رقم زد. سقوط چهار پلهای ایران، پرسشی جدی پیش روی مدیران ورزش قرار داده است: چه شد که کاروانی مدعی، در فاصله یک دوره از رقابتها، چنین فاصلهای با جایگاه قبلی خود پیدا کرد؟
کاروانی که چهار سال پیش ۱۳۱ مدال شامل ۴۴ طلا، ۴۶ نقره و ۴۱ برنز بدست آورده بود، این بار با ۱۰۲ مدال، شامل ۲۶ طلا، ۳۶ نقره و ۴۰ برنز، به رتبه ششم رسید. کاهش ۲۹ مدال و از دست رفتن ۱۸ مدال طلا، ابعادی فراتر از یک افت آماری ساده دارد؛ بهویژه آنکه تعداد مدالهای طلا، معیار اصلی تعیین جایگاه کشورها در جدول ردهبندی است.
مدالها در چند رشته متمرکز شدند
پارادوومیدانی با کسب ۵۰ مدال شامل ۱۴ طلا، ۲۰ نقره و ۱۶ برنز، ستون اصلی مدالآوری ایران در ناگویا بود. پاراشنا با ۱۶ مدال و پاراتکواندو با ۱۱ مدال، دیگر رشتههای برتر کاروان بودند. مجموع مدالهای این سه رشته به ۷۷ رسید؛ یعنی حدود ۷۵درصد کل مدالهای ایران.این آمار، ضمن تأکید بر اهمیت رشتههای موفق، پرسشی درباره وضعیت سایر رشتهها مطرح میکند. کدام رشتهها از ظرفیت واقعی خود فاصله داشتند؟ آیا برنامه توسعه مدالآوری بهاندازه کافی متوازن بوده است؟ پاسخ به این پرسشها مستلزم بررسی جداگانه نتایج، سهمیهها، کیفیت آمادهسازی و عملکرد کادرهای فنی است؛ نه صرفاً تکیه بر تعداد نهایی مدالها.
جنگ؛ عاملی که نمیتوان نادیده گرفت
در تحلیل عملکرد ایران، شرایط جنگی ماههای منتهی به رقابتها نیز باید مورد توجه قرار گیرد. برخی کارشناسان معتقدند آثار جنگ برای ورزشکاران پارالمپیکی، به دلیل نیاز به امکانات تخصصیتر، تجهیزات ویژه و فضاهای تمرینی متناسب با شرایط جسمانی آنان، میتواند شدیدتر از بسیاری دیگر از ورزشکاران باشد. از این منظر، لغو اردوها، اختلال در برنامههای تمرینی و کم بودن مسابقات تدارکاتی، عواملی نیستند که بتوان تأثیر احتمالی آنها را بر آمادگی ورزشکاران نادیده گرفت.با این حال، میزان این تأثیر باید با بررسی وضعیت اردوهای هر رشته، امکانات در دسترس و شرایط آمادهسازی ورزشکاران مشخص شود. وزیر ورزش و جوانان نیز با اشاره به شرایط ناشی از جنگ تحمیلی و جوانگرایی در برخی رشتهها، بر ضرورت ارزیابی و آسیبشناسی عملکرد کاروان تأکید کرده است. جوانگرایی میتواند سرمایهگذاری برای آینده باشد، اما موفقیت آن به برنامهریزی دقیق و پذیرش واقعیتهای رقابتی وابسته است. جنگ نیز میتواند بخشی از توضیح افت باشد، نه پاسخی قطعی برای تمام کاستیها.
آسیبشناسی؛ فراتر از یک دستور اداری
اکنون مهمترین مطالبه، تبدیل وعده بررسی به اقدامی عملی است. کمیسیون تخصصی نظارت بر عملکرد فدراسیونها باید سهم عوامل مختلف در این نتیجه را روشن کند؛ از لغو اردوها و کمبود امکانات تا انتخاب ورزشکاران، عملکرد کادر فنی، کیفیت مسابقات تدارکاتی و وضعیت پشتوانههای جوان. مشخص شدن نقاط قوت و ضعف هر رشته و ارائه گزارشی شفاف، نخستین گام برای جلوگیری از تکرار چنین افتی است.
ناگویا پایان تلاش ورزشکارانی نیست که با وجود دشواریها برای ایران افتخارآفرینی کردند؛ اما قدردانی از آنان نباید مانع طرح پرسشهای جدی درباره عملکرد مجموعه ورزش شود. بازگشت به جمع مدعیان آسیا و آمادهسازی برای پارالمپیک لسآنجلس، به برنامهای هدفمند، تصمیمگیری بهموقع و ارزیابی مستمر نیاز دارد.